چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: mars 2007

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

vendredi, mars 30, 2007

چشمان دیگر را بنگرید

mardi, mars 27, 2007

آینده؟؟؟ آزادی؟؟؟

هیچ کاریش نمی شود کرد. از هر طرف بروی باز مجبوری بچرخی و بچرخی تا خودت را به میدان آزادی برسانی. آزادی چیزی است که نمی شود از آن گذشت، چیزی است مثل اکسیژن و تو نیاز به تنفس داری و هوا سخت آلوده است و ترا به نفس تنگی می اندازد. به تو آدرس غلط می دهند و مسیر را اشتباهی می روی و در نیمه راه متوجه می شوی که یا سرت کلاه گذاشته اند و یا دستت انداخته اند و خسته به عقب برمی گردی و از نو شروع می کنی. تاکنون وقت زیادی را از دست داده ای. باز ناچاری از نو شروع کنی. هر بار از نو شروع می کنی تا روزی به آزادی و آنچه می خواهی برسی و راحت آنچه می خواهی را بگویی و بنویسی و فریاد بزنی و کسی نباشد که با ترکه یا شلاق ترا ادب کند و یا دهانت را با مشت ببندد و یا با زور دهانت را ببندند. تمرین آزادی بیان چیز خوبی است که بایست روزی شروع شود و بقیه هم رعایت کنند و یاد بگیرند که دهانت را ندوزند.
از ایران دورم ولی فشار سانسور درون کشوری و مطبوعات خود فروخته اش تا حدی است که در پنج هزار کیلومتری هم آن را به خوبی حس می کنم. باندهای بسیج شده برای خفه کردن صدای افراد را هم می بینم ولی مهم نیست تا کی می خواهند آهسته و به زور خفه کنند و گنجشکهای رنگ شده ی خود را به جای قناری خوشخوان به مردم قالب کنند؟؟؟ بالاخره روزی نه چندان دور پرده ی این نمایشها فرو خواهد افتاد. از نمایشات پشت پرده و صحنه سازی ها و مردم فریبی ها حرف زدم. پس جمهوری جوایز را بخوانید و فمینیسم ما بی نوروز است را ببینید. حرفم در هر دو جا یکی است و عوض نمی شود و به آن سخت پایبندم. هنر و آزادی به راه خود می رود و نمایشات مردم فریب نیز به راه خود. راه ما از شما جداست. توجه داشته باشید که هیچکدام از این افرادی که حرفشان را زده ام نه نماینده ی هنرمندان ایران اند نه نماینده ی زنان ایران بلکه با قلدری و جنجال خود را نماینده ی هنرمندان و یا زنان معرفی می کنند. و حرف آخر این که من یکی هیچ گونه رای و نمایندگی به هیچ یک از این افراد نخواهم داد. والسلام.
کالبدشکافی یک رویارویی را گذاشتم در چشمان بیدار
چشمان دیگر با چندین شعر و مقاله و داستان منتظر شماست
عکس از سایت ایرانیان

mardi, mars 20, 2007

به جای تبریکات نوروزی


شبنم رضایی و "بابک و دوستانش"

