vendredi, avril 08, 2011
تازه نفس ها در بهار آزادی

- از ویژگی های «تازه نفس ها» مستندی از صحنه ها و فضای آزاد پس از انقلاب است که آزادی بحث و آزادی فروش کتاب و روزنامه و نشریه و پخش اعلامیه و نقد و شوخی با چهره های سیاسی را در فضایی انسانی و پر شور بهار انقلاب نشان می دهد
- در فیلم «تازه نفس ها» فضا در مقایسه با فضای کنونی ایرانیان خارج از کشور بسیار آزاد است و مردم هشیار و صلحجو؛ هنوز دایره منکرات و ادارات امر به معروف و نهی از منکر شکل نگرفته و هنوز کمیته ها با چماق به دلایل واهی برای سرکوب، به جان مردم نیفتاده اند و هنوز زنها به راحتی بی حجاب می گردند و اعلامیه پخش می کنند و کتاب می فروشند
- در این فیلم زهرا خانوم را هم می بینیم، زهرا خانوم، زن رنج کشیده ای که او را جلو انداختند تا نماد خواسته حزب الله شود و نمادی بشود از زن مسلمان، او با مشت های گره کرده در بهار پنجاه و هشت، در برابر در ورودی دانشگاه تهران داد سخن داده است و کسی را با او کاری نیست؛ حتا لمپن هایی که دارند به او گوش می دهند هم دارند به او می خندند؛ البته این بردباری مردم حقیقی ایران به حزب الله اشاعه پیدا نکرد و آزادی عمل زهرا خانوم ها و لمپن ها وسعت پیدا کرد و سازماندهی شد,
- پس از انتخابات ریاست جمهوری، سپاه حزب الله آهسته آهسته به جان ملت افتادند، اول به حساب شورشیان کردستان و ترکمن صحرا رسیدند و بعد با علم «جنگ جنگ تا پیروزی» هر صدایی را خفه کردند؛ به نام وضعیت جنگی، دگراندیشان و مخالفان و منتقدان را زندانی و اعدام انقلابی کردند و سرانجام سی و دو سال است که این غلبه و سلطه حکومت طالبانی بر مردم آزادیخواه ایران، با انواع ترفندها ادامه دارد و هر دم از این باغ بری می رسد
- در این فیلم شاهد شرکت و بازی بازیگران فیلمفارسی در تئاتری لاله زاری هستیم؛ میری و کهنمویی و قدکچیان را بر صحنه تئاتر لاله زار در حین بازی در نقش هایی بر اساس داستان انقلاب می بینیم؛ جوانی را در پارک یا صحرا می بینیم که ادای فریدون فرخزاد را درمی آورد و می خواند و می رقصد و در کنارش تقلید شاه و نمایندگان مجلس را تقلید می کند و مردم می خندند و کسی را با او کاری نیست؛ در بهار پنجاه و هشت «آزادی بیان» وجود داشت؛ چیزی که حالا توسط مصلحت اندیشان زمانه، حتا در خارج از کشور هم از ما سلب می شود
- فیلم «تازه نفس ها» یک مستند حقیقی است و با نیمه های مشاطه گر رژیم که ادعای تهمینه بودن دارند ولی فیلم تبلیغاتی برای رژیم تمامیت خواه می سازند و روزهای آزادی را چون روزهای بی آبرویی و ننگ از قضاوت همسران خود پنهان می کنند فرق دارد و داستان مردم واقعی است؛ آری ما روزی بدین گونه می زیسته ایم؛ به عمر یک بهار، ما برای چند روز آزاد بودیم و آزادی بیان داشتیم؛ اما فقط به عمر یک بهار
- فیلم «تازه نفس ها» یک مستند حقیقی است با مستندهای مجازی به سبک کیارستمی فرق دارد؛ فیلم ستند، واقعیت جامعه ای را نشان می دهد، فیلم مستند مجازی وانمود می کند که دارد واقعیت را نشان می دهد، عکس ندا را در پیراهنی سبز پیدا می کند و تصویر رقصان ندایی را که رأی نداده است با تصویر زهرا خانوم فرهیخته و میرحسین نخست وزیر سالهای جنگ در کنار هم تدوین می کند و نامش را می گذارد: فیلم مستند
- فیلم «تازه نفس ها» یک مستند حقیقی است و با مستندهای تبلیغاتی بنی اعتمادها فرق دارد، کدام فیلمساز شریف و پیشرویی در دنیا پیدا می شود که برود با پاسداری که کاندید ریاست جمهوری شده است همگرایی کند و به جای زنان ایران، حقوق پایمال شده و خط خورده خواهران خویش را از او مطالبه کند و از این همگرایی ملکوتی فیلم بگیرد و به رایگان پخش کند و اسمش را بگذارد: فیلم مستند؟
- تازه نفس ها حدیث مردمان تازه نفسی است در بهاری کوتاه، مردمانی که پیش از آن که فکرش را بکنند، پیش از آن که فرصتش را پیدا کنند، نفس شان بریده شد وصدایشان کوتاه و جیکشان درنیامد و صدای اذان و روضه مانند چادری سیاه بر روی کشور سایه افکند
لینک از رزا آنارشی و نادا بلوگ
در پایان باید توضیح بدم که به نظر می آید این فیلم هیچوقت به طور کامل تدوین نشده باشد؛ در تیتراژ اسم گوینده آمده اما روی فیلم هیچ گوینده ای صحبت نمی کند در چند دقیقه پایانی فیلم هم صدا قطع میشود و بعد از چند ثانیه موزیک جایش را میگیرد؛ در هر صورت این کامل ترین نسخه موجود از این فیلم است:
حجم فایل : (167.25 MB)
Libellés : Film
هدیه نوروز امسال: یک کپی از مهران مدیری
این برنامه نوروزی را با شرکت مهرداد مدیریتی کارگردان سریال «چایی شیرین» ببینید
mercredi, avril 06, 2011
سینمای دولتی جمهوری ملایان

