چشمان بیدار- مهستی شاهرخی

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

jeudi, novembre 12, 2020

لینک سریال چرنوبیل- فیلم دوبله به فارسی- پنج قسمت


 
فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 1

https://www.aparat.com/v/Cc46m
https://www.aparat.com/v/NRa1g

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 2
https://www.aparat.com/v/p35WJ
https://www.aparat.com/v/xX9WN

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 3
https://www.aparat.com/v/U68jL
https://www.aparat.com/v/P9jG0

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 4
https://www.aparat.com/v/TBwpG
https://www.aparat.com/v/FfzyB

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 5
https://www.aparat.com/v/UnGSd
https://www.aparat.com/v/a9QEi

رزا: دوستان این سریال تا قسمت سوم دوبله شده و قسمت چهارم و قسمت آخر (قسمت 5) را میتوانید با زیرنویس فارسی و زبان اصلی (انگلیسی) نگاه کنید. چون فیلم مال همین امسال است مجبوریم با کامپیوتر ببینیم چون بدلیل کپی رایت ، کانال آپارات در تلفن دستی بالا نمی آید!
لینک سریال چرنوبیل- فیلم دوبله به فارسی- هر  قسمت حدود یک ساعت
سریال چرنوبیل قسمت اول با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/sqpPg
سریال چرنوبیل قسمت دوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Nanes
سریال چرنوبیل قسمت سوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Is7t8

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 4 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pu6Ib
سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 5 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pChVu

در لینک های زیر هم می توانید فیلم را دانلود کنید. اینجا
مرتبط:

Tschernobyl - Die Schwell-
 Porog (1990)
https://youtu.be/aSvqanhiJNE 


فیلم پریپیات از کارگردان اوکراینی و مستند است. چند سال پس از فاجعه ی چرنوبیل برداشته شده و به آلمانی ترجمه شده و صحنه هایی واقعی از مردم  در شهرک کارگری پریپیات را نشان می دهد. در این شهر 45 هزار نفر زندگی می کردند و اغلب کارگر و کارمند نیروگاه اتمی بودند. 15 هزار نفر هم کودکان بودند. مردم این شهر را 36 ساعت پس از انفجار اتمی مطلع کردند. بسیاری بدلیل آلودگی با اشعه رادیواکتیو جانسپردند.
پریپیات  فیلم مستند رولان سرگی ینکوف- فیلم مستند 1990 محصول شوروی! دوبله به زبان آلمانی مدت فیلم 1.5 ساعت
https://youtu.be/aSvqanhiJNE

این پُست به یاد جان شیفته Sébastien Briat رفیق سباستیان است که سال 2004 در اعتراض به ترانسپورتِ زباله های اتمی (کاستور) اینجا 
با قطع هر دو پایش بروی ریل قطار جان سپرد. یادش و راهش جاودان.



کتاب صوتی «صداهایی از چرنوبیل» 
https://youtu.be/HQfDOhVt5Cw

در لینک های زیر هم می توانید فیلم را دانلود کنید. اینجا




چرنوبیل ، نام سریالی تاریخی و مهیج می‌باشد که توسط کریگ مازن ساخته شده است. در خلاصه داستان این سریال آمده است ، در اواخر قرن هشتاد میلادی یک انفجار مهیب در تاسیسات هسته‌ای چرنوبیل در کشور اوکراین رخ داد که باعث به وجود آمدن یکی از بدترین فجایع بشری در طول تاریخ شد و…
ژانر : درام
بازیگران : emily watson , jared harris , stellan skarsgård
دسته : 250 سریال برتر , دوبله فارسی , زیرنویس چسبیده فارسی , سریال
کارگردان : Craig Mazin
کشورها : انگلستان , ایالات متحده آمریکا
اینجا

 سریال چرنوبیل قسمت اول با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/sqpPg
سریال چرنوبیل قسمت دوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Nanes
سریال چرنوبیل قسمت سوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Is7t8

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 1 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/Zmek9

وبیل - فصل 1 قسمت 1 کارگران بخش و آتش نشانان زندگی خود را فدا می کنند تا از انفجار فاجعه بار آوریل 1986 در نیروگاه هسته ای شوروی جلوگیری کنند... چرنوبیل - فصل 1 قسمت 1 Chernobyl S01E01 +17 کارگردان: جان رنک Johan Renck مدت زمان : 60 دقیقه محصول آمریکا - 2019 - کیفیت HD - زیرنویس دارد خانوادگی اجتماعی سریال 'چرنوبیل' به کارگردانی جان رنک Johan Renck در سال 2019 ساخته شده است. این سریال محصول کشور آمریکا و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. در سریال چرنوبیل جرد هریس، استلان اسکارشگورد و پائول ریتر به هنر

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 2 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/n3Wxj
چرنوبیل - فصل 1 قسمت 2 : لطفا آرام باش سریال چرنوبیل همکاری دو کمپانی اچ بی او (آمریکا) و اسکای (انگلیس) است. این سریال داستان حادثه هسته ای چرنوبیل است که در سال 1986 در شوروی اتفاق افتاد و آلودگی هسته ای و رادیواکتیو وارد هوا شد. در این قسمت، با وجود اینکه خطر بسیار زیادی برای آلانا وجود دارد، او تلاش میکند خود را به والری برساند تا به او در مورد نزدیک بودن انفجار دوم هشدار دهد... چرنوبیل - فصل 1 قسمت 2 Chernobyl S01E02 +17 کارگردان: جان رنک Johan Renck مدت زمان : 60 دقیقه محصول آمریکا - 2019 - کیفیت

