lundi, août 23, 2010
باشو، غریبه کوچک
زندگی یک جنگزده کوچک را در قالب فیلمی زیبا و فراموش نشدنی ببینید. باشو پس از امیرو (دونده اثر امیر نادری) از پسربچه های ماندگار سینمای سالهای جنگ در ایران است. البته فیلم باشو همراه با خود به غیر از پسربچه های شمال و جنوب ایران، نایی جان، یکی از زنان بی نظیر سینمای ایران با بازی سوسن تسلیمی را برای سینمای انقلاب زده و سپس جنگ زده ایران به ارمغان می آورد.نایی جان، زن، مادر، همسر، کارگر، کشاورز، ماهیگیر و جنگنده و در هر حال، همیشه مراقب فرزندان خود و دیگران است. باشو، یا امیرو، پسرکی که در کودکی همه خانواده اش را از دست می دهد و به ناچار به «بزرگ مردی کوچک» تبدیل می شود که بایست خود پدر و مادر و برادر و خواهر و یاور خود باشد، بی پناهی ایرانیان را در زیر بار مشکلات و مصایب سالهای سخت ترسیم می کنند.
تفاوت باشو با امیرو در اینست که او از بندرش و از ساحلش دور افتاده است و همچون جوجه اردک زشت دنبال مادر و خانواده ای می گردد. در فیلم «باشو، غریبه کوچک» از لابه لای کابوس ها و ترسها و گریه ها و دربه دری ها و تنهایی باشو، هیبت جنگ ویران کننده را به خوبی می بینیم. زیستن در ساحلی دیگر و خاکی دیگر، دوران تبعید امیرو یا باشو است. نهالی که خاکش عوض شده، تلاش می کند در خاک جدید ریشه بزند و ببالد اما او را نمی فهمند.
به نقل از روباه «شازده کوچولو» اثر سنت اگزوپری: "زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست" ولی همین زبان کلید ارتباطی بشر هم هست و زبان مشترک است که آدم ها را پیوند می دهد. مانند ارتباط امیرو با دریا، ارتباط باشو و نایی با طبیعت و زمین بسیار قوی است و سرانجام آنها با آواها و نغمه ها به هم زبان می آموزند تا یکدیگر را بفهمند. نایی با پرنده ها حرف می زند و باشو برای ساقه ها نی می زند تا زودتر و بهتر رشد کنند.
«باشو، غریبه کوچک» فیلمی با درونمایه ادغام یا اینتگراسیون هم هست. سرانجام نایی جان پی می برد که باشو هرگز با هیچ صابونی سفید نخواهد شد و باشو به این نتیجه می رسد که خانواده اش را برای همیشه از دست داده و جز نایی خانواده ای ندارد. آن دو با زبان انسانی و دست یاری، سرانجام همدیگر و جامعه پیرامونی خود را اهلی می کنند و راه گفتگو را پیدا می کنند. در پایان، شکل جدیدی از خانواده، ترکیبی از یک معلول جنگی، یک پسر یتیم و بچه ها به همت نایی به وجود می آید. خانواده ای که دارد فریاد می کشد تا دشمن را از زمین خود و از محصول خود بتاراند.
اصطلاح «دفاع مقدس» مال حزب الهی ها و سربازان امام زمان است، «دفاع مقدس» حزب الله، به قیمت جان و بی خانمانی و معلولیت هزاران ایرانی و عراقی و معدوم شدن و تخریب پایگاه ها و پالایشگاه ها و مراکز اقتصادی منطقه تمام شد پس این اصطلاح ایدئولوژیکی را برای تقسیم بندی هنر سینما به کار نمی گیرم.
«باشو، غریبه کوچک» سینمایی برای خلق صلح و اعتراض علیه جنگ است. از ورای بی زبانی و غریبگی پسربچه ای چون باشو، فیلم «باشو، غریبه کوچک» نشاندهنده جنگی فرسایشی و مرگبار برای مردمانی دیگر در ساحلی دیگر است. اگر دفاعی مقدس باشد، دفاع نایی و باشو از حیثیت و زمین خویش است. برای آنها «مقاومت» و «ماندن» مانند اجرای مراسم آیینی است. آنها مقاوم و جنگنده اند و مدام با دروغ و تباهی و بیماری و پلشتی می جنگند و نان خود را با غریبه تقسیم می کنند.
نایی (بخش زنانه نویسنده) و باشو (ناخودآگاه نویسنده) هر دو جنگنده هایی کم نظیرند، اما «جنگجو» یا «جویای جنگ» نیستند، دست صلح و آشتی باشو به سوی بچه ها پس از دعوا و به سوی پدر معلول و بی دست، زیباترین پیام سالهای مرگبار جنگی فرسایشی برای مردم ایران است. «باشو، غریبه کوچک» اثر بهرام بیضایی، محصول 1364 را به صورت کامل در دوازده قسمت بر روی یوتوب ببینید.






















