چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: janvier 2011

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

lundi, janvier 31, 2011

دانش مجازی

اگر خروارها کتاب‌خوانده باشی

باز لازم است گاهی

سرت را از توی کتاب بلند کنی

به انسانی که در برابرت ایستاده است

نگاهی بیندازی

به حرفهایش گوش بدهی

تا او را بشناسی



جوجه کبابی خیام

عمری که فدای انقلابش کردیم
از اول زندگی خرابش کردیم
"وان مرغ طرب که نام او بود شباب"
بهر دگران جوجه کبابش کردیم

از هادی

dimanche, janvier 30, 2011

كشف بیست حلقه فيلم زمان مظفرالدين‌شاه

بیست حلقه فيلم زمان مظفرالدين‌شاه در انبارهاي كاخ گلستان كشف شده كه يكشنبه رونمايي شد. به گزارش خبرنگار فارس، طي روند ساماندهي انبارهاي كاخ گلستان بیست حلقه فيلم متعلق به دوران مظفرالدين‌شاه بدست آمده است كه صبح يكشنبه توسط مسئولان كاخ موزه گلستان رونمايي ‌شد.
سري نخست فيلم‌هاي بدست‌آمده از زمان مظفرالدين‌شاه متعلق به ده سال پيش است كه بخشي از آن‌ها به منظور ترميم به كشور فرانسه ارسال شد. يكي از فيلم‌هايي كه پس از ترميم از فرانسه به ايران بازگردانده شده فيلمي پانزده دقيقه‌اي با محتواي مستند است كه در كاخ موزه گلستان پخش شد.

Libellés :


اعدام را شرح دهید

اعدام یکی از اختراعات بشر می باشد که تاریخچه ای به قدمت اختراع طناب و چوبه دار دارد و از زمان بدویت در برابر چشمان متعجب حیوانات، آدمها یکدیگر را به جرایم ناموسی و عقیدتی و قتل و جنایت به دار می آویخته اند.
یکی از خواص اعدام اعمال قدرت و ایجاد ترس در بنی بشر است و ایجاد ترس در مواقع افول دولت فرخنده و فقر مردم برای بقای نظام بسیار واجب و ضروری می باشد. از این رو آمار اعدام ها در کشورهای دیکتاتوری همیشه بالا می باشد و در دوران خشم و فقر مردم این آمار بالا و بالاتر می رود. حکومت های اقتدارگرا با توسل جستن به اعدام و به خصوص اعدام در ملاء عام میزان ترس را در کنه وجود مردم بالا برده و از عمر مردم کاسته و مدام بر عمر حکومت خویش می افزایند.
برای اعدام افراد، حکم قاضی لازم است و از این رو در دوران سلطه اعدام برای بقای حکومت، قاضی های دست نشانده به کار گمارده می شوند تا با پرونده های ساختگی حکم اعدام را برای متهمان در اسرع وقت صادر بنمایند.
پرونده های ساختگی معمولاً با اتهامات جاسوسی و ارتباط با مخالفان حکومت و عضویت در گروه های ضدرژیم و اقدام علیه امنیت ملی آغاز می شود و برای چاشنی اتهاماتی جنسی نظیر لواط و یا هم جنس بازی برای مردان و فحشا یا زنا برای زنان به آن اضافه می شود و برای مستند کردن پرونده و مشروعیت بخشیدن به حکم اعدام، مقداری کوکایین و تریاک و یا هرویین نیز به پرونده متصل می شود. پرونده باید چنان کامل و پر شود که حکم اعدام برای افرادی چنین فاسد و چنین مخرب،
کمترین مجازات به نظر برسد.
متهمان دستگیر شده برای جرایم واهی، در طول مدت زندانی بودن خود ثابت می کنند که تا چه حد شایستگی حکم اعدام را دارند. آنها معمولاً با خشم و اعتراض و اعتصاب غذا و زیر بار نرفتن مخالفت خود را اعلام می کنند. آنهایی که زیر شکنجه و شلاق هم از مخالفت دست برنمی دارند و به بیگناهی خود اصرار می ورزند گویا نمی دانند که همین سرسختی باعث تأیید حکم اعدام برای ایشان شده است.
در مواردی که متهم همکاری کرده و برای نجات جان خویش اعتراف کرده و همه اتهامات را به گردن گرفته نیز چندان فرقی ندارد چرا که محکوم خود شخصاً به اتهامات و در نتیجه به حکم اعدام مشروعیت بخشیده است.
حکم صادره در مورد متهم یا محکوم پیش از این که پشیمان شود و اعتراف خود را پس بگیرد سریع اجرا خواهد شد.
لازم به یادآوری است که ایران سال گذشته از لحاظ آمار اعدام در دنیا دوم شد و اولین کشور چین بود که با توجه به نسبت جمعیت، همان پارسال هم ایران به مقام اول دست یافته بود اما ایران امسال عزم راسخ دارد که حتماً در مرتبه اول اعدام ها در تاریخ جهان بدرخشد و از این رو هر صبح که بیدار می شویم مصادف است با آخرین سحر از زندگی یک متهم و یا چندین متهم در زندان های بیشمار ایران. بی تردید امسال ایران در اعدام ها اولین خواهد شد و بر چین پیشی خواهد گرفت و حکومتی که تا خرخره در خون نشسته است به حکومت خودکامه خویش و حیف و میل پول های نفت در راه اسلام صادراتی ادامه خواهد داد. شاعر فرموده:
بنی آدم اعضای یک، دیگرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
بکن از ریشه دندان دردآلود را
دگر عضوها را بکن برقرار

