چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: décembre 2004

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

mercredi, décembre 22, 2004



از مهستی شاهرخی

مرجان ساتراپي 22 نوامبر سال 1969 در رشت به دنيا آمده است. دختر يكي يكدانه ي خانواده اي روشنفكر و ماركسيست است و كودكي و نوجواني خود را در تهران گذرانيده است. تا زمان انقلاب، در مدرسه ي فرانسه زبان و مختلط ژاندارك و رازي درس خوانده است. نه ساله بوده كه انقلاب شده است. سالهايي از جنگ ايران و عراق را در تهران به سر برده و سپس اواخر سال 1984 به وين رفته و در دبيرستان فرانسه زبان شهر وين تحصيل كرده است. مرجان دوران بلوغ خويش را در اتريش سپري كرده است و سپس در هيجده سالگي به ايران بازگشته است. از سال 1989 تا 1993 در دانشكده ي هنرهاي زيباي دانشگاه آزاد در رشته ي ارتباط تصويري درس خوانده است و از سال 1990 تا 1994، به نوبت و يا هم زمان، به عنوان تصويرگر مجله ها و يا تدريس زبان فرانسه و زبان انگليسي و نقاشي و يا به عنوان گرافيست و . . . مشغول به كار بوده است. مرجان ساتراپي در سال 1994 راهي فرانسه شد و تا سال 1997 در استرازبورگ (فرانسه) در رشته ي تصويرگري آموزش ديد. او از سال 1997 در پاريس زندگي ميكند و حرفه اش نقاشي و تاليف كتابهاي كودكان است و با مجلات و روزنامه هاي متعددي همكاري دارد.
مرجان ساتراپي، اولين مولف كتابهاي مصور ايراني است. پيش از اين، مرجان دو كتاب كودكان "هيولاها ماه را دوست ندارند" و "اژدر" را در فرانسه به چاپ رسانيده بود كه طراحي مجموعه كتاب "پرسپوليس" را به تشويق "داويد ب" شروع كرد و چاپ و انتشار "پرسپوليس" بود كه براي مرجان ساتراپي محبوبيتي كم نظير به همراه آورد. "پرسپوليس" جايزه هاي متعددي را در جشنواره هاي معتبر كتاب كودك و كتاب مصور و طراحي كتاب فرانسه و بلژيك و اسپانيا از آن خود كرد. "پرسپوليس" كه تاكنون چهار جلدش چاپ و منتشر شده است، تا به حال به چند زبان زنده ي دنيا ترجمه شده است.
"پرسپوليس" ، داستان زندگي خود مرجان در سالهاي انقلاب است. اين اتوبيوگرافي مصور، در كنار روايت زندگي دختر بچه اي خردسال، از نگاه مرجان ــ كه كودكي است ــ پايان دوره ي شاه و پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ ايران و عراق را شرح ميدهد. از نگاه مرجان، دختركي نه ساله، بزرگ شده در خانواده اي مدرن با انديشه اي ماركسيستي، كتاب مصور "پرسپوليس" به سادگي و شيريني تاريخ معاصر ايران را تصوير ميكند. "پرسپوليس" در عين سادگي، كتابي عميقا سياسي است و نشان دهنده ي اعدام ها و شكنجه ها و بمب باران ها. عليرغم حقايق تكان دهنده اي كه كتاب "پرسپوليس" برايمان تصوير ميكند، داستان "پرسپوليس" به هيچ وجه، تلخ و ناراحت كننده نيست. ما با طنز و به سادگي با لباني پر از خنده و گاهي با چشماني پر از اشك، از طريق داستان زندگي مرجان، زندگي دروني و زندگي اجتماعي ايران امروزي را زير فشار و سلطه ي حكومت هاي خودكامه و سلطه گر مشاهده ميكنيم. "پرسپوليس" در عين مصور بودن، فصل بندي شده هم هست.
"پرسپوليس 1" كه در هشت فصل تدوين شده است و "روسري"‌نام اولين فصل آن است . . . داستان مرجان كوچك است در دبستان و پايان سلطنت پهلوي و پيروزي انقلابي كه بعدا فقط اسلامي شد. كتاب اول با ملاقات مرجان كوچك با عمو "انوش" و سپس اعدام "عمو انوش" به پايان ميرسد.
"پرسپوليس 2" ــ اين كتاب كه در ده فصل تدوين شده است، داستان زندگي مرجان در سالهاي جنگ و مرگ و يا دربه دري آشنايان مختلف را در برميگيرد. كتاب دوم با خروج مرجان از ايران به قصد اتريش به پايان ميرسد.
«پرسپوليس 3" ــ داستان زندگي مرجان در دوران بلوغ در وين است و ماجراهاي يك دختر مهاجر يا يك تبعيدي نوجوان و اولين تجربيات عشق و بلوغ او در كنار مشكلات زندگي مهاجري جوان را نشان ميدهد. در كتاب سوم، مرجان پس از يك شكست عشقي و گذراندن دوراني سخت در تنهايي و بيماري و سرگرداني دوباره به ايران برميگردد.
«پرسپوليس 4» ـ ادامه ماجراهاي مرجان در بازگشتش از وين به تهران است و دوران دانشجويي او در دانشگاه آزاد و تجربيات يك دانشجوي هنر در زير پوشش جمهوري اسلامي. در «پرسپوليس 4» فضاي تنگ سنتي بيروني و عدم امكان معاشرت براي جوانان و نبودن تفريحات سالم و نبود حداقل آزادي براي جوانان به خوبي تصوير ميشود. در «پرسپوليس 4»، مرجان با رضا ــ جواني هم نسل خودش ــ در شرايطي محدود و شتابزده ازدواج ميكند. تب تندي كه زود عرق ميكند و ازدواجي كه سرانجام به جدايي مي انجامد. «پرسپوليس 4»، داستان نسلي است كه مدرن است و ميخواهد مدرن باشد ولي ناچار است كه شرايط سنتي روابط در جامعه اي سنتي را رعايت كند و اين دوگانگي زندگي و دوچهرگي فرهنگي در «پرسپوليس 4» به خوبي نشان داده شده است.

