چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: septembre 2009

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

mardi, septembre 29, 2009

چند روز وقفه تا ... بعد

چند روزی نمی توانم به وبلاگم برسم. کار دارم. دوستان و نزدیکان که باخبرند. خواستم بخش حراست وبلاگ ها را خبر کرده باشم که مبادا نگرانم شوند البته در این مدت اگر دستم به اینترنت رسید ممکن است آپدیت کنم وگرنه فعلاً بای بای تا...
تا برگردم شما فیلم شازده کوچولو را تماشا کنید:

آغاز سال تحصیلی: آغاز اعتصابات دانشجویی

سال پنجاه و هفت هم همین طور بود. تابستان را با آتش سوزی سینما رکس و به دنبالش کشتار هفده شهریور پشت سر گذاشته بودیم. حکومت نظامی شده بود و سر هر کوچه و برزنی حضور سربازان مسلح شان را به رخ مردم می کشیدند. دانشگاه با اعتصاب شروع شد و رد غذای بوفه و .... ویدئوها و عکس ها را نگاه کنید و نامه یک دختر دانشجوی زندانی را از بند متادون در آغاز فصل درس و مشق بخوانید.




دوستی دارم که اخبار سران را دنبال می کند و برای من هم می فرستد، امروز برایش نوشتم: عزیز جان جنگ زرگری سران را جدی نگیر اینها اول و آخرش با هم کاسه اند. خودی هایی که با ناز و نوز و زبان مهرورزی دعوی رهبری داشتند وقتی در دوئل قدرت برنده نشدند و زرد کردند برای فریب مردم اکنون رنگ سبز به چهره زده اند و هوادار دموکراسی شده اند و تازه برای رسیدن به دموکراسی بادکنک هوا می کنند!

اینها را جدی نگیر که فقط فکر کیسه و جیب خود هستند و هدفشان رسیدن به قدرت است و بس. مهم، مبارزه مردم است که این حضرات دارند با جنگ زرگری و تبلیغات گسترده در مورد صلح و مبارزه مسالمت آمیز، جنبش را منحرف می کنند تا مردم را از خروش بیندازند و به ته خانه و یا توی زندان و یا در قعر گور بفرستند.
مردم ایران هرگز نه مسلح بوده اند و نه مبارزه قهرآمیز کرده اند و حالا که جان به لب شده اند گاهی به خیابان می ریزند و آزادی را طلب می کنند و گلوله دریافت می کنند. سه ماه است که نمایندگان خود را برای تبلیغ به خارج از کشور فرستاده اند و حضرات هر جا رفته اند برای حزب رنگی خود تبلیغ کرده اند و بودجه و امکانات و بلندگو و تلویزیون خواسته اند و هیچ قدمی به نفع و در راه خواسته های مردم برنداشته اند. اینها در زمان سانسور خفقان بار و مرگ صدها کتاب و قتلهای زنجیره ای هم مدام هیس هیس می کردند و در کنارش کارناوال جوایز هنری و بالماسکه راه انداخته بودند و در کشوری با قوانین قرون وسطایی، حضرات مدام از گرفتن مجوز و عبور از مجراهای قانونی در یک "جامعه مدنی" کنفرانس می دادند. با کدام قانون جامعه باید مدنی شود؟ با قانون عصر حجر؟ و در چهارچوب عصر چماق و سنگسار؟
در چنین شرایطی چه اهمیتی دارد که خانم مادونا بیکینی سبز پوشید یا نه؟
آیا خانم گوگوش دستبند سبز بست یا نه؟ آخر رنگ پیراهن خانم نشاط و یا رنگ سایه چشم خانم آغداشلو در زمان گرفتن جایزه سینمایی چه ربطی به مبارزه خونین و مرگ بار مردم ایران دارد؟ در شرایطی که مردم بی دفاع جلوی گلوله اند چه اهمیتی دارد که داوران سینمایی و بازیگران و مانکن های ایتالیایی شال سبز به دوش انداختند یا نه؟ چه اهمیتی دارد نور کنسرت فلان گروه چه رنگی باشد؟ اینها دارند جلوی دنیا فیلم مبارزه را بازی می کنند تو اصل قضیه را بچسب. این تغییر دکوراسیون و تزیین داخلی منزل را رها کن و به شور انقلابی مردم و جوانان بیندیش! دوست من چادر سبز یا روسری سبز یا شال سبز و یا روکش سبز را به کل فراموش کن. فقط و فقط مبارزات دانشجویی، مبارزات کارگری، اعتصاب معلمان، و بالاخره مبارزات مردم را دنبال کن. بدترین قسمت در این فیلم، نقش زنان است، چون نیمی که خود را سران جنبش زنان قلمداد می کنند جلو افتاده اند تا به نام مادران و به نام زنان و به نام دختران و نام جنبش زنان ایران با سران همگرایی و هم زیستی مسالمت آمیز داشته باشند! ولی غافل ازاین که دیگر رودخانه را نمی شود بند آورد. و یادت نرود که ندای آزادی ملت ایران سبز نبود بلکه ندایی بود برخاسته از دلی خونین و فریادی از جان آدمی در طلب آزادی برای خویش و برای آیندگان.