samedi, janvier 29, 2011

انقلاب اسلامی و مصادره شورش های مردمی

article pictureاز تونس آغاز شد و سپس مصر و یمن و اردن و سوریه و ... ولی از کجا آغاز می شود و به کجا ختم می شود؟ شورش سراسری که در تونس شکل گرفت هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است تا به آن نام «انقلاب» بدهیم. فقر مردم و فساد و خودکامگی هیئت حاکمه و خفقان سیاسی، عناصر اصلی این انفجار اعتراض بود و به نظر می رسد شورشی که سر گرفته سر باز ایستادن ندارد و حکایت از شکل گیری و تکوین چیزی نوین و همگام با مطالبات مردم را دارد.
هم زمان در کشورهای عرب زبان و مسلمان شورش هایی سر گرفت و زمزمه هایی از انقلاب اسلامی به راه افتاد که نشان از مصادره شورش های مردمی توسط اسلام گرایان تمامیت خواه دارد.
آنچه در عکس های اعتراضات مردم مصر و یمن می بینیم نشاندهنده مبارزات و شرکت فعال زنان لاییک و تلاش برای تحقق بخشیدن به جامعه مدنی نیست. اتفاقی که در سال79- 1978 در ایران افتاد و تظاهراتی که علیه خفقان سیاسی و عدم آزادی مطبوعات و آزادی بیان در دوران محمدرضا پهلوی صورت گرفته بود و از سوی دیگر حمایت دولت های غربی از اسلام گرایان (در برابر سوسیالیست ها و کمونیست ها) و تبلیغات و رسانه های غربی برای به روی کار آوردن یک قدرت دینی در منطقه به فرمانروایی آیت الله خمینی و به تغییر در جهت پسرفت قانون کشوری منجر شد.
اینک با بازگشت مخالفان اسلامگرا به کشورهای در حال شورش، آیا توطئه جدیدی از سوی ابرقدرتها برای گردانندگی این کشورهای کهن و بردبار و سرکوب خشم مردمی را نمی کشد؟ و سرانجام آینده ایران چه خواهد شد؟آیا ترفندهای اسلام گرایان برای رسیدن به قدرت و مصادره آن در عین حفظ منافع قدرت های بزرگ در منطقه با تعویض مهره های سوخته، آیا هر سی سال یک بار این سناریو تکرار خواهد شد؟

vendredi, janvier 28, 2011

مسؤولیت قضات

مسؤولیت قضات، مجازات آمرین وعاملین و مقامات دولتی در قانون اساسی

و قانون جزای جمهوری اسلامی

دکترافسانه خاکپور وکیل دادگستری در فرانسه

با آنکه در قانون جزای اسلامی حکم اعدام، قصاص و قطع عضو بعنوان اشد مجازات اما با در نظر گرفتن شرایط خاصی که حصول آن به سادگی ممکن نیست و تعزیرات چون شلاق یا شکنجه بدنی پیش بینی شده است، اما بر خلاف تصور عده ای، این به معنی قانونی بودن همه احکامی که در این موارد صادر میشود نیست. چون پیش بینی یک مجازات سنگین حتی در قانون جزای اسلامی تا صدور حکم آن بدون رعایت کلیه مراحل و شرایط قانونی و در نظر گرفتن عواقب و ضایعات اسفبار صدور چنین احکامی توسط قاضی یا دستگاه قضایی ممکن نیست.

گذشته از آنکه قانون جزای اسلامی از بدو استقرارجمهوری اسلامی بطور آزمایشی به اجرا در آمد. این قوانین آرکاییک بدون نظرخواهی از متخصصین علم حقوق، و حقوقدانان و بدون آگاه سازی مردم به این قوانین، و بدون هماهنگی و ارتباط با تحولات و معضلات جامعه در حال رشد ایران به ملتی که هیچگونه شناختی از آن نداشت، ناگهانی بطور یکطرفه و از بالا تحمیل شد.

سیستم کیفری ناساز در روند خشونت زای خود، درتجربه ای سهمناک و انسان ستیز، راه امیدی برای آموزش، تربیت و اصلاح متهم و مجرمین جامعه باقی نگذاشته و درطی چند دهه با وجود ناکارایی و ناهماهنگی آن با تحولات جامعه امروزی ایران فکری بحال وخیم آن نشده است. قوانین کیفراسلامی با احکام اعدام و سنگسار و شلاق یا تحمیل وثیقه های کمرشکن توسط دادگاهها و قضات بارسنگینی را بر دوش مردم بی پشت و پناه و بی دفاع گذاشته است.

حکم غیرقانونی اعدام درسطح گسترده و پی درپی، آنهم درباره فعالان سیاسی یا مجرمین عادی بویژه متعلق به اقشار فرو دست جامعه، هم حاکی از طبقاتی بودن دیدگاه قضای اسلامی است هم حاکی از عدم استقلال قوه قضاییه نسبت به سایر قوا. با نگاهی به آمار و پایگاه طبقاتی محکومین به اعدام و سنگسار درمی یابیم که قانون جزای اسلامی به ندرت متوجه مجرمین ثروتمند، کلاهبرداران و شیادان بزرگ، زمین خواران، دلالان سود جو و سیاه بازارکاران میلیاردری؛ قاچاق چیان یا تبه کاران اصلی بوده است. این احکام کمتربه عاملین و آمرین جرم و جنایت پرداخته تا پادوها ومجرمین خورده پا و آفتابه دزدان.

