lundi, novembre 29, 2010
نگاه کن! کودکی دوید! هنوز می شود دوید!
آی آدمها که در کشتی نشسته،شاد و خندانید
کودکی از فقر
دارد می سپارد جان!
کوسه ها خوردند پای کودکی را
کودکی در آب دست و پا می زد
او جان می کند
و شما بنشسته بر عرشه، بنشسته در کافه،
سرگرم و عیش و نوش
او جان می کند و واکس می زد،
برق می انداخت کفش های شما را
این مطلب را برای فیلم «دونده» اثر امیر نادری می نویسم. در اوج خفقان و سکوت دهه شصت، ناگهان کودکی دوید. جایزه نمی خواست، می خواست بداند آیا هنوز می شود دوید؟- بله! هنوز می شود دوید. کودک می خواست بگوید در زندگی بدون چشمداشتی همواره بایست دوید. زندگی دویدن است. زندگی مبارزه کردن است و بی وقفه بدون آن که چشم ات به دست این و آن باشد بایست خودت همیشه از حق ات دفاع کنی و آنقدر بدوی تا حق غصب شده ات را پس بگیری. «دونده» امیر نادری، فیلمی در ستایش تلاش و کوشش و در گرامیداشت نفس مبارزه است. مبارزه ای که چون کودک برای گرفتن حق خویش (همان یک ریال پول آب) معصوم است و قابل تقدیر است و هنوز وجود دارد.
«دونده» امیر نادری 1363، نقطه عطف و نکته حرکتی در سینمای ایران پس از انقلاب است. پیام شفاف کودک، صدای فریاد امیرو در خارج از مرزها شنیده شد و گرامی اش داشتند. بخش هایی از آن توسط نویسندگان لبنانی و جهان سومی به امانت گرفته شد. بخش آموختن الفبا در اکابر به شکلی مشابه در نمایش وجدی موواواد، نمایشنامه نویس و کارگردان لبنانی تبار کانادایی شده، را دیده ام. گمان می کنم او فیلم امیرو را در فرانسه دیده است و ناگهان الهام گرفته است.
بلندپروازی امیرو، استقلال امیرو، شرافت امیرو، سخاوت امیرو و مهمان نوازی امیرو بخش های انسانی فیلم را تشکیل می دهد و از یاد نرفنتی است. تصویر امیرو، این بزرگ مردکوچک با آن لبخند زیبا و آن شادی دیوانه وار در هنگام دویدن از پشت قطار یا هواپیما و یا کشتی فراموش نشدنی است.
- داشتم نان می خوردم. بچه ها بیاین بالا! نان بخورید!
روزهای بعد موفق می شود بطری هایش را نگه دارد و از حق خود دفاع کند. اما مقابل کوسه های توی آب چه کند؟ به ناچار چون می خواهد پای دویدن داشته باشد شغلش را تغییر می دهد و در ساحل آب خنک می فروشد. این بار قالب یخ او را می دزدند. امیرو از حق خود دفاع می کند و دنبال دزد قالب یخ آنقدر می دود تا او را گیر می آورد و یخ را به زمین می اندازد. امیرو نمی گذارد قالب یخ را سالم از چنگش درآورند، او به قیمت خرد شدن قالب و آب شدن قالب راضی است تا سهم خودرا به دزدان واگذار نکند.هنگامی که کنار ساحل آب می فروشد باز یک مفت خور پول آب را نداده با دوچرخه دور می شود. امیرو آنقدر دنبال او می دود تا او را از دوچرخه به زمین می اندازد و یک ریال پول آب را پس می گیرد.تنها دوست امیرو راهی سفر است و او تنهاتر می شود ولی دلخوشی او دیدن عکس مجلات خارجی و عکس هواپیماهاست. امیرو به کمک دوستش در ساحل به کار واکس زدن مشغول می شود و از سوی دیگر با آگاهی بر ضعف خود(بیسوادی)، به مدرسه می رود تا خواندن بیاموزد.
در یک سوءتفاهم، یک خارجی، امیرو را متهم می کند که فندکش را دزدیده است. وسایل امیرو را می گردند و او را از محل کارش می رانند. امیرو در برابر خارجی، از شرف خود دفاع می کند و مثل همیشه علیرغم کوچکی جثه و سن کم، موفق می شود او را به زمین بیندازد. خارجی هم از روی عصبانیت وسایل کار و جعبه واکس امیرو را می شکند و خرد می کند.
فیلم «دونده» در راستای فیلم قبلی امیر نادری « تنگسیر» و ستایش مبارزه تنظیم شده است. البته معصومیت و کودکی امیرو، نفس مبارزه را بیشتر را نشان می دهد. امیرو مانند شیرمحمد ناچار به انتقامجویی و کشتن نیست. او از ابتدا می آموزد که بایستد و بدود و از حق خود دفاع کند. امیرو و شیر محمد به شکلی اسطوره ای تنها و یک تنه با دنیا و نابرابری و حق کشی و زورگویی می جنگند.امیر نادری به عنوان یک فیلمساز جنوبی، مسئله حضور خارجیان و استعمار را یک بار دیگر مطرح می کند. ثروتی که با کشتی ها و هواپیماها و قطارها بار زده می شود و به غارت می رود و از سوی دیگر مردم فقیر ناحیه که در میان زباله ها و یا کنار ساحل به جستجوی پس مانده ها و بطری خالی ها مشغولند را نیز نشان می دهند. حتا به دست آوردن این پس مانده ها هم راحت نیست، برای جمع آوری بطری های خالی بایست خطر کوسه را به جان خرید. نگاه امیرو روی مردی بی پا شده متوقف می شود و تغییر شغل می دهد.