پیش به سوی اعتصابات گسترده و همگانی
دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد

جمهوریت در کجای نظام مافیایی لانه کرده بود؟

بصیر نصیبی: " اما نگرانی و اضطراب دیگر باند مغلوب از بابت حذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی را زیر ذره بین می بریم. ابتدا سران سبز و لابی هایشان مشخص کنند آیا دورهء اول انتصاب احمدی نژاد جمهوریت نظام پا بر جا بود؟ اگر جواب منفی باشد که پس اینها خودشان را کاندید نظام ولایت فقیه مطلقه کردند دیگر چرا از نتیجهء انتصابات گلایه دارند؟ اما اگر تا ساعت اعلام نتیجهء انتصابات و مشخص شدن ارادهء رهبر و یا سپاه و یا هر نهاد قدرتمند دیگری در سیستم مافیایی به ادامه انتصاب این موجود، نظام جمهوریت داشت و بلافاصله و بطور ناگهانی جمهوریتش زائل شد! پس اجازه بدهید ما فهرست وار رفتار و اعمال همیشگی نظام تا وقتی که جمهوریتش حذف نشده بود را مرور کنبم، بعد از آقایان و خانم های نگران سئوال کنم این جمهوریت چه حسنی برای مردم داشته که باید برای باز گرداندنش باز هم از جان خود مایه بگذارند؟"//

lundi, septembre 28, 2009

ونیز و نقاشان ایتالیایی در لوور

du 17-09-2009 au 04-01-2010 Titien, Tintoret, Véronèse... Rivalités à Venise
L’exposition entend faire le point sur la peinture vénitienne dans la seconde moitié du XVIe siècle, époque au cours de laquelle les artistes de la lagune opèrent une synthèse unique adaptant le maniérisme de l’Italie centrale à leur vision naturaliste du monde.

شرایط سیاسی در تظاهراتِ قدس

مغز و ذهنیّت یک جنبش مردمی را صدای قلب آن تعیین نمی کند. در طول مبارزاتِ بی وقفه، آنها به توانایی رهبری اصلاح طلبان حکومتی و حتی نیّات آنها نیز شک کردند. ایجادِ «راه سبز امید» و قرار دادن «قانون اساسی جمهوری اسلامی» بعنوان هدفِ آن و «مباره قانونی» بمثابه تنها شیوه یِ آن، مزید بر علت گشت و همانطور که دیدیم در روزهایِ آخر موج مبارزاتی قبلی، دیگر مردم به تبلیغاتِ وسیع و فراخوان های اصلاح طلبان پاسخ نمی دادند و راهی خیابان نمی شدند. این واقعیّت به نظر مدعیان رهبری «جنبش سبز» که از آن صرفاً بهره یِ ابزاری می بردند نیز رسیده است و می بینیم که فرد فرصت طلبی چون محسن سازگارا، آرام آرام خط خود را از موسوی و «راه سبز امید» جدا کرده و دوباره به عدم اصلاح پذیری حکومت و قانون اساسی را مطرح می کند.//

SHIRIN NESHAT

SHIRIN NESHAT
du 16 septembre au 21 novembre
LES VOIX DU LAOS, LE REGARD DE SHIRIN NESHAT…

یک جمع بندی فشرده از تظاهرات روز قدس

dimanche, septembre 27, 2009

تاریخ عکاسی ایران در پاریس

Photographie iranienne
du 22 septembre au 29 novembre 2009
***


***
نمایشگاه "165 سال تاریخ عکاسی در ایران" در موزه "که دو برانلی" پاریس

وبلاگ من چشمان بیدار است

این وبلاگ به من مربوط نیست. کسی به نام مهستی شاهرخی وبلاگ باز کرده که تاکنون اعتراض کرده ام. تکذیب کرده ام ولی ول کن نیست

بر سر پروانه چه آمد؟

پروانه پانزده ساله بود هنگامی که در تابستان شصت زیر پل سیدخندان دستگیرش کردند. چند روز بعد به خانواده اش خبر دادند که بیایید جنازه اش را ببرید. آیا پول گلوله را گرفتند؟ - نمی دانم. آیا پیش از اعدام او را مورد تجاوز قرار داده بودند؟ - نمی دانم. آیا اعدامش کرده بودند یا زیر شکنجه مرده بود؟ - نمی دانم، چون از زندان خبر آمد که حتی اسم خود را هم تا دم مرگ بر زبان نیاورده است.
به من بگویید چرا پروانه ی ما به این زودی از سر شاخه ی زندگی پرید و رفت؟ به ما بگویید با کدامین رنگ از یاد می رود مرگ دردناک آن دختر جوان؟

فريب "ناجيانی" که خود جلاد بودند را نخوريد!