قانون جزای اسلامی ونحوه اجرای آن، نشانگربرخورد تبعیض آمیز و برتری بخشیدن به بعضی افراد، اقشار، ادیان، عقاید یا اقوام و طبقات جامعه بوده و در تناقض با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی که تبعیض و بی عدالتی در مقابل قانون و ستم و برتری قومی را منع کرده قرارمیگیرد. طبق ماده صد و پنجاه و شش قانون اساسی، قوه قصاییه قوه ایست مستقل که پشتیبان حقوق فردی اجتماعی و مسؤول تحقق بخشیدن به عدالت واحیای حقوق عامه و گسترش عدل، عهده دار وظیفه نظارت برحسن اجرای قانون و اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

حال آنکه عملکرد یک جانبه و قهر آمیز دادگاه ها و قوه قضاییه که تنها به یک وجه از وظایف خود آنهم به غلط و با شیوه ای مکانیکی یعنی حذف و نابودی وحشیانه اشخاصی که به فرض مرتکب خطایی از نظر نظام شده اند می پردازد، در نتاقض با بسیاری از مواد قانون اساسی است. می بینیم که طی سه دهه اجرای آزمایشی قانون جزای اسلامی، قوه قضاییه نه اقدامی برای پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمین عادی داشته و نه حسن نظری بر اجرای عادلانه قوانین. ونه برنامه ای برای گسترش عدالت اجتماعی و نه قادر به صدور حکمی یا قضاوتی با انصاف و بدوراز نگاه خصمانه و انتقام جویی سیاسی به غیر از خودیها بوده است. بعکس، این قوه طی سه دهه هرچه بیشتر استقلال خود را از دست داده و نتوانسته از دخالت مقامات و نفوذ قدرت سیاسی یا قدرتهای مالی در امرانسانی و حساس قضا و عدالت جلوگیری کند.

اصل صد و پنجاه و هفتم قانون اساسی، شورای عالی قضایی را به منظور انجام مسؤولیت های قوه قضاییه و استخدام قضات عادل و شایسته و عزل و نصب آنها پیش بینی کرده است. اما این شورا که میتوانست نقش ناظر و هدایت کننده قوه قضاییه را بعهده بگیرد نیز از انجام وظایف خود بازمانده و به همان سرنوشت وابستگی به قدرت حاکمه یا ایدیولوژیک دچار گردیده و ابتکاری از خود برای استقرار عدالت نشان نداده است. افراط در بی عدالتی و مسؤولیت قاضی، قاضی و دادستان درمفهوم حقوقی شغل خود حاکم مطلق نیست که بر جان و مال حیثیت و هستی مردم حکم رانده و کسی را پاسخگو نباشد. او نیز مثل هرمقام دیگری می بایست با مسؤولیت و استقلال تمام به وظایف خود بدون ارتباط با نهادهای قدرت و فشار بپردازد و در صورت اشتباه یا خطا پاسخگو شود. در زمینه اشتباه یا خطای قاضی، اصل صد وهفتاد و یکم قانون اساسی، قاضی را در صورت تقصیر ضامن و دولت را موظف به جبران خسارت و اعاده حیثیت از متهم میکند:

»هرگاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در حکم یا در تطبیق حکم بر مورد خاص ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد در صورت تقصیر مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر اینصورت خسارت بوسیله دولت جبران میشود و در هر حال از متهم اعاده حیثیت میشود.»

قاضی درمقام وجدان عدالت اجتماعی می بایست با استقلال کامل فکری، سیاسی، عقیدتی و مالی به وظیفه خود عمل کند. او باید نتایج غیرقابل بازگشت صدور و اجرای این احکام سنگین برای فرد متهم یا محکوم، نزدیکان و خانواده ها را بررسی وضرر و زیان جامعه را نیز در آن بسنجد. او باید علاوه بر کنترل تمامی شرایط قانونی از بدو تعقیب و دستگیری تا بررسی اتهام و اثبات آن با مدرک و دلیل و نه با پرونده سازی سیاسی کارزار حقوقی خود را با عدالت و انصاف به پیش ببرد. او نباید از مقامی دستور گرفته یا حق کسی را پایمال کند.

ماده پانصد و هفتاد و پنج کیفری قانون مجازات اسلامی:

" هرگاه مقامات قضایی یا دیگر مأمورین ذیصلاح بر خلاف قانون توقیف یا دستور بازداشت یا تعقیب جزایی یا قرار مجرمیت کسی را صادر نمایند به انفصال دایم از سمت قضایی و محرومیت از مشاغل دولتی به مدت پنج سال محکوم خواهند شد .

سوء استفاده ازمقام طبق ماده پانصد و هفتاد وشش کیفری قانون مجازات اسلامی توسط هرمقام و صاحب منصبی منجر به انفصال از خدمت و محکومیت از یک تا پنج سال حبس می باشد.

ماده پانصد و هفتاد و هشت کیفری قانون مجازات اسلامی

: " هر یک از مستخدمین و مامورین قضایی یا غیر قضایی برای اینکه متهمی را مجبور با اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم میگردد و چنانچه کسی در این خصوص دستور داده باشد فقط دستور دهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد مباشر مجازات قاتل وآمر مجازات امر قتل را خواهد داشت."

همچنین درباره خطا و اشتباهات مأمورین دولتی اصل صد وهفتاد و سوم قانون اساسی می گوید:

:"بمنظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحد ها یا آیین نامه های دولتی و احقاق حقوق آنها دیوانی بنام دیوان عدالت اداری زیر نطر شورای عالی قضایی تاسیس میگردد."

ماده پانصد و هفتاد کیفری قانون مجازات اسلامی مقرر میدارد:

" هر یک از مقامات و مأمورین دولتی که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد را سلب کند یا آنان را از حقوق اساسی محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت سه تا پنج سال از مشاغل دولتی به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد."

ماده پانصد و هفتاد و دوکیفری قانون مجازات اسلامی:

هرگاه شخصی بر خلاف قانون حبس شده باشد و در خصوص حبس غیر قانونی خود شکایت به ضابطین دادگستری یا مأمورین انتظامی نموده و آنان شکایت را استماع نکرده باشند و ثابت ننمایند که تظلم او را به مقامات ذیصلاح اعلام و اقدامات لازم را معمول داشته اند به انفصال دایم از همان سمت و محرومیت از مشاغل دولتی به مدت سه تا پنج سال محکوم خواهند شد."