مصاحبه تلویزیونی مرجان ساتراپی

شبنم کاری از آزاده ملکی

نوروزتان مبارک

فمینیسم ما بی نوروز است

Bella Ciao
از رزا

یاران دبستانی نمی دانم چرا خبر برگزاری هشت مارس در تهران خوب پخش نشد؟؟؟!!!
همین طور خبر برگزاری هشت مارس در سنندج چرا هیچ انعکاس نیافت!!!؟؟؟
بیش از نیمی از ماه مارس پرده ای از دود چشمانمان را پوشانده بود، راستی چطور شد که خبر برگزاری هشت مارس در دانشگاه های تهران نه مطرح شد و نه انعکاس پیدا کرد و در سکوت با سردی و بی اعتنایی از کنارش رد شدیم؟
این حداقل دومین باری است که انگار خاک در چشممان پاشیده باشند محو اخبار پفکی و همنوایی های دور و نزدیک روزنامه نگاران جنجالی شدیم و پاک یادمان رفت که بهار در خاوران بی حاجی فیروز است و باز یادمان رفت که حداقل 4485 نفردر تابستان 67 قربانی شدند و باز یادمان می رود که پرونده زهرا کاظمی مسکوت ماند و لابد ما هم بایست ساکت بمانیم تا نمایش ادامه پیدا کند و...
با آلزامیر تاریخی مبارزه کنید. فرمایشات امام در مورد زن و حقوق زنان را به یاد بیاورید.
به زیر پا گذاشتن اخلاقیات روزنامه نگاری و تحریف در خبررسانی و کوهی را کاهی نمایاندن و کاهی را کوهی نشان دادن، و خلاصه تحریف در خبررسانی چیز تازه ای نیست یکی از این موارد شهرزاد دروغگو است که سعی کرد اخبار تظاهرات زنان خارج از کشور را کاهی بنماید و از آن سو هستند روزنامه نگارانی که سعی کردند کارنامه برخی از فعالان امور زنان را از دوران شیرخوارگاه و گهواره انقلاب، چنان چاق و چله و قطور کنند تا با کارنامه ای به دروغ موری را ماری بنمایانند که اینها بیشتر اسباب مسرت ما را فراهم آوردند. الان برخی از این افراد کنار سفره هفت سین نشسته اند و به ترانه سرایی برای مهد کودک و به نوشتن خاطرات زندان خود برای پیک دانش آموز مشغول اند....
ویدئوی مرد کور از نانام طنز غریبی دارد. او در این فیلم کوتاه نشان می دهد که چگونه با چیزهایی مانند یک مسابقه می توان نگاه و ذهن مردم را جذب کرد و آنها را با هیجانی پوشالی سرگرم کرد و چگونه مردم در برابر واقعیت فقر و جنگ کوراند و نمی خواهند ببینند. به قول نانام وقایع را بایست با چشم دل دید و گول تصاویر اشباع کننده ی رسانه ها را نخورد و در برابر جنگ و فقر و رنج انسانی کور نماند.
نوشته های نبوی را می گویند طنز است ولی نمی دانم چرا مرا نمی خنداند جز آن باری که در نقش داداش بزرگ فرو رفته بود و راجع به سابقه ی مبارزاتی آبجی کوچیکه نوشته بود و این بار به مناسبت آمدن بهار، تبسمی بر لبم آورد.
محمود شکوفه داد
عکس بالا آفیش نمایشگاه عکاسی رجب محمدین در هلند است

lundi, mars 19, 2007

آخرین خبر

آیا آهنگ "آخرین خبر" را با صدای گوگوش و مهرداد شنیده اید؟

می دانید از حداقل صد معلم دستگیرشده فقط پنج نفر را آزاد کرده اند؟

جایزه سینمای نامحدود حقوق بشر!!!
گویا به عقیده ی داوران این جشنواره همه ی فیلمسازان دنیا نگاهی غیر انسانی و حیوانی دارند مگر آقای جعفر پناهی!!! چون این جایزه نا محدود!!! به دلیل نگاه دقیق و انسانی ایشان تعلق گرفته است!!!!
آیا جمهوری جوایز را دیده اید؟
این مطلب اولین بار در دفتر هیجدهم سینمای آزاد زیر نظر آقای بصیر نصیبی منتشر شد
عکسهایی از نوروز در خاوران
فرصت کردید فمینیسم ما بی نوروز است را ببینید

samedi, mars 17, 2007

یکشنبه ساعت سه بعدازظهر، ما اینجا هستیم

فردا یکشنبه از ساعت سه بعدازظهر به بعد ما در آژکا برنامه داریم. برگزارکننده ی این برنامه کمیته ی دفاع از آزادی ها است.
در بخش اول برنامه، خانم برنیس دوبوا در مورد " لائیسیته تضمینی برای زنان در برابر افراطی گری مذهبی" سخنرانی می کنند.
در قسمت دوم برنامه، من و دوستان هنرمند فرانسوی بخشهایی از جمهوری سکوت را که به فرانسه ترجمه کرده ام به فارسی و فرانسه برای حاضران در جلسه میخوانیم. شارلوت رنو، زیبا کاظمی است و دیگری مارتین لوریگه، زنی با کابوسهایش یا نجواهای مرا می خوانند. مرد جوانتر، جیلداس برتولو است و آن دیگری ژان لویی ویتراک، آنها به تناوب بخش های دیگر را خواهند خواند. همگی با هم این بخش را با برقراری جمهوری قلم به پایان خواهیم رساند.