محمد هُشی: "بهترين فرزندان اين مملکت در زمان موسوی دسته دسته به جوخه های اعدام سپرده شدند و حال عده ای در تلاش اند تا يکی از مسئولين اين جنايت و کشتار را در پوشش رنگ سبز ناجی مردم ما جا بزنند. کسی که با بی شرمی و دروغگوئی آشکار مدعی است که در 30 سال سلطه جمهوری اسلامی دستگيری بی دليل مردم بی سابقه است، چگونه می تواند ناجی مردم ستمديده باشد، آن هم در شرايطی که هنوز خيلی ها زنده اند و می توانند شهادت دهند که در سال های نخست وزيری وی هزاران هزار جوان، دختر و پسر در خيابان های کشور دستگير و در خانه های امن و سياه چال های رسمی چون اوين مورد شکنجه قرار گرفته و خيلی ها در زير شکنجه کشته می شدند!؟ مادران و خانواده های اين عزيزان هنوز زنده اند و خاوران اين سند جنايت وحشيانه جمهوری اسلامی و نخست وزيرش موسوی هنوز پا بر جاست."//


samedi, septembre 26, 2009

Woyzeck on the Highveld

//
اجرای عروسکی نمایشنامه "ویتسک" اثر گئورگ بوخنر را به کار گردانی ویلیام کنتریج در مرکز فرهنگی پمپیدو از دست ندهید.

خودزنی رژیم و بجان هم افتادن باندهای آن

تقی روزبه: "گردونه خودی و غیرخودی سازی حکومت اسلامی پس از اعتراضات میلیونی چندماهه اخیر، دور و سرعت حیرت انگیزی پیدا کرده و هم چون فرود "گیوتین" عمل می کند. خودی ها و خدمت گزاران و دولتمردان با خلوص نیت چندین دهه نظام به یکباره به جرگه صفوف دشمنان برانداز و برگذارکنندگان انقلاب مخملین علیه نظام پرتاب می شوند. یا هم چون محمد خاتمی، حرمت عمامه اش در تهاجم چماقداران چاقوبدست لگدمال می شود و یا هم چون حجاریان ها به زندان افکنده شده و وادارمی شوند که به جرم خود، آلت دست دشمن شدن، اعتراف نمایند. و بالاتراز همه دانش و توان تئوریک خود را درنفی نظرات پیشین خود و دفاع تئوریک از نظام بکار گیرند! "//

vendredi, septembre 25, 2009

لیست گروهی از جانیان رژیم


یک سند دیدنی

یک برگ از یک بولتن محرمانه


***این یک صفحه از بولتن داخلی حزب موتلفه اسلامی است. یا بولتنی است که دراختیار رهبری موتلفه اسلامی قرار می گیرد. یکی از خوانندگان پیک نت آن را جهت انتشار برای ما فرستاده است. نمی دانیم تمام این صفحه تاکنون جائی منتشر شده یا نه، اما میدانیم که یک پاراگراف آن قبلا در سایت موج سبز و یا جرس منتشر شده بود. همان که درباره تخلفات در کهریزک است و اکنون که کل صفحه برای ما فرستاده شده، بخش های دیگری را نیز در آن یافته ایم که صریح تر از آن پاراگراف به جنایات اشاره شده است. در کنار این بخش ها خط کشیده شده است. (برای دیدن تصویر کامل بر روی ان کلیک کنید)

***

توضیح این که نام فرستنده و اصالت سند مجهول است!


jeudi, septembre 24, 2009

پیش به سوی اعتصابات دانشجویی

پیش به سوی اعتصابات کارگری و دانشجویی

ریش تراش سویل

اپرای "ریش تراش سویل" نوشته بومارشه و با آهنگسازی روسینی الان در اپرای باستیل به روی صحنه است. همین قدر بدانید که:

باربیه د سویل . [ ی ِ دُ س ِ ] (اِخ ) "ریش تراش سویل" یا "احتیاط بیفایده" نام نمایش نامه کمدی است که بومارشه نویسنده فرانسوی در چهار پرده به نثر آنرا نوشته ، و حسن ره آورد آنرا بفارسی درآورده است. از روی این اثر اپرا هم تهیه شده است

بومارشه .[ بُو ش ِ ] (1732 - 1799 م .) پیر اگوستین کارون دُ. نویسنده ٔ فرانسوی .مصنف ریش تراش اشبیلیه، عروسی فیگارو، کمدی های جسورانه و مشحون از حرکت و نشاط. (فرهنگ فارسی معین )(فرهنگ دهخدا )
در مورد بومارشه و "ریش تراش سویل" و اجرای نمایشنامه اش "عروسی فیگارو" مطلبی خواهم نوشت. فعلاً ویدئوی بخشی از این اپرا را در سایت "اپرای پاریس" تماشا کنید

Gioacchino Rossini

du 18 septembre au 23 avril
Le Barbier de Séville

Sans doute l’opéra bouffe le plus célèbre de l’histoire de la musique et une éternelle source de jouvence et de délices.