نقش از دست رفته دیوان عالی کشور و دیوان عدالت اداری، عملکرد یک جانبه، دیدگاه طبقاتی و رو به قدرت و ابزار سرکوب شدن دستگاه قضایی مانع از این شده که این قوه بتواند با بیطرفی که نفس وجودی آنرا تشکیل میدهد به حل و فصل مشکلات حقوقی جامعه بپردازد. احکام ظالمانه و خصمانه و بی برو برگشت ربطی به امر قضاوت ندارد بلکه سیستم قضایی را دچار تزلزل؛ منفی گرایی، انتقام جویی، خصومت پروری کرده و موجب یأس و بی اعتمادی شهروندان میگردد.

علاوه برشکنجه جسمی و روانی واعتراف و اقرارغیر قانونی، خرید شهود و مدارک جعلی در دادگاه ها وارتباط آن با بضاعت مالی شاکی و متهم، بی اعتباری و غیرقانونی بودن بسیاری از احکام صادره را ثابت میکند. خرید شهود در دادگاه درسیستمی که شهادت رکن اساسی آنست؛ گویا آنچنان رایج شده که حتی مقامات قضایی نیز درمذمت آن سخن گفته اما در مرمت آن قدمی برنداشته اند؛ بستن وثیقه های سنگین و بدون دلیل و ارتباط با جرم یا امکانات اشخاص وجه دیگری از بی اعتباری احکام صادره و افراط در بی عدالتی است.

اصل صد وشصت و یکم قانون اساسی دیوان عالی کشور را به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایحاد وحدت رویه قضایی و انجام مسولیتهایی که طبق قانون بآن محول میشود مطرح نموده است. دیوان عالی کشور که سابقه تاریخی آن به متمم قانون اساسی مشروطه و اصل هفتاد و پنج میرسد، با الگو برداری از قانون اساسی کشورهای اروپایی و با هدف بررسی و نظارت بر احکام دادگاه ها تشکیل شد.

برای آنکه دیوان عالی کشور نقش اساسی خود را در نقض و شکستن احکام غیر عادلانه، غیر قانونی یا اشتباه بازی کند، می بایست از دانش و تجربه حقوق دانان و قضات برجسته و مشاوران و کارشناسان حقوقی عادل و صالح و مسقل برخوردار شود. اکثریت قضات این مرجع عالی حقوقی را تنها قشری از جامعه یعنی روحانیت اشغال کرده و نه حقوقدانان تحصیلکرده و مستقل از هرگونه نفوذ سیاسی و عقیدتی.

با اینهمه انتظارآن میرفت که قضات دادگاه تجدید نظرو بویژه دیوان عالی کشور درمقابل شرایط افراط در بی عدالتی به خود آیند و طبق وظیفه حقوقی و تاریخی خود احکام سنگینی که درقانونی بودن یا عادلانه بودن آنها جای پرسش و تردید است را بدون چون و چرا نقض کرده ومانع از اجرای احکام سنگین و غیرانسانی سنگسار، اعدام و شکنجه درهرشکل آن شوند

بیست و سوم ژانویه دو هزار و یازده


اتحادیه اروپا خواستار توقف فوری اعدام ها در ایران شد

jeudi, janvier 27, 2011

حجاب: مسئله هسته ای حکومت

دانش

هی حرفهای عهد دقیانوس را تکرار نکن

کمی به اطرافت نگاه کن

به ساعت ات نگاه کن

به مردم نگاه کن

زمان دارد می‌دود

و باید دوید تا از زمان عقب نماند


mercredi, janvier 26, 2011

بهرام بیضایی در استنفورد کالیفرنیا

به تاریکی عادت نمی‌کنم

کرم ابریشم گفت: «هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد،

بالاخره روشنایی است»

و شاید خنده ات بگیرد اما

من به تاریکی عادت نمی‌کنم

چراغها را روشن می‌کنم

شبها بیدار می‌مانم

و از روشنایی های فردا می نویسم


mardi, janvier 25, 2011

نمایشگاه "موندریان / دو ستیل"

از نمایشگاه های غنی زمستان امسال در پاریس، نمایشگاه بزرگ "موندریان / دوستیل"، در مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو است. چراکه جنبش هنری هلندی دوستیل (استیل = سبک) کلیدی برای درک و مطالعه سرچشمه های هنر مدرن آوانگاردهای قرن بیستم اروپایی محسوب می شود. این جنبش نقش بسیار مهمی در تکوین هنر آبستره داشته است و همچنین تأثیر اساسی بر معماری و طراحی و دیزاین و هنرهای گرافیک گذاشته است. دو هنرمند هلندی بیش از دیگران معرف این جنبش هستند:
  • پییت موندریان (1872- 1944)، یکی از پیشکسوتان نقاشی آبستره و نظریه پرداز اصلی
موندریان در سال 1917 به دعوت وان دوزبورگ به پروژه مجله پیوسته بود. این دو با همکاری هم مشترکاً در این مجله نگاه دیگری به هنر را نشان دادند. گرچه بعدها این رابطه شکل پیچیده تقلید و رقابت را به خود گرفت اما جنبش سبکی (استیل) از اندیشه های فلسفی هگل و تفکر عرفانی سرچشمه می گیرد و در هلند گسترش می یابد. این جنبش با به کارگیری استدلال های نظری (تئوریک)، آثار بصری و تصویری و معماری را به مرحله اجرا می گذارد. اصول هماهنگی جهانی از طریق همه هنرها در این سبک منتشر می شود.
اعضا گروه معتقدند که هنر بر پایه رنگهای اولیه و خطوط راست هندسی بنا شده است. آنها معتقدند که معنویت شکل دارد و هیجانات رنگ دارد، از این رو با فرم برگرفته از خطوط راست و هندسی و رنگ سعی دارند جهان را بیان کنند. از سال 1920 هسته اصلی گروهی که جنبش را به وجود آورده است زمینه کار خود را در سطح اروپا گسترش می دهد.