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 3 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/Ahkfc
چرنوبیل - فصل 1 قسمت 3 : نامحدود، زمین صفر والری یک نقشه با جزئیات برای از بین بردن چرنوبیل طراحی می کند، لیودمیلا خطری که همسر آتش نشانش را تهدید می کند را انکار می کند.... چرنوبیل - فصل 1 قسمت 3 Chernobyl S01E03 +17 کارگردان: جان رنک Johan Renck مدت زمان : 60 دقیقه محصول آمریکا - 2019 - کیفیت HD - زیرنویس دارد خانوادگی اجتماعی-سریال 'چرنوبیل' به کارگردانی جان رنک Johan Renck در سال 2019 ساخته شده است. این سریال محصول کشور آمریکا و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. در سریال چرنوبیل جرد هریس، استلان اسکا

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 4 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pu6Ib
چرنوبیل - فصل 1 قسمت 4 : خوشبختی تمام انسان ها والری و بوریس به این نتیجه می رسند که برای آثار مخرب رادیواکتیو راهکاری پیدا کنند. آلانا در مورد علت انفجار تحقیق می کند... چرنوبیل - فصل 1 قسمت 4 Chernobyl S01E04 +17 کارگردان: جان رنک Johan Renck مدت زمان : 60 دقیقه محصول آمریکا - 2019 - کیفیت HD - زیرنویس دارد خانوادگی اجتماعی - سریال 'چرنوبیل' به کارگردانی جان رنک Johan Renck در سال 2019 ساخته شده است. این سریال محصول کشور آمریکا و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. در سریال چرنوبیل جرد هریس، استلان اسکار

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 5 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pChVu
موضوع: درام کارگردان: یوهان رنک سال تولید: 2019 تاریخ انتشار: 2019 درباره سریال: «چرنوبیل» مینی‌سریالی درام، محصول مشترک کمپانی‌های «سیستر پیکچرز» و «مایتی مینت» است که پخش آن از تاریخ ۶ می ۲۰۱۹ در شبکه‌های «اچ‌بی‌او» و «اسکای آتلانتیک» آغاز شده و بازیگرانی چون «جرد هریس»، «استلان اسکارشگورد»، «امیلی واتسون»، «جسی باکلی»، «پل ریتر»، «آدام ناگایتیس»، «آدریان راولینز» و «کان اونیل» در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. این مینی‌سریال که ماجرای انفجار فاجعه‌آمیز نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل در آوریل ۱۹۸۶ را روای

صدای انسان تنها اثر سوتلانا آلکسیویچ

https://youtu.be/HQfDOhVt5Cw

کتاب صوتی 
«صداهایی از چرنوبیل» نوشته سوتلانا الکسیویچ ( - 1948)، برنده نوبل ادبیات 2015، است.

حادثه اتمی چرنوبیل حادثه هسته‌ای فاجعه‌باری بود که در روز 6 اردیبهشت 1365 (26 آوریل 1986) در نیروگاه چرنوبیل در اوکراین رخ داد. انفجار و آتش‌سوزی در در رآکتور شماره 4 نیروگاه چرنوبیل باعث پخش مواد رادیواکتیو در بخش بزرگی از غرب شوروی و اروپا شد.
کتاب صوتی «صداهایی از چرنوبیل» نمونه‌ خوبی است از مستندنگاری برای ثبت وقایعی که ابعادی بزرگ،‌ انسانی و مهیب دارند. او با زبانی موجز و توصیفاتی دقیق و به اندازه، قدرت انحصاری زمان را می‌شکند؛‌ دست خوانندگانش را می‌گیرد و از لحظه‌ حال، از موقعیتی امن به سال‌های دور،‌ به فاجعه‌ای بزرگ می‌برد.‌
در سبک چند صدایی الکسیویچ او با مردمی که در یک حادثه یا اتفاق مهم حضور داشتند مصاحبه می‌کند و صحبت‌های افراد حاضر در حادثه را در قالب یک داستان می‌ریزد و آن را به صورت «رمان جمعی» در می‌آورد.
در نوشتن کتاب صوتی «صداهایی از چرنوبیل» از صحبت‌های صدها شاهد عینی استفاده شده و تحقیق و نگارش آن بیش از 10 سال زمان برده است.
پزشکان، فیزیکدانان، آتش‌نشان‌ها، پاکسازی‌کننده‌ها و مردم معمولی در این داستان به بررسی ابعاد فاجعه 26 آوریل 1986 می‌پردازند.
مخاطب در این کتاب با یک روایت یا گزارش روبه‌رو نیست، بلکه شاهد داستان‌های کوتاهی است که همگی به یک حادثه تاریخی می‌پردازند. کتاب با صحبت‌های یک آتش‌نشان با همسرش شروع می‌شود. وی مجبور است برای خاموش کردن یک آتش‌سوزی ساده به محل اعزام شود اما وقتی به محل حادثه می‌رسد متوجه می‌شود که این یک آتش‌سوزی ساده نیست و با فاجعه‌ای بزرگ روبه‌رو هستند.
در بخشی از کتاب می‌شنویم:
« جهان به دو بخش تقسیم شده است: یک طرف ماییم؛ چرنوبیلی‌ها، و طرف دیگر شما ایستاده‌اید؛ دیگران.
دقت کرده‌اید؟ اینجا هیچ‌کس نمی‌گوید روسی، بلاروسی یا اوکراینی‌ است. ما خودمان را چرنوبیلی می‌نامیم.
"ما چرنوبیلی هستیم"، "من چرنوبیلی‌ام." 
انگار مردمی دیگریم؛ ملتی نو

Libellés : , , , , ,


samedi, février 23, 2019

مستندهای انقلاب پنجاه و هفت شبکه من و تو، سری جدید


Manoto TV
آخرین قسمت این مستند با پیامدهای مرگ آیت‌الله طالقانی در سن ۶۸ سالگی آغاز می‌شود. آیت‌الله طالقانی به دلیل ویژگی‌های فردی‌اش احترام خوبی نزد طبقه‌ی رو...

