vendredi, juillet 31, 2009
تلقی فاشیستی از آزادی بیان
"هرکس با رژیمی خودکامه مبارزه کند و یا زندانی شود،
این شروع مقاله ی "تلقی فاشیستی از آزادی بیان" از شهباز نخعی و در نقد اکبر گنجی است . آن اکبر گنجی که این کلمات را نوشته امروز با چشمانی گاه بسته از "حقوق بشر پس از انتخابات" حرف می زند و یادش می رود که نمی شود آنچه در سی سال گذشته بر ایران رفته است را "جمهوری" نام نهاد و هر جنایتی را بر گردن احمدی نژاد گذاشت و همه با هم فقط یک حرف و یک رنگ و همه یک صدا... قرار است این بار تومار "همراه شو عزیز" را برای به دادگاه کشاندن احمدی و آقایش امضا کنند و آنها را به دادگاه بین المللی بکشانند تا باقی جانیان با خیال راحت بر تخت جمهوری اسلامی جلوس کنند و بر سر ملت هم چتری سبز بگشایند. این یعنی مبارزه مدنی!
برای هاجر که در سوگ ندایش، در پارک شمعی افروخت
زیباترین سرودها را
زیرا که مردهگان این سال
عاشقترین زندهگان بودهاند...
رویای یک زن روزنامه نگار عرب: "من رویایی دارم"
اين مقاله بازگوئی رویائی است توسط سمير عيطا مسئول لوموند ديپلماتيک و در باره منطقه ای که «کانون تشنج» جهان شمرده می شود به زبان عربی نوشته شده است. من رويائي دارم I have a dream
jeudi, juillet 30, 2009
ندای آزادی در بهشت زهرا