نمایشگاه هنرمندان و معماران وابسته به جنبش سبک (استیل) از سه بخش تشکیل شده است:
  • سرچشمه های جنبش: این جنبش در سال 1917 و در ارتباط با بیطرفی هلند در جنگ جهانی اول شکل می گیرد، در فردای جنگ هنرمندان و معماران در ابتدا زبانی شکل گرا برای بیان بازی های جامعه جدید انتخاب کردند، سبکی که به دلیل اصول بنیادین اش، خود را از دیگر سبک های انتزاعی و شکل گرا متمایز می سازد. این شکل گیری نوین موضوع را محو می کند و با بی اعتنایی به ابعاد، در جستجوی سرعت و نبض تحرک رنگ است. این جنبش خود را بر اساس زبان جهانی تجسمی (به خصوص خطوط افقی و عمودی و رنگ های اصلی) بیان می کند. همراهی و هماهنگی این عوامل ثابت و مریی، جوهر دنیایی که همه رشته هایش در هم ادغام شده است را دیدنی می کند.
هنگامی که مجله "دوستیل" منتشر شد، درک معنوی از هنر متعهد ابتدای قرن بیستم و نمادگراها و عرفان گراها را به بحث و بررسی گذاشت. در بخش «نگاه معنوی»، آثاری از هنرمندان هلندی که متأثر از این اندیشه شکل گرفته است را خواهید دید.
  • معرفی موندریان و آثاری که در سالهای 1912/1938 در پاریس تولید کرد را در مرکز نمایشگاه خواهید دید. موندریان و کاندینسکی و مالوویچ را پیشکسوتان هنر آبستره دانسته اند. آثار موندریان بر پایه بازنگری کلی بر روی هنر نقاشی شکل گرفته است. موندریان در جوانی مانند همه طبیعت گراها، منظره هایی با زمینه تیره و ملایم و کمی غمبار می کشید، او خیلی زود قواعد مرسوم را کنار گذاشت و تاکید خود را بر ساختار بیانی اثر از طبیعت گذاشت. در بخش ویژه موندریان در نمایشگاه، تحولات موندریان را در خلال سالها و به خصوص سالهایی که ساکن پاریس شده است و از نقاشان هم عصر خود متأثر گشته است و آثار آنها را مورد بررسی و تعمق قرار داده است مشاهده می کنیم. در قلب نمایشگاه آتلیه موندریان بازسازی شده است. آرشیوی از اسناد دوره و دست نویس های موندریان در این بخش قرار گرفته است.
  • توسعه یافتن و انتشار جنبش سبک (استیل): جنبش هلندی دوستیل بر نقاشی و مجسمه سازی و تزیین داخلی و مبلمان و معماری و شهرسازی تأثیر می گذارد و نمونه هایی از این تأثیرات و تحولات و هم چنین آثار دیگر هنرمندان اروپایی متأثر از این سبک را در بخش سوم نمایشگاه خواهیم دید.
نمایشگاه در چهارچوب نقدتطبیقی علمی برنامه ریزی شده است و به برشی از یک دوره خاص تاریخی (پس از جنگ جهانی اول تا دوم) و شیوه خاصی از هنر و فلسفه هنری و ریشه های آن و متأثران بعدی می پردازد و از لحاظ تاریخ هنر مدرن بسیار اهمیت دارد.
نمایشگاه تا بیست و یک مارس (آخر زمستان) در طبقه ششم فرهنگسرای ژرژ پمپیدوی پاریس ادامه خواهد داشت.

Libellés :


پرندگان مهاجر

همیشه

بهترین دوستان من

پرندگان مهاجر بوده‌اند

دنیا دیده اند

منظرشان به وسعت دنیاست

به همه جا می‌روند

و مرا هم با خود می‌برند

با هم به دنیا سفر می‌کنیم

دنیا بزرگ است

اما ما نمی ترسیم


lundi, janvier 24, 2011

نمایشگاه کلود مونه در گراند پله

از نمایشگاه زیبای کلود مونه در گراند پله پاریس دیدن کنید (ویدئو) و برنامه رادیو فرانس کولتور را در این باره بشنوید و فیلم های روی سایت را در مورد مونه و آثارش ببینید.

باز هم اعدام! هر روز اعدام! هر هشت ساعت یک نفر!

samedi, janvier 22, 2011

کلود مونه: نقاش بندگـُُسـَل


نقاش بندگـُُسـَل

زمانی که کلود مونه تصمیم گرفت از قید و بند نقاشی سنتی رها شود و تأثرات بصری آنی و گذرایی را روی بوم آورد، مکتبی را بنیاد نهاد که اکنون پیروان فراوانی دارد.