[2:13:10 PM]
:

Manoto TV
چهارمین قسمت این برنامه از هنگامی آغاز می‌شود که با گذشت یک ماه از همه‌پرسی، شرایط کشور همچنان ناآرام است و فعالیت گروه‌های‌های سیاسی روز به روز محدود...

Manoto TV
سومین قسمت در حالی آغاز می‌شود که همه‌پرسی در کشور برگزار شده و بنا بر آمارهایی که اعلام می‌شود، اکثریت مردم به جمهوری اسلامی آری گفته‌اند. در این زما...

Manoto TV
در دومین قسمت این مستند می‌بینیم که بیش از یک ماه از پیروزی انقلاب گذشته است و حضور آیت‌الله خمینی در شهر قم، این‌بار قم را به مرکز تحولات سیاسی جدید...


Manoto TV
اولین قسمت این مستند در حالی آغاز می‌شود که غروب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ است و سرعت تحولات انقلاب که به سقوط دولت شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر شاه، انجامید به ح...

[8:53:05 PM]

Libellés : , ,


dimanche, août 06, 2017

مستند چنارستان، کاری از هادی آفریده

https://www.youtube.com/embed/DcOQiCfexyA
45 مستند چنارستان، کاری از هادی آفریده، دقیقه

Libellés : , ,


mardi, juillet 04, 2017

معرفی یک فیلم مستند در ستایش آزادی بیان

Résultat de recherche d'images pour "à voix haute la force de la parole affiche"

 یکی از بهترین فیلم هایی که در چهار روز عید سینما (25-28 ژوئن) دیدم فیلم «صدای بلند: قدرتِ کلام (یا سخنوری)» بود. تجربه ای آموزنده ای از شناختن مرزهای آزادی بیان و پرورش دادن آن یا ورزش آن.
فیلم توسط استفان فرِتاس کارگردانی شده، او از جلسات مختلف گروهی از دانشجویان دانشگاه سن دنی واقع در حومه شمالی پاریس که خود را برای کنکور فصاحت و بلاغت کلام آماده می کنند فیلم گرفته است . این گروه را افراد متفاوتی از جمله یک وکیل و یک شاعر و یک مربی تئاتر و خلاصه هر کسی که بتواند به آنان در یافتن کلام صریح و درست کمک کند، راهنمایی می کنند. 
این فیلم را از دست ندهید
پ. ن.: آزادی را باید آموخت، مثل آواز خواندن با صدای بلند می ماند، این صدای رسا را باید تعلیمش داد، موزونش کرد، زیبایش کرد، باید به آن معنا بخشید، طوری که هم خود شخص و هم دیگران از این آزادی بهره مند شوند. این چیزی بود که از این فیلم آموختم. امیدوارم ترجمه و پخش شود و در کشورهای دیگر نشان داده شود.

Libellés : , , ,


dimanche, juin 25, 2017

فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آخوند کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان آمریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا


فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آخوند کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان آمریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا
فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آخوند کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان آمریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا
فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آخوند کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان آمریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا
فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آخوند کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان آمریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا


Libellés : , ,


dimanche, février 19, 2017

چند صحنه از فیلم مستند «مرسی، رئیس»، اثر فرانسوا رفرن، 2016

Libellés : , , ,


lundi, février 13, 2017

فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» از مایکل مور

"Capitalism A Love Story", Michael Moore Français
https://www.youtube.com/watch?v=mzuPeyi7FWc

2h02
 فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» از مایکل مور
به مناسبت تقارن روز والنتاین با سالگرد روزهای شورش و جوشش و آزادی