هاجر رستمی مطلق، مادر ندا آقا سلطان به تنهایی برای ندای ایران سوگواری کرد (تصویر)
گزارش طنزآمیزی از وقایع امروز در رزا نیوز
سرود سکوت و وحشت در مصلی
- آیا واقعاً آن جوانان کشته شدند تا اصلاح طلبان با زبان مهرورزی و مصلحت اندیشی و با کمک مشاطه گری سینماگران، با دروغ چشمانتان را ببندند تا به قدرت برسند و هر صدایی که با آنها همنوا نبود را خفه کنند؟ اینها هیچ پروژه ای جز رسیدن به قدرت ندارند. هدف برایشان رسیدن به قدرت است و بس! یادتان رفته، "سگ زرد برادر شغال است"؟ ببینید اگر اینها می خواهند برای جوانان چهلم بگیرند، بگیرند. ولی لطفاً زیر بیرق و علم آنها نروید، به جای مصلی در یک اتاق یا توی یک پارک چندنفری جمع شوید و یاد عزیزانتان را گرامی بدارید اما با آنها همراه نشوید. این حقیقت را در این سی سال بایست دریافته باشید از این دو گروه، هیچکدام قابل اطمینان نیستند. آنها سرانجام شما را به سلاخ خانه خواهند برد. لطفاً به مسلخ مصلی نروید! خواهش می کنم!
mercredi, juillet 29, 2009
حمله عراقی ها به شهرک اشرف در عراق
چگونه مأمور اطلاعاتی ماهری شویم؟
تحليل، تفسير، بررسى، نقد! با بهروز فراهانى
اطلاعات بیشتری در مورد کمپ کهریزک
وقایع کهریزک، جنایت علیه بشریت/ فجایع و کشتار انسانی در اردوگاه کهریزک/ نظر یک معلم امریکایی در: هافینگتون پست/ در گوانتاموی کهریزک چه می گذرد؟ / در زندان های ایران چه می گذرد؟ / در کهریزک ما آب را می لیسیدیم!/ محسن از مننژیت مرد/ شناسایی شد: شکنجه گر حسین قربان زاده / روزی دویست هزار تومان می گیریم/ جلاد کهریزک را بشناسیم/ شکنجه گر پرونده قتل های زنجیره ای، مامور اعتراف گیری/ عکس و اسامی برخی از کشته شدگان در اعتراضات خرداد 1388 در ایران / لیست اسامی قربانیان شناسایی شده در سرکوب های اخیر/ تعطیلی کهریزک "اغفال" مردم است/ تعطیلی کهریزک؛ از بین بردن آثار جنایت/ رمزگشايی از بازداشتگاهی که تعطيل شد، آفتاب/ مصاحبه با یکی از قربانیان شکنجه درحوادث اخیر انتخابات ایران در تهران/ ببرید حامله شون کنید این بچه قرتیا رو! / اجساد جان باختگان در سطل آشغال!/ کهریزک : "در دنيا اول اينجا است زندانی که زندانی را آدم میکنيم بعد ابوغريب و گوانتانامو "/ کهریزک و چند کهریزک دیگر..؟/ گزارش یک روانشناس زندانی ازجنایتهای اردوگاه مرگ کهریزک/ بدتر از ابوغریب؟ گزارش تکان دهنده تایمز از تجاوز به رضا نوجوان 15 ساله در زندان/ پیکر دهها نفر از شهروندان تهرانی در تاریخ های 21 و 24 تیرماه بدون اسم و مشخصات فردی در قطعه 302 بهشت زهرا / جزییات بیشتر از دفن مخفیانه کشته شدگان اعتراضات اخیر در بهشت زهرا/ چرا دادگاه متخلفان كهريزك همانند دادگاه متهمان اخير علني برگزار نميشود؟ / یک نظافتچی، معاون کشتارگاه کهریزک/ اسارتگاه کهریزک، آتش افروزان خود مسئولان و مأموران آتش نشانی هستند/ مستندات و فیلم گور دسته جمعی قربانیان گمنام درگیریهای انتخاباتی (خبر و ویدئو)/ گفتگوی بی بی سی با حنیف مزروعی درباره دفن بی نام و نشان اجساد در بهشت زهرا (ويدئو)/ کروبی يکی از مستندات خود مبنی بر آزار جنسی بازداشت شدگان کهريزک را منتشر کرد/ چرا بازداشتگاه کهریزک تعطیل شد؟/ تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به برخی از بازداشتشدگان محرز شد/ افشای تصاویر جدیدی از دفن های غیرقانونی کشته شدگان حوادث اخیر در بهشت زهرا/
بازداشتگاههای غیر رسمی در تهران/گزارشی از بازداشتگاه مخوف آگاهی شاهپور/ قرارگاه ثارالله / بند ۲۰۴ مخفی سپاه / زندان جدید کودتا گران
mardi, juillet 28, 2009
دو ایران رو در روی هم
این مقاله تازه نیست و مربوط به یک ماه پیش است ولی خواندنش بسیار مفید است و آن را به شما توصیه می کنم.
در گوانتاناموی کهریزک چه می گذرد؟
lundi, juillet 27, 2009
مجموعه ای از عکس های ندا آقا سلطان
مجموعه ای از عکس های ندا آقا سلطان
داستان تکراری تعویض مهره ها
چند ویدئوی خبری دیدنی و متفاوت
dimanche, juillet 26, 2009
درخواست مجوز مراسم یادبود جانباختگان
وقتی در آسمان دروغ وزیدن می گیرد
فعلاً چند ویدئو از کل مراسم دیروز در پاریس و رونمایی طومار در پاریس/ عکس های رونمایی طومار در پاریس را ببینید. گزارشی سوزناک هم در این مورد وجود داشت که به دلیل اشتباهات فاحش نگارنده اش به حضور اقوام دیگر و جمعیت پنج هزار نفری (احتمالاً باضافه توریست های عصر شنبه کنار برج ایفل!) و رومانتیسم آبکی و پرتوهمی که داشت خواندنش را به شما توصیه نمی کنم.
به زودی گزارش دیروز (البته یک گزارش خصوصی وبلاگی برای تشریح وقایع پشت صحنه!) را می نویسم تا بماند. به دیگران هم توصیه می کنم گزارش این همبستگی یک روزه را در هر شهری که بوده اند صادقانه بنویسند تا ما در جریان قرار بگیریم، ما داریم تجربه مشترکی را می گذرانیم که بایست با دیگر ایرانیان تقسیم شود تا از اشتباهات تاریخی و تکرار آن جلوگیری شود. گمان می کنم وظیفه نویسنده ایرانی در چنین دورانی، بیش از هر چیز "توهم زدایی" است و ما به عنوان ایرانیان خارج از کشور بایست بسیار هشیار باشیم تا ایرانیان داخل کشور را با نمایش "فانتزی های یک ایرانی در پاریس" دچار توهم نکنیم.
samedi, juillet 25, 2009
وبلاگی برای لباس شخصی ها
vendredi, juillet 24, 2009
توماری از جنایات رژیم در سی سال گذشته
در اطلاعیه دوم که به فارسی بود البته ننوشته بودند که آفیش و تراکت نیاورید اما نوشته شد بود که قرار است از طومار سبز رونمایی بشود! (تو خود حدیث همبستگی را بفهم از این حرکت!)
در اطلاعیه سوم که امروز به دستم رسیده است نام گردهم آیی تغییراتی کرده و در این تغییرات از"همبستگی با جنبش سبز" و تومار دوکیلومتری که قرار است در محل دراز یا پهن بشود و طی مراسمی بر روی برج ایفل آویخته شود حرف زده شده است.