مبدا من

از گذشته هیچ به یاد ندارم

همه‌اش برفک است

هر چه بوده پاک شده

سیاهی و تباهی و جنگ و خون

از صفحاتش گریخته

یک حافظه تمیز و پاک دارم

طفلی هستم از سیاره ای دیگر

پرندگان مرا با خود به اینجا آوردند


vendredi, janvier 21, 2011

مهران مدیری، از طنز تا هزل

گرچه مهران مدیری دلیل پخش ویدئویی برنامه «ماهواره ها» را غیرقانونی و ناآماده و تابه هنگام می داند ولی نمی تواند بگوید که در ساخت این ویدئوها بی تقصیر و هیچکاره بوده است. حقوق مادی او به خودش مربوط است اما حقوق انسانی ایرانیان نیز به همگی ما مربوط است و در ویدئوهای ماهواره ای مهران مدیری حق ایرانیان خارج از کشور ادا نشده است و این نمی تواند تصادفی باشد. هم چنان که بازی پخش سریال «قهوده تلخ» به صورت دی وی دی در بین مردم نیز نه تصادفی بود و نه رایگان. بدون بازارگرمی و مشاطه گری هنرمندان خود فروخته این رژیم نمی توانست سی و چند سال دوام بیاورد، به خصوص هنرمندانی که سینما و تلویزیون و صحنه ها را قبضه کردند و در این سالها تصادفاً ستاره شدند و خوش درخشیدند.

jeudi, janvier 20, 2011

خفا

جان شیرینم را در هزار پستو

پنهان کردم از همه

پشت رختخواب ها

توی صندوقخانه ها

از چشم شکارچی ها

می‌خواستند زنده زنده

بکنند پوستم را غلفتی


mercredi, janvier 19, 2011

از ایران تا تونس

سال 2007 سفری به تونس داشتم. تازه بی مادر و بی خانه شده بودم، تا وقتی مادرم زنده بود و خانه مادری تاراج نشده بود جایی در آن سوی جهان وجود داشت که گاهی مثل آغوشی پرمهر پناهگاهم می شد. با مرگ مادر بی خانه شدم. این بی خانگی منجر شد به گشتن به دنبال کشوری دیگر و مردمان و قومی دیگر. سفرم به تونس مثبت بود. تونس تبدیل شد به یکی از وطن های دیگرم. چون در تونس مردمانی مهربان و فقیر که سر جنگ نداشتند به شکلی مثل یک خانواده باستانی در کنار هم زندگی می کردند.

Au centre

تاریخ: تونس سرگذشتی شبیه ایران دارد ولی خوشبختانه نفت نداشته است تا مشکلات ایران داشته باشد. تونس یا فینقیه سابق در طی سالیان دراز، مورد هجوم کشورها و اقوام و ادیان بسیاری قرار گرفته است. حمله به کاخ عظیم قرطاج (کارتاژ) در شهر تونس توسط رومیان، داستانی شبیه حمله اسکندر به تحت جمشید و به آتش کشیدن کاخ پرسپولیس دارد. تونس بعدها مورد تهاجم اعراب و ترک ها (فینقیه + ترک عثمانی = تونس) قرار گرفت. سرانجام مستعمره فرانسه شد. از زمان استقلال، روابط اقتصادی نزدیکی با فرانسه دارد.


تونس

تونس الان ظاهراً مستقل است و از لحاظ سیاسی سیستم ریاست جمهوری دارد؛ که البته عکس بن علی رئیس جمهور کنونی تونس مانند لنین یا استالین یا مائو و یا شاهنشاه آریامهر و آدولف هیتلر با لبخند کلگیت در همه جا آویزان بود حتا در میان ویرانه های کاخ کارتاژ و همچنین در معبد آبها. بیشتر شهرهایی که در تونس دیدیم شبیه شهرهای ساحلی شمال و یا جنوب ایران بود. ایران، البته ایران قبل از انقلاب اسلامی!
جاذبه های تونس: یکی از جاذبه های تونس برایم داشتن آمفی تئاتر بود. یکی از قدیمی ترین آمفی تئاترهای جهان در شهر الجم تونس قرار دارد. به غیر آثار باستانی و آمفی تئاتر و معبد آبها (بازمانده دوره سلطه روم باستان) تونس همیشه آفتاب تابان و دریای آبی و نخل های پربار خود را داشته است.

جمعیت جوان: تونس جمعیتی جوان و پرنیرو دارد که اکثرشان بی کارند و یا با فروش و کسب به توریست ها برای خود درآمدی دارند. برخی دست به مهاجرت می زنند اما تونسی ها و مراکشی ها (بر خلاف الجزایری ها) در فرانسه مشکل اقامت دارند و به همین جهت بیشترشان در صدد ازدواج کاغذی با یک فرانسوی هستند تا به داشتن اوراق اقامت و اجازه کار در فرانسه برسند و بتوانند با کار (حالا هر چی شد، گارسنی، کارگری) در فرانسه پول و پله ای جمع کنند و بعد به شهر یا ده خود برگردند و کسبی راه بیندازند و سرانجام تشکیل خانواده بدهند.
آزادی ادیان: تونس کشوری لاییک است. ادیان آزاد هستند اما مثل ترکیه مسلمانان تونس اهل تسنن هستند و از این رو مساجد ساده اند و مانند ترکیه زنان در مسجد نماز می خوانند و حجاب برایشان در حد روسری کافیست. وقتی به مسجد قیروان رسیدیم و از دو مسجد قدیمی دیدن کردیم. یکی ساده و عرفانی و زیبا بود و دیگری با معماری و کنده کاری و ظریف کاری و کاشی کاری بی نظیر و قدیمی. در صحن مسجد جامع راه افتیم و عکس انداختیم و نگاه کردیم دو خادم مسجد بر کف دستمان گلاب پاشیدند و هیچ به ما نگفتند و ما در صحن مسجد بی حجاب بودیم و کسی به ما کاری نداشت دو زن تونسی با لباس عادی شهری آمدند پیش از ورود به نمازخانه روسری بر سر انداختند و کفش هایشان را کندند و برای خواندن نماز وارد مسجد شدند از بیرون و از پشت شیشه های مسجد آنها را می دیدیم. ضریح مسجد جامع از طلا نبود بلکه از چوب بود؛ چوبی که با سبز تیره رنگ زده شده بود.
خانه های حجاج از تزیین بیشتری برخوردار است. رسم است که هر کس به حج رفت بعد نمای بیرونی خانه خود را تزیین می کند. کاشی کاری های بیرونی و یا استفاده از سنگ برای تزیین ساختمان حجاج، امری رایج بود. این طوری اعیان ترها و حاجی را می شد از خانه شان تشخیص داد. گورستان ها ساده بود با یک سنگ ساده. بعضی جاها بیشتر مسیحی ها و یهودی ها ساکن هستند، مثلاً در جزیره جربه.