Réserver
En savoir +

کلوتید رایس فعلاً آزاد نمی شود

کلوتیلد رایس فعلاً آزاد نمی شود چون فرانسه حاضر نیست قاتل شاپور بختیار را آزاد کند و در قبال شرایط آزادی برای کلوتیلد رایس با او معاوضه کند بنابر این دختر بیست و دو ساله در چهاردیواری سفارت فرانسه در تهران محبوس می ماند تا... اظهارات نیکلا سارکوزی را همراه با فیلم خبرگزاری شبکه یک فرانسه ملاحظه کنید.

mercredi, septembre 23, 2009

Iran dans le Metropolis

تلویزیون آرته دو برنامه در مورد هنر و موسیقی ایرانیان داشت که هنوز هم می توانید این دو برنامه را روی سایت آرته تماشا کنید: صدای رها و آزاد سیمین سماواتی را بشنوید که شعر فروغ فرخ زاد را با آهنگ جاز می خواند. "به لبهایم مزن قفل خموشی..." برنامه متروپولیس این هفته را با آثار تجسمی پرستو فروهر و ویدئوی باربد گلشیری و دیگر هنرمندان در مورد ایران ببینید. تلویزیون آرته دو زبانه آلمانی - فرانسوی است.

"انسان محکوم به آزادی است"



ژان پل سارتر: "انسان محکوم به آزادی است"
عکس از بخش دیدنی های سایت گویا

mardi, septembre 22, 2009

ویدیو: سه سوپرانوی ایرانی در وین

ویدیو: سه سوپرانوی ایرانی در وین//
کاملیا دارابی، نسرین عسگری و شیرین عسگری، سه فارغ التحصیل رشته آواز از اتریش هستند. آنها گروهی سه نفره تشکیل داده اند و به زبانهای مختلف می خوانند. به دلیل ممنوعیت تکخوانی زنان در ایران، کنسرتهای خارج از کشور تنها امکانی است که صدای زیبای زنان را به گوش می رساند.

