چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: امشب "ماریزا" "فادو" می خواند

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

samedi, juin 23, 2007

امشب "ماریزا" "فادو" می خواند

امشب ماریزا فادو می خواند. ماریزا چیست؟ ماریزا کیست؟ فادو چیست؟ - هیچ منتظر جواب نباشید چون وقتی بلیطش را گرفتم به گمانم ماریزا اسم نمایش بود و فقط یک بلیط باقی مانده بود و خوشبختانه شنبه شب تعطیل بودم و می خواستم با کمی تاخیر، عید موسیقی را جشن بگیرم. در ذهن من، موسیقی یا تئاتر فرق نمی کند، پس: شنبه هم با پنج شنبه فرقی ندارد. مهم اجرای عهدی است با خود. مثل سبزه سبز کردن در روز سیزده به در می ماند و دو هفته بعد آن را در رود سن انداختن و با عجله دور شدن. الان می دانم هیچ اشتباه نکرده ام و شانس آوردم که همان یک بلیط باقی مانده بود و رفتم و ماریزا را دیدم و صدایش را از نزدیک شنیدم.
ماریزا اهل موزامبیک است ولی دو رگه پرتغالی و آفریقایی است. او را با آن موهای بلوند پلاتینه که می بینی باورت نمی شود که مادر بزرگ مادری اش سیاه پوست بوده است ولی وقتی در حین خواندن روی صحنه می رقصد آن ریتم آفریقایی که موتور پیکر آفریقایی است را حس می کنی و می بینی آن ته های وجودش مادربزرگی سیاه پوستی است که هنوز می رقصد. ماریزا فادو می خواند و فادو آوازی است پرتغالی که نمی شود آن را در هیچ مدرسه ای آموخت. ماریزا تقریباً صد دقیقه در سالن پله یل برایمان فادو خواند و حتا یک بار برای اینکه آکوستیک سالن را آزمایش کند آوازی را بدون میکروفون خواند. در آن صد دقیقه، من با صدای ماریزا به عوالمی سفر کردم که خودم هم نمی دانم چیست. گذشته و حال و تصاویر مرموزی از آفریقا و پرتغال به مغزم هجوم آورده بودند و بدون این که کلمات ماریزا را بفهمم ذهنم سفرها کرد. خوبی هنر در همین است با آن سفر می کنی و وارد دنیاهایی می شوی که از آن بی خیری. ماریزا با فادوهایش مرا به کشورها و قاره ها و زمانهای مختلفی برد. هنر از زمان و مکان و زبان عبور می کند. هنر چیزی ورای این هاست.
به ماریزا و اعقاب آفریقایی و پرتغالی اش فکر می کنم که برای من تابلویی جهانی از عبور هنر مستقل و مهاجر و پسااستعمار است و این که چگونه همین ماریزای دو رگه سنتی ترین و قدیمی ترین فادوهای پرتغال را به این زیبایی می خواند و به همه منتقل می کند طوری که دیگر فادو متعلق به پرتغال نیست و ماریزا فقط خواننده ای پرتغالی نیست و این صدای هنر انسان است که در جهان طنین می افکند.
من عید موسیقی را خیلی دوست دارم و دوست دارم زیاد طول بکشد و به سبک پیشینیان لر و کرد و شاید مغولم، دلم می خواهد هفت روز و هفت شب، عید موسیقی را جشن بگیرم. پیشنهاد می کنم یک جشن موسیقی خلق کنیم و مثلاً سیمین غانم بیاید و توی تالار وحدت برایمان بی میکروفون بخواند. سیمین غانم می تواند بیاید. سیمین غانم هنوز می تواند بخواند. من می توانم بیایم. تو هم حتماً می توانی بیایی. پس منتظر چی هستیم؟ منتظر انتخاب روز مشخص؟ من مطمئنم صدای سیمین غانم و یا صدای هنگامه اخوان در جشن موسیقی سالن تالار وحدت را پر خواهد کرد. پس به امید آن روز...
________________




<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?