دوستان، در این لحظه، دیگر نوشتن این که "احمدی نژاد رئیس جمهور ما نیست" کافی نیست! انتخابات با دروغ و تقلب تمام شد و این فقط به معنای این نیست که دیگر احمدی نژاد را نمی خواهیم بلکه به این معناست که کل نظام در حال فروپاشی است و قرار نیست احمدی نژاد برود و میرحسین همراه آل نبوتش در یک انقلاب - رفرم هالیوودی به تخت بنشینند.
دوستان من، به رای و عقیده خود و همچنین به مردم ایران احترام بگذارید و توماری از اسامی قربانیان جنایات رژیم در سی سال گذشته تهیه کنید و از ذکر لیست طویل سربازان جوانی که در طی جنگ فرسایشی هشت ساله در نبرد "حق علیه باطل" و "جنگ، جنگ، تا پیروزی" جان باختند تا تمام اعدامیان صحرایی و یا بدون وکیل و ترورهای رژیم در سراسر جهان، قتل اقلیت های مذهبی، یهودیان و مسیحیان و بهاییان و دراویش کشته شده را فراموش نکنید، کشتار زندانیان دهه شصت را مگر می شود از یاد برد و یا دانشجویان مورد تهاجم قرار گرفته و به قتل رسیده را و قتلهای زنجیره ای، اعدام نوجوانان و اعدام و سنگسار روسپیان و همجنسگرایان، همراه با کشته شدگان وقایع اخبر، هیچکدام را از قلم نیندازید. فهرستی هم از تعداد و اسامی دستگیرشدگان و مفقود شدگان ارائه بدهید. رنگ تومار مهم نیست، سفید باشد خواناتر است!
فردا فقط به شعارهای کمرنگ سبزقباهای هدایت شده از سوی جناح بازنده انتخابات و هم پیمانهایشان اکتفا نکنید و از "آزادی و دموکراسی و لائیسیته" حرف بزنید. برای رسیدن به "لائیسیته" یا مدنیت و داشتن حکومتی انسانی و قانونمند، در درجه اول ما خودمان بایست قانون را رعایت کنیم. در روز هیجده تیر، این سپاه سبزقبای مهرورزی به هیچ عنوان شعار "لائیسیته" یا مدنیت را تکرار نمی کرد و قبول نداشت.
فردا به شخصیت های حقوق بشری حاضر در محل، که تعدادشان هم کم نیست، بگویید "هر ایرانی فقط حق یک رأی دارد" و هیچکس سخنگوی دیگری نیست و آنها نبایست بدون هیچگونه مجوز قانونی، هیچکس را به عنوان سخنگوی مردم ایران بپذیرند. از آنها بخواهید که قانون را رعایت کنند و اظهارات افراد فرصت طلب را به عنوان "حرف مردم ایران" قبول نکنند.
احترام به قانون از خود ما آغاز می شود؛ و ما بایست از قانون ریش سفیدی و کدخدامنشی دست برداریم، نگذارید افراد پراکنده مسئولیت جمع آوری اسناد و اطلاعات در مورد کشته شدگان را تقبل کنند و به وکالت از جانب شما جلو بیفتند، اسناد و اطلاعات خود را مستقیماً به مراجع و نهادهای حقوقی و بین المللی و حقوق بشری بسپارید.
فردا اگر خانم عبادی و یا دوستان و نمایندگان ایشان در گردهم آیی حضور داشته باشند، قانوناً موظف اند که حرف شما بشنوند و "آزادی بیان" را از شما نگیرند. فردا فدراسیون حقوق بشر، عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، کمیته بین المللی حقوق بشردر ایران، وکلای حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز در گرد هم آیی حضور دارند. پس این فرصت طلایی را از دست ندهید و نگذارید مبارزه ملت ایران برای رسیدن به آزادی و استقلال و قانون، به نفع خاندان نبوت تمام شود.
هشیار باشید و از حمل پلاکارد یا پرچم یا توتم دیگران خودداری کنید و ببینید چه حساب شده دوربین فقط خود این افراد را مد نظر دارد و از آنها مانند فیلمی از پیش تعیین شده، فیلمبرداری خواهد کرد. سعی کنید در کادر صحنه های از پیش تنظیم شده قرار نگیرید و به رایگان برای کارگردانان پشت صحنه نقش سیاهی لشگر تاریخ را بازی نکنید. از درگیری با لمپن ها و عوامل نفودی متحد با لمپن هایشان خودداری کنید. در راه پیمایی هیجده تیر، وقتی شروع به سانسور و حذف دیگران کردند و صدایمان در آمد، دو سه نفر از عوامل گروه های دیگر، نقش دلال محبت را به عهده گرفتند تا با سر و زبان ریختن و مهرورزی غائله را خاتمه دهند و آنها سپاه سبزقبا را آزاد بگذارند تا هر کاری دلشان می خواهد بکنند. فردا روز مهمی است، نگذارید فردا به روز بیعت اهالی کوفه با آل نبوت تبدیل شود. برای رسیدن به دموکراسی، از احادیث مذهبی و سیدهای نبوی دوری بجویید. دموکراسی چندصدایی و چند رنگی است.
فردا لطفاً از جریان های جنبی و رفتن به سوی سفارت روسیه یا چین و یا آمریکا خودداری کنید. فردا وقتش نیست. فردا روز جهانی همبستگی با مردم ایران است و نه روز تسویه حساب با مردم جهان. فردا روز گردهم آیی است نه وقت خط و نشان کشیدن برای ابرقدرتها! فردا مواظب باشید و نگذارید به کمک سینماگران و دلاله هایشان، گردهم آیی فردا تبدیل به شوی تلویزیونی بشود. فردا به هیچ وجه نقش تماشاگر کف زننده و یا سیاهی لشگر نمایش را بازی نکنید.
دوستان من، "آزادی دادنی نیست، بلکه گرفتنی است" و اگر سیدان سبزه قبا در خارج از کشور به هزار کلک و حقه شما را خاموش می کنند و سانسورتان می کنند، گمان مبرید که هنگامی که به قدرت برسند "آزادی" را به شما اعطا خواهند کرد. سهم خود از آزادی و آزادی بیان را همین فردا طلب کنید و به این سپاه مهرورزی بفهمانید از هم اکنون باید گوش شنیدن و پای راه آمدن و رسم کنار آمدن با شما را بیاموزند. دموکراسی به زور صداخفه کن کسب نمی شود سید!
دوربین عکاسی و فیلمبرداری فراموش نشود، تا می توانید از زوایای مختلف عکس و فیلم تهیه کنید. لازم می شود.
لطفاً شعارهای خود را به فرانسه بنویسید و به فرانسه شعار بدهید. یادتان نرود ما در خارج از کشور هستیم و این خارجی ها فارسی نمی فهمند. فردا لطفاً یک "نع!" محکم و بزرگ به جمهوری اسلامی و سی سال جنایتش بگویید.
_____________________
ضمیمه: لیست اسامی قربانیان شناسایی شده در سرکوب های اخیر
Libellés : censure
تاکنون هیچ بشری به کره ماه پا نگذاشته است
آمریکایی ها وانمود کردند بشر به کره ماه پا گذاشت، در حالی که صحنه ها در استویو و با ماکت فیلمبرداری شده است و در واقع دولت آمریکا، از آن زمان تاکنون، ملت خود و تمام دنیا را با این ادعا فیلم کرده است.
این هم بی اعتنایی و مخالفت این همشهری من در این مورد:
راه رفتن روی ماه
jeudi, juillet 23, 2009
عکس احمدی نژاد و هاله نور