Libellés : , , ,


vendredi, janvier 06, 2017

در حاشیه جهان فیلمی از یاسمن عامری


مدت فیلم 56 دقیقه
زیان فیلم انگلیسی با زیرنویس قارسی

Libellés : , ,


mardi, octobre 04, 2016

نقد «زندگی و دیگر هیچ» کیارستمی


Afficher l'image d'origine
فیلم «زندگی و دیگر هیچ» پس از زلزله ای که در سال 1369 در شمال ایران آمد و در گیلان رودبار و کوکِر،(منطقه ای که لوکیشن فیلم «خانهٔ دوست کجاست»، فیلم قبلی بود و به زیر آوار رفت) ساخته شد و از لحاظ تاریخی مصادف است با اولین دوره ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی 1368/72. فیلم شبه مستند است. پدر و پسری (بدل کیارستمی، فرهاد خردمند و پسر[پویا نگاه کودکانه و فیلسوف کیارستمی] ) با سیتروئن زردش از مناطق رلزله زده عبور می کنند تا خود را به کوکِر برسانند و از بروبچه های فیلم سابق خبر بگیرند. جاده شمال برای کمک رسانی بسته است و به سختی می شود حرکت کرد و ما به ظاهر رپرتاژهایی شفاهی از صحنه های زلزله در میان راه بندان کنار جاده می بینیم.
سی دقیقه از فیلم گذشته است که تپه ای با جاده ای به شکل حرف «زد» پیدا می شود و تمام علائم و نشانه های تصویری در فیلم قبلی نمایان می شوند و یاد فیلمِ قبلی را زنده می کنند. بعد آقای روحی، مردی در جاده با تخته سنگی، هنگامی که سوارش می کنند و معلوم می شود همان پیرمردی بود که آدرس خانه همه را می دانست و همه را می شناخت. او از زلزله جان سالم به در برده است. او را برای فیلم پیرتر نشان داده بودند.
به کوکر رسیده اند. کوکر ویرانه ایست اما زیبایی های خود را دارد. زیتون زاران سبز و پربرکت هنوز زنده اند. خیلی ها مرده اند. خیلی از خانه ها خراب و ویران شده اما چشمانِ فیلمساز در جستجوی زیبایی هاییست که وجود دارد و آنها الهام بخش فیلمساز برای کپی سازی از خود. 
Afficher l'image d'origine
زنان طبق سنت فیلمهای کیارستمی، پس از زلزله نیز همچنان پای تشت رخت در حال رختشویی در حیاطی پر از مرغ با نوای قوقولی قوقو خروس نشسته اند و جز دعوا کردن و فحش دادن و «زهرمار» و «پررو» گفتن به بچه های کوچک خودشان کار دیگری از دستشان نمی آید.
اما یک «بچه کیارستمی» می آید و کنار زن می نشیند یک ساعتی فلسفه می بافد و مسائل بالاتر از سن و عقل و قدش را مطرح می کند و از اسطوره ابراهیم و قربانی کردن اسماعیل مثال می زند! شبیه کیارستمی در این فاصله جاده را یافته است تا دنبال دوست بگردد و بگردد و بگردد و مناظر مختلف را در معرض دید بیننده بگذارد. به بهانه زلزله و ویرانی، ما وسعت نماهای دور از مناظر شمال ایران را می بینیم. یک ساعت از فیلم گذشته است که پویا یکی از بچه های فیلمِ قیلی، محمدرضا پروانه را پیدا می کند. پویا، بچه تهرانی با بچه ای که در زلزله خانه شان با خاک یکسان شده و در حال حاضر در چادرهای امداد زندگی می کند از فوتبال حرف می زند و با او بر سر فوتبال شرط بندی می کند.
- سر یه توپِ. یه توپ پینگ پونگ.
- نه.
- یه توپ فوتبال.
- توپ که ارزشی نداره.(بچه مرفه تهرانی متوجه نیست که برای یک بچه روستایی از زیر آوار جانِ سالم به در برده هر توپی با ارزش است)
- سر یه جوراب. (بچه مرفه تهرانی متوجه نیست که برای یک بچه روستایی از زیر آوار جانِ سالم به در برده یک جفت جوراب می تواند بسیار با ارزش باشد)
- سر یه دفتر، یه دفتر چل برگ. (بچه مرفه تهرانی متوجه نیست که برای یک بچه روستایی از زیر آوار جانِ سالم به در برده یک دفترچه چهل برگ می تواند بسیار با ارزش باشد)
- دفتر که ارزشی نداره.
همراه با محمدرضا پروانه به سوی چشمه ای می راند که دخترکان نوشکفته ای با چشمان زاغ (رنگی) نشسته اند و در نهایت شرم و حیا و لب گزیدن ظرف می شورند.
بچه (کیارستمی نه ها) می خواهد همانجا بماند با این بهانه که دارند آنتن تلویزیون را وصل می کنند تا مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا کند و موفق می شود پدرش را راضی کند.
از اینجا به بعد «جاده نوردی با موزیک کلاسیک غربی» است. و نمای دور از مناظر با سیتروئن زرد در جاده هایی با فرم «زد» و «در جستجوی وقت و عمر بر باد رفته ملت» به سفارش و تهیه کننده گی کمپانی اِم. کادو. و اما زیبایی مناظر شمال ایران حتا پس از زلزله، تحسین اش به شمال ایران می رسد و بس.

فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را به صورت کامل بر روی یوتوب ببینید  
1h 31, 1992, La vie continue 

Libellés : , ,


dimanche, septembre 04, 2016

«کلوزآپ، یا نمای نزدیک»





https://www.youtube.com/watch?v=sSynUYdf4Lg


1h 38, Close up, 1989

فیلم «کلوز آپ یا نمای نزدیک» در سال 1368 یا آغاز اولین دوره ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی ساخته شده است و ظاهری مستند دارد. یک ربع از فیلم گذشته که پس از دستگیری محسن مخملباف قلابی، صفحات روزنامه یا مجله ای از زیر چاپ در می آید و بدین شکل تیتراژ فیلم آغاز می شود.

«کلوز آپ یا نمای نزدیک»

فیلمنامه عباس کیارستمی

بر اساس یک ماجرای واقعی

با ایفای نقش شخصیت های واقعی

داستان بر سر این است که شخصی (کپی – حسین سبزیان) که شبیه فیلمساز نامدار (اصل – محسن مخملباف) بوده، خود را به جای او به خانواده هنردوست آهنخواه جا زده و حسن فرازمند خبرنگار مجله سروش در صدد تهیه گزارش داغی برای مجله است.

عباس کیارستمی را نمی بینیم چون پشتش به دوربین است اما صدایش را می شنویم. او در صدد تهیه فیلمی از این ماجراست و به زندان می رود و با حسین سبزیان ملاقات می کند و او را از شیفتگان سینما و علاقمندان محسن مخملباف می یابد. حسین در دادگاه، اتهام اولیه که کلاهبرداری باشد را رد می کند ولی میل به «محسن مخملباف» بودن را تایید می کند. در دقیقه چهلم فیلم، حسین سبزیان در دادگاه به جرم - به جای شخص شریفی مثل محسن مخملباف جا زده است - محاکمه می شود (ما اصلاً نباید بدانیم که مخملباف بازجو و شکنجه گر و از عوامل مخوف پشت پرده جمهوری اس. اس. لامی بوده است.) از او به فقط به عنوان فیلمساز یاد می شود. حسین در محضر دادگاه از علاقه اش به سینما و بازیگری حرف می زند و همانجا از فیلم «عروسی خوبان» محسن مخملباف و «مسافر» کیارستمی تحسین و تجلیلی اغراق آمیز به عمل می آورد.