lundi, septembre 21, 2009

"ایل کامپیه لو" یا (میدانچه کوچک) اثر کارلو گلدونی


"ایل کامپیه لو" یا (میدانچه کوچک) اثر کارلو کارلو گلدونی:
داستان "ایل کامپیه لو" ماجراهای چند خانوار یا ساکنان محله فقیرنشینی در فصل بیکاری یا زمستان در ونیز است. ماجرا با ورود اشرافزاده ای از ناپل به این محله، و چشم چرانی های او از پنجره آغاز می شود. مردم محله، همانطور که در مورد مردم ونیز شنیده اید توی پنجره زندگی می کنند، آنها از توی خانه هایشان و از توی پنجره با هم حرف می زنند و با هم درد دل می کنند و به هم حسادت می ورزند و با هم دعوا می کنند و سرانجام با آشتی دعوا را به پایان می رسانند تا زندگی ادامه پیدا کند.
در "ایل کامپیه لو" گاهی چنان قشقرقی به پا می شود که مدل ایرانی آن، "خانه قمرخانم" است، در این نمایش به خوبی می بینیم که زندگی عوام و فقرا در وسط میدان جریان دارد و برعکس زندگی خواص و اشراف که در پشت درهای بسته و نقاب های گوناگونی از آداب عفاف نهفته است. البته اشرافزاده تازه وارد مرد بدی نیست فقط هر چه باشد ایتالیایی است و جوان است و مجرد است. او با نگاه کردن از پنجره شیفته زندگی این مردمان فقیر ولی زنده و پر شور می شود و قهر و آشتی و حسادت و رفاقت های آنان را مانند فیلمی زنده از پنجره ی خویش می نگرد.
در این محله پر و سر و صدا و فقیر و مردمی، اشراف زاده ی دیگری هم هست که با خواهرزاده ی جوان خود زندگی می کند و از فلاکت و سر و صدای این مردم به تنگ آمده و سرانجام در پایان نمایش، محله را ترک خواهد کرد.
در عالم فقرا، اساس زندگی، بر پایه ی تنازع بقا و "غم نان" جریان دارد ولی در عالم خواص، پیمان های تجاری و سیاسی نقش اصلی را ایفا می کند. زن فقیر می خواهد دخترش را شوهر بدهد تا یک نان خور کمتر شود اما در عین حال جهیزیه ای ندارد که بتواند عروسی دخترش را با کاسب دوره گرد محله به راه بیندازد. از طرف دیگر، اشرافزاده تازه وارد، اشرافزاده ای در حال ورشکستگی است که البته می تواند داماد مناسبی برای دایی اخمو و عبوس شود. پس همه چیز عالیست دیگر! مگر نه؟
پایان نمایش پس از دعواها و کتک کاری ها و چاقوکشی های مردان محله و گیس کشی های زنان توی میدان و آن هم برای هیچ و پوچ، با عروسی تمام می شود. عروسی عوام! که حالا حالاها بایست منتظر بمانند تا مخارج عروسی را جور کنند و عروسی خواص! البته خواصی که با طبقه فرودست رابطه ای حسنه دارند و آنها را با تتمه پول خویش به جشن عروسی خود میهان می کنند.
در"ایل کامپیه لو"
در خلال نمایش، زندگی اهالی محله که چون کلافی در هم تنیده بود برای تماشاچی باز می شود و سرانجام در فصل سرد زمستان و فقر و بیکاری، با یک گره گشایی نهایی، و در صلحی نهایی با جهان و با طبقه اجتماعی و با اخلاق زمانه و زندگی پیش رو، نمایش به پایان می رسد.
نمایش "ایل کامپیه لو" نمایانگر جامعه ایتالیا و به خصوص فضای ونیز در قرن هیجدهم است. در این نمایش می بینیم که زنان و به خصوص دختران جوان به هیچ وجه حق ندارند تنها پا به جایی بگذارند و معمولاً با یکی از افراد خانواده همراهی می شوند. هم و غم مردم شوهر دادن دخترشان و کم کردن یک نان خور از خانواده است و البته رویای اکثر دختران یافتن شوهر است، و حتی اگر آن شوهر او را مرتب کتک بزند دختر تقدیر زنانه خود را چون سرنوشتی محتوم پذیرفته است. از سوی دیگر وضع بد اقتصادی و فقر مشکل اساسی اکثریت مردم است که در این نمایش کارلو گلدونی به خوبی آن را منعکس کرده است.
کارلو گلدونی متأثر از نمایش سنتی کمدیا دل آرته، دست به نوآوری هایی زد. او ماسک های کمدیا دل آرته را کنار گذاشت و از بازیگرانش خواست تا از بداهه گویی بپرهیزند و نمایشنامه های خود را بر اساس زندگی مردم با ایجازی کم نظیر نوشت. "ایل کامپیه لو" اثر کارلو گلدونی یکی از نمونه های ناب ایجاز در دیالوگ نویسی است. فکرش را بکنید: این همه پرسوناژ! این همه ماجراهای ریز و درشت! و این همه بگو و مگو! آن هم در کوتاه ترین شکل ممکن! از سوی دیگر "ایل کامپیه لو" نمونه ی بسیار مناسبی از سیر مجموعه ای از حوادث موازی برای پیشبرد و نشان دادن زندگی نه یک نفر، بلکه یک جامعه است و از این رو بازی در نمایشی مانند "ایل کامپیه لو"، نه ستاره سازی بلکه یک کار گروهی مستمر است.
از کارلو گلدونی نمایشنامه کمدی"یک نوکر و دو ارباب" بسیار محبوب است و به فارسی هم ترجمه شده است. "یک نوکر و دو ارباب" کمدی دلنشینی است که سرشار از موقعیت های خنده دار از مردم فریبی یک نوکر دلقک مآب برای دو ارباب است، تماشاگر بر چاخان ها و دو دوزه بازی ها و دغل کاری ها و مکر آرلکن واقف است و به آن می خندد، انگار همه می دانند به جز دو ارباب! قضیه مثل روز روشن است ولی ارباب و ارباب ها نمی دانند که یک نوکر مشترک دارند! راز بقا آرلکن را وادار می کند که تا سرحد مرگ دروغ ببافد و کارلو گلدونی همه ی حقه ها و مکر او را به وضوح به تماشاگر نشان می دهد و او را به کار روزگار می خنداند. "یک نوکر و دو ارباب" اولین نمایشنامه کارلو گلدونی است، قلم گلدونی به مرور پخته تر می شود و سپس نوشتن نمایشنامه هایی به زبان فرانسه را آغاز می کند و آرزویش اینست که روزی آثارش در کمدی فرانسز به روی صحنه بیاید که این آرزو در زمان حیاتش به تحقق پیوست ولی در هر حال در فقر و بینوایی از دنیا رفت! (1793)