فیلم «دونده» در یادآوری نفس مبارزه و تلاش بی وقفه نهفته است. بعدها فیلمسازان حکومتی دررد «دونده» فیلم هایی ساختند. «بایسیکلران» محسن مخملباف 1364 داستان مردی فقیر است که برای جایزه ای (برای پراخت مخارج بیمارستان همسرش) اقدام به یک هفته دوچرخه سواری برای شکستن رکورد می کند. فقر انگیزه همه مبارزات نیست. بسیاری از مبارزات و تلاش های امیرو در راستای ایستادگی در برابر زور است و از این رو مبارزه امیرو باشکوه است. مبارزه امیرو برای یادآوری نفس مبارزه و تلاش برای رسیدن به زندگی بهتر است.
امیر نادری پرسوناژ خود را در سیرک جهان چون پدیده ای رو به انقراض، به نمایش نمی گذارد و آلت دست دلالان نمی کند، بلکه امیرو را پرومته وار نویدبخش آتش دانایی می داند. او شور غیرقابل وصف کودک را برای آزمودن استقامت و توانایی خویش متبلور می کند. مخملباف به نیروی مردم و نقش آگاهی دادن به مردم معتقد نیست. جالب این است که کسی که جزو گروه تروریستی بوده و می گوید تغییر کرده،، هیچ گونه اندیشه انقلابی را با خود حمل نمی کند (منظور از انقلاب معنای کلی و حقیقی آن است نه آن اتفاقی که در ایران رخ داد) و مانند گروه فشار و سرکوب توده ها عمل می کند. از دید او نفس مبارزه و مبارزه به شکل رادیکال مردود است. باید با سازش و آهسته پیش رفت. پدال نرم و یک نواخت بایسیکلران پاسخ او به فیلم «دونده» امیر نادری است. نظرگاه سازشکارانه و میل به رهبریت از بالا و نقش کارگردانی او نسبت به مبارزه و استقامت مردمی در تظاهرات عظیم ایرانیان در 28 ژوئن 2009 در پاریس به گونه ای نمایان بود. مخملباف خطاب به مردم معترض گفت: "(اعتراض و مقاومت) این دوی استقامت نیست. یک دوی مارتن است." مگر مردم به میدان باستیل رفته بودند تا از او نقشی برای بازی در «سلام سینما» بگیرند؟
عباس کیارستمی نیز در «خانه دوست کجاست؟» 1365 مطابق معمول مبارزه دونده را سیاست زدایی کرده و تبدیل به انگیزه ای عاطفی و خصوصی می کند. محمد می دود تا دفترچه دوستش را به او برساند. کیارستمی پیش از این فیلم پرمعنای «سفر» اثر بهرام بیضایی را معنا زدایی و و سیاست زدایی کرده و در «مسافر» پسرک را به انگیزه شخصی دیدن مسابقات جام جهانی فوتبال و دیدن پرویز قیلچخانی از نزدیک به تهران آورد. کیارستمی کلاً بعد اسطوره ای و معنای جستجوی هویت و معناهای عمیق فیلم بیضایی را پاک کرده بود. عباس کیارستمی در زمینه سیاست زدایی و معنازادیی اثر و انگیزه شخصی بخشیدن به مطالبات عمومی(از قبیل هویت، آزادی، استقلال، و...)، تخصص خود را نشان داده بود و از رژیم پیشین جایزه اش را گرفته بود. محمد وقتی نمی تواند خانه دوستش را پیدا کند خودش می نشیند و مشق او را می نویسد چرا که از دید کیارستمی سیستم آموزشی و استبداد بایست برقرار و بیرحم بماند و افراد به سهم خود در بقای استبداد بکوشند. دوندگی بیخود محمد او را به این نتیجه نمی رساند که بیاید و به معلم راستش را بگوید و اعتراف کند که دفترچه دوستش پیش او مانده بوده است. برای ساختن آینده ای بهتر، آیا آموزش و پرورش صحیح، هدف فیلم های کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان نباید باشد؟ چوب معلم، سیستم آموزشی همراه با تنبیه و کتک، آیا همیشه کودک را باید ترساند؟ نمی شود به کودک نترسیدن را یاد داد؟ در زندگی کودک، چه موقع آن سهمیه کتک، آن میراث پدران مستبد قطع خواهد شد؟
مافیای حکومتی سریع پیام و نقش سینمای هشیاری دهنده و نوید بخش سینمای امیر نادری را دریافت. عرصه را بر او تنگ کرد و امکانات کاری او را محدود و محدودتر کرد و به جای او سینماگران منتخب خویش را با فیلم هایی سیاست زدایی شده و یا همگرا با سیاستی در راستای جمهوری اسلامی به جشنواره های خارجی روانه کرد. سرانجام امیرو (امیر نادری) تبعید را برگزید.
در مورد «تنگسیر»
فیلم زیبای «دونده» محصول 1363 از امیر نادری به صورت کامل بر روی یوتوب است.






