توجه نکته انحرافی: در این زمان به جای این که زندانیان سیاسی و خانواده بازماندگان کشتار زندانیان سیاسی سال 67 و شاکیانِ مخملباف را در دادگاه ببینیم، چون کار دنیا برعکس شده، دادگاهی تشکیل می شود که با صبر و حوصله بسیار فردی مثل حسین سبزیان را به جرم این که به جای محسن مخملباف ایفای نقش کرده، به محاکمه می کشد! رئیس دادگاه، حاج علیرضا احمدی است

راسیسم تهرانی علیه تُورک و تورک زبان را باز هم در نگاه کیارستمی نسبت به خانواده آهنخواه می بینیم که به نوعی سادگی و فریبخوردگی خانواده آهنخواه را با تورک بودن آنها مرتبط می کند و باز همان واکنش های همیشگی ضد غیرتهرانی یا ضد تورک و ضدیت کیارستمی با زبان تورک.

خب چون همان اول فیلم نوشته شده « بر اساس یک ماجرای واقعی»، از همان سنگِ اول و آنجا دروغ ها آغاز می شود.





در سینمای کیارستمی، بین فرض و حکم قضیه تفاوتی نیست. همیشه هر دو یکی است. همیشه. پس ما بایست باور کنیم که این ماجرا واقعی است! برای چی؟ چون آن اولش نوشته شده آیا با صحنه سازی و فتوشاپ این روزنامه را درست نکرده اند؟ به چه دلیل به کسی که کارش ساختن فیلمهای شبه مستند و ساختگی یا قلابی یا بهتر بگویم دروغین است اعتماد داشته باشیم؟ ساختن یک روزنامه که کاری ندارد؛ شروع خیلی از فیلم های قدیمی با خبری در روزنامه است. و همه اینها روی صحنه و با صحنه سازی ساخته می شود. از سویی دیگر کارِ سینما فریفتنِ چشمانِ تماشاگران است. مگر باقی وقتها که روزنامه ای را در فیلمی می دیدیم راستکی بود؟

نکته گریز از مرکز: در کشوری که سالن سینماهایش را به آتش کشیده اند و سالن سینما کم دارد، این گونه تأکید شدید بر روی سینما که (چه بدل و چه اصل) در هر حال عاشق سینما هستند برای چیست؟

الان سناریوی زندگینامه از ابتدا بازنویسی و عوض شده و تمام اثرات زندگی غیرفیلمسازی مخملباف پاک شده است و به «سابقه مبارزه علیه دیکتاتوری شاه در جوانی» تبدیل شده است. پس آیا ما طبق نقش از پیش مهندسی شده فیلمساز و کمپانی، باید باور کنیم که این آقا فیلمساز نابغه و ژنی متولد شده و از دوران نوزادی سینماگر بوده؟

لطفاً فیلم «توبه نصوح» نوشته و کارگردانی محسن مخملباف ساخته شده در سال 1361 را تماشا بفرمایید تا به میزان نبوغ کارگردانی که در فیلم کلوزآپ عباس کیارستمی او را محبوبِ ایرانیان معرفی کرده است پی ببرید. در این فیلم مخملباف سینما را چون ابزار و وسیله ای در دستگاه تواب سازی زندان به کار می گیرد تا ارزش های حزب الله را به بیننده (زندانیان سیاسی) منتقل کند. لازم به یادآوری است که در زندان، با شلاق و کتک زندانیان را به زور مجبور می کرده اند تا برای دیدن فیلمهای مخملباف به حسینیه اوین بروند.

https://www.youtube.com/watch?v=C_Ttttxw5NM



Tobeh Nassuh, 1h33, 1983

سناریوی کیارستمی از محبوبیت و شهرت مخملباف به منظور جو سازی و تبلیغ هر چه بیشتر برای او در میان مردم است وگرنه محبوبیت مخملباف در آن زمان به اندازه هر بازجوی مشهور دیگری بود.

در کلوزآپ که لزوماً نمای نزدیک نیست نام فیلم اگر لانگ شات هم بود فرقی نمی کرد غرض نمایشِ نمای پیشنهادی و از پیش مهندسی شده ای در دوران رفسنجانی است؛ دوران ماله کشیدن روی جنایات و مشاطه کاری های رژیم برای کسب سی میلیارد دلار وام از بانک جهانی برای بازسازی های پس از جنگ که خرج آفتابه و لگن ملایان و توابع خواهد شد و اما مردمش را به تورم پنجاه در صدی کشاند.

نتیجه گیری نهایی: به هر حال با این فیلم کیارستمی از مخملباف چهره «فیلمساز مشهور» را ساخت و خودش هم در نقش کارگردان و مستندساز بی سند؟! (کدام مستند؟ بدون مدرک!) دست در دست هم چشمان مردم را به روی واقعیت ها بستند و از یک هنرپیشه (حسین سبزیان) تصویر دزد و کلاشی در ذهن همه کاشتند که حتا پس از مرگش (مرگ حسین سبزیان) از او رفع اتهام نخواهد شد.

و هیچ معلوم نیست این همه جایزه را - دست مریزاد - به پاس کدامیک از هنرمندی ها دریافت داشته اند!؟

پول کلان نفت و یکی از پنجاه فیلم تاریخ سینما!!!!!!!!!

پول کلان نفت و یکی از ده فیلم تاریخ آسیا!!!!!!!!!







