چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: janvier 2013

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

mardi, janvier 29, 2013

نسخه کامل فیلم «هیروشیما، عشق من» نوشته مارگوریت دوراس، ساخته آلن رنه


  • نسخه کامل فیلم «هیروشیما، عشق من» نوشته مارگوریت دوراس، ساخته آلن رنه
 Poster de Hiroshima, mon amour
Hiroshima mon amour, Alain Resnais, 1959, (English Subtitles), 1h26
Hiroshima mon amour is an acclaimed 1959 drama film directed by French film director Alain Resnais, with a screenplay by Marguerite Duras. It is the documentation of an intensely personal conversation between a French-Japanese couple about memory and forgetfulness. It was a major catalyst for the Nouvelle Vague (French New Wave), making highly innovative use of miniature flashbacks to create a uniquely nonlinear storyline.
The title literally translates from French to English as 'Hiroshima, My Love', though the film is almost always referred to by its original French title.

Cast:
--------
Emmanuelle Riva as Elle
Eiji Okada as Lui
Bernard Fresson as L'Allemand
Stella Dassas as La Mère
Pierre Barbaud as Le Père
  • فیلم «سال گذشته در مارین باد» ساخته دیگری از آلن رنه
L'année dernière à Marienbad (Last Year at Marienbad), 1961, in 9 parts
http://www.youtube.com/watch?v=_RVPVernSJM&feature=channel&list=UL

http://www.youtube.com/watch?v=mJuSx5L1EKg&feature=channel&list=UL
film complète en russe 1/8
http://www.youtube.com/watch?v=dLWsF7sNbe8&feature=channel&list=UL 

Libellés : , , , ,


jeudi, janvier 24, 2013

رفص مرگ

http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2013/01/263562_884.jpg

درست در همان هنگامی که سیاستمداران پیروزمندانه
تداوم خود را در شهر جشن می گیرند
و شادان در خیابانهای امن تانگو می رقصند
در آن سوی کره زمین، امانت را در خیابانهای روشن مورد تجاوز قرار دادند
و جوانان برومند را در میدانها به دار کشیدند

مگر می شود وحشی نبود و توانست با گوریل شطرنج بازی کرد؟
آیا بازی شطرنج با گوریل، اسمش «تمدن» است؟
آیا چانه زدن با قصابان و سلاخان، نامش «وکالت» است؟
چرا بر پا کردن جرثقیل و دار زدن در ملاٍ عام و نمایش اعدام مجاز است؟
آیا تاختن با درشکه و روروک در کنار پرواز جامبوجت، نامش «مسابقه» است؟
آیا فرود بمب های ناتو در سرزمین های دیگر، برای مردمانش «صلح» آورد؟

هنگامی که کسی نیست تا قاتلان زهراها را به محاکمه بکشاند، چرا سر عاطفه ها و جوانان بر دار می رود؟

وقتی گرگها می رقصند
بره ها را هیچ راه نجاتی نیست
خرگوشهای تیزپا را چه راه فراریست؟
مگر فشاندن اشکی بر شانه سلاخ خویش؟

در این مکاره بازار،
در این سیرک بوق و کرنا و نقاره،
در این نمایش حق و حقوق بشری، «ما با او» را دیگر چه کار است؟
بهنگام جلوس بر تخت فرمانروایی جهان،
رقص گرگها و رقص پیکر جوانان بالای دار؟

این روزها
تنها مزدوران با گرگها عاشقانه می رقصند
آنها که مرگ دیگران را کسب و کار خویش قرار دادند
نام نمایش چه بود؟ «تغییر کند» برای «نرسیدن به «برابری»؟
 یا به قول شاملوی شاعر «خنیاگران مرگ»؟ یا فعال و وکیل حقوق بشری؟
روز رقص شادی ما چه زمانی فرا خواهد رسید؟

ما را چه رقصی است؟
کدامین جشن؟ چه فتحی؟
جز
حرکت لاک پشتی و ساکت مان برای بقا
و نظاره سریال سرکوب از رسانه ها؟
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1389/8/19/73923_543.jpg

Libellés :


mardi, janvier 22, 2013

از «خانه سیاه» تا زیستن در خانه فروغ

خانه سیاه است عنوان فیلمی‌ست که فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۱ آن را با تهیه‌کنندگی ابراهیم گلستان در جذام‌خانه تبریز ساخت. فیلمی که به آشنایی او با حسین، یکی از پسر بچه‌های حاضر در فیلم، انجامید. این آشنایی در طول ۱۳ روز فیلمبرداری سرانجام به این تصمیم فروغ منجر شد که حسین را از خانواده‌اش بگیرد و با خود به تهران ببرد.

آن‌چه در پی می‌آید بخش سوم از متن گفت‌وگویی‌ست با حسین منصوری، درباره زندگی‌اش پیش از فروغ، با او و پس از او.
بخش نخست گفت‌وگو
بخش دوم گفت‌وگو  

 بخش سوم و پایانی

Libellés :


samedi, janvier 19, 2013

نسخه کامل فیلم «برای یک لحظه آزادی»* آرش ریاحی + نقد و بررسی فیلم

This page is powered by Blogger. Isn't yours?