Libellés : ,


باز هم در مورد تجاوز در زندان

گزارشی از بازداشتگاه های غیرقانونی اطلاعات موازی
گزارش شکنجه و تجاوز در زندان: خانم مریم صبری
شکنجه و تجاوز در زندان: اظهارات خانم مینا انتظاری (بخش اول و بخش دوم)
شکنجه و تجاوز در زندان: اظهارات خانم مینو حمیلی و بخش دوم
برای اطلاعات بیشتر: پرونده تجاوز در زندان

نمایش قدرت مردم و "قدرت"کودتاگران در روز قدس

بهروز ستوده: "از هر منظر که به روز قدس و لزوم خیزش ملیونی مردم ایران در این روز نگریسته شود بیشتر به اهمیت این روز و نقش آن در ادامه جنبش ملی مقاومت مردم ایران در مقابله با کودتا گران پی برده می شود، پس به امید اینکه در روز قدس ، یکبار دیگر شاهد به نمایش درآمدن قدرت ملیونی مردم در خیابانهای ایران باشیم و شاهد لرزش مجدّد پایه های حکومتی که برخون و شکنجه و قتل و غارت و تجاوز نهاده شده است .
پیروزی نزدیک خواهد بود اگر که مردم سلحشور ایران بر جّو رعب و وحشت کودتاگران غلبه کنند و ترس را در زیر گام های خود در خیابان های تهران و شهرستانها له کنند چون با له شدن ترس، قدرت بیت رهبری و کودتاچیان نیز در زیر گام های استوار مردم له می شود.
"//

dimanche, septembre 20, 2009

"انقلابی که من در آن نرقصم، انقلاب من نیست"


Exposition Renoir au XXe siècle au Grand Palais: 23 septembre

L'exposition Renoir au XXe siècle a lieu dans les galeries nationales du Grand Palais (plan ici) du 23 septembre 2009 au 4 janvier 2010, tous les jours sauf ...


تابلو از اگوست رنوار


ویدئوی شعرخوانی حسین شرنگ

ویدئوی شعرخوانی حسین شرنگ به مناسبت کشتار زندانیان سیاسی دهه شصت در کانادا/

از کودتا تا کودتا

امین حصوری: "«اصلاح طلبان حکومتی»* از آن رو از این واقعه - با تعبیر خاص خود - به عنوان کودتا یاد می کنند که در این تعبیر جناح مغلوب واجد حق ویژه ای تلقی می شود که گویا به واسطه ی کودتا (کودتای انتخاباتی) از آن ربوده شده است و لاجرم هدف مبارزات آتی و تلاش های پر هزینه ی مردم را برگرداندن این حق به «صاحبان» آن معرفی می کند، تا آنها همچنان به عنوان تنها آلترناتیو ممکن برای برون رفت از دورِ باطلِ انسداد سیاسی کشور قلمداد شوند (دوری که البته خود همواره حلقه ای از زنجیره ی بازتولید آن بوده اند). از نظر اصلاح طلبان حکومتی کودتا از آن رو اتفاق افتاده است که دسترسی مرسومِ آنها به اهرم های اقتدار قانونی از جانب حریف سد شده است؛ به همین خاطر از دید آنها چهره ی غاصب حکومت تنها در جریان تقلب انتخاباتی اخیر آشکار شده است و هم از این رو دامنه ی انتقاداتشان از عملکردِ «بخشی از نظام» در نهایی ترین گستره ی آن تنها تا دوره ی احمدی نژاد را در بر می گیرد؛ در واقع گلایه های دلسوزانه ی آنها از مسئولان ارشد نظام نه به خاطر ضایع شدن حقوق مردم، بلکه از یک سو به خاطر آسیب دیدن وجهه ی نظام و یا مخدوش شدن چهره ی حکومت برآمده از انقلاب اسلامی است و از سوی دیگر به خاطر حذف و کنار گذاشته شدن خود آنها از جریان مدیریت این نظام است."//

نقشه تظاهرات روز 27 شهریور

/ مرسی شهلا جان! ممنون از این همه زحمتی که می کشی.
مجموعه هشتاد ویدئو از تظاهرات مردم ایران در 27 شهریور و در اعتراض به حکومت (لینک از بالاترین)

samedi, septembre 19, 2009

حرف آخر!، سایۀ سعیدی سیرجانی


گاهی با خودم فکر می کنم شاید تجرباتی که داشته ام مرا اینچنین در برابر جمهوری اسلامی به ايستادگی فرا می خواند... با خودم می گويم نکند هموطنان تصور می کنند این موجود عجب سنگ دل و پر رو هست که به هر بازی که لحظه ای دلخوشی برای جماعت سوداگر زمانه فراهم می کند هم دلخوش نمی کند... نه هموطنان. نه. من چند چهره بازی ای از این شيادان تغذیه شده از گنداب قرنها خفقان و سرکوب و ریا دیده ام که نه با لچک مدعیان زبان مردم گشته دلم خوش می شود نه با شیفتگی رفراندوم بازي جماعت البته در خارج نشين و نه با سیاه بازي های گنجی سروش کروبی و دیگرانشان.....


