چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: avril 2011

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

vendredi, avril 08, 2011

تازه نفس ها در بهار آزادی

تازه نفس ها» فیلم مستندی از کیانوش عیاری است درباره بهار پنجاه هشت یا بهار آزادی در ایران که در همان سال تهیه شده است و اخیراً در چهل و پنج دقیقه تنظیم شده است و بر روی اینترنت قرار گرفته شده است
  • از ویژگی های «تازه نفس ها» مستندی از صحنه ها و فضای آزاد پس از انقلاب است که آزادی بحث و آزادی فروش کتاب و روزنامه و نشریه و پخش اعلامیه و نقد و شوخی با چهره های سیاسی را در فضایی انسانی و پر شور بهار انقلاب نشان می دهد
  • در فیلم «تازه نفس ها» فضا در مقایسه با فضای کنونی ایرانیان خارج از کشور بسیار آزاد است و مردم هشیار و صلحجو؛ هنوز دایره منکرات و ادارات امر به معروف و نهی از منکر شکل نگرفته و هنوز کمیته ها با چماق به دلایل واهی برای سرکوب، به جان مردم نیفتاده اند و هنوز زنها به راحتی بی حجاب می گردند و اعلامیه پخش می کنند و کتاب می فروشند
  • در این فیلم زهرا خانوم را هم می بینیم، زهرا خانوم، زن رنج کشیده ای که او را جلو انداختند تا نماد خواسته حزب الله شود و نمادی بشود از زن مسلمان، او با مشت های گره کرده در بهار پنجاه و هشت، در برابر در ورودی دانشگاه تهران داد سخن داده است و کسی را با او کاری نیست؛ حتا لمپن هایی که دارند به او گوش می دهند هم دارند به او می خندند؛ البته این بردباری مردم حقیقی ایران به حزب الله اشاعه پیدا نکرد و آزادی عمل زهرا خانوم ها و لمپن ها وسعت پیدا کرد و سازماندهی شد,
  • پس از انتخابات ریاست جمهوری، سپاه حزب الله آهسته آهسته به جان ملت افتادند، اول به حساب شورشیان کردستان و ترکمن صحرا رسیدند و بعد با علم «جنگ جنگ تا پیروزی» هر صدایی را خفه کردند؛ به نام وضعیت جنگی، دگراندیشان و مخالفان و منتقدان را زندانی و اعدام انقلابی کردند و سرانجام سی و دو سال است که این غلبه و سلطه حکومت طالبانی بر مردم آزادیخواه ایران، با انواع ترفندها ادامه دارد و هر دم از این باغ بری می رسد
  • در این فیلم شاهد شرکت و بازی بازیگران فیلمفارسی در تئاتری لاله زاری هستیم؛ میری و کهنمویی و قدکچیان را بر صحنه تئاتر لاله زار در حین بازی در نقش هایی بر اساس داستان انقلاب می بینیم؛ جوانی را در پارک یا صحرا می بینیم که ادای فریدون فرخزاد را درمی آورد و می خواند و می رقصد و در کنارش تقلید شاه و نمایندگان مجلس را تقلید می کند و مردم می خندند و کسی را با او کاری نیست؛ در بهار پنجاه و هشت «آزادی بیان» وجود داشت؛ چیزی که حالا توسط مصلحت اندیشان زمانه، حتا در خارج از کشور هم از ما سلب می شود
  • فیلم «تازه نفس ها» یک مستند حقیقی است و با نیمه های مشاطه گر رژیم که ادعای تهمینه بودن دارند ولی فیلم تبلیغاتی برای رژیم تمامیت خواه می سازند و روزهای آزادی را چون روزهای بی آبرویی و ننگ از قضاوت همسران خود پنهان می کنند فرق دارد و داستان مردم واقعی است؛ آری ما روزی بدین گونه می زیسته ایم؛ به عمر یک بهار، ما برای چند روز آزاد بودیم و آزادی بیان داشتیم؛ اما فقط به عمر یک بهار
  • فیلم «تازه نفس ها» یک مستند حقیقی است با مستندهای مجازی به سبک کیارستمی فرق دارد؛ فیلم ستند، واقعیت جامعه ای را نشان می دهد، فیلم مستند مجازی وانمود می کند که دارد واقعیت را نشان می دهد، عکس ندا را در پیراهنی سبز پیدا می کند و تصویر رقصان ندایی را که رأی نداده است با تصویر زهرا خانوم فرهیخته و میرحسین نخست وزیر سالهای جنگ در کنار هم تدوین می کند و نامش را می گذارد: فیلم مستند
  • فیلم «تازه نفس ها» یک مستند حقیقی است و با مستندهای تبلیغاتی بنی اعتمادها فرق دارد، کدام فیلمساز شریف و پیشرویی در دنیا پیدا می شود که برود با پاسداری که کاندید ریاست جمهوری شده است همگرایی کند و به جای زنان ایران، حقوق پایمال شده و خط خورده خواهران خویش را از او مطالبه کند و از این همگرایی ملکوتی فیلم بگیرد و به رایگان پخش کند و اسمش را بگذارد: فیلم مستند؟
  • تازه نفس ها حدیث مردمان تازه نفسی است در بهاری کوتاه، مردمانی که پیش از آن که فکرش را بکنند، پیش از آن که فرصتش را پیدا کنند، نفس شان بریده شد وصدایشان کوتاه و جیکشان درنیامد و صدای اذان و روضه مانند چادری سیاه بر روی کشور سایه افکند
«تازه نفس ها» از کیانوش عیاری را در چهل و پنج دقیقه ببینید
لینک از رزا آنارشی و نادا بلوگ

