چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: mai 2004

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

vendredi, mai 14, 2004




از مهستي شاهرخي

نگاهي به دو مجموعه شعر كامران بزرگ نيا: عمر زمين كوتاه است و براي آنكه صدايم باد است
بهار 1997 تهران بودم. دوستي به ديدارم آمد و دو كتاب كوچك از كامران بزرگ نيا را برايم به ارمغان آورد. چاپ كتابها ساده و فروتن بود و تيراژشان محدود. پخش كتاب هم شيوه اي خودماني داشت. در آن روزها تعداد معدودي از نويسندگان جوان كه توان گذشتن از هفت خوان ناشر و اجازه نامه و غيره را نداشتند به شيوه اي محفلي يا زيرزميني كارهاي خود را چاپ و پخش ميكردند. نگاهي به اين دو دفتر شعر، در واقع نگاهي به پس پشت پرده فضاي ادبي روزگاري خاص "در سرزميني است كه مزد‌ گوركن از آزادي آدمي فزون تر باشد." كامران بزرگ نيا اكنون ساكن آلمان است و در عين حال يكي از داوران بنیاد گلشیری در ایران
___________________________
Cut
پاییز 1997
برای اولین بار چاپ شده در دفتر اول كتاب شعر، به كوشش روشنك بيگناه
برای خواندن برخی از اشعار کامران بزرگ نیا اینجا را نگاه کنید و به خصوص شعر زیبای "گزارش یک قتل" را که برای زیبا کاظمی سروده است
___________________________
کامران بزرگ نیا را هیجده نوزده سالگی ام می شناسم، از سال اول دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، از این رو کاملا قابل درک است اگر با او لحنم دوستانه است و یا اگر گاهی در نوشته ام خودمانی و یا گستاخ می شوم. برای من، آن چنان که رایج است، آشنایی های قدیمی وسیله ای برای داد و ستد نیست. با دوستانم تعارف و تملق هم ندارم. آشنایی های قدیمی بی پرواتر و گستاخ ترم می کند. راستی اگر انسان نتواند با آشنایان قدیمی اش روراست باشد و با آنان شوخی و گستاخی نکند پس با که؟ متن حاضر هم در ابتدا نامه ای برای یک دوست بوده است که به مرور تکمیلش کردم و تبدیل شد به آنچه شما خواندید. کامران شاعر بود و شاعر هم هست و گاهی شعرهایی خوبی می نویسد ولی کم می نویسد و من برخی از اشعارش را بسیار دوست دارم و کاش بیشتر کار می کرد و بیشتر می نوشت

This page is powered by Blogger. Isn't yours?