ای محمود دروغگو

باز دیروز محمود یک خروار دروغ گفت، البته سی سال است که همه شان به نسبت نقشه هایشان و منافع شان دروغ می گویند، از آن رهبر معظم شان که پایه جمهوری ملایان را گذاشت بگیر و بیا تا حالا! محمود باز گفت "هولوکاست" دروغ است. ببین محمود سواد خواندن و نوشتن که داری، این مقاله "زخم کهنه" از دوست عزیزم مژگان کاهن را بخوان تا حرف دهنت را بفهمی.
بعدش این مقاله "هولوکاست از منظر تاریخ:"تجدیدنظرطلبان" یا انکارکنندگان هولوکاست چه کسانی هستند؟ محمدرضا کاظمي
(بخش اول و بخش دوم) را ببین. سایت فارسی هولوکاست را حتماً ببین. این از آن "هولو" هایی نیست که تو چشمت به دنبالشان است، "هولوکاست" یک جنایت علیه بشریت است، این از آن هیتلر دیوانه که "یهودیت" را که دین است با نژاد اشتباه گرفته بود و به صورت علمی می خواست نژادشان را براندازد و این هم از تو که "هسته ای "هستی و دروغگو!
ببینم آلبرت انیشتین کاشف اتم و انرژی هسته ای بود یا آن دختر شانزده ساله که تو چو انداختی توی آشپزخانه شان انرژی هسته ای را کشف کرده؟ چرا؟ چون آلبر انیشتین یهودی بود، مگه نه؟
ای محمود هسته ای، هیچ فکر کردی اگر انیشتین یهودی نبود، انرژی هسته ای هم شاید به این زودی کشف نمی شد و در نتیجه تو هم نمی توانستی امروز اینقدر قلدری کنی؟ ای محمود دروغگو، البته از شما که هنوز خاوران و جنایات خودتان را حاشا می کنید انتظاری بیش از این نمی شود داشت. همه اش دروغ و دروغ و دروغ بافی. باور کن روزی شما همگی در روشنایی حقیقت محو می شوید.
***
پ. ن.: اینها را نوشته بودم که دیدم دروغ های شاخدار محمود تمامی ندارد. باز امروز حداقل پنج هزار تا دروغ به خبرگزاری ان. بی. سی. گفته!
رو که رو نیست! باز صد رحمت به سنگ پای قزوین!
مصاحبه اوریانا فالاچی با امام را بخوانید تا ببینید سرمشق محمود و دیگر حواریون امام در ابتدای انقلاب چه گفته است؟ شباهت دروغ ها را ملاحظه می فرمایید!
محمود چاخان، احمدی هسته ای، بایست افتخار کنی که رعنا فرحان این آهنگ را که یکی از بهترین ترانه های معترض ایرانیان در چند ماه اخیر بوده برای تو خوانده است، می خواهم از رعنا خواهش کنم با دار و دسته اش بیایند پیشواز و برایت این آهنگ را به صورت زنده اجرا کنند.

در جستجوی حقیقت

شناختن لابی های رژیم در خارج از کشور بسیار ضروری است چون به این شکل در مورد شبکه گسترده لابی های هم پیمان با رژیم ملایان مطلع می شویم و نگاهی تازه و هشیار نسبت به مسایل خواهیم داشت. ایرانین لابی سایتی افشاگرانه که تمرکز خود را بر تحقیق و گزارش و افشای لابی های رژیم ملایان گذاشته است.

vendredi, septembre 18, 2009

آیا شرایط ما کوچکترین شباهتی به آرامش دارد؟

دانشجویان کوی، دیگر شعاری کمتر از «مرگ بر خامنه ای» نمی دهند. مادرانِ عزا در هفتگی کردنِ گردهمآیی هایشان پیروز شدند. مهمتر آنکه طبقه کارگر، که در دور پیش این مبارزات غایب اصلی بود، امروز می رود تا در صف پیشوایانِ مبارزه قرار گیرد. حکومت از ترس سرنگونی، کاملاً به اقداماتِ مسلحانه روی آورده است. تمام این حوادث نیز فقط در یک روز صورت پذیرفته است. وقایعی که هر یک از آنها، تا همین یکی دو سال گذشته، هفته ها، خوراکِ تبلیغاتی اپوزیسیون می شد. آیا این شرایط کوچکترین شباهتی به آرامش دارد؟

