چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: از "سینمای زیرزمینی" تا "سینمای بدون مجوز"

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

jeudi, novembre 18, 2010

از "سینمای زیرزمینی" تا "سینمای بدون مجوز"

سینمای زیرزمینی، در جهان غرب به معنای سینمای غیرقانونی و پنهانی است و برای فرار از سانسور دولتی و در شرایط خاصی مخفیانه ساخته می شود، اکنون جمهوری اس. اس. لامی، این سینمای زیرزمینی را مانند جنس قاچاق زیر بال خود گرفته است و دارد مانند یک ژانر آلامد، سینمای زیرزمینی تولید می کند.
توجه داشته باشیم که هنر زیرزمینی، هنری نیست که در زیرزمین تولید شود، این فقط یک اصطلاح است، موزیک زیرزمینی می تواند در طبقه هفتم یک ساختمان شکل بگیرد و هیچ لازم نیست کسی که ادعای ساختن فیلمی در مورد موسیقی زیرزمینی ایران را دارد (مثل بهمن قبادی در فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد") ما را با خود به ته چاه و ته زیرزمین و ته آب انبار ببرد.
تا پیش از خرداد 1388، سینمای ایران تولیدی برای جشنواره ها داشت که در ایران معمولاً ناشناخته بود و بر روی اکران نمی آمد و در نتیجه نمی توان گفت که محبوب مردم قرار گرفته بوده است. از بعد از انتخابات 1388 مد جدیدی به راه افتاده است و آن ساختن فیلم هایی با سوژه های کاملاً سیاست زدایی شده و بدون اعتراض تحت عنوان سینمای زیر زمینی ایران بود. سوژه هایی مانند موزیک زیر زمینی ایران، بکارت و رابطه دختر و پسر، الکل قاچاق، سوژه هایی سیاست زدایی شده است که توسط شاگردان کیارستمی و وارثان مکتب او در ایران و به صورت بدون مجوز تهیه می شود و راهی فستیوال های خارجی می شود.
فراموش نکنیم در ایران حتا دوربین فیلمبرداری بر دوش داشتن هم اجازه می خواهد، مگر نه؟
از یاد نبریم که در ایران کنونی، هر چیزی وجود داشته باشد یا دولتی است و یا در نهایت دولتی می شود، چراکه یک حکومت تمامیت خواه دستش را می گذارد روی همه چیز! می دانیم سینمای ایران با مجوزساخته می شود یا فیلم تحت نظارت دولت است یا این که اجازه ساخت فیلم همان "بعله" را شفاهی از مابهتران گرفته است. در ایران همه چیز به دست دولت است، سینمای مافیایی ایران بر افکار و همه چیز مردم مسلط است، آن وقت چطور می شود که در روشن روشن بهمن قبادی می رود و از گروه های موزیک رپ، فیلم تهیه می کند و کسی به او نمی گوید بالای چشمت ابروست؟ همین قشقرق و جنجال که فیلم را مخفیانه و بدون اجازه ساخته اند تبلیغ بزرگی برای فیلم و همچنین نموداری از آزادی بیان و کار در ایران است، و نشاندهنده این که می شود بدون مجوز در ایران فیلم ساخت و به فستیوال فرستاد. ولی چه کسانی جز شاگردان کیارستمی و خانواده دکتر مخملباف و شرکا تاکنون می توانسته اند این کار را بکنند؟
فیلم بدون مجوزی که حجاب اسلامی را رعایت می کند و در آن هیچ زن بی حجاب نداریم و یا مثل فیلم «عرق سگی» کلاه گیس به سر گذاشته اند و به هیچ عنوان دست کسی به دیگری نمی خورد (بنابه گفته کارگردان فیلم). حقیقت این است که در واقع هیچ زیرزمینی در کار نیست و همه چیز رو است و این فیلم ها ی فستیوالی با توافقی ضمنی و با رعایت ضوابط و موازین ارشاد اسلامی تهیه می شود و نام "سینمای بدون مجوز" و "زیر زمینی" را بر خود می گذارد.
