dimanche, mars 06, 2011
هشت مارس و مصادره هویت زنان
- "هویت مستقل داشتن" یعنی جدا از بچه و شوهر و پدر و آقا داداش، مستقل و فردی عمل کردن و لحظاتی و اتاقی و خلوتی و سرانجام روزی برای خود داشتن.
- "مطالبه حقوق برابر و انسانی" به معنای رفع همه تبعیض هاست. اما منشاء این تبعیض ها در کجاست؟ - سرچشمه بسیاری از تبعیض های جنسیتی، قوانین و اخلاقیات و فرهنگ پدرسالار است و در نتیجه اگر زنان خواستار حق بشری خود هستند به ناچار ساختارشکن می شوند. چرا که برای رسیدن به حقوق برابر، بایست قوانین پدرسالار و ادیان مردسالار را کنار زد و دست همه این عقاید زن کش را از روح و جسم زن کوتاه کرد. بنابر این با این نگرش نمی توان حاج خانوم اسلامی ماند و فمینیسم ذبح اسلامی را بر مطالبات عدالت خواهانه زنان در چهارچوب قوانین عصر حجر محدود کرد. نتیجه چنین تفکری، این می شود که بزرگداشت زن در هشت مارس تبدیل می شود به رفتن پای مجلس روضه حاج آقاها (اتفاقی که امسال به همت کمپین یک میلیون امضا در بوخوم آلمان افتاد)
- فمینیسم ، در نهاد خود ساختارشکن و نوین است و در نتیجه نمی شود آن را به صورت مشروط با عقاید و سنت های متحجر از جمله چندهمسری (برای زن دوم و سوم آقایان بیایند از ما اجازه بگیرند) پیوند زد. در همین راستا نمی شود مراسم «سیزده به در، بچه به بغل» را با هشت مارس پیوند زد. و باز نمی شود در آستانه نوروز و چیدن هفت سین، هفت تخم را سمبل حقوق از دست رفته زنان دانست و آن تخم ها را طلب کرد. و باز نمی شود مثل زهرا خانوم چادر به کمر بست و به منزل خانم های قرائتی رفت و پای دیگ نذری،آش ایشان را به هم زد و نامش را گذاشت فمینیسم بومی.
- آموزش و اطلاع رسانی به زنان، از اهداف فمینیست هاست: این که زنان سواد خواندن و نوشتن پیدا کنند، این که زنان به حقوقی که از آنها سلب شده آگاه شوند، این که زنان پی ببرند که در خلال قرون هرگز انسان بودن آنها رعایت نشده است، از وظایف فمینیست هاست، یک فمینیست حقیقی مأمور حکومت یا آژان دولتی نیست که برود به زنان بگوید هیچ حقی ندارند و بهتر است فکر حق و حقوق را از سر بیرون کنند و مصلحت این است برای بهبودی وضع خویش، به آنها وکالت بدهند تا ایشان بروند و از طرف زنان وارد مذاکره و دلالی برای کسب حقوق بشوند. فمینیست های حقیقی به زنان روش مستقل شدن و آگاه شدن از حقوق پایمال شده خود را یاد می دهند تا زنان تشکل خود را بنابر توانایی خود به وجود بیاورند.
فمینیسم، ایده "زن" به مثابه "جنس دوم" را رد می کند. هیچ فمینیستی نمی تواند قانونی را بپذیرد که در چارچوب آن، زن را موجودی از نوع جنس دوم، جنسیتی که مدام باید خود را بپوشاند تا آتش شهوت مرد برنخیزد. هیچ فمینیستی نمی تواند خواستار رفع تبعیض جنسیتی باشد اما در کنارش سوگند بخورد که به چنین قانونی (مگر قانون اساسی جمهوری ملایان در ایران چیست؟) وفادار خواهد ماند. خانه ای که از اساس ویران است را نمی شود با تعمیر سر پا نگه داشت و قابل سکونت دانست.
