چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: گرترود اشتاین و خانواده هنردوست و دوستان هنرمندش

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

mercredi, janvier 11, 2012

گرترود اشتاین و خانواده هنردوست و دوستان هنرمندش

مدتی است یعنی از پنجم اکتبر تا به حال، در گراند پله نمایشگاه بزرگ و بی نظیری از آثار و از اسناد مهم ترین هنرمندان نوپرداز ابتدای قرن بیستم برگزار شده است که این نمایشگاه بی مانند دارد روزهای آخر خود را طی می کند تا به نیویورک برود، این نمایشگاه که عنوان بلند «ماتیس، سزان، پیکاسو: ماجرای اشتاین ها» را بر طاق خود دارد، عنوانی که گویای اهمیت و دلیل نمایشگاه نیست؛ در واقع به بخشی از تاریخ هنر مدرن و به صفحاتی از تاریخ هنر ابتدای قرن بیستم و به نقش اشتاین های کلسیونر در مطرح کردن نقاشانی چون ماتیس و سزان و پیکاسو و مانه می پردازد.
در ابتدای قرن بیستم، اشتاین ها، دو برادر و یک خواهر آمریکایی، از یهودیان ثروتمند و هنر دوست، پاریس را برای اقامت انتخاب می کنند، مایکل برادر بزرگتر و همسرش سارا و گرترود نویسنده نوپرداز و آوانگارد و لئو برادر کوچکتر یکی پس از دیگری در منطقه مونپارناس سکنا می گزینند و چون همگی هنر دوست هستند هنرمندانی را به دور جمع می کنند؛ اشتاین ها از اولین خریداران ماتیس و پیکاسو و سزان و رنوار و گویا و مانه هستند. آنها نقاشی مدرن را می پسندند و با خرید تابلوها و مطرح کردن این نقاشان در واقع با انتخاب و سلیقه خود در شکل گیری و رونق هنر مدرن زمانه خود و پس از خود نقشی عمده و تعیین کننده دارند. نمایشگاه آثار مهمی از این نقاشان را در کنار اسناد و عکس هایی از اشتاین ها و مطالبی تاریخی، گذاشته است و به روشن کردن و باز کردن صفحاتی از تاریخ هنر می پردازد.
در سالن آخر نمایشگاه با گذاشتن تابلو و مجسمه و عکس و صدا و فیلمی مستند از گرترود اشتاین نویسنده خلاق، که «آمریکا را زادگاه خود و فرانسه را خانه خود» می دانست به تجلیل از گرترود اشتاین، نویسنده آوانگارد می پردازد. گرترود درباره نقاشان بزرگی که کشف کرده اند از جمله پیکاسو مطالبی نوشته است و از آن سو پیکاسو و پیکابیا و ماتیس و مان ری و مطرح ترین هنرمندان آن دوره نیز به سهم خود، تصویر گرترود اشتاین را با قلم مو و دوربین و هنر خود ثبت کرده اند همچنان که گرترود با قلمش ویژگی هنر نوین آنان را شرح داده است.
 خانواده اشتاین، آمریکایی بودند، و از اهالی پنسیلوانیا اما تبار و نسب شان به باواریای آلمان می رسد، خانواده اشتاین یهودیان ثروتمند و هنردوستی بودند که در ابتدای قرن بیستم به پاریس آمدند و در سال 1907 دیگر جمعشان جمع شده بود و حلقه ای هنردوست که عصر شنبه ها (چهار بعدازظهر تا نه شب) نقاشان و نویسندگان و هنرمندان دیگر را در خانه خود می پذیرفتند و آثار آنها را خریداری می کردند.
مایکل و سارا اولین تحسین کنندگان ماتیس بودند و کلکسیون کاملی از آثار ماتیس را خریداری کرده بودند، سارا با ماتیس خیلی دوست بود و از سوی دیگر گرترود با پیکاسو رابطه خیلی دوستانه ای داشت و این دوستی منجر به خلق آثاری از دو سو شد. گرترود نوشت و پیکاسو نقاشی کرد و ماتیس به همچنین و این ارتباط متقابل و پربار هنرمندان ادامه داشت تا جنگ جهانی اول، در دوران جنگ، فعالیت هنرمندان مختل و پراکنده و مسدود شد.
گرترود که از سال 1907 رابطه عاشقانه و پایداری با آلیس بی تکلاس آغاز کرده بود، در دوران جنگ اول جهانی به صلیب سرخ پیوست و همراه با آلیس با رانندگی ماشین حامل مجروحان جنگی و انتقال آنها به بیمارستان و یا مکانی امن، برای مداوا به آسیب دیدگان جنگ کمک رسانی می کرد، پس از پایان جنگ جهانی اول، فرانسه از این نویسنده محبوب و انساندوست قدردانی به عمل آورد. 
دوران صلح و آرامش به درازا نمی کشد اما در این سالها، گرترود با انتشار «اتوبیوگرافی آلیس بی تکلاس» به شهرت و مجبوبیت دیگری دست پیدا می کند، و خارج از حوزه نقاشی و هنرهای تصویری به محبوبیت خالص ادبی ویژه ای می رسد. با سر گرفتن جنگ جهانی دوم، ماندن در اروپا، برای کسی که یهودی است و زن هم هست و همجنسگرا هم هست بسیار مخاطره آمیز است، اما گرترود به آمریکا بازنگشت و در فرانسه ماند و در خانه دوستان فرانسوی اش جان خود را از خطر فاشیسم در امان نگه داشت، گرترود شانس این را دارد که ثروتمند است و در نتیجه دوستانی دارد که پناهش بدهند، در حالی که یهودیان فقیر این شانس را نداشتند و گرترود شانس این را دارد که به دام نازی ها نمی افتد، در حالی که نویسنده جوانی مثل آن فرانک در پانزده سالگی پس از دو سال در خفا زیستن همراه با خانواده اش دستگیر و روانه اردوگاه های فاشیست ها شد و از جنگ جان سالم به در نبرد، استعداد وهنر آن فرانک در پانزده سالگی نابود شد. اما خوشبختانه گرترود از آتش جنگ دوم جهانی جان سالم به در برد و پس از آن نیز در فرانسه ماند و تا دم مرگ پاریس را ترک نکرد. گرترود به عنوان زن نویسنده از شانس های بزرگی برخوردار بوده است که یکی ثروت و فرهنگ خانوادگی اش است، ثروت درهایی را به روی گرترود باز می کند و حتا او را در مقام تعیین کننده قرار می دهد و از سوی دیگر فرهنگ خانواده نیز بالاست و برادران غیورش او را سرکوب و خانه نشین نمی کنند. گرترود به لئو برادر کوچکترش بسیار نزدیک است و با برادر بزرگتر میانه خوبی دارد و همین اطمینان، در روح زن نویسنده بسیار سازنده و مثبت است.
گرترود اشتاین گرچه مطالب و کتابهای بسیاری را از سال 1909 به چاپ رسانده بود و مطالبی که در مورد آثار نقاشان نوشته بود و چهره ای از خود به عنوان یک منتقد و یک مفسر هنری ارائه داده بود اما شهرت و محبوبیت، در سال 1933 و با انتشار کتاب زندگی نامه اش، «اتوبیوگرافی آلیس بی. تکلاس» به او روی آورد. او که رمان بزرگ «آمریکایی ساختن» را در سالهای جنگ جهانی اول به پایان رسانده بود با انتشار کتاب زندگینامه اش، درست پیش از جنگ جهانی دوم بسیار محبوب شد، 
گرترود هفتاد و دو سال زیست و چهل سال از زندگیش را با آلیس گذراند، او زندگینامه خود را به شیوه ای نوین و از دید آلیس و به روال رمان مدرن می نویسد. فاصله گرفتن از خویش و سپس نزدیک شدن و در جلد خود فرو رفتن و بازیهای زبانی و دور موضوع چرخ زدن، ویژگی های تکنیک گرترود اشتاین را تشکیل می دهد. گرترود اشتاین به سه زبان تسلط داشت اما به انگلیسی که زبان اصلی اش بود می نوشت و همیشه به انگلیسی نوشت و بازی های زبانی او با زبان اصلی و چرخش های او دور یک کلمه و با معنای جدیدی آن را دنبال کردن را می توانید در فایل صوتی بشنوید. گرترود اشتاین کتابهای زیادی نوشته است اما بازی های زبانی و پیچیدگی های تکنیکی اثر، متأسفانه ترجمه آثار او را مشکل و گاه غیرممکن کرده است.