توجه: چندی پیش شبکه چهار ایران این مستند را با حذف حدود یک سوم فیلم پخش کرد و عملا با حذف «متفاوت ها» تقریبا دیگر تفاوتی بین تهران 58 و ایران 89 دیده نمی شد؛ نسخه هایی از این فیلم رو میشود توی اینترنت پیدا کرد که همه آرم شبکه چهار رو دارند و همه سانسور شده هستند؛ تصمیم گرفتم نسخه کامل این مستند رو برای نخستین بار در اینترنت منتشر کنم و از دوستانی که این فیلم رو دانلود میکنند و روی سایتهاشون قرار میدن تقاضا دارم حداقل رعایت امانتداری و ذکر ماخذ رو انجام بدهند
در پایان باید توضیح بدم که به نظر می آید این فیلم هیچوقت به طور کامل تدوین نشده باشد؛ در تیتراژ اسم گوینده آمده اما روی فیلم هیچ گوینده ای صحبت نمی کند در چند دقیقه پایانی فیلم هم صدا قطع میشود و بعد از چند ثانیه موزیک جایش را میگیرد؛ در هر صورت این کامل ترین نسخه موجود از این فیلم است:

Libellés :


هدیه نوروز امسال: یک کپی از مهران مدیری

از مهران مدیری کپی سازی شد *
این برنامه نوروزی را با شرکت مهرداد مدیریتی کارگردان سریال «چایی شیرین» ببینید

mercredi, avril 06, 2011

سینمای دولتی جمهوری ملایان

پرویز صیاد نویسنده، بازیگر و کارگردان و فیلمساز ایرانی در تبعید، در مصاحبه ای با جوزف اکرمی از سینما رکس آبادان تا سینمای جایزه بگیر جمهوری ملایان در جشنواره های بین المللی حرف می زند و نظرگاه خود را نسبت به سینمای امروز جمهوری ملایان به صراحت بیان می کند
بررسی سینمای جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه پرویز صیاد
مدت فیلم: شانزده دقیقه
پیش از این و در همین زمینه، جوزف اکرمی با بصیر نصیبی در مورد سینمای ایرانیان مصاحبه ای داشته بود
(مدت فیلم: بیست و پنج دقیقهLienLien

آیا ظهور نزدیک است؟

درباره پخش گسترده فیلم «ظهور نزدیک است» و شیوه های مدیریت ظهور

از شعرهای عکاس دوره گرد


از دهان دودکش ها
بوی درخت می‌آید!
گونه ی برف روب ها
از شرمساری سرخ می شود

در تقویمِ روی میز
تا آمدن بهار چند ورق

نمانده است

چقدر دست‌هایم

به زندگی گرم است!‌

از دانه‌های برف
آدم‌های خوبی ساخته‌ام

مجموعه شعر ««
عکاس دوره گرد» از حامد رحمتی منتشر شد

برای
اطلاعات بیشتر به وبلاگ او مراجعه کنید

mardi, avril 05, 2011

سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاگ قفل و زنجیر شد

Lien در اعتراض به فعالیتهای جاسوسی سفارتهای جمهوری اسلامی در اسکاندیناوی و در حمایت از پناهندگان ایرانی مقیم نروژ که توسط مامورین سفارت مورد حمله قرار گرفته بودند, نیمه شب دیشب ( چهارم آوریل, 14 فروردین) درب ورودی سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاگ قفل و زنجیر شده و پارچه سفیدی که بر روی آن نوشته شده بود "Game Over"بر بالای آن افراشته شد
کاش بر خلاف دو سال گذشته، به نام «انسان و حق بشر»، به جای بادکنک هوا کردن و حمل علم کتل شیعیان و لشگرکشی و امضا جمع کردن های بیخود و رفتن پای روضه بچه آخوندها در خارج از کشور و دادن میکروفن ها به دست بازجویان و شکنجه گران اطلاعاتی، یک روز بر خلاف گذشته همگی با هم در همه ی این خانه های جاسوسی و طراحی قتل و جنایت را تخته می کردید