این فیلم در سال ۲۰۱۲ توسط نشریهٔ «سایت اند ساوند» در فهرست ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت
این فیلم در فهرست منتشر شده از سوی جشنواره فیلم بوسان در فهرست ده فیلم برتر تاریخ آسیا قرار گرفت
برنده جایزه ویژه منتقدان از جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۱۹۹۰
کاندید جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی و برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۸
برنده جایزه آر نقره‌ای جشنواره فیلم ریمینی ۱۹۹۱
برنده جایزه ویژه بهترین فیلم و کارگردانی جشنواره فیلم دان کراکیور ۱۹۹۱
برنده جایزه شهری، جایزه مطبوعات، جایزه دانشجویان و جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم دونکرک ۱۹۹۱
برنده دیپلم افتخار و جایزه فیبرشی جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول

Libellés : , , ,


lundi, août 22, 2016

« قضیه، شکل اول، شکل دوم »




47 min. 1979

قضیه قدیمی:
معلم که مرد جوانی است با گچ در حال رسم آناتومی گوشِ بر روی تخته سیاه است. کلاس چهل پنجاه نفره در سکوت در انتظار پایانِ کارِ اوست. دانش آموزی مخفیانه در ته کلاس صدای تَق تَق در می آورد طوری که معلم بعد از چند بار برگشتن و به آن سمت نگاهی انداختن، پی می بَرَد که نمی تواند آن شاگرد را به سادگی از کرده خود پشیمان کند و یا او را تشخیص بدهد پس در آخرین نگاه به آنها می گوید:«دو ردیف آخر کلاس یا بگویند که چه کسی این صدا را درمی آورد؟ یا همگی بروند بیرون و تا آخر هفته به کلاس برنگردند!» (این واکنش از سوی معلم نشانه ضعف و ناشیگری و عدم اعتماد به نفس است و بسیار افراطی است. سال انقلاب و یک هفته تنبیه برای تق تق؟)
دو ردیف آخر دانش آموزان که هفت نفر هستند بی هیچ حرفی از کلاس خارج می شوند...
از اینجا به بعد فیلم تازه در مسیر اصلی خود قرار می گیرد به این شکل که این ماجرا بهانه ای می شود تا کارگردان شروع به مصاحبه با شخصیت های برجسته سیاسی و فرهنگی آن زمان کند و از آنها این سؤال را بپرسد: آن بچه ها باید چه کار می کردند؟! آیا باید آن فرد را لو می دادند و به کلاس برمی گشتند یا اینکه با هم این تنبیه را تحمل می کردند و او را لو نمی دادند؟!
فیلم با نظرخواهی از چهره ها و شخصیت های برجسته سیاسی و فرهنگی اول انقلاب تشکیل شده است وبنابه گفته کارگردان ظاهراً این فیلم در سال پنجاه و هشت، در دوران دولت موقت مهندس مهدی بازرگان ساخته شده است.
شکل اول: حالت اول اینکه یکی از دانش آموزان پس از دو سه روز، این حرکت گروهی را می بُرد و با لو دادن آن فرد به کلاس برمی گردد. (لو دادن یا لو ندادن) 24 دقیقه
شکل دوم: دانش آموزان یک هفته به کلاس نمی روند. بعد از یک هقته هفت نفرشان با هم به کلاس برمی گردند. مقاومت گروهی 23 دقیقه
در هر دو حالت از این شخصیت های برجسته سیاسی و فرهنگی آن زمان (بهار پنجاه و هشت) می خواهد که این داستان و حرکت بچه ها را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهد.
باز مثل همیشه می بینیم که کیارستمی از طریق یک مسئله کودکانه را نمادی از رفتار گروه های سیاسی می کند. پس یا «تنبیه» و «رفاقت» یا «لو ندادن» و «مقاومت» موضوع مورد بحث قرار می گیرد. قضیه هنگامی جالب تر خواهد شد که به توصیه کارگردان سیستم ولایی احزاب را مشاهده کنیم.
مصاحبه شوندگان: از سه دسته تشکیل شده اند.
/1/ پدران بچه ها
/3/ چهره های مشهور سیاسی و هنری و فرهنگی و دینی وقت
سئوالات به این شکل مطرح می شود: «فرزند شما....» و به این شکل شنونده را در موقعیت پدر قرار می دهد. پس از آنها خواسته می شود که به عنوان والدین این بچه ها نظر خود را بیان کنند.

