mardi, juin 23, 2009
پرچم ایران سه رنگ بود
در تظاهرات دیروز پاریس که برگزارکننده اش «کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی» بود افراد مختلفی با عقاید مختلف برای همبستگی با مردم ایران و در اعتراض به خشونت های و سرکوبهای اخیر گرد آمده بودند، در این گردهمایی چند نکته غریب به چشم می خورد.2/ قرار بود هیچ گروهی صحنه گردان مجلس نشود ولی شعارها فقط در حول و حوش کمپین موسوی دور می زد و از شور آزادیخواهی مردم ایران و یا خواسته های مردم خبری نبود.
در همان فراخوان گروه مستقل هم باز می بینیم که فقط خواهان برکناری "خامنه ای و مترسکانش" شده اند و از باقی جنایتکاران دوره سی ساله جمهوری اسلامی هیچ نامی نیست!
3/ برخی از شعارها (منظورم مرگ بر دیکتاتور... هاست) باز مبهم است و باز حول و حوش انتقامجویی دور می زند و از مایی که ضداعدام هستیم خواسته می شود در قلب فرانسه که کشوری ضداعدام است و ما داریم تویش زندگی می کنیم همان خونخواهی را تکرار کنیم!
شعار"می کشم می کشم، آن که برادرم کشت" را خاطرتان هست؟ برای چی باز هم بکشیم؟ و این بار ما قاتل بشویم؟ - در حالی که جنبش مردمی ایران، جنبشی بسیار هشیار و صلح جویانه است و گفتن این گونه شعارها برای کسانی که خواهان عدالت و محاکمه همگی این جنایتکاران در دادگاه های بین المللی هستند و نه خواهان برنده شدن تیم خود و کشتن رقیب! بی مورد و متضاد است.
4/ ارتش مهرورزی رایش یازدهم با سر و صورت بسته، در میان جمعیت می لولید ولی در آخر ، بعضی هایشان نقاب از چهره برداشتند و دیدیم از قضای روزگار این چهره ها همان هایی هستند که در ویدئوهایی که این روزها پخش می شود، و اینها در همان فیلم ها، در صف اول و بدون نقاب ظاهر شده اند!
5/ دوربین عکاسی و فیلمبرداری زیاد بود که از جمعیت بدون پرچم، در برابر دویست متر پارچه سبز سیدی مرتب عکس می گرفت!
6/ دیواری از افرادی عکس در دست دور جمعیت و به سوی خیابان بود که از قضای روزگار هیچ عکسی از حضرت مارمولک در میان آنها نبود، چرا که شیخ کوسه نشین این روزها مظلوم واقع شده اند!
7/ به کمیته مستقل برگزارکننده پیشنهاد می کنم شعارهایی که حاوی مطالبات آزادیخواهانه مردم ایران و در افشای جنایات حکومت ملایان باشد را مطرح کنند، شعارهایی دور از فضای بی معنای لمپنی، شعارهایی مانند "ازهاری گوساله، ایران شیلی نمی شه!" بازتاب خواسته های آزادیخواهانه مردم ایران نیست. مردم ایران هشیار اند و بیدار ولی زخمی اند و دردمند!
8/ یک پیشنهاد دیگر: اگر مردم ایران خواستار حکومتی دموکراتیک و لائیک هستند بایست از حمل قران و لبیک گفتن و اعمال و مناسک دینی و نوحه خوانی و بازسازی عاشورای حسینی و شام غریبان و خواندن نماز وحشت و هر گونه رفتار مذهبی در امکان عمومی خودداری کنند چون بسیار توهم زاست.
مذهب یک امر شخصی است که باید در خلوت شخص معنا پیدا کند.
9/ شعارها بیشتر به فارسی بود، در حالی که ما در یک کشور غربی هستیم و می خواهیم صدای مردم ایران را به گوش اروپائیان برسانیم.
10/ همنوایی حرکات، شعارها و نوشته ها، با داخل کشور لزومی ندارد، چرا که در خارج از کشور افراد از آزادی عمل و وسعت بیان بیشتری برخوردارند در حالی که سانسور حاکم در درون کشور، در هنگام تظاهرات دست و بال و دهان مردم را می بندد.
صدای تبعیدی، فریادی از سر آزادی است، و نه پچپچه ای خفه و همنوا با امت سید دوران!
11/ پیشنهاد نهایی: داشتن علائم عجیب و غریب در جوامع جهانی بی معناست، دیروز چقدر خجالت کشیدم تا حضور آن شمع های قطور سبزرنگ را برای دوستان فرانسوی توضیح بدهم. صدبار مردم و زنده شدم. نمی دانم مردم ایران شمع سیاه از کجا می آورند؟ امیدوارم نوشتن این کلمات باعث شود تا گردانندگان برنامه با هشیاری و حساسیت بیشتری جلسات بعدی را برگزار کنند.






















