mardi, juillet 22, 2008
سفر بی بازگشت خسرو خوبان
فکر می کردم با یک بغل گل از سفر برمی گردم. با عطر همه ی گلهای صحرایی. سفرم خوب بود. سفر همیشه خوب است. خوب و نسبی. من به سرزمین تئاتر رفتم و خسرو جان تو به سفری ناگذشتنی!/
و من فکر کردم :" مگه تازگی خبری شده؟"
خسرو جان، پیش از ترک سرزمین تئاتر یک گل صورتی - که به هیچ زبانی نمی دانم نامش چیست - را به آب روان سپردم. خودت می فهمی چون حالا در آن سوی رود ایستاده ای و پیامم را می گیری. جمعه شب که به تئاتر رفتم، پیش از دیدن "برزخ" کاری متأثر از یکی از سه بخش "کمدی الهی" دانته به کارگردانی رومئو کاسته لوچی، یاد ترا هم با خود به برزخ بردم چون تو الان در برزخی، یا بایست برزخ را طی کنی که برسی به بهشت گلهای صحرایی خوشبو.
بی تعارف در بدرقه ات کلماتی نوشته ام چون از تو دو خاطره خوب و نادر دارم که خواهی دید. یادت همیشه نیک و گرامی باد رفیق! تسلیت فراوان به همسر و فرزندان و یارانت!

برگرفته از جدیدآنلاین
فیلم هامون (بخش اول) ۳۷ دقیقه و هامون (بخش دوم) ۳۷ دقیقه و هامون (بخش سوم) ۳۹ دقیقه






