پس ار تنفس، در بخش نهایی برنامه، خانم مهناز متین، پزشک، نویسنده، پژوهشگر و فعال زنان درباره "جنبش زنان و جریان اصلاحات در ایران : مروری بر پیامد های یک تحجر" سخنرانی می کنند.
در کنار این برنامه نمایشگاهی از آثار نقاشی چند دختر جوان نیز برگزار شده است.


Le Comité de Défense des Libertés, vous invite à un débat public et une exposition des oeuvres des artistes iraniennes


Dimanche 18 mars 2007 de 15 h à 19 heures

Intervenantes:

1/ Face aux extrémismes religieux, la Laïcité, une garantie pour les femmes
Bernice Dubois, Ancienne Secrétaire Générale de la Coordination française pour le Lobby Européen des Femmes (C.L.E.F.)

2/ Relecture des poèmes de «La République du Silence» de Mahasti Shahrokhi (
Romancière, poète, critique de théâtre et prix littéraires) par Charlotte renault, Martine Loriguet, Jean louis Vitrac et Gildas Bertholot en français et Mahasti Shahrokhi en persane

3/ Le mouvement des femmes et le courant réformiste en Iran : Relecture d’une expérience dans ses conséquences.
Mahnaz Matine, Médecin, écrivaine, chercheuse et militante féministe

AGECA - 177, rue de Charonne 75011 Paris - Métro : Alexandre Dumas


mardi, mars 13, 2007

تظاهرات هشت مارس فرانسویان در پاریس


جسمٍ زن، کالا نیست، نه فروشی است، نه تصاحب کردنی

جسمٍ من متعلق به من است، نه مال امام است و نه مال طلبه و نه مال کشیش

زن، با زنان همبستگی داشته باش، وقتی رنج زن دیگری را می بینی، او را تنها نگذار!

از تظاهرات زنان فرانسوی در پاریس فقط این سه شعار را یادم مانده است. شعارهایی که کمتر تکرار شد را کاملاً یادم نیست. البته شعارهای بسیاری بر علیه جنگ و بر علیه نژادگرایی و بر علیه تبعیضات حقوقی (حالا چه حقوق به معنای دستمزد و چه معنای رعایت حقوق معنوی) هم داده شد. زنها اکثرشان چهل سال به بالا بودند. زنانی که از نسل فعال سالهای شصت میلادی و اوج فمینیسم در اروپا بودند اکثریت گروه راه پیمایان را تشکیل می دادند، البته مردان بسیاری هم از گروه های سیاسی در کنارشان گام برمی داشتند. اکثراً جماعت راه پیمایان، چه زن و چه مرد به نظر می رسید که از فعالان گروه های سیاسی چپ باشند. همان چنان که در کنارشان گام برمی داشتم سئوالات بسیاری در ذهنم نقش می بست؛ سئوالاتی که گاهی پاسخ خود را به سرعت می یافت.

راستی این فمینیست پاستویزه ساخت ایران دیگر چه صیغه ای است؟ مگر می شود فمینیست بود و بی بو و بی خاصیت و بی خطر و بی بخار هم بود؟ مگر می شود زن بود و به عدالت اجتماعی و رنج بشریت فکر نکرد و فمینیست هم بود؟ می شود فمینیست بود و مخالف جنگ نبود؟ و شعار ضد جنگ نداد؟ می شود زن بود و علیه حجاب هوار نزد و علیه صیغه شدن جیغ نکشید و علیه نصف ارثیه ساکت ماند و علیه قانون بی حقی شورش نکرد و رفت و دم مجلس سرود "یار دبستانی" خواند و فقط برای "یار دبستانی" خود گریه کرد و برای آزادی "یار دبستانی" خود قشقرق به پا انداخت و فقط من و من و من و من و دوستان من؟ و بقیه زنانی که در این سالها غیر قانونی دستگیر و زندانی شدند و شکنجه شدند و اعدام شدند، راستی آنها را یادتان هست؟ آنها زن نبودند؟ آنها اسیر نشدند؟ آنها انسان نبودند؟ آنها فعال نبودند؟