lundi, avril 04, 2011

کلاته کار و کلاته نان از غلامحسین ساعدی


برای دریافت کتاب روی جلد آن کلیک کنید

Libellés :


dimanche, avril 03, 2011

هاملت در بیست و شش دقیقه

سری کارتون های شکسپیر، پروژه ی مشترک تلویزیون بی بی سی 1992 و به زبان انگلیسی است که با همکاری هنرمندان کشورهای سوئیس و انگلستان و آمریکا و ژاپن تهیه شده است و درآن ده نمایشنامه شکسپیر را به صورت کارتون یا عروسکی و به زبان ساده و تصویری خواهید دید، در این مجموعه داستان های «رویای شب نیمه تابستان»، «رام کردن زن سرکش»، «رومئو و ژولیت»، «مکبث»، «هاملت»، Lien«طوفان»، «شب دوازدهم» یا «هر طور که بخواهید»، «ریچارد سوم» و «افسانه زمستان» و «ژولیوس سزار» را خواهید دید؛ بیشتر این کارتونها بر روی یوتوب موجود است و هر داستان فقط سه یا حداکثر چهار بخش است و هر برنامه نیم ساعت طول می کشد
اگر تاکنون نتوانسته اید با داستانهای شکسپیر ارتباط برقرار کنید، این شیوه بهترین راه برای شناختن آثار اوست، به بروبچه ها هم نشان بدهید؛
هر شب پیش از خواب یک فیلمش را ببینید؛ شب بخیر
LienLienLien«هاملت» را در بیست و شش دقیقه و به صورت کارتون ببینید

Libellés : , ,


samedi, avril 02, 2011

شکوفا

vendredi, avril 01, 2011

روزی که رأی مردم ملاخور شد

امروز سالگرد روزیست که رأی مردم با حقه و ترفند خورده شد؛ با مطرح شدن «آری یا نه؟»، رفراندم و همه پرسی برای تعیین نوع حکومتی مطابق با میل اکثریت، به ابراز موافقت یا مخالفت به پروژه ای معین تغییر پیدا کرد و در نتیجه جمهوری ملایان از همان ابتدا، بدون مجوز حقیقی و با تقلب در طرح سئوال انحرافی، رأی اکثریت مردم بردبار ایران را گرفت و با طرح این سئوال، از شکل گیری جامعه مدنی و حکومت لاییک و سکولار به کل دور شد (همان اتفاقی که دارد در مصر می افتد)؛ و به نام دین هر روز بیش از روز پیش بر دوش مردم سوار شد و این داستان که "فعلاً رأی خود را به ما بده و دیگر کارت نباشد" از سوی بازاریان به قدرت رسیده در این سی و دو سال گذشته، هم چنان ادامه دارد و سی دو سال عمر یک جوان است، نسل جوانی که با ملاخور شدن رأیش متولد شد و هرگز در طول عمر خود، معنای رأی و جمهوری و احترام به عقیده را ندید و نشناخت و مغزش مدام در کلاسهای عقیدتی رژیم تمامیت خواه، شستشو داده شد و جسمش مدام زیر تازیانه های ملایان شهوت پرور سرکوب شد
اینها را نوشتم تا به آن مزدورانی که به نام دموکراسی هر کلمه خود را به یک یورو می فروشند سلطه نحس سی و دو سال دروغ را یادآوری کرده باشم و تقارن روز رفراندم را با نماز جمعه به این مزدوران وطن فروش تبریک و تسلیت گفته باشم؛ باشد که در آینده، روزی، در سیزده به دری، وطن و حوالی اش را و دنیا را از این همه مزدور دروغگو و دروغ نویس پاک کنیم، و این آرزو یک رویا نیست، دوران فاشیسم در اروپا ابدی نبود، هیچ چیز ابدی نیست، شما هم، فرا خواهد رسید روز فرو ریختن شما همگی با هم، به امید آن روز
به امید روزهای بهتر
مرگ بر ارتجاع

This page is powered by Blogger. Isn't yours?