چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: یادی از یوسف ناصری

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

vendredi, septembre 02, 2016

یادی از یوسف ناصری

یک سال شد. سالگرد از آب گرفتن آیدین و به خواب ابدی رفتن ناصر!


اول سپتامبر پارسال از اول صبح عکس آن طفلک بیگناه بر ساحل بودروم بر اعصابم می زد؛ شب هنگام بود تا آن لحظه، ذهنم همه منافذ و سوراخ سنبه هایش را به روی واقعیت شوم بسته بود سرانجام ناچار شد به کندی واقعیت خوفناک جدیدی را بپذیرد.


: ناصر تو نخوابیده ای بلکه برای همیشه رفته ای.


: حقیقت این بود که تو سرما نخورده بودی بلکه سکته کرده بودی!


: ناصر تقصیر خودت بود.


آخر آنقدر پرشور بودی که کمتر کسی باور می کرد که بیمار شوی یا چه می دانم گلودرد بگیری چه برسد به سکته قلبی و یا بیماری قلبی... اگر دستگاه نیرو رسانی نبودی، اگر به آسانی این همه از خودت، این همه انرژی را سخاوتمندانه پخش و منتقل نمی کردی، شاید، شاید امروز می توانستی در کنار برادر و خانواده ات باشی.

تو حتا تکه ها و اعضاء بدنت را هم بخشیدی.






ناصر، ناصر هیچ فکرش را می کردی که روزی یوسف کنعانی ما بشوی؟


- اما شدی!


در یک دنیای سالم، می توانستی سالم بمانی و به عشقت تئاتر بپردازی.


تک تکمان نیروی زیادی را بیهوده از دست دادیم و به علایق خود نپرداختیم.


این همه فرسودگی و این همه نیرو بر باد رفته به عبث! چه حیف!

جهان دیگری باید ساخت، دنیایی سالم برای کودکانی چون آیدین!

دنیایی که همه در آن بتوانند زنده بمانند و زندگی کنند.





Libellés : ,




<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?