- فمینیسم بدل ندارد: جمهوری ملایان از ابتدای تأسیس خود در ایران تاکنون، با سیاست بدل سازی، «روز فاطمه زهرا» به جای «روز جهانی زن»، هر چیزی را به سبک اسلامی خود، جایگزین کرده است. افرادی که در راستای سیاست جایگزین کردن و بی معنا کردن ارزش های جهانی و سیاست زدایی از اعتراضات مردمی گام برمی دارند نیز خواسته یا ناخواسته بدین گونه عمل می کنند و از این زاویه مطالبه حقوق برابر در هشت مارسی در قرن بیست ویکم، طبق فتوای شیرین های عبادی مبارزه دموکراتیک و آزادخواهی زنان تبدیل می شود به مشارکت اما از نوع بچه به بغل و بازو به بازوی شوهر جان رفتن به مراسم پیک نیک و سیزده به در جامعه مدنی. طبق اظهارات عبادی ها، در شرایطی که حکومت دیکتاتوری به هیچ قانونی پایبند نیست، جامعه باید مدنی باشد. همچنان که عمل اعتراض مادران عزادار به قتل جوانان طبق فتوای ایشان به مراسم هفتگی هواخوری در پارک تبدیل شد. پس در روز هشت مارس، زنان همراه برادران بسیجی و ارتشی خود به خیابانها خواهند آمد و در راستای مبارزه مسالمت آمیز این برادران زحتمکش را بوسه باران خواهند کرد و خواستار اضافه حقوق برای سپاه سرکوب خود خواهند شد. این یعنی روش دموکراتیک در جامعه مدنی به شیوه عبادی - البته از نوع غیرسیاسی! ئقت کنید و و ببینید در دو سال گذشته چقدر این بانوی عبادی مسایل و جنایات رژیم را با مبارزات مسالمت آمیز و مدنی، بی معنا و لوث کرده است.
- آزادی خواهی و برابری خواهی یکی از اهداف زنان است. در این چهارچوب پیش ساخته ای که زنان با قوانین اسلامی گاهی «آدم» به حساب نمی آیند، همین زنان چون توده انبوهی بی هویت و بی فکر دوشادوش سربازان امام زمان خواستار برابری دموکراتیک خویش زیر نظارت ولایت فقیه و شورای مصلحت عوام و نسوان و مجلس خبرگان و دارای قوانین قطع دست و چشم در آوردن و سنگسار و اعدام و چندهمسری، به پیاده روی در هوای ابتدای بهاری مشغول خواهند شد تا این روز زن نیز مانند دیگر روزهای سال ملاخور شده و بگذرد.
- آزادی زنان، آزادی اندیشه است. اگر قانون اساسی جمهوری ملایان به زنان حق رأی می دهد برای این است که به نیمی از آراء مردمی احتیاج دارد ولی به زن حق انتخاب نمی دهد، زن حق شرکت و کاندید شدن هم ندارد، در این جامعه به ظاهر مدنی، به زنان چون توده ای انبوه که آرایشان بایست در صندوق هایی ریخته شود نگریسته می شود؛ اما از این صندوق ها مردی بیرون خواهد آمد که حقوق زنان را بنابه قانون کشوری (سوگند خورده و می خورد) و منافع آن از زنان دریغ خواهد کرد، از این زاویه همگرایی و رفتن به مذاکره و (با خط کشیدن بر روی خواست های اساسی زنان) گدایی کردن حداقلی برای زنان به هیچ وجه عملی فمینیستی و آزادیخواهانه تلقی نمی شود بلکه فلاکت محض است این! فراموش نکنیم که فمینیسم در بطن خود شریف است و آزاده!
فمینیسم دلاله گی نیست: همگرایی و دلاله گی به جای آزادی خواهی از سوی زنان، هرگز نام فمینیسم بر خود نگرفته است. در قرن بیست و یکم می شود با روش هایی مترقی تر از دلاله گی و ریش سفیدی و گیس سفیدی و پامنبری، خواستار حقوق هرگز به کف نیامده زنان شد و جنبش زنان را تا به این حد به ابتذال نکشانید. روش های گیس سفیدی و قبیله ای و بومی در جهان وسیع امروز منسوخ شده است و کارآمد ندارد، شیوه های فلکلوریک خانباجی های فئودال؛ دیگر دوران خود را سپری کرده است و باید اصولی تر به مسایل بنیادین پرداخت.
- مصادره هشت مارس در داخل و خارج از کشور: هشت مارس که روزی علیه تبعیض جنسیتی است در جامعه ایرانیان خارج از کشور هم رعایت نمی شود، نفوذ خزنده سربازان امام زمان و دختران زینب و خواهران فاطمه زهرا باعث شده هشت مارس تبدیل بشود به روضه آخوند اشکوری. البته اپوزیسیون خارج از کشور هم مطابق معمول حقه های تاکتیکی خود را برای بهره برداری و جذب زنان به منزله قوای پیاده نظام برای خود داشت و گاه هشت مارس به اجرای رقص عربی برای حال دادن به شوهران حزبی و شعرخوانی "آخ و اوخ اروتیک" برای جلب مشتری و مجلس بزن و بکوب در روز آزادی زنان تبدیل می شد و می شود، و ننگ بر شما بانوان فمینیست که اینقدر کاسبکارانه هشت مارس را برنامه ریزی می کنید. آره با شما هستم خانم فرمانده نظامی حزب، شمایی که می آیی به نام زن لشگرکشی می کنی و بعد زنان را می فرستی آشپزخانه کتلت و سالاد الویه درست کنند و برنامه نایت کلاب می گذاری برای حال دادن به رفقای حزبی تا خستگی راه پیمایی از تنشان در برود. ننگ بر تو باد!