خطر اسلام گرایان : در مناطقی که مسلمانان زندگی می کنند بر اساس تربیت اسلامی آقایان زود باید رهبری را به عهده بگیرند و برایت آقایی کنند. شوفری که ما را با جیپ به دهکده جدیدی برد به محض این که فهمید ایرانی ام و مسلمانزاده ام و از فرهنگ اسلامی می آیم به زنان دیگر گروه کاری نداشت و حاج آقاگونه مرتب مسایل و همه چیز را به زور می خواست به من حالی کند. کلافه ام کرده بود. اصولاً این اخلاق مردان مسلمان قشری است که بر زن سلطه پیدا کنند و مرتب توضیح بدهند و یا حرف خود را به کرسی بنشانند. در سفرم به مصر از هجوم و وسعت بنیادگرایی و اسلام قشری و آن همه حجاب و صدای اذان در همه ساعات روز متعجب بودم و راهنمای تور مثل اصلاح طلبان کنونی به زور می گفت حجاب جزو فرهنگ مصری است و با حرفهای ارشادی مخم را خورد. با تجربه ام از سفر به مصر، معتقدم دیر یا زود مصر فریب بنیادگرایان اسلامی را خواهد خورد و حکومتی اسلامی در مصر بر سر کار خواهد آمد. زمزمه هایش را مثل ایران در دو سه سال پیش از انقلاب می شد شنید.

اقتصاد: تونس درآمدش اصلی اش از راه توریسم و صادرات فرش و صنایع دستی و میوه جات و خرما و چیزهایی از این قبیل است. فقرای تونس، مانند مراکشی ها دست به گدایی دراز نمی کنند بلکه در خلال سالیان به معامله و کسب پرداخته اند و اصرار دارند چیزی را به بالاترین قیمت به توریست بفروشند. فقیر بودند. گدایی نمیکردند. سنگ میفروختند و گردنبند و دست بندهایی از استخوان شتر و نهال نخل و بچه لاک پشت و سنگهای نقشدار و خلاصه هر چه بشود فروخت، میفروختند. گدایی نمی کردند. ولی موقع فروش گاهی مبلغ را چنان بالا می گفتند که حیرت انگیز بود. فروشندگان مرد، کالایی که یک دینار بیشتر نمی ارزید را یک یورو (یک یورو تقریباً معادل هفت دینار است) می فروختند و خلاصه هر چقدر تیغشان می برید. زنهای فروشنده در بازار بیشتر از خانواده های کشاورز بودند و انصافشان بیشتر بود.

به هر حال هفتاد در صد این کشور جوان است و باید برای خود آینده ای بسازد و نمی تواند با دستفروشی در بازار یا کنار ساحل امورات خود را سر کند. چند سال پیش، هیچ نمی شد حدس زد که آن مردم کاسب روزی به خیابان بریزند و برای نان تظاهرات کنند. فکرش را بکن عده ای از فرط بیکاری به خودسوزی رو می آورند و آن وقت همسر بن علی با یک و نیم تن طلای ملت کشور را ترک کرده است!
گویا سال 2008 اعتراضاتی مردمی صورت گرفته که با یک سرکوب شدید خفه شده بود اما این بار به انفجار انجامید. جوان تحصیل کرده ای که از فرط بیکاری دست فروشی می کرده و مأموران بساطش را به هم ریخته و مانع کسب روزی اش شده اند به عنوان اعتراض خودسوزی می کند که البته به جای تشریف فرمایی حضرت بن علی به دیدار او شاید می شد در بیمارستان نجاتش داد.
بازار و کسب: فرانسوی ها هنوز به سنت بازار روز پایبند هستند و برای خرید به بازار روز و تره بار می روند و همین رسم را هم هنگام سفر در تونس حفظ می کنند. رفتن به مغازه و سوپر در فرهنگ فرانسوی جزیی از قوانین تجدد است که نمی خواهند بپذیرند. فرانسوی های اصیل تره بار و میوه را تازه تازه از بازار می خرند و گاهی هر وعده برای همان یک وعده غذا می خرند.

از سر کنجکاوی و برای همراهی با دوستان و همراهان فرانسوی گذارم به بازار و بازار میوه افتاد وگرنه خیال خرید نداشتم بلکه بیشتر سیاحت بود. اما مگر می گذاشتند. حتماً بایست کالایی را می فروختند. بدون این که قصدش را داشته باشی، سریع وارد معامله می شوند: «چقدر پول داری؟ چقدر می خواهی مایه بگذاری؟ توی کیفت چقدر پول هست؟»
تجدد: در تونس به دلیل تماس مداوم با فرانسه و غرب (آن طرف آب ایتالیاست) افراد بازتر هستند و جوانان مثل ایران اسلامی و بر اساس وظیفه شرعی و ملی و میهنی به زن مثل جسم ماده نگاه نمی کنند در نتیجه میزان دله گی و هیزی در بین جوانان به نسبت ایرانیان کمتر است اما فقر باعث می شود که به عنوان راه نجات در صدد ازدواج با یک اروپایی (ترجیحاً بلوند و ترجیحاً جوان) باشند. روزهایی که در هتل بودیم از دست پیشنهادات و دعوت های کارکنان هتل (ما که نه بلوند بودیم و نه خیلی جوان) کلافه شده بودیم؛ این را از سارای ارتشی تا کاترین، بانویی بورژوا و ملکه مانند که به قصد گردش و خرید ( ونه مردیابی) به تونس آمده بود اعتراف کردند. کاترین سالها پیش با یک آرشیتکت ژاپنی ازدواج کرده بود و سالها در ژاپن زندگی کرده بود. رفتار و حیله های زنان را باید آقایانی که تونس سفر کرده اند بنویسند تا بدانیم زنان تونسی برای خروج از وضعیت فقر و بیکاری چه می کنند.

