mardi, avril 27, 2004
"نامه" از مانا آقایی
اين نامه را وقتى برايت مى نويسم
كه شب هنوز ادامه دارد
ساعت چهار ستاره مانده به صبح است
پرنده اى به پلك چپم نوك مى زند
سارا مثل عروسكى آرام
كنار جعبهء اسباب بازى ها دراز كشيده
از لبخند معصومانه اش پيداست
كه دارد خواب كلوچه و بادبادك مى بيند
از حال من بخواهى بد نيستم
امروز درست يكسال مى شود كه خياطى مى كنم
روزهاى بلند انتظار را به نخ مى كشم
ستاره هاى ريز اميد را
به دامن سياه شب كوك مى زنم
گاهى چشم هايم بى جهت آب مى افتد
و جايى نزديك قلبم تير مى كشد
و گرنه اينجا همه چيز مثل سابق است
گرانى و بيكارى را كه ديده بودى
بى خانمانى هم اضافه شده
مى گويند فاحشه ها سنگ قبر اجاره مى كنند
برادر، برادر را براى كوپن سر مى برد
ديروز مادرت اينجا بود
هنوز سياه به تن داشت
بقيه هم گاهى مى آيند
خوبند اما از آنها هم هيچ كس
حرفى جز ماشين و سرمايه نمى زند
عزيزم دست خطم زشت است
به زيبايى خودت ببخش
نخلى كه كاشته اى روز به روز بزرگتر مى شود
اگر توانستى نامه اى بنويس
زنگى بزن
از آسمان ساكت تبعيد ابرى بفرست
نمى گويم با دو قطره باران مى شود
فقط مى دانم كه هميشه،
پشت سفرهاى تو خيس بوده است.
_________________
مانا آقائى سال ۱۳۵۲ در بوشهر به دنيا آمد. در چهارده سالگى همراه خانواده به كشور سوئد مهاجرت كرد و از آن تاريخ در شهر استكهلم زندگى مىكند. او سرودن شعر را از نوجوانى شروع كرد و از همان ايّام به چاپ اشعارش در نشريات مختلف پرداخت. از او اشعار متعّددى در نشريات داخل و خارج كشور از قبيل آدينه، كارنامه، عصر پنجشنبه، پويشگران، سنگ، بررّسى كتاب،
كبود، آرش و آفتاب به چاپ رسيده است. از او كه در مقطع دكترا در رشتهء ايرانشناسى دانشگاه اوپسالا مشغول به تحصيل است تا كنون كتاب هاى زير منتشر شده است:
۱. در امتداد پرواز (مجموعهء شعر)، استكهلم، انتشارات عصرجديد، ۱۳۷۱.
۲. مرگ اگر لب هاى تو را داشت (مجموعهء شعر)، ايران، انتشارات شروع، ۱۳۸۲.
۳. فرهنگ نويسندگان ايرانى در سوئد (به زبان سوئدى)، اوپسالا، انتشارات نينا، ۱۳۸۱. وى همچنين آثار زير را در دست انتشار دارد:
۱. من، عيسى بن خودم (مجموعهء شعر)
۲. كتابشناسى شعر زنان ايران از ۱۳۲۰ تا پايان ۱۳۸۲ شمسى (شامل آثار منتشره در داخل و خارج كشور).