اخبار فستیوال آوینیون امسال
mercredi, juillet 22, 2009
جنبش سبز گوگوش - گنجی!

انقلاب سبز مخملی، فیلمی با شرکت گوگوش و گنجی و ... به کارگردانی محسن مخملباف با فیلمنامه ای از ابی نبوی و کمپانی در شرف تهیه است. حمایت رابرت رد فورد و مادونا و شون پن را که داریم، دختران مانکن ایتالیایی در نمایشگاه مد هم برای همبستگی با هزاران کودک خیابانی گرسنه به دستان خود نوار سبز بستند و از جلوی خانم های شیک پوش بی اشتها و آقایان پولدار شکم سیر عبور کردند. تی شرت های ندا هم که خوب به فروش می رسد. جای لئوناردو دی کاپریو و براد پیت در این انقلاب مخملین خالیست.
پیش از این انقلاب سبز مخملین، ما انقلاب سفید شاهنشاه آریامهر را داشتیم. به گمانم با این نوع روند کند مبارزه ی مسالمت آمیزی که در پیش داریم، یعنی این که سه شنبه ها از ته خانه و سر ساعت نه و به محض شروع اخبار سشوار بزنیم به برق... و یا هر هفته برویم نماز جماعت تا شاید قبل یا بعد از خطبه بتوانیم چهارتا شعار بدهیم، نمی دانم پس ما چه زمانی به انقلاب سرخ می رسیم تا بتوانیم پرچم سه رنگ ایران را حفظ کنیم؟
لائیسیته، جدائی اسلام از حکومت در جنبش ایران
"دشمن مردم" کیست؟
بر این گمانم که در زبان عامیانه ایرانی، گاهی باید مفهوم کلمات را برعکس کرد تا به اصل مطلب پی برد. الان سیاست مهرورزی معنی هر کلمه ای را از آن گرفته است. به هر حال، در نمایشنامه ایبسن، "دشمن مردم" در واقع "دوست مردم"است ولی بر اثر مکر سیاستمداران از یک سو و از سوی دیگر جهالت مردم، به غلط "دشمن مردم" لقب می گیرد و آخرش منفور و دست تنها باقی می ماند. "دشمن مردم" بلد نیست به نرخ روز نان بخورد، او نان سالم را برای همه ی مردم می خواهد.
در پایان دکتر استوکمان (یا همان "دشمن مردم") می گوید: "قوی ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد". پس در حالی که دست و بالش را از هر سو بسته اند باز هم در همان شهر می ماند تا با آگاه کردن مردم از خطرات، به مبارزه خود ادامه بدهد، چرا که او می داند "دوست مردم" بایست به فکر آینده ای بهتر برای مردم خویش باشد. آینده بهتر و زندگی سالم تر! او به خوبی می داند تنها "دوست حقیقی مردم" هم فقط خود اوست.
mardi, juillet 21, 2009
صحنه هایی از فیلم "سنگسار ثریا میم"
25 خرداد
چهارشنبه «طعم گس خرمالو»ی زویا پیرزاد در رادیو فرهنگی فرانسه روخوانی می شود

Zoyâ Pirzâd sur France Culture Des extraits du livre de Zoyâ Pirzâd, Le Goût âpre des kakis, seront lus dans l'émission Le Choix des Livres diffusée le mercredi 22 juillet à 20h50 sur France Culture
lundi, juillet 20, 2009
رپ محمود احمدی نژاد
"سنگسار" و صدای خوانندگان معترض
"ایران گریه نکن!" و "توهم رنگها" و... با صدای شمیم
سایت شمیم یاغی، یارا، مسعود/
لینک از رزا
dimanche, juillet 19, 2009
اطلاعات تازه ای در مورد قاتل ندا آقاسلطان
جنبش كنوني ايران، نگاهي ديگر
نماز میت بر مزار جمهوری اسلامی

