چهل و چند روز است که هاله اسفندیاری در سلول انفرادی اوین ملاقات ممنوع است. دانشجویان پلی تکنیک هنوز در زندان اند. پمپ بنزین ها را آتش زده اند و شهر ناآرام است. هفته پیش زلزله آمد و فردا معلوم نیست چه بیاید و یا چه بشود. خواننده ای در غربت از سرطان مرد. مرا به جای او فحش دادند و او را به جای من! هم نام بودیم. امروز دیدم مسیحی شده است و از حیرت فقط شاخ درنیاوردم و بس. مسیحی شدنت چه بود آخر؟ هنوز هم گیجم. من هرگز تغییر دین نمی دهم چون دین هیچوقت نداشتم و از دین هیچی یاد نگرفتم ولی به خاطر آن اجداد عارف و درویش ام ایمان زیاد دارم. و دست خودم هم نیست. مثلاً ایمان دارم که دنیا باید عوض بشود و خوب بشود و ما بایست خوبی کنیم و این حرفها. چرا؟ نپرسید چون خودم هم نمی دانم چرا هنوز امید دارم.
برای بار دوم وصیت می کنم. من از گور متنفرم. بودایی نیستم ولی جسدم را بسوزانید و خاکسترم را به دست باد و به آب بدهید. می خواهم پخش و منتشر شوم. مهاجری ابدی منم. مهاجر هر دو جهانم من!
شب همگی بخیر
# posted by
Mahasti Shahrokhi : 12:10 AM