صف تظاهرات از خیانانهای مختلف عبور می کرد و گاهی از پنجره ای پیرزنی با موهای سپید می دیدیم که دست می زند. موهایش مثل برف سپید است. صورت سپیدش پر از چروک است. پایش را ندارد پایین بیاید. نا ندارد راه برود ولی از همان پنجره و فقط یک دست به هم کوبیدن ساده، شوری در میان جمعیت دلمرده بر پا می اندازد و یک دفعه هلهله و فریاد! همه از پیرزن سپیدموی کنار پنجره نیرو می گیرند. همه برایش دست می زنند. حتماً پایان جنگ جهانی را از پنجره دیده است و به خیابان دویده است و کنار مردم و سربازانی که به وطن بازمی گردند تا دیروقت در خیابان رقصیده است. موهایش برفی است و چشمانش پر فروغ و قلبش زنده و جوان. هنوز کنار پنجره است و هنوز دست می زند.

جوانانی، چه زن و چه مرد، هم بودند که برعلیه تبعیض و نژادپرستی و روسپیگری و خشونت جنسی و تجاوز شعار دادند. خوشبختانه هوا بهاری بود و باران نبارید. از میان تراکتهایی که پخش شد اعتراضاتی علیه کلیشه های جنسی جامعه پدرسالار در همه ی ابعادش بود. از اعتراض به نوع لباس زنانه و مردانه و یونیفرم پسران و دختران و یا اعتراض به اندازه ی مو. اعتراض به تبلیغات سکسی و کلیشه های جنسی و در نتیجه وظایف و نقش های کلیشه ای زن و مرد نیز بخشی از شعارها و تراکتها را تشکیل می داد. اعتراض به نحوه ی ارائه بدن زن به عنوان شیئ جنسی برای فروش اتومبیل و تلفن موبایل و شکلات و ماست و غیره.

تراکت ها را نگاه می کنم: از میان تراکتها یکی شان مربوط به گروه ضد پدرسالار بود که علیه کلیشه های جنسیتی مبارزه می کرد. مثلاً یکی از کلیشه های سنتی این است که در زمان تولد پزشک می آید و اعلام می کند که نوزاد دختر بود یا پسر؟ و با این پاسخ، جامعه از همان ابتدای تولد به دو بخش مونث و مذکر تقسیم می شود. قالب های سنتی مانند پسر و دختر و یا زندگی زوج در برابر افراد مجرد، باید شکسته شود. این برچسب های جنسیتی در سنین بالاتر به صورت فرمولهای پرسش نامه ای خود را نشان می دهد. چرا باید بنویسیم از چه جنسی هستیم و زندگی خصوصی مان چیست؟ به بقیه چه مربوط است؟ یعنی هر جا برویم از ما اینها را می پرسند: دوشیزه اید یا بانو؟ خانم اید یا آقا؟ مجرد اید یا متاهل؟ بیوه اید یا مطلقه؟

این کلمات باید از روی پرسش نامه ها برداشته شود. شالوده ی باورهای سنتی باید در هم شکسته شود. اینکه فکر نکنیم اگر در خانه بمانیم در امنیت هستیم و ماندن در خیابان ترسناک است. این که فکر نکنیم همیشه باید رهبری و یا رئیسی و یا آقا بالاسری در خانواده باید وجود داشته باشد تا چرخ جهان بگردد. نگاه کمیسیون ضدپدرسالاری برایم جالب بود.

گروه دیگر، گروه تازه بنیاد "هنوز فمینیست" بود. این گروه در هشت مارس 2001 بوجود آمده و در ابتدای تراکتٍ خودٍ حداقل بیست دلیل برای این که هنوز فمینیست هستند ارائه داده بود.

هنوز فمینیستم چون:

1- چون ما دنیایی در عدالت و صلح می خواهیم، دنیای مناسب برای رعایت شایستگی های انسانی.

2- چون می خواهیم زنان و مردان به صورت مناسبی در برابر قانون با هم یکسان باشند و این برابری قانونی در موردشان به اجرا درآید.

3- چون دو سوم جمعیت بیسوادان جهان را زنان و دختران تشکیل می دهند.

4- برای این که 99% زمینهای کشاورزی از آن مردان است ولی 70% تولیدکنندگان زنان هستند و همین 70% فقیرترین افراد جهان را تشکیل می دهند.

5- برای این که 84% سیاستمداران مرداند و برای اینکه زنان نیم بیشتر جمعیت شرکت کننده....