  
قضیه ولایی یا بالایی : پرسیدن نظر پدران بچه ها و پدران حزبی  و روسای قوم در مورد مسایل کودکان بسیار سطحی و سازمانی به نظر می رسد به خصوص هنگامی که برای آینده کودکان و نوجوانان آن مرز و بوم نظر خلخالی را می پرسد! در آن هنگام متوجه می شویم که انتخاب افراد فقط بر اساس ضرورت و مصلحتِ حزبی بوده است. دیدگاه فیلمساز هیچ گونه ظرافت و ایجازی  ندارد که پنهان مانده باشد و برملا نشده باشد.
دیدگاه فیلمساز درست از نمایش عقیده آقای کیانوری عملاَ پیداست نقطه دیدشان بر کجا متمرکز شده است. به خصوص وقتی که (آقای کیانوری) می گویند بایست باید با هیئت مدیره مدرسه هماهنگ کنند یعنی از بالا توافق هایی صورت بگیرد!
آقای کارگردان  با نظرخواهی از افرادی که با «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» کار کرده اند یا اعضای خانواده کانون از مدیر عامل تا حسابدار همه را جلوی دوربین می برند؛ نظرخواهی از مدیرعامل کانون یا مدیرعامل تلویریون یا مدیر شبکه دوی تلویزیون به دلیل نقشی است که احتمالاً برای تبلیغ فیلم ایفا خواهند کرد وگرنه مسعود کیمیایی به طور مثال نمونه ای از پدر پداگوگ نیست.  
البته کسانی که با هنر و فرهنگ سروکار دارند موفق می شوند نظر خود را بیان کنند اما هیچکس از او نمی پرسد چرا در این همه پرسی از زنان خبری نیست؟ آنهم در شروع انقلاب؟ و سال 58؟ یعنی در ایران فقط دو زن بودند که نظرشان را پرسیدید؟
در سال 58 قفل های سانسور هنوز وصل نشده بود و آزادی در خیابانها به چشم می خورد و از طریق مناظره های تلویزیونی در مدیا نیز دیده می شد هنوز. در شهرهای بزرگ حجاب هنوز خیلی اجباری نشده بود. به خاطر دارم در برنامه ای روشنفکر دینی عبدالکریم سرو ش با فرخ نگهدار چریک فدایی و محسن رضایی از سپاه پاسداران مناظره تلویزیونی کردند.
قضیه غریب: آیا این قضیه یک مسئله یا یک مشکل دینی داشت که با رهبر کلیمیان تماس گرفتید؟ آیا این مسئله به ارامنه ایران ریط خاصی داشت؟ خب، پس چرا با نماینده یا رهبر زرتشتیان تماس نگرفتید؟ یا نظر دراویش را نپرسیدید؟ حتماً این رهبران دینی از مادران بچه ها صاحب نظرترند!
تفکر دوران خفقان: شنیدن نظرگاه‌ افراد فرهنگی مسلماَ مفیدست. نظر کارشناسانه دکتر شکوهی نشان می دهد که تصادفاً در آن سیستم کسانی بوده اند که آن بچه ها را درک می کرده اند همچنانکه در سیستم شاهنشاهی هم ممکن بود کسانی در مقام و منصبی قرار بگیرند که نگاهشان معطوف به زیردستان باشد و دادرس فرودستان باشند. مهم اینست که شما متأثر یا آزرده از این صدای تَق تَق کودکان به چه نکته ای توجه کرده اید؟ و یا چه نکاتی را مد نظر قرار دادید؟ چه چیزی را موشکافی کردید؟ گرچه معلم گوش بزرگی را روی تخته سیاه رسم کرده است اما عملاً دیالوگی بین او و شاگردان وجود ندارد. برای شاگردان از معلمشان گرفته تا پدرانشان راه دیالوگ و فرهنگ شنیدن بسته است. از این طرف چیزی دیده نمی شود. این فیلم از لحاظ زمانی مربوط به تفکر دوران شاهنشاهی و خفقان آن دوره است.  در تصاویر پایانی فیلم، دومرتبه صدای ضرب گرفتن تق تق را روی میز می‌شنویم. صدای سرسام اوری که شباهتی به انقلاب ندارد بلکه صدای بیمارگونه ای از جانب یک بیمار سادیسمی است که هیچ شناختی از انقلاب ندارد. تکه ای از طرح کیارستمی را در اینجا می آورم تا بخوانید (رفته‌رفته به تعداد مدادها اضافه می‌شد تا این که تق تق ها به اوج می‌رسید) این نشاندهنده این است که این فیلم پیش از انقلاب نوشته شده است و در خلال 57/58 مصاحبه ها به آن اضافه شده است. مثل همیشه یک سری عوامل مردم فریب برای جلب توجه و شامورتی بازی و چاخانیات و نقل داستانهای محیرالعقول هنگام ساختن فیلم وبرای داشتن گیشه لازم بوده.  
اشکال قضیه: (قضیه) اعتراضِ بچه و همبستگی و اعتصاب بچه ها، چرا نظرخواهی از افراد بدون حضور بچه ها و معلم صورت می گیرد؟ چرا نظر بچه ها را نپرسیدید؟ اصل کار آنها هستند، پس چی؟ چرا؟ شکا دیگه چرا دادگاه انقلاب تان را در پشت درهای بسته تشکیل دادید؟
چرا در «بهار آزادی» که هنوز امکان پخش تصویر بی حجاب زنان وجود داشت، شما کاسه گرم تر از آش شدید و مادران و زنان را به کل حذف کردید و یک حداقل  حتا از یکی از مادران بچه ها نظرخواهی نمی شود و نظرخواهی از والدین (به پدران) محدود می شود؟ جز دو کارمند کانون و تلویزیون چرا از حضور زنان خبری نیست؟ منظورم برابری جنسیتی است! احترام برومند (بدون حجاب ولی) با موهایی فید شده در سیاهی و محو شده در فونت پشت سر آیا بدتر از حجاب نیست؟ سر چه کسی را شیره می مالید؟ چطور است که خانم سرشار با موهای سلمانی شده و بیگودی بسته ظاهر می شود؟ آن طوری اشکال ندارد؟
نظرخواهی از جوانان: در بهار آزادی که حتا سازمان مجاهدین و سازمان چریک های فدایی خلق نمایندگان خود را برای ریاست جمهوری معرفی کردند هیچ یک از این گروه های جوانِ آن دوران و یا هوادارانشان و یا اُپوزیسیون جزو چهره های مصاحبه شونده نیستند؟ چرا فقط خلخالی نشان داده شد و از او نظرخواهی شد؟ قضیه نامعلوم: گفته شده که برای این فیلم با سعید سلطانپور هم مصاحبه شده؟ آیا این خبر صحت دارد؟ بعد آن تکه فیلم چه زمانی از مجموعه خارج شده؟ پس از اکران سال 58؟ یا پیش از آن؟ کسی نسخه ای از آن دارد؟ یا این که این خبر فقط جزو پلان جو سازی تبلیغاتی برای کیارستمی بوده؟
نظرخواهی: عاقلانه ترین هدف برای نظرخواهی در مورد یک چنین داستانی این است که از خود بپرسیم آن همه تق تق به عنوان واکنشِ اعتراضی برای چه بود؟ آیا آن تق تق ها به این می ارزید که یک هفته را پشت در کلاس در تبعید و در محکومیت بگذرانند و از درس عقب بمانند؟
- نظرخواهی همیشه و معمولاً از پایین و لایه های پایین جامعه آغاز می شود تا آن بالایی ها در جریان آنچه  در کُل جامعه می گذرد قرار بگیرند و اشکالات را برطرف سازند. خب پس چرا شما شیپور را از سر گشادش می نوازید؟
«قضیه» در محدوده «لودادن یا ندادن»  و «مُفَتِشی» یا «همبستگی» و «مقاومت» محدود می ماند. معلم تیپ به ظاهر چپ چریک مدل فیلم گوزنها (عینک و سبیل)، معلم مثل همیشه در فیلم کیارستمی  نقش منفی و مقتدر (چهره اش تیپ چریک آن سالهاست) دارد. چون وقت زیادی را به رسم آناتومی «گوش» بدون توجه به شکل و فضای کلاس برای تدریس، پشت به دانش آموزان در حال طرح و رسم قضیه خویش است و به ملال آوری عمل خویش بی اعتناست. معلمِ جوان در برابر تق تق اعتراضی یکی از بچه های ته کلاس، بدون این که به شیوه تدریس خود شک کند، باخشونت دو ردیف آخر (هفت دانش آموز) را از کلاس به مدت یک هفته اخراج می کند؛ یعنی چون خودش نفهمیده که مقصر کیست بچه ها را وادار می کند تا همشاگردی خود را لو بدهند. معلم گوش شنوا ندارد. این معلم باید راه شنیدن و گوش دادن به مشکلات شاگردان را یاد یگیرد تا بتواند درسهایش را به آنها یاد بدهد.


