dimanche, avril 06, 2008
زنانه نویسی یا مستراح نویسی؟
«« وقتي گل سرخ رو به موهام زدم همونجور که دختراي آندلسي ميزدن يا شايدم باس قرمزش رو ميزدم آره و اون چه جوري منو زير اون ديوار مغربي ماچ کرد و من فکر کردم که خب اونم مث اوناي ديگهاس و بعد با چشمام ازش خواستم که بازم ازم بخواد آره و بعدش ازم پرسيد که اگه بازم ميخوام آره بگم آره... و اولش دستامو دورش حلقه کردم و اونو کشيدم پايين تا بتونه سينههامو همة عطرشو نفس بکشه و قلبش مث ديوونهها می زد و آره گفتم آره میگم آره.»»، جيمز جويس
حالا چرا دنبال مونولوگ مولی یا پنه لوپه در پایان رمان اولیسس جویس می گشتم؟ چون این اواخر در حین وبگردی به سه مطلب از سوی بانوان وبلاگ نویس برخوردم که هر سه توی توالت گیر کرده بودند و همگی نشسته بودند سر چاه مستراح و زور می زدند تا چیزی اصیل تولید کنند ولی نمی شد. اولی مقعدش را با عشوه غنچه کرده بود، دومی یبوست داشت و سومی سرش را کرده بود توی خلا و با زبان مثل بستنی به به کنان لیس می زد مدفوعات دیواره های مستراح را! خواستم بگویم خانمها ادبیات زنان، مستراح نویسی نیست بلکه مستراح گاهی می تواند مکانی شود در یک داستان و این مکان باید حتماً علت و دلیلی موجه داشته باشد و به اثر معنایی ببخشد نه اینکه هر که به مستراح رفت ادبیات هم تولید کرده است. از خوانندگان این مطلب هم خواهش می کنم اگر ترجمه فارسی قطعه مونولوگ مولی را دارند لطف کنند و آن را برایم بفرستند که برای این نویسندگان علاقمند بفرستم تا مانند مشق شب حداقل ده بار از روی مطلب به درستی پاکنویس کنند.در مورد اولیس و جویس: اولیس و بیوگرافی جیمز جویس همراه با سه داستان کوتاه از دوبلینی ها در کتابخانه یک پزشک/ اولیس در کتاب نیوز/ خلاصه کوتاهی از رمان اولیس جویس / نگاهی گذرا به زندگی و آثار جیمز جویس/ جیمز جویس از ویل دورانت/کتاب اولیس جویس بر روی اینترنت
عکس بالا مجسمه جیمز جویس در دابلین/ عکس پایین: "چشمه" اثر مارسل دوشان 1920






