مدت فیلم: شانزده دقیقه


آیا ظهور نزدیک است؟
از شعرهای عکاس دوره گرد

نمانده است
به زندگی گرم است!
مجموعه شعر ««عکاس دوره گرد» از حامد رحمتی منتشر شد
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ او مراجعه کنید
mardi, avril 05, 2011
سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاگ قفل و زنجیر شد

کاش بر خلاف دو سال گذشته، به نام «انسان و حق بشر»، به جای بادکنک هوا کردن و حمل علم کتل شیعیان و لشگرکشی و امضا جمع کردن های بیخود و رفتن پای روضه بچه آخوندها در خارج از کشور و دادن میکروفن ها به دست بازجویان و شکنجه گران اطلاعاتی، یک روز بر خلاف گذشته همگی با هم در همه ی این خانه های جاسوسی و طراحی قتل و جنایت را تخته می کردید
lundi, avril 04, 2011
کلاته کار و کلاته نان از غلامحسین ساعدی
dimanche, avril 03, 2011
هاملت در بیست و شش دقیقه


اگر تاکنون نتوانسته اید با داستانهای شکسپیر ارتباط برقرار کنید، این شیوه بهترین راه برای شناختن آثار اوست، به بروبچه ها هم نشان بدهید؛ هر شب پیش از خواب یک فیلمش را ببینید؛ شب بخیر
Libellés : Littérature, Shakespeare, Théâtre
samedi, avril 02, 2011
شکوفا
vendredi, avril 01, 2011
روزی که رأی مردم ملاخور شد

اینها را نوشتم تا به آن مزدورانی که به نام دموکراسی هر کلمه خود را به یک یورو می فروشند سلطه نحس سی و دو سال دروغ را یادآوری کرده باشم و تقارن روز رفراندم را با نماز جمعه به این مزدوران وطن فروش تبریک و تسلیت گفته باشم؛ باشد که در آینده، روزی، در سیزده به دری، وطن و حوالی اش را و دنیا را از این همه مزدور دروغگو و دروغ نویس پاک کنیم، و این آرزو یک رویا نیست، دوران فاشیسم در اروپا ابدی نبود، هیچ چیز ابدی نیست، شما هم، فرا خواهد رسید روز فرو ریختن شما همگی با هم، به امید آن روز
مرگ بر ارتجاع