به لینک های زیر مراجعه کنید، لینک نمایشگاه در گراند پله به شما امکان این را می دهد که از راه دور، گردشی مجازی در این نمایشگاه غنی داشته باشید. درباره گرترود اشتاین دو فیلم موجود است یکی یک فیلم قدیمی خانگی 1927 (سال به روی پرده آمدن متروپولیس فیرتز لانگ)، این فیلم خودمانی مکان ها و دنیای پیرامونی گرترود را نشان می دهد و دیگری فیلمی از او در یکی از جلسات داستان خوانی اش در سال 1934 است؛ گرترود اشتاین در سال 1946 در منطقه نویی ؛ حومه اعیانی پاریس به علت ابتلا به سرطان معده درگذشت. 
صدای گرترود اشتاین هنگام خوانش متنی که در مورد پیکاسو نوشته است موجود است، به صدایش و بازی او با کلمات و چرخش ها و تکرارهای متن توجه کنید، به موسیقی کلامش گوش بدهید؛ به فکر زنی می ماند که مدام دور مطلبی که رنجش داده باشد دور می زند و آن فکر دمی راحتش نمی گذارد و هی از سر می گیرد، شاعرانگی گرترود اشتاین در موسیقی کلامش و در اینجاست. در اطراف نمایشگاه چهار کنفرانس بود که نوار صوتی آن بر روی سایت موجود است و شنیدنشان برای علاقمندان بسیار مفید و برای آشنایی با هنرمندان آن دوره ضروری.
گردش مجازی در سایت نمایشگاه
دو ویدوئوی قدیمی از گرترود اشتاین 1927 و جلسه داستان خوانی او در سال 1934
 خوانش یک اثر گرترود اشتاین
فایل صوتی چهار کنفرانس درباره گرترود اشتاین و نمایشگاه

Libellés : , , , ,




<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?