چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: نگاه کن! کودکی دوید! هنوز می شود دوید!

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

lundi, novembre 29, 2010

نگاه کن! کودکی دوید! هنوز می شود دوید!

آی آدمها که در کشتی نشسته،
شاد و خندانید
کودکی از فقر
دارد می سپارد جان!
کوسه ها خوردند پای کودکی را
کودکی در آب دست و پا می زد
او جان می کند
و شما بنشسته بر عرشه، بنشسته در کافه،
سرگرم و عیش و نوش
او جان می کند و واکس می زد،
برق می انداخت
کفش های شما را

فیلم «دونده» با فریاد امیرو خطاب به دریا و به سوی کشتی آغاز می شود و صدای زنده امیرو مانند فریادی به سوی لایتناهی در سرتاسر فیلم طنین افکنده است. فیلم مانند یک شعر بلند است. شعری در شکوه استقامت! و دویدن!
این مطلب را برای فیلم «دونده» اثر
امیر نادری می نویسم. در اوج خفقان و سکوت دهه شصت، ناگهان کودکی دوید. جایزه نمی خواست، می خواست بداند آیا هنوز می شود دوید؟- بله! هنوز می شود دوید. کودک می خواست بگوید در زندگی بدون چشمداشتی همواره بایست دوید. زندگی دویدن است. زندگی مبارزه کردن است و بی وقفه بدون آن که چشم ات به دست این و آن باشد بایست خودت همیشه از حق ات دفاع کنی و آنقدر بدوی تا حق غصب شده ات را پس بگیری. «دونده» امیر نادری، فیلمی در ستایش تلاش و کوشش و در گرامیداشت نفس مبارزه است. مبارزه ای که چون کودک برای گرفتن حق خویش (همان یک ریال پول آب) معصوم است و قابل تقدیر است و هنوز وجود دارد.
«دونده» امیر نادری 1363، نقطه عطف و نکته حرکتی در سینمای ایران پس از انقلاب است. پیام شفاف کودک، صدای فریاد امیرو در خارج از مرزها شنیده شد و گرامی اش داشتند. بخش هایی از آن توسط نویسندگان لبنانی و جهان سومی به امانت گرفته شد. بخش آموختن الفبا در اکابر به شکلی مشابه در نمایش وجدی موواواد، نمایشنامه نویس و کارگردان لبنانی تبار کانادایی شده، را دیده ام. گمان می کنم او فیلم امیرو را در فرانسه دیده است و ناگهان الهام گرفته است.
بلندپروازی امیرو، استقلال امیرو، شرافت امیرو، سخاوت امیرو و مهمان نوازی امیرو بخش های انسانی فیلم را تشکیل می دهد و از یاد نرفنتی است.
تصویر امیرو، این بزرگ مردکوچک با آن لبخند زیبا و آن شادی دیوانه وار در هنگام دویدن از پشت قطار یا هواپیما و یا کشتی فراموش نشدنی است.
  • داشتم نان می خوردم. بچه ها بیاین بالا! نان بخورید!
امیرو، این کودک کار، در ابتدا با جمع آوری بطری های خالی و فروش آن زندگی خود را تأمین می کند. همین مرا به یاد داستانی از پسرکی سیاه فام در یکی از محلات فقیرنشین آمریکا می اندازد. او که با جمع آوری بطری خالی بخشی از مخارج خانواده را تأمین می کرد و سرانجام شعری سرود. «آواز بطری های خالی» نام نویسنده را یادم نیست، کتاب برای نوجوانان بود و مصور و حاوی عکس هایی از پسربچه و خانواده اش. کتاب را اوایل جنگ ایران و عراق ترجمه کرده بودم. اصل کتاب و ترجمه اش را در دست دلالان کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گروگان گرفته شد و گم و گور شد و هرگز برنگشت. من هم راهی خارج از ایران بودم و کو فرصت برای پیگیری و مگر دلال جماعت جواب منطقی و درست می دهد؟ برگردیم به فیلم، «دونده»، فیلم از تصاویر سیاهان و موزیک جاز متأثر است. دوست امیرو، پسرکی است که با آن کلاه بره کج؛ پسربچه های سیاه پوستی که می رقصند و استپ می زنند را یادآور می شود.