پخش گسترده دی وی دی یا کاست یا سی دی در ایران فقط با نظارت دولت و وزارت ارشاد ممکن است. فیلم سنتوری" مهرجویی را دولت پخش کرد، نسخه پخش شده در واقع آخرین نسخه سانسور شده است، اگر فردی بر اثر فقر مانند ژان والژان قرص نانی بدزدد تا پایان عمر تحت تعقیب قانون اسلامی قرار دارد و در صورت تکرار ممکن است مانند آن سارق ملایری دستش را قطع کنند. اما اگر این سرقت گسترده توسط وزارت ارشاد و معارف اسلامی صورت بگیرد کاملاً مجاز و شرعی است و پیگرد قانونی و قطع دست و این حرفها را ندارد.
از نکات جالب پخش «سنتوری» این است که به شکایت آقای مهرجویی رسیدگی می شود و ارشاد مجبور به پرداخت خسارت و غرامت می شود. گویا آخرش با کارگردان محبوب امام و نظام هماهنگ می کنند، آخر هر چه باشد مهرجویی، تنها کارگردان مورد پسند امام است و امام فیلم «گاو» را پسندیده بوده است و او جایگاه ویژه ای دارد، در نتیجه ارشاد به عنوان غرامت، پولی به تهیه کننده و مهرجویی می دهند و فیلم قیچی شده را برای عبرت جماعت از مقابله با دولت، و هنرمند مستقل شدن و نشان دادن آخر و عاقبت هنرمند جماعت، راهی بازار می شود.
از نکات جالب سینمای ایران، تولیدات برون مرزی حضرات کارگردانهای حکومتی است. خارج از مرزهای جغرافیایی، انگار همه چیز مشروعیت پیدا می کند. می خواهید فیلم را بدون سانسورهای تحمیل شده بر ملت ایران ببینید بروید آن سوی مرز. انگار از بیست سال پیش، صدای آواز زنان در آن سوی مرزها آزاد و مجاز است و کنسرت های دوبی و نزدیک مرز با توافق دولت بوده است.
از پارسال فیلمسازانی پیدا شده اند که به امر مخاطره آمیز فیلم ساختن با موازین اسلامی مشغول هستند ولی ادعا می کنند زیر زمینی اند. به نظر می رسد سه فیلم اخیر در مورد بکارت و موسیقی زیرزمینی و عرق سگی بدون کوچکترین آلودگی سیاسی تهیه شده است و روانه فستیوال های خارجی شده است.
تا پیش از این فیلمسازان نورچشمی رژیم با تولیداتی برای جشنواره ها و خارج از کشور مشغول بودند. سری چندگانه، ماشین سواری در دهات کوره های ایران و از درس و مشق بچه ها پرسیدن تخصص کیارستمی بود. آیا فیلم هایی که بهمن قبادی از کردستان گرفت بدون مجوز و بدون اطلاع دولت بود؟
نمایش فقر (اما در افغانستان) از تخصصات دکتر مخملباف و خانواده، و حالا دوره فیلم های کاملاً سیاست زدایی شده و بدون کوچکترین اعتراضی، با سوژه های داغ برای فستیوال ها با حفظ حجاب اسلامی (کلاه گیس) و موازین تهیه می شود و روانه فستیوال ها می شود.
ساختن فیلم (ندایی برای سبزالله؟)، و مأموریت بالاتر از چاخان برای ساختن فیلمی برای مستند هم از آن حرف های باورنکردنی بود. ندا سوژه ای شد تا خنیاگران مرگ، روایات خود را از زندگی او که مرگی دلخراش داشت بنویسند و ادعا کنند بدون مجوز و زیرزمینی برای خارج از کشور (با شرکت گوگوش؟) فیلم مستند تهیه کرده اند و در همین راستا نمایشی از آزادی را هم به روی اکران بیاورند.
در آن دیار نمایشی و این همه مهره های نمایشی، از بابی ساندز اسلامی گرفته تا بی بی ساندیز حزب توده، هیچکس به فکر دادخواهی این خون بیگناه بر خاک ریخته شده، نیست. یعنی اینها هیچ جوری با هم هماهنگ نکرده اند؟
دنبال خبرهای جدید، یک سر
رفتم سایت بی بی سی؛ دیدم عید قربان را به مسلمانان تبریک گفته، یادم افتاد امثال ندا قربانی هایی هستند برای جشن شکمچرانی سرمایه داران.
«گنجشکگ اشی مشی، روی بوم ما مشین. بارون می یاد خیس می شی، برف می یاد، گوله می شی. می افتی تو حوض نقاشی. کی میبره؟ -قصاب باشی. کی می پزه؟ - آشپزباشی. کی می خوره؟ - حکیم باشی!»-
و نمایشات بسیار دیگری در راه است،
توجه داشته باشید: همگی بدون مجوز و زیرزمینی!




<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?