قضیه و شخصیتهایش را بایست در پروسه تاریخی اش در نظر گرفت.
شخصیتهای فیلم لزوماَ برای کمک به شاگردان نیستند بلکه برای کمک به فیلم و کارگردان انتخاب شده اند. قضیه می توانسته نقش تاریخی بازی کند که نکرده چون قضیه در فیلم هدفمند نبوده بلکه بهانه ای بوده برای رد یک نوع تفکر در برابر تفکری دیگر و از قضای روزگار انقلابی شده و به همین دلیل
 فیلم با هدف فرصت طلبانه برای ماهی گرفتن از آب گِل آلود خود را با  اضافه کردن (شخصیتهای روز در روزهای پرآشوب انقلاب)  خود را با وقایع بیرون هماهنگ کند و از سینما به عنوان وسیله نقلیه ای برای پروپاگاندای تربیتی و تبلیغ استفاده کرده است.
قضیه و نقش تاریخی آن را باید در کنار فیلمهای کیارستمی در نظر گرفت.
اگر این فیلم در سال 58 ساخته شده باشد به نوعی نمایانگر شروعی برای فیلمسازی کیارستمی است و آغازی برای مستندهای ساختگی (قلابی) در دولت جدید! هیچ معلمی هر قدر دیوانه و خشن در سال 58 این نوع با شاگردانش برخورد نمی کرد. در ضمن به خاطر ندارم که دانش آموز یا دانشجو در سال  58 به این شکل جدی به سر کلاس و درس و مشق پرداخته باشد. درس و مشق واقعی توی خیابان بود.
قضیه اتحاد: جالب تر از همه این بود که پدران بیشعور این نوجوانان، همگی معتقد بودند که بچه شان باید رفیقِ خود را لو می داد و به سر کلاس می رفت؛ اما افراد فرهیخته و بافرهنگ همگی معتقد به همبستگی و مقاومت بچه ها بودند و اعتصاب آنها را تایید کردند. فقط کارمندان ترسوی ادارات بودند که دوران شاهنشاهی به بچه شان توصیه می کردند که در قبال آزادی خود، رفیق خود را لو بدهند و این یک بار دیگر ما را به این نتیجه رساند که طرح فیلم متعلق به پیش از انقلاب است و مصاحبه هایی به آن اضافه شده است.  پس باز به این نتیجه می رسیم که این سناریو به زمان خفقان و دوران شاهنشاهی تعلق دارد که مصاحبه هایی را به آن در سال انقلاب وصله کرده اند. در سال انقلاب هیچ شاگردی ساکت و صامت بر سر کلاس معلم ننشست.
قضیه دورویی انقلابی: هنگامی که به سخنان خلخالی گوش می دهیم از توجه و عطوفت او در مورد تربیت کودک حیرت می کنیم. این همانی نبود که در چند ثانیه حکم اعدام را صادر می کرد و آن همه آدم کُشت؟ پس این موعظه هایش برای چیست؟ موعظه برای در رأس قدرت ماندن و برای خود را مترقی نشان دادن، از ابتدا تاکتیک ج. ا. همین بود. گفتارشان با رفتارشان در تناقض بود. به همین دلیل است که خلخالی از انگیزیسیون حرف می زند و غزل حافظ می خواند و غیره و از آن طرف به سادگی آدم می کُشت.
از سوی دیگر شخصی چون قطب زاده که به مسائل زنان و کودکان بی اعتناست وارد بحث «ضد ارزش» و«دوگانگی تبهکارانه» شد. در پایان به چه سرنوشت شومی دچار شد. در حالی که بحث بر سر «ارزش»هایانقلاب بود. خب اول بیا برادری ات را ثابت کن بعد طلب ارث کن!
قطب زاده در بحث تند می رود، هنوز بحث «ارزش» تمام نشده تاریخ مصرفش برای قطب زاده تمام می شود و می شود و به «ضدارزش» می پردازد. او، آن زمان که رئیس تلویزیون بود و بایست از ارزش های حرفه اش دفاع میکرد  ایشان به «ضدارزش» پرداخت. پس در اخبار اعلام  شد که مُشتی از زنان وابسته به ضد انقلاب در جلوی نخست وزیری گردهمایی داشته اند و به این شکل تظاهرات زنان علیه حجاب را معناگذاری و بی ارزش قلمداد کرد.
بله مستندهای قلابی کیارستمی از همان اول انقلاب و با نخستین دروغ ها آغاز شد. دروغهایی مثل توضیحات و خلاصه فیلم نوشته کیارستمی در ویکیپدیا!
ادامه دارد


Libellés : , , ,


This page is powered by Blogger. Isn't yours?