خداحافظ جمهوری جهالت! خداحافظ جمهوری جنایت!
خداحافظ جمهوری وقاحت! خداحافظ ای مجموعه ی دروغها!
: نماز میت بر مزار جمهوری اسلامی
فیس بوک و بلاگ اسپات
قبلاً هم نوشته بودم که کسی روی بلاگ اسپات به نام "مهستی شاهرخی" وبلاگ باز کرده که آن شخص من نیستم و علتش هم معلوم نیست؟؟؟؟ امروز متوجه شدم که روی فیس بوک هم باز به اسم "مهستی شاهرخی" حساب باز کرده اند که باز این هم به من مربوط نیست؟؟؟؟؟ خواستم خبر داشته باشید و اشتباهی نگیرید!!!!!
لطفاً با هیچ یک از این هر دو آدرس با من تماس نگیرید. معلوم نیست چه کسی به شما جواب بدهد!!!!!
samedi, juillet 18, 2009
شنبه ی خونین در تهران چه گذشت؟
ایران در خیابان
دو خبر بد و یک فراخوان
جنبش اعتراضی در ایران و اپوزیسیون ارتجاعی خارج از کشور*
Young Election Protester Buried in Tehran
بر سر ترانه چه آمد؟
vendredi, juillet 17, 2009
درباره قربانيان, ناپديد شده گان و بازداشت شده گان يک ماه گذشته
دوميّن اطلاعيه جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران : درباره قربانيان, ناپديد شده گان و بازداشت شده گان يک ماه گذشته
ایران! تو بمان!
jeudi, juillet 16, 2009
آخرین نماز جمعه

همگی توصیه کرده اند سجاده بزرگ (ترجیحاً سبز رنگ!) و مهر (ترجیحاً سبز رنگ!) همراه داشته باشید. پس اگر تا حالا سرتان به مهر نخورده به لطف نهضت مبارزه مسالمت آمیز اسلامی که قرار است دو هزار سال طول بکشد فوری بروید و از بازار یک سجاده و یک مهر بخرید و هیچ فکر نکنید که پولش به جیب چه کسی خواهد رفت. در صورت نایاب بودن سجاده سبز، از روزنامه کیهان عزیز به عنوان زیرانداز استفاده کنید. این طوری کیهان شریعتمداری هم خانه خراب می شود.
خانم جان این یک مبارزه ضد دیکتاتور سلطانی و ضد ولایت فقیه (و نه ولایات فقیه!) است. پس در اسرع وقت، به بازار رفته و یک چادر مشکی اعلا و یک چادر نماز رنگی (ترجیحاً سبز باشد رنگش!) خریداری نموده و سریع شبانه آن را بدوزید و فراموش کنید که در زندان کسان زیادی شلاق خوردند که مجبور بشوند نماز بخوانند و با هر اعدامی "الله اکبر" ها بود که به هوا می رفت و اصلاً به این موضوع فکر نکنید شلاق ( یا همان کابل!) که بالا می رفت همراه با صدای "الله اکبر" بود که بر تن شما فرود می آمد. شما باید روزی به صورت تاکتیکی هم که شده توبه می کردید و به اسلام عریز و حقه هایش پناه می آوردید. آن روز فرداست!
خانم چون و چرا ندارد! نفاق افکنی نکنید! الان وقت این حرفها نیست. چی؟ سی سال پیش هم گفتیم:"بحث بعد از مرگ شاه!" و حالا هم می گوییم بحث فقط مال ماست؟ خانم "ما همه با هم هستیم" و ما تصمیم گرفتیم جمعه ها برویم کیهان بخریم و نماز جماعت به پا کنیم و به عنوان اعتراض پشت شیخ کوسه نماز بخوانیم. حرف یک کلام و بس! "ما همه با هم هستیم" و تو هم بایست با ما بیایی و نماز بخوانی. شیر فهم شد یا هنوز نه؟
مردم عزیز و جان فشان ایران، مردم بردبار و نجیب ایران، فردا هیچ فکر نکنید که با تظاهرات سکوت و یا با شعار دادن می توانید مخالفت خود را ابراز کنید. خیر! در دموکراسی از نوع ایرانی اش، مردم مانند توپ فوتبال هستند که بین دو دسته مدام پرتاب می شوند و مدام لگد می خورند تا یکی از آنها برنده شود. توجه داشته باشید که در هر صورت، این دو تیم از شما مانند توپ برای بازی خود، استفاده ابزاری می کنند. توپ لگد بسیار می خورد و هرگز برنده نمی شود.
نامه سرگشاده به پارلمان اتحادیه اروپا
mercredi, juillet 15, 2009
فستیوال تآتر و هنرهای مختلف شهر "آوینیون" در جنوب فرانسه
نترسید! نترسید! این کلیپ محسن نامجو هستش!
من برای آزادی کشته شدم
به گزارش خبرنگار روز ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند و به محل نامعلومی بردند وسرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هر گونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند./
کارزارهای بی خشونت، رامین احمدی
mardi, juillet 14, 2009
راه و بیراه، انقلاب یا چانه زنی؟ - امید حبیبی نیا
کشته ها بسیارند
برای آخرین دیدار و بزرگداشت مریم یوسفی
به اطلاع دوستان و آشنایان عزیز می رسانیم که مراسم بدرقه مریم بسوی خفتن گاه همیشگی؛ و یادمان او، روز جمعه 17 ژوئیه 2009 برگزار خواهد شد. حضور شما، موجب تسلی خاطر ما، یادآوری خاطره ی عزیز مریم و همچنین گرامیداشت تلاش های یکی از فعالان پیگیر جنبش زنان، دفاع از حقوق بشر و جنبش ترقیخواهانه مردم ایران خواهد بود.
زمان و مکان به خاک سپاری و و مراسم بزرگداشت مریم یوسفی همراه با لینک چند مطلب از او و فعالیت هایش
برای محکومیت جمهوری اسلامی امضاء کنید!
آی آی آی (آهنگ جدید کیوسک در هیجده تیر)
lundi, juillet 13, 2009
تصمیم (رپ) از عرفان خشایار
این آهنگ به جان باختگان سرکوب تقدیم شده است
جمهوری گروگان گیری
فشار بر فعالان مدنی از راه "گروگانگیری"
: دنبال مسعود آمده بودند، نه دنبال مهسا، اما مهسا را با خود بردند!
dimanche, juillet 12, 2009
سهراب اعرابی چی شد؟ خبر و عکس و گزارش
آیا علت قتل سهراب نوزده ساله سرودن شعری نبود از زبان ندا آقا سلطان که به سهراب می گفت خوش آمدی؟
علت مرگ سهراب اعرابی و زمان مرگ او معلوم نشد ولی سرانجام روز دوشنبه 22 تیرماه او را در بهشت زهرا به خاک سپردند.
اوباش زمانه را شناسایی کنید
ویدئو کلیپ از رزا
samedi, juillet 11, 2009
دیگر رنگ نخواهم شد