وقت ترجمه حداقل همان بیست دلیل را ندارم ولی کلمات "بنوا گرولت" را برایتان می نویسم: "فمینیسم هرگز کسی را نکشته است در حالی که مردسالاری هر روز عده ای را نابود می کند."

بخشی از این گروه، افراد بسیار متعهدی هستند که بر علیه تبلیغات جنسیتی در سراسر جهان مبارزه می کنند.

دیگر بس است! زن را تا این حد تحقیر نکنید که مدام برای فروش کالاهایتان از پوست شکلاتی این و سینه های پر شیر آن دیگری و کپل این یکی را نشان ندهید. دنیای تبلیغات مختار نیست که از تن زن برای معامله و فروش کالای خود استفاده کند. زن را تا این حد بی ارزش و غیرانسانی نکنید!

بله سکسوالیته خوب است ولی دیالوگ جنسی بر اساس تمنا و میل افراد است و حرمت انسانی بایست رعایت گردد. دنیای تبلیغات نباید از کلیشه های جنسی برای تکرار رفتارهای مردسالار استفاده کند. جنسیت گرایی همه جا هست و برابری هیچ جا نیست.

تراکت سوم مربوط به گروه پلنگ صورتی بود و تاکیدش برای برابری قانونی و حقوقی همجنسگرایان و تلاشش در برداشتن موانع حقوقی و اداری از سر راه آنان بود.

خواسته هایشان؟ - ازدواج قانونی، سهولت تغییر اوراق هویت در مورد ترانسکسوئل ها پس از عمل تغییر جنسیت و درخواست کمکهای پزشکی لازم و بیمه و غیره ...

به امید روزهای بهتر برای همه

_____________________________________

هیچ می دانید که از این به بعد

مطالب اختصاصی زنان در چشمان زنان منتشر خواهد شد

داستان ها و شعرها و مقالات رسیده به چشمان بیدار را در چشمان دیگر ببینید

مقاله آقای بصیر نصیبی، "از کلنگ خلخالی تا دوربین میلانی" تازه ترین مطلب در چشمان دیگر است

مطالب منتشر شده ام طی ده سال گذشته را در چشمان بیدار بخوانید

یاران دبستانی، هیچ خبر دارید که بیش از صد معلم را در تهران دستگیر کرده اند؟

امیدوارم آلزایمر تاریخی ایرانیان باعث نشود که گزارش دادخواهان کشتار 67 را نبینید

عکس از کلکسیون عسکهای جالب سایت آش رشته


قاشق زنی آقایان در مراسم چهارشنبه سوری

فرا رسیدن روز مبارک چهارشنبه سوری و برگزاری هر چه گسترده تر مراسم سنتی قاشق زنی را به عموم آقایان و آقامنشان تبریک گفته و از ایشان تقاضا دارم در سال آینده چادر به سر و با نام های مستعار نازی و شهرزاد و مینا و ... از راه کره شمالی و تانزانیا و برزیل و چکسلواکی و ژاپن جهت قاشق زنی و فالگوش به این وبلاگ مراجعه نفرمایند چون صاحبخانه برای پخش آجیل مشگل گشا از خانه بیرون رفته است.
برای عموم بازدیدکنندگان نیز سالٍ خوش هسته ای و بهاری پر از اورانیوم آرزو دارم/ بخش روابط عمومی چشمان بیدار


samedi, mars 10, 2007

زن و زندان


زندان/ زندان/ زندان/...
زن، زندانی حجاب است.
زن، زندانی تاریخ است.
زن، زندانی حرمسرای مردان است.
زندان/ زندان/ زندان
از زنان در زندان مجموعه ای گرد آورده ام که کامل نیست و تا بسته شدن زندانها و حصارها ناقص خواهد ماند. دلم میخواست قدرتش را داشتم تا پرونده ی زندان را برای همیشه ببندم.
زندان ها و سازمان ها در ساز و کار قدرت/ میشل فوکو

روايت زندانها از زبان زنان زندانی:
شهرنوش پارسي پور، « خاطرات زندان »
.. در اين جا دختران نمی ميرند، شهرزاد
م. رها (منیره برادران)- «حقيقت ساده» در سه جلد (۱) (۲) تابستان ۶۷