شروع فیلم، امیرو، انسانی تنها در برابر جهان است. او فریاد می کشد و فریادش در ساحل پخش می شود. صدای امیرو نیز مانند پیامی در یک بطری شناور بر دریا سرگردان رها می شود. ساحل پر است از بطری های خالی، بطری های نوشابه ای که خارجی ها در کشتی ها نوشیده اند. امیرو و دیگران بطری های خالی را از میان زباله های کنار ساحل جمع می کنند و می برند و می فروشند. آن ازدحام بطری های خالی شناور بر آب چه می خواهد بگوید؟ آیا آن بطری های شناور بر روی آب، بازگوی اصراف در نوشیدن عده ای و فقر عده ای دیگر نیست؟ خانه امیرو کشتی به گل نشسته ایست. فیلم مجموعه ای از تصاویر شاعرانه و با معنا و زیباست.
امیرو پدر ندارد. امیرو مادر ندارد. امیرو خواهر ندارد. امیرو برادر ندارد. امیرو سواد ندارد. امیرو فقط یک جوجه دارد. جوجه، یادآور زندگی فقیرانه جوان نقاش در پاریس در فیلم عاشقانه «مون پتی» است. امیروی کوچک در برابر جهان بزرگترها تنهاست. در برابر هواپیماها و ترن ها و کشتی هایی که بی اعتنا به او می گذرند و صدایش را نمی شنوند، تنهاست. قلدری و زورگویی و دست بالای دست بسیار است. اولین روزی که داخل آب، دنبال بطری خالی می گردد، بطری های خالی اش را به زور از او می گیرند و او را کتک هم می زنند.
روزهای بعد موفق می شود بطری هایش را نگه دارد و از حق خود دفاع کند. اما مقابل کوسه های توی آب چه کند؟ به ناچار چون می خواهد پای دویدن داشته باشد شغلش را تغییر می دهد و در ساحل آب خنک می فروشد. این بار قالب یخ او را می دزدند. امیرو از حق خود دفاع می کند و دنبال دزد قالب یخ آنقدر می دود تا او را گیر می آورد و یخ را به زمین می اندازد. امیرو نمی گذارد قالب یخ را سالم از چنگش درآورند، او به قیمت خرد شدن قالب و آب شدن قالب راضی است تا سهم خودرا به دزدان واگذار نکند.هنگامی که کنار ساحل آب می فروشد باز یک مفت خور پول آب را نداده با دوچرخه دور می شود. امیرو آنقدر دنبال او می دود تا او را از دوچرخه به زمین می اندازد و یک ریال پول آب را پس می گیرد.
تنها دوست امیرو راهی سفر است و او تنهاتر می شود ولی دلخوشی او دیدن عکس مجلات خارجی و عکس هواپیماهاست. امیرو به کمک دوستش در ساحل به کار واکس زدن مشغول می شود و از سوی دیگر با آگاهی بر ضعف خود(بیسوادی)، به مدرسه می رود تا خواندن بیاموزد.

امیرو در کلاس های شبانه الفبا می آموزد و در ساحل تمرین می کند. گاهی هم با بروبچه ها می رود و با هم مسابقه می دهند و می دوند. فقرا دوچرخه ندارند تا بایسیکلران شوند. رکورد شکستن برای فقراا معنایی ندارد. رکورد شکستن در بخش لوکس زندگی افراد مرفه قرار دارد. دویدن برای فقرا یک ضرورت است. فقرا به نیروی پای خود متکی هستند و به همت خود. آنها تا وقتی پای دویدن دارند همگی برنده اند.