خانم گوگوش با ناز فراوان ادعا کرد که دارد شعری از سهراب سپهری، از مجموعه"حجم سبز" را برای آلبوم جدیدش آماده می کند، احتمالاً در کلیپش وقتی می خواند "سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت" میرحسین را خواهیم دید که دست در دست زهرا خانم فولکلوریکش مشغول کشاورزی و میخک کاری هستند. دیدی میرحسن نقاش بود و خبر نداشتی؟ می بینی زهرا خانم هم شاعر شد؟ ببین اینهمه هنر را در آن مرز پرگهر!
امروز جایی خواندم که باز یکی از جان نثاران حزب سبزهای اسلامی، شعر فروغ "دستهایم را در باغچه خواهم کاشت، سبز خواهد شد، می دانم" را انداخته پشت قباله میرحسین و حزب قمر بنی هاشم اش.
چند روز پیش، دوستی می گفت: نکند "وهم سبز" فروغ را بدزدند؟ گفتم: نه! "وهم سبز" پر از نومیدی و میل به خودکشی است، ولی عبارات و واژه هایش را خواهند دزدید و حتماً بازنویسی اش می کنند.

اصلاً اسلام می خواهیم چکار؟ مگر نداشتیم؟ مگر کم داریم؟ مگر همه چیز باید در راه پر کردن جیب ملایان و حامیان اسلام باشد؟ مگر بیرون از دایره ی تنگ و عبوس اسلام، مردم آدم نیستند؟ مگر آنها هیچ حقی ندارند؟

مشاهداتم در تظاهرات این یک ماه اخیر را می نویسم، به این امید که آگاهی دهنده باشد:
در تظاهرات اعتراضی، ماموران حراست صف های تظاهرات از خودشان هستند، اکثرشان به نظر می رسد برای انجام مأموریتی به خارج از کشور اعزام شده اند، "رفتار و حرکاتی نظامی در لباس شخصی دارند." این را دوست خبرنگار فرانسوی مان می گوید.

مرد ایرانی در لباس عربی به او گفته که دانشجوی مبارزی است و این لباس هم عربی نیست بلکه کفن است! چون دانشجویان ایران در مبارزه شان کفن پوشیده بودند. به او می گویم: "دانشجویان پس از سلاخی شدن در خوابگاه، در مرده شورخانه، کفن بر تنشان پوشاندند و این حرفها مزخرف است و این آقا هم کفن نپوشیده بلکه این یک لباس عربی پوشیده است که آستین دارد و خیاطی شده است." لباسی بسیار مناسب برای حاج آقاهای چندزنه!
در جلوی شهرداری که بودیم آقایی فریاد زد "مرگ بر جمهوری اسلامی" خانمی که همانجا ایستاده بود برگشت و با لحن سرزنش آمیزی گفت" این را نگویید آن وقت آن بیچاره ها را شکنجه می دهند!" گفتیم: "مگر تا الان شکنجه نمی دادند؟ مگر به این یک کلام است؟" همان آقا با مهربانی به او گفت: "اینجا؟ چه اشکالی دارد اینجا که آزادی است و می توانیم بگوییم، پس چرا اینجا نگوییم؟" خانم باز نقش حراست را به عهده گرفت. دوستم که زن خونسردی است انگار حوصله مکالمه با حراست را نداشت، با خونسردی تمام شروع کرد: "مرگ بر جمهوری اسلامی! مرگ بر جمهوری اسلامی!" و جلو رفت تا از گردهمایی فیلم بگیرد!