فصل هائی از کتاب «داد بيداد» از ویدا حاجبی تبریزی (جلد اول) (جلد دوم)
مثل مرده در تابوت
سایت کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
بخش روایت زندان در سایت گزارشگران
سایت بیداران
سایت زنان زندانی
سایت سودابه اردوان و نقاشی هایش
خویشتن
تابوت های نامریی
کابوس
کلیپ مجموعه گلدوزی های زندان/ شهره کیا
فیلم شاهدان چشم بند زده


mercredi, mars 07, 2007

روز زن بر شما مبارک باد

International Women's Day 2007


روز زن بر شما مبارک باد
هر روزتان روز زن باد
به امید روزهای بهتر
ای زنان ایران کار تازه ای از گیسو شاکری
to all those who have come before me

Iran 8 March 1979

NO MORE HEJAB

عروس حجله های پرپر باد

تو کجایی؟ از گروه کیوسک
لینک از زن ایرانی

تظاهرات هشت مارس فرانسویان در پاریس

International Women Day 2007 - 8 march



dimanche, mars 04, 2007

تجمع آرام زنان در جلوی دادگاه انقلاب به خشونت کشیده شد!

تجمع آرام زنان در جلوی دادگاه انقلاب به خشونت کشیده شد!
جهان دیگری ممکن است.

عکسهای تجمع معلمان در برابر مجلس از کسوف
تازه ترین خبرها و اطلاعیه ها در مورد دستگیرشدگان را در بخش خبرریسی زنستان پیگیری کنید
منتخب اطلاعیه ها و برنامه های هشت مارس امسال
و همچنین گزارش وقايع کپنهاگ، از رزا روشن- 5 مارس 2007
را در چشمان زنان ببینید
برنامه پالتاک زنان ویژه هشت مارس
درگذشت پوران بازرگان، بانوی انقلاب و سوسیالیسم


vendredi, mars 02, 2007

خواندنی های ماه مارس


با کمال تأسف ناچارم به اطلاع برسانم که به علت گرفتاری های بسیار از جمله مشکلات پیش افتاده و حقیری مانند اثاث کشی و یا اسباب کشی بخش لینکدانی این ماه ناقص شد یعنی این که نمی رسم همه را تایپ کنم و بگذارم اینجا چون الان ساعت نزدیک دوازده شب است و من فردا صبح ناشتا بایست بروم آزمایش خون بدهم و فردا هم تا نه شب سر کار می باید باشم و ناچارم که باشم. پس ...
تاریخ بی حقی
چرا ادبیات؟
چرا از هم می گریزیم؟
دلهره های زنی تنها و مردی پیر
فروغ، شاعری حساس در برابر جهان
زنانگیِ‌ مشترک در آثار فروغ فرخزاد و سیلویا پلات
نرودا، ار سوررئالیسم تا سوسیالیسم
فريده فرجام: از مرگ تاجماه تا زندگی گاليله
حقیقت و اٌشکال حقوقی (داستان اودیپ)/ فوکو/ برادری
چرا نویسندگان از نوشتن دست می کشند؟
جیمز جویس 125 ساله شد
جیمز جویس مهندس زبان است
باز هم درباره اولیس
نشان افتخار فرانسه برای هارولد پینتر
نگاهی به زندگی و آثار شهرنوش پارسی پور
فمینیسم/ گفتگو با شهرنوش پارسی پور/ عفت ماهباز
خاطرات شهرنوش پارسی پور در رادیو زمانه
یداله رویایی: «نصرت رحمانی در جست‌وجوی "لذت زن "بود»
غرور جنسی در حجاب / یدالله رویایی
اروتیسم در ادبیات / عباس معروفی
زمان نامناسب برای سرودن شعر غنایی/ برتولت برشت/ نیما
مطالب و داستانهای دیباچه و مرور و لینکهای دیگران و وزنا و ... را از دست ندهید
شانای را ببینید و به سیب گاز زده سر بزنید
سایت جدید کردی/ فارسی رویا طلوعی را فراموش نکنید.
یک پزشک هم مطلب فنی دارد و هم در مورد اولیس جویس
الان وقت ندارم لینک گذاری کنم. بایست بروم بخوابم چون بایست صبح زود بیدار بشوم. حتا وقت ندارم برای وبلاگهای انشعابی خودم تبلیغ کنم. فعلاً شب بخیر تا اطلاعیه بعدی
چند داستان کوتاه خواندنی با ترجمه هایی روان در وبلاگ آقای اسدالله امرایی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?