در یک سوءتفاهم، یک خارجی، امیرو را متهم می کند که فندکش را دزدیده است. وسایل امیرو را می گردند و او را از محل کارش می رانند. امیرو در برابر خارجی، از شرف خود دفاع می کند و مثل همیشه علیرغم کوچکی جثه و سن کم، موفق می شود او را به زمین بیندازد. خارجی هم از روی عصبانیت وسایل کار و جعبه واکس امیرو را می شکند و خرد می کند.
ده دقیقه آخر فیلم حماسه ایست. حماسه دویدن به سوی شعله ی امید و نقطه پایان. قالب یخ برای فرو نشاندن عطش وجود بهترین پاداش است. امیرو و برو بچه ها با عظمی راسخ و بی تردید به سوی شعله می دوند. سرانجام امیرو برنده می شود ولی جایزه فقط مال برنده نیست. امیرو مانند شیر محمد تنگسیر در پایان که تفنگش را به دیگری می دهد تا مبارزه کند، قالب یخ را به دست سایر دوندگان می دهد تا عطش خود را فرو بنشانند و قالب یخ دست به دست می گردد. مگر نه اینکه مبارزه از آن همه است و پیروزی از آن همه، و زندگی یعنی همین دوندگی ها؟ حقیقت این است که نوشتن و یا فیلم ساختن هم مثل دویدن می ماند و در آزمون زندگی، انسان، نویسنده، فیلمساز، دونده ایست که می نویسد، فیلم می سازد، و با تمام وجود می دود تا بداند آیا هنوز می تواند بدود. خواه در زادگاه، و خواه در تبعید!
فیلم «دونده» در راستای فیلم قبلی امیر نادری « تنگسیر» و ستایش مبارزه تنظیم شده است. البته معصومیت و کودکی امیرو، نفس مبارزه را بیشتر را نشان می دهد. امیرو مانند شیرمحمد ناچار به انتقامجویی و کشتن نیست. او از ابتدا می آموزد که بایستد و بدود و از حق خود دفاع کند. امیرو و شیر محمد به شکلی اسطوره ای تنها و یک تنه با دنیا و نابرابری و حق کشی و زورگویی می جنگند.
امیر نادری به عنوان یک فیلمساز جنوبی، مسئله حضور خارجیان و استعمار را یک بار دیگر مطرح می کند. ثروتی که با کشتی ها و هواپیماها و قطارها بار زده می شود و به غارت می رود و از سوی دیگر مردم فقیر ناحیه که در میان زباله ها و یا کنار ساحل به جستجوی پس مانده ها و بطری خالی ها مشغولند را نیز نشان می دهند. حتا به دست آوردن این پس مانده ها هم راحت نیست، برای جمع آوری بطری های خالی بایست خطر کوسه را به جان خرید. نگاه امیرو روی مردی بی پا شده متوقف می شود و تغییر شغل می دهد.
فیلم «دونده» در یادآوری نفس مبارزه و تلاش بی وقفه نهفته است. بعدها فیلمسازان حکومتی دررد «دونده» فیلم هایی ساختند. «بایسیکلران» محسن مخملباف 1364 داستان مردی فقیر است که برای جایزه ای (برای پراخت مخارج بیمارستان همسرش) اقدام به یک هفته دوچرخه سواری برای شکستن رکورد می کند. فقر انگیزه همه مبارزات نیست. بسیاری از مبارزات و تلاش های امیرو در راستای ایستادگی در برابر زور است و از این رو مبارزه امیرو باشکوه است. مبارزه امیرو برای یادآوری نفس مبارزه و تلاش برای رسیدن به زندگی بهتر است.