البته در روایت فرانسه این مطلب را قید نکرده بودند اما در روایت فارسی تاکید کرده بودند که پلاکارد و پرچم و آفیش نیاورید. نمی خواستیم همراه آنها برویم تا از ما به عنوان سیاهی لشگر برای سپاه اسلام برای عکس ها و فیلم های خود استفاده کنند ولی از سوی دیگر نمی خواستیم میدان را برای تاخت و تاز فاشیست های رایش سبز خالی کنیم.
پنج شنبه در برابر میدان سوربون، پرچم های سه رنگ ایران که یکی را بر مجسمه ی وسط میدان آویخته بودند، از دور نوید استقامت ملی و مردمی و ایرانی را می داد. درون پرچم های سه رنگ (نه شیر و خورشید و شمشیر بود و نه "لا اله...")، فقط به سادگی نوشته بودند "ایران".
مدتی زیادی از وقت مان به شنیدن پیام های پوک و خواندن مطالب بی رمق فیس بوک گذشت. در این بلبشوی سیاسی، آقای رویایی آمده بود برای شعرخوانی! در سالگرد حمله به کوی دانشگاه، صدای یواش آقای رویایی! (و نه صدای جوان یک دانشجوی مبارز!) در وسط میدان سوربون غریب به نظر می رسید. در میان مردم حرکت می کردیم و نظرشان را جویا می شدیم، اکثر افراد از این حرکت خودکامه حزب سبزهای قمر بنی هاشم ناراضی بودند. خانمی با پسرش آمده بود، کلافه بود و می گفت: "اینها اگر کسی شعار خارج از چهارچوب موازین تحمیلی شان بدهد، پلیس خبر می کنند، همه اش "خس و خاشاک" و "یار دبستانی" را می خوانند"
علیرغم این تهدیدها و تحمیل ها در یک کشور دموکراتیک، کسانی اعلامیه های خود را پخش کردند، چند جوان هم کاغذهایی با سه رنگ پرچم ایران که درون هر رنگ به لاتین نوشته شده بود (آزادی، دموکراسی، لائیسیته) و پایین اش اضافه شده بود: "ایران هم مستحق اش است!" پخش کردند، مردم با کمال میل از آنها گرفتند. بالاخره پس از آن که با حرفهای پوک غیردانشجویی و خارج از چهارچوب مبارزاتی و خارج از موضوع "هیجده تیر" به اندازه کافی خسته مان کردند، صف سپاه نوین اسلام به سرکردگی حضرات سبزپوش با مدیریت انحصاری بلندگو و شعار از جانب سبزپوش ها به راه افتاد.

صدایمان در آمد که این تکیه را کنار بکشید چون پرچم ما نیست و پرچم عربستان سعودی است!" با تندی با اعتراض کنندگان برخورد کردند. بددهنی کردند، دختر نیم وجبی به خانم مسنی که صدایش در آمده بود گفت: "اگر این پرچم را نمی خوای از صف برو بیرون!" توی خیابان پاریس اینها بودند که قوانین سانسور خودشان را تحمیل می کردند. سرانجام خودشان را کاملاً تحمیل کردند و درگیری لفظی پیش آمد. گمانم از آنجا صف مسیرش کج کرد به سوی ژوسیو! چون استفاده ابزاری لازم از جماعت برای پیشبرد اهداف خود، انجام نگرفته بود، احتمالش هست که سریع با پلیس تبانی کرده باشند تا صف را متفرق و منحل اعلام کنند.
این واقعه به شکلی نمادین نمایانگر منش و روش سبزهای اسلامی است. تحمل شنیدن صدای هیچ دگراندیشی را ندارند: یا ساکتش می کنند و یا بیرونش می کنند و یا حذف و سانسورش می کنند و یا ماسکه اش می کنند تا دیده نشود. فاشیسم تمامیت خواه رایش سبز خیلی زود و از همان ابتدا دستش را برای همه رو کرده است و دیگر نمی تواند با نام "همبستگی" دروغین خود، مردم را بفریبد. سپاه رایش سبز به شکلی نمادین ترجیح داد در نیمه راه، صف را به بیراهه ببرد و منحل کند تا مبادا صدای عده معدودی که بالای شصت سال داشتند و شعار سرنگونی می دادند در فرانسه و در قلب پاریس شنیده شود. راستی به کجای دنیا برمی خورد اگر این عده هم پرچم خود و شعار خود و صف مجزای خود را می داشت؟

دیده اید چطور با آن قواره پارچه سبز همه را سانسور می کنند و پرچم سبز عربستان سعودی را به عنوان پرچم ما ایرانیان خارج از کشور به غربی ها معرفی می کنند؟ دیده اید بعضی هایشان با لباس تعزیه می آیند و در اول صف مان راه می روند و در همه عکس ها هستند؟
اینها کی هستند؟ - جز همه ی علاف ها و سرخورده ها و لمپنهایی که در این سالها در اروپا ول بودند و حالا به شکلی سازماندهی شده، بخش نمایشی و تصویرسازی و میزانسن های از پیش تعیین شده را توسط کارگردانان رژیم در برابر، چشمان غربی ها بازی می کنند و خود را دانشجو و یا نماینده مردم ایران معرفی می کنند؟
مگر قرار نبود همین ها به نام ملت داغدار ایران بریزند توی خیابان و روی همه چیز رنگ سبز بپاشند تا حافظه جمعی مان را از گذشته و تاریخ حقیقی مان پاک کنند و با رنگی دروغین مثل یک فیلم سینمایی بر روی پرده عریض چشم مان را فریب بدهند؟