عدم تشابه بنیادین با وضعیت ایران: خشم و بیکاری مردم تونس را به اعتراض کشاند اما نباید شباهت ظاهری قضایا ما را به اشتباه بیندازد. تونس چه ربطی با ایران که هر هشت ساعت یک بار یک نفر اعدام می شود دارد؟ فرار بن علی و دار و دسته اش چه ربطی به انقلاب پنجاه و هفت و رفتن شاه دارد؟ - بن علی رئیس جمهوری بود مانند صدام که سلطنت می کرد. در حالی که محمدرضا شاه، اگرچه پدرش سردار سپهی بود که خود را شاه نامید اماخودش مانند یک شاهزاده اصیل، با تربیت اروپایی در سوئیس بزرگ شد. شاه ضد کمونیست، اما میهن پرست بود و رفتن او در هنگام بیماری مرگبارش، پایان سلسله کوتاهی بود که می خواست با پول نفت خود را به امپراطوری کوروش پیوند بزند.

تونس

قیام مردم ایران در سال پنجاه و هفت هرگز نه کارگری شد و گرچه کارگران شرکت نفت و باقی نقاط به آن پیوستند و اعلام همبستگی و حمایت کردند اما قیام اقتصادی نبود و نشد و شعارهایی مانند «اقتصاد مال خر است» یا «ملت برای خربزه انقلاب نکرده است» قیام مردم ایران را از مسیر اقتصادی و رفاهی که لازمه هر انقلابی است دور کرد و نه تنها در محدوده دینی (اسلام - لمپنی - طالبانی) محصور کرد بلکه برعکس، تحریم اقتصادی و تورم و نزول قیمت نفت را با خود به همراه داشت.

قیامی که با چراغ سبز جیمی کارتر برای آزادی بیان و آزادی های سیاسی سر گرفته شد به دست اسلامیان افتاد، ناگهان یک عده که بیشترشان لهجه خارجی داشتنداز اروپا و آمریکا آمدند و برای آیت الله خمینی، اتقلاب اسلامی را ساختند و او را به مقام امامی رساندند و گروه های استقلال طلب و آزادی خواه و کمونیست ها را سرکوب و قلع و قمع کردند. ارتش سرکوب خمینی را همه مانند ورود ارتش آزادی بخش ضد آمریکایی لبیک گفتند در حالی که یک حکومت بی پرنسیپ با سیستم دزدسرگردنه ای نمی تواند ضد امپریالیست و ضد سرمایه باشد. این را در خلال سالیان دیدیم.


تونس

الان حافظان نظام بقای رژیم اسلامی در ایران را در گرو حفظ روابط حسنه با آمریکا و حفظ منافع آمریکا در منطقه می دانند و با شعار دموکراسی اسلامی جلو می روند و در حالی که در حسرت روزهای طلایی امام راحل که گله گله آدمها را در اوین و کردستان سلاخی می کردند پرپر می زنند برایمان از دموکراسی اسلامی حرف می زنند.. دموکراسی یا مردم سالاری برای همه است اما مگر دموکراسی می تواند اسلامی یا شیعه باشد؟ تونس تاکنون این بازی ها را نداشته و مسلمانان در رأس قدرت و یا مردم فریبی نبوده اند، احتمالش هست که مردم فریب وعده های فریبنده اسلامگرایان را بخورند و در دام بنیادگرایان بیفتند. این خطر همیشه برای کشوری که می خواهد شعارهای مذهبی را حزبی و سیاسی کند وجود دارد، و این خطر برای کشوری که مسلمانان قشری دارد نیز وجود دارد که در دام وسوسه و شعار ضدامپریالیستی اسلام گرایان بیفتد اما تجربه روابط نزدیک با اروپا (جغرافیایی - اقتصادی) و نیاز شدید تونس به جهانگردان مانع از این امر خواهد شد
تفاوت عمده قیام و پیروزی مردم تونس در تعویض دولت، "اهمیت غم نان و مسایل اقتصادی" و از سوی دیگر نقش "سندیکاهای کارگری برای سازماندهی تظاهرات کارگران و بیکاران" یا مردم است.
هشیاری انقلابی: هشیاری مردم تونس که تاکنون فریب مهره های سوخته را نخورده اند و خواهان دولتی سالم اند تا افرادی با پرونده ای پاک که در جهت منافع مردم گام بردارد.

روز سه شنبه هیجده ژانویه، استعفای سه وزیر از کابینه موقت در اعتراض به حضور عوامل رژیم سابق در دولت موقت، نشانه ای از مقاومت و هشیاری مردم در برابر ارتجاع است. امید که این هشیاری ادامه پیدا کند و دولت موقت با نظارت و هشیاری مردم و سندیکاها و احزاب اپوزیسیون بتواند قدرت را به دولت جدیدی منتخب مردم و برگرفته از خواسته های مردم منتقل کند.

***

یادداشتهای سفر به تونس: مسجد قیروان در تونس/ تطاوین، شهری در انتهای جهان / رنگها و سنگها/ مشتی از آن خاک متبرک!/ نخل من در زمستان می روید/ دستبند چوبین / در کنیسه ی الغریبه ی جربه، تونس/ کفش های بلورین صفا در جربه/ گلهای نمکزار/


This page is powered by Blogger. Isn't yours?