امیر نادری پرسوناژ خود را در سیرک جهان چون پدیده ای رو به انقراض، به نمایش نمی گذارد و آلت دست دلالان نمی کند، بلکه امیرو را پرومته وار نویدبخش آتش دانایی می داند. او شور غیرقابل وصف کودک را برای آزمودن استقامت و توانایی خویش متبلور می کند. مخملباف به نیروی مردم و نقش آگاهی دادن به مردم معتقد نیست. جالب این است که کسی که جزو گروه تروریستی بوده و می گوید تغییر کرده،، هیچ گونه اندیشه انقلابی
را با خود حمل نمی کند (منظور از انقلاب معنای کلی و حقیقی آن است نه آن اتفاقی که در ایران رخ داد) و مانند گروه فشار و سرکوب توده ها عمل می کند. از دید او نفس مبارزه و مبارزه به شکل رادیکال مردود است. باید با سازش و آهسته پیش رفت. پدال نرم و یک نواخت بایسیکلران پاسخ او به فیلم «دونده» امیر نادری است. نظرگاه سازشکارانه و میل به رهبریت از بالا و نقش کارگردانی او نسبت به مبارزه و استقامت مردمی در تظاهرات عظیم ایرانیان در 28 ژوئن 2009 در پاریس به گونه ای نمایان بود. مخملباف خطاب به مردم معترض گفت: "(اعتراض و مقاومت) این دوی استقامت نیست. یک دوی مارتن است." مگر مردم به میدان باستیل رفته بودند تا از او نقشی برای بازی در «سلام سینما» بگیرند؟
عباس کیارستمی نیز در «خانه دوست کجاست؟» 1365 مطابق معمول مبارزه دونده را سیاست زدایی کرده و تبدیل به انگیزه ای عاطفی و خصوصی می کند. محمد می دود تا دفترچه دوستش را به او برساند. کیارستمی پیش از این فیلم پرمعنای «سفر» اثر بهرام بیضایی را معنا زدایی و و سیاست زدایی کرده و در «مسافر» پسرک را به انگیزه شخصی دیدن مسابقات جام جهانی فوتبال و دیدن پرویز قیلچخانی از نزدیک به تهران آورد. کیارستمی کلاً بعد اسطوره ای و معنای جستجوی هویت و معناهای عمیق فیلم بیضایی را پاک کرده بود. عباس کیارستمی در زمینه سیاست زدایی و معنازادیی اثر و انگیزه شخصی بخشیدن به مطالبات عمومی(از قبیل هویت، آزادی، استقلال، و...)، تخصص خود را نشان داده بود و از رژیم پیشین جایزه اش را گرفته بود. محمد وقتی نمی تواند خانه دوستش را پیدا کند خودش می نشیند و مشق او را می نویسد چرا که از دید کیارستمی سیستم آموزشی و استبداد بایست برقرار و بیرحم بماند و افراد به سهم خود در بقای استبداد بکوشند. دوندگی بیخود محمد او را به این نتیجه نمی رساند که بیاید و به معلم راستش را بگوید و اعتراف کند که دفترچه دوستش پیش او مانده بوده است. برای ساختن آینده ای بهتر، آیا آموزش و پرورش صحیح، هدف فیلم های کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان نباید باشد؟ چوب معلم، سیستم آموزشی همراه با تنبیه و کتک، آیا همیشه کودک را باید ترساند؟ نمی شود به کودک نترسیدن را یاد داد؟ در زندگی کودک، چه موقع آن سهمیه کتک، آن میراث پدران مستبد قطع خواهد شد؟
مافیای حکومتی سریع پیام و نقش سینمای هشیاری دهنده و نوید بخش سینمای امیر نادری را دریافت. عرصه را بر او تنگ کرد و امکانات کاری او را محدود و محدودتر کرد و به جای او سینماگران منتخب خویش را با فیلم هایی سیاست زدایی شده و یا همگرا با سیاستی در راستای جمهوری اسلامی به جشنواره های خارجی روانه کرد. سرانجام امیرو (امیر نادری) تبعید را برگزید.
در مورد «دونده»
در مورد «تنگسیر»
فیلم زیبای «دونده» محصول 1363 از امیر نادری به صورت کامل بر روی یوتوب است.
فیلم دونده: 1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?