مردم حقیقی ایران خونین دل اند و رنگ به چهره ندارند. مردم حقیقی ایران، مردم ناراضی ایران، مردم بینوا و دردمند ایران، روزی مانند امروز به خیابانها خواهند ریخت و هیچ موج دروغینی نمی تواند جلوی توفان انقلابشان را بگیرد. مردم مبارز ایران روزی درهای زندانهای رژیم هزار چهره را خواهند شکست و همه بیگناهان را آزاد خواهند کرد. دیگر هیچ گلوله ای نمی تواند جلوی سیل نارضایتی مردم ایران را بگیرد.
دوستی دارم که در خلال بیست سالی که می شناسمش هرگز وارد جریانات سیاسی نشده است ولی این بار، برای اعتراض، تا دم پارلمان اروپا در بروکسل رفت. دوست من ، در این یک ماه اخیر، در همه تظاهرات شرکت می کند، انگار با شرکتش در راهپیمایی ها و میتینگهای مختلف برای رویدادهای خونین اخیر در ایران، می خواهد جلوی آن اشتباه سی سال پیش را

ما طرحی برای جنبش نوین نداریم. او رفته گشته و طرح سیمرغ را به عنوان نمادی ایرانی برای روح جمعی انتخاب کرده تا بر روی پرچم مان بدوزیم. ما، من دوستانم رویاهایی داریم و به این سادگی ها از رو نمی رویم و در یک چنین روزهایی "ایران" را تنها نمی گذاریم و از مبارزه مان دست برنمی داریم.
ما با پرچم نوین خود که دست آورد جنبش نوین ایران است، باز هم به مجالس همبستگی های ساختگی برای استفاده ابزاری از مردم، خواهیم آمد . ما باز هم فریاد خواهیم زد: "آزادی، دموکراسی، لائیسیته!"
ما ساکت نمی نشینیم تا یک بار دیگر پرچم اسلام به زور شمشیر و لمپن هایش بر ما پیروز شود. ما تنها نیستیم.
Libellés : censure
vendredi, juillet 10, 2009
از خانه برون آى
کاری منتشر نشده از شهرام ناظری به نام "ایران کهن"، شعر از: فریدون مشیری/
برای شنیدن فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.دیروز مردم ایران خاموش نماندند

نمایی آشکار از فریاد دیروز مردم ایران برای آزادی و هشت عکس دیگر و ویدئوهای نیویورک تایمز
زبان مهرورزی با کی؟؟

کی بود گفته بود با مهربان ترین و آرام ترین واژه ها سخن بگوییم؟ با کی؟ با اینها؟ اصلاً اینها وقتی برای گفتگو می گذارند که حرف بزنیم؟ تا بیایی بایستی و با آرام ترین واژه ها با آنها سخن بگویی آنها خردمندانه ترین گازهای فلفل را به سویت پرت کرده اند و با مهربان ترین باتوم هایی را که از سرچشمه دانایی الهام گرفته اند بر سر و دست و کمرت و شکمت کوبیده اند و تازه مهربان ترین هایشان این گونه عمل می کنند و گرنه گلوله است و اسلحه و تیر و گاز اشک آور و گاز خردل و ...
jeudi, juillet 09, 2009
مجموعه عکس و ویدئو: ویژه ناآرامی های 18 تیر

عليرغم آن که از سوی مقامات دولت ايران اعلام شده بود هيچ گونه مجوزی برای تجمع و راهپيمايی در اين روز صادر نشده و با هر گونه تجمعی قاطعانه برخورد خواهد شد؛ گروه هايی از مردم در اطراف دانشگاه تهران و يا در خيابان های مختلف راهپيمايی کردند. گفته می شود نيروهای نظامی و بسيجی با گاز اشک آور به مقابله با مردم برخاستند و گروهی از معترضين را بازداشت کردند. خبرگزاری آسوشيتدپرس گزارش داده است مردم در اين راهپيمايی ها شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند.
/برنامه 18 تیر Rachel Maddow در شبکه تلویزیونی MSNBC (همراه با عکسهای ویژه خبرنامه گویا)
پرتاب گاز اشک آور به طرف جمعیت در تقاطع طالقانی و ولی عصر - 18 تیر (ویدئو+گزارش)
مجموعه ویدیوهای رسیده از حوادث 18 تیر/
!مردم خیابانها را به تصرف در آوردند
گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر -18 تیر 1388
وقتی همه سلطان بوديم! (گزارش ويژه از تجمعات ديروز در تهران - همراه با عکس)نگُرخيم/نگُرخيم/ ما همه با هَمَستيم//گزارشي از اغتشاش آفرينان 18 تير88 و عکس هايشان
نترسیدیم, چون همه با هم بودیم...
نمایی آشکار از فریاد دیروز مردم ایران برای آزادی و هشت عکس دیگر و ویدئوهای نیویورک تایمز