«گلدوزي» يا «مليله دوزي» نام آخرين كتاب مرجان ساتراپي است. «گلدوزي» يك كتاب مصور زنانه است. در يك مهماني ناهار در تهران، زنها به اتاقي ميروند و مردان به اتاق ديگر. در هنگام صرف چاي بعد از ناهار زنان است كه زنان ايراني، سه زن از سه نسل مختلف يكي پس از ديگري داستان عشق و ازدواج خود و يا زني ديگر را براي جمعي زنانه تعريف ميكنند. از طريق اين داستان هاست كه ما به دنياي خصوصي و عشقي و جنسي زنان بسياري راه پيدا ميكنيم. «گلدوزي» به نوعي «تك گويي هاي واژن» زنِ ايراني است. باغ پنهاني جسم و روح زن ايراني در اين كتاب بر روي ما گشوده ميشود. از طريق داستان اين زنان، مسئله بكارت و مسئله ازدواج هاي اجباري و سردمزاجي زنان يا بهتر بگوييم بي اهميتي به ارضاء شدن زن در يك رابطه جنسي و عدم آشنايي افراد چه زن و چه مرد از مسائل جنسي و مشكلات طلاق براي زن شرقي و ايراني، همه و همه مطرح ميشود. مرجان ساتراپي به شيوه هميشگي خود، با خشم و پوزخند و طنز و در عين حال با شجاعت بسيار، از مكر و تدبيرهاي زنان در شب زفاف پرده بر ميدارد و بسياري از رازهاي زنانه را برملا ميكند.انتخاب طنزآميز و دو پهلوي نام «گلدوزي» يا «مليله دوزي» نيز انتخابي بسيار هشيارانه است چرا كه ميدانيم گلدوزي نام عمل جراحي پلاستيك براي دوختن پرده بكارت و از نو باكره شدن براي شوهران بكرپسند است. خواندن گلدوزي را به همه زنان ايراني توصيه ميكنم
Les Bandes dessinnées de Marjane Satrapi
Satrapi, Marjane, Perspolis, Volume 1, L`association, 2000
Satrapi, Marjane, Sagesses et malices de la Perse, Albin Michel, 2001(avec Lila Ibrahim-Ouali & Bahman Namavar-Motlag)
Satrapi, Marjane, Les monstres n`aiment pas la lune, Nathan, 2001
Satrapi, Marjane, Ulysse au pays des fous, Nathan, 2001(avec Jean-Pierre Duffour)
Satrapi, Marjane, Perspolis, Volume 2, L` association, 2001
Satrapi, Marjane, Ajdar, Nathan, 20002
Satrapi, Marjane, Perspolis, Volume 3, L` association, 2002Satrapi, Marjane, Perspolis, Volume 4, L` association, 2003
Satrapi, Marjane , Broderies, L`association, 2002
Satrapi, Marjane, Perspolis, Volume 4, L` association, 2003
Satrapi, Marjane, Le soupir, Bréal Jeunesse, 2004
Satrapi, Marjane, Poulet aux prunes, L` association, 2004
این مطلب را سایت ایراندخت نیز منعکس کرده است

Libellés :


This page is powered by Blogger. Isn't yours?