- فمینیسم با لمپنیسم هیچ مناسبتی ندارد: در راستای فمینیسم زبان زنانه و نوشتار زنانه، از دوران خاتمی به بعد، ما شاهد درخشش آثار بانوانی هستیم که زبان روسپیخانه را به جای زبان زنان رایج کرده اند، این یک موج انحرافی است که می خواهد فمینیسم و اروتیسم را از چشم همه بیندازد و فقط زبان روسپیخانه را به منزله زبان زنان به رسمیت بشناسد در حالی زبان وقیح و دشنام آمیز روسپیخانه، زبانی مردپسند و باب طبع حاج آقاهاست. در این دوره، کم نمی بینیم مقالات و نوشته های زنانی که سرشان لای پایین تنه شان گیر کرده است و مدام مشغول آخ و واخ و اوخ و تلاش برای رسیدن به ارگاسم خود و حاج آقا را رهنمود آثار درخشان خود قرار داده اند. زبان زنانه با زبان لمپنیسم و دریده سرایی مناسبتی ندارد. زبان زنان زبانی ناگفته و نانوشته است و بایست از نو خلق شود. برای گریز از این جریانات منحرف و گاه روسپیخانه وار، و رسیدن به زبان زنان، بایست به اصل زن بودن ، اصل رهایی، اصل آزادگی پیوست و از لمپنیسم با همه عقده های جنسی اش مانند همان سپاه سربازان امام زمان گریخت. آیا این رژیم دیکتاتوری فاشیستی ترجیح نمی دهد که مردم سرشان توی تنبان خودشان یا دیگری باشد و کاری به کار سیاست و عدالت خواهی نداشته باشند؟ آیا الان وقت این حرفهاست؟
- به بیراهه بردن زنان در هشت مارس: فمینیسم در راستای مطالبه حقوق برابر برای زنان گام برمی دارد و از این زاویه مصادره این روز برای راه پیمایی به سوی سفارت کشورهای مسلمان امری غیرضروری و منحرف کننده و به نفع سیاست های منطقه ای است. گرچه زنان به منزله نیمی از نوع بشر، در برابر مسایلی چون جنگ، فاشیسم، نژادپرستی و فقر مواضع رادیکال خود را دارند اما راه پیمایی و یا حرکت هشت مارس، حرکتی نمادین و مستقل از جانب تشکل زنان است و با کارناوال و میهمانی فرق دارد و از این رو دعوت مردان برای راه پیماایی نشانه ای از فرهنگ ضعیف پروری و ضعیفه سازی است. آیا می خواهید بگویید زنان قادر نیستند تنهایی به حتا یک راه پیمایی بدون شوهران گلشان بروند؟
- فمینیسم و حجاب با هم آشتی ناپذیرند. فمینیسم در جوهر خود، عدالت جویانه و برابری خواهانه است و از این زاویه نمی تواند ایده حجاب را چه اجباری و چه اختیاری بپذیرد، از این زاویه حاج خانم هایی که به حفظ حجاب به راه پیمایی هشت مارس می آیند مردود است. همچنان نمایشگاه آخرین مدل های روسری یا کارگاه حجاب در هشت مارس از سوی مجالس فمینیستی امری غیرقابل بخشش و غیر قابل چشم پوشی است.
اگر جامعه سرمایه داری غرب در برابر هشت مارس و میل برابری خواهی و آزادی زنان، جریانات پوک و اهانت باری چون مسابقه ملکه زیبایی با بیکینی و دختر شایسته را به راه انداخت، جامعه سرمایه داری بازاری اسلامی نیز به فشن حجاب و روسری های رنگ و وارنگ و مایوی اسلامی و کارناوال و سیرک به فریب مردم پرداخت تا پارچه های بیشتری بفروشد، اما اینها به ما مربوط نیست. زنی که خود را ابراز جنسی می بیند و حجاب را وسیله ای برای مصونیت ، بهتر است ته خانه بنشیند و برای آقای شوهر تخم مرغ رنگ کند. جنبش زنان، جنبش بدون تخم (البته با تخمدان و زهدان) و جنبشی بدون حجاب است.روز هشت مارس روز آزادی و برابری زن و در نتیجه روز سوزاندن روسری ها و حجاب ها در ملاء عام است؛ اگر روزی زنان فمینیست آمریکایی در اعتراض به "کالا تلقی شدن زن در جامعه سرمایه داری" سینه بندهایشان را سوزاندند، زنان ایرانی بایست در روز هشت مارس و یا چارشنبه سوری به منزله اعتراض به قوانین نابرابر و تبعیض آمیز که شکل نمادین آن تحمیل "حجاب" است روسری هایشان را به آتش بکشند.
زنده باد آزادی
تکثیر و کپی گرفتن از این مطلب با ذکر مأخد مانعی ندارد























