jeudi, décembre 15, 2016
از سرمقاله های احمد شاملو در کتاب جمعه
تيره ی خود را آشکار کرده است و استقرار سلطه ی خود را بر زمينه ئی از نفی دموکراسی، نفی ملّيت، و نفی
دستاوردھای مدنّيت و فرھنگ و ھنر می جويد.
اين چنين دورانی به ناگزير پايدار نخواھد ماند، و جبر تاريخ، بدون ترديد آن را زير غلتکِ سنگين خويش درھم
خواھد کوفت. امّا نسل ما و نسل آينده، در اين کشاکش اندوھبار، زيانی متحمل خواھد شد که بی گمان سخت
کمرشکن خواھد بود. چرا که قشريون مطلق زده ھر انديشه ی آزادی را دشمن می دارند و کامگاری خود را جز به
شرط امحاء مطلق فکر و انديشه غيرممکن می شمارند. پس نخستين ھدفِ نظامی که ھم اکنون می کوشد پايه ھای
قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستين گا مھای خود را با به آتش کشيدن کتابخانه ھا و
ھجوم علنی به ھسته ھای فعال ھنری و تجاوز آشکار به مراکز فرھنگی کشور برداشته، کشتار ھمهٔ متفکران و
آزادانديشان جامعه است.
اکنون ما در آستانهٔ توفانی روبنده ايستاده ايم. بادنماھا ناله کنان به حرکت درآمد هاند و غباری طاعونی از آفاق
برخاسته است. می توان به دخمه ھای سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گريبان کشيد تا توفان بی امان بگذرد.
امّا رسالت تاريخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجويز نمی کند. #ھرفريادیآگاه کنندهاست، پس از حنجره ھای
خونين خويش فرياد خواھيم کشيد و حدوث توفان را اعلام خواھيم کرد.
سپاهِ کفن پوشِ روشنفکرانِ متعھد در جنگی نابرابر به ميدان آمده اند. بگذار لطمه ئی که بر اينان وارد می آيد نشانه ئی
ھشداردھنده باشد از ھجومی که تمامی دستاوردھای فرھنگی و مدنی خلق ھای ساکن اين محدوده ی جغرافيائی در
معرض آن قرار گرفته است.
کتاب جمعه سال اول، شماره اول
Libellés : censure, Critic, Révolution