مردم چرا نشستين؟ - ايران شده فلسطین

تظاهرات 23 خرداد / تهران - عکس از رویترز

از شعار های امروز:
مردم چرا نشستين؟ - ايران شده فلسطين!
ما اهل کوفه نيستيم! - پول بگيريم بايستيم؟
فلسطين رو رها کن! - فکری به حال ما کن!
چه غزه، چه لبنان، چه ایران، مرگ بر طالبان!
فلسطین، فلسطین، ما هم مثل تو هستیم!
ای مردم فلسطین، کهریزک رو ندیدین!
چه ایران، چه غزه، کشتن مردم بسه!
نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!
نه غزه، نه لبنان! فقط فلات ايران!
اعتراف، شکنجه، دیگر اثر ندارد!
تجاوز، شکنجه، دیگر اثر ندارد!
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
مرگ بر ديکتاتور!

jeudi, septembre 17, 2009

سناریوی انقلاب سبز


نشسته بودم سر کار و فرو رفته بودم در فکرهای دور و دراز! نگران فردا بودم که چه خواهد شد. دور دانشگاه را برزنت کشیده اند. پیش از نماز جمعه، قرار است احمدی نژاد سخنران باشد و از سویی دیگر خبرنگاران زیادی از جاهای مختلف دنیا آمده اند تا شاهد این روز باشند و این روز آخرین ماه رمضان است و سی سالیست که "روز قدس" نام گرفته و در حمایت از فلسطینی ها و در اعتراض به اسراییل! و چون در این روز تظاهرات به این شکل یعنی به نفع فلسطین و بر ضد اسراییل آزاد است

البته مردم به این بهانه می توانند تظاهراتی داشته باشند و از سوی دیگر اصلاح طلبانی که سی سالیست نیمی از پیکره حکومت را تشکیل می داد و شکم ها دریده بود و رحم ها پاره کرده بود و زهراها و ترانه ها و پروانه ها را مورد تجاوز قرار داده بود اکنون مانند هنرپیشه ای حرفه ای نقش افشاگر مظلوم آزادیخواه را به عهده گرفته و هر روز از پاره شدن مقعدی و تجاوز وحشیانه به پرستاری، داستانی تازه را قال می کنند.

آقا، خانم، مگر یک شخصیت سیاسی نبایست امین باشد و مسایل را به صورت حرفه ای و در زمان مناسب و مستقیماً با مراجع قضایی مورد نظر مطرح کند، پس این هوچیگری ها و کولیگری های وقیحانه روزنامه ای که فقط جان شاکیان و خانواده هایشان را به خطر می اندازد و در آن جامعه عقب افتاده و ناموس پرست، آنان را رسوای عام و خاص می کند برای چیست؟ حضرت آقا گویا در این سی سال خواب تشریف داشته اند! و حالا ایشان و شرکا فردا شما را به راه پیمایی برای آزادی و دموکراسی و گرفتن حق و حساب ایشان از نیمه ی دیگر دولت دعوت کرده اند!!!!!!....


گیرم این وسط، طبق سناریو، تیری از اسلحه ای در برود، مثلاً یک مامور لباس شخصی و احمدی نژاد مجروح و معدوم شود! گیرم به عنوان سوء قصد و یا قتل، تمام مردم بی دفاعی که به کارناوال قدس و بالماسکه سبز دعوت شده اند را در اطراف دانشگاه به رگبار ببندند!... گیرم بعدش برای ساکت کردن غائله، با میرحسین دولت موقت تشکیل بدهند و در فاصله دولت موقت تا دولت دائم هر جنبده ای را به رگبار ببندند!


و... و وقتی جمهوری سکوت کاملاً مستقر شد! اهالی قبیله همگی با هم پول نفت را میل کنند و بر روی فرشی از خون ملت، مثل طوطی با لباس های سبز راه بروند و مدام داد بزنند که آزادی همین است! بله دموکراسی همین است! آهای ملت همین است! و آقای شجریان بیاید و برای ما یک دهن چهچه بزند و ما لاک سبز بزنیم و دست بند سبز ببندیم و شال سبز بیندازیم و هوار هوار کنان بگوییم که بعله مبارزه همین است!

و... و.... و کودکانه نیست که فکر کنیم با بادکنک هوا کردن و سرود یار دبستانی خواندن به دموکراسی می رسیم؟ بچگانه نیست که فکر کنیم رنگ مالی آزادی می آورد؟ مگر یک روزه می شود به پیروزی رسید؟ چطوری می شود از شر این قبیله چند طبقه و همگی با هم قوم و خویش خلاصی یافت؟ مگر از چاه نفت سیر شده اند که آزادی و عدالت را برای ملت رنج کشیده به ارمغان بیاورند؟ ... همکارم صدایم زد و گفت : مهستی نمی روی تنفس! یک قهوه ای بخوری! کمی خسته به نظر می آیی! و با صدایش مرا از توهم شوم فردا و سناریوی قتل عام سبز بیرون آورد.
خیلی نگران فردا هستم که فردایی سرخ نباشد.
راستی فردا چگونه خواهد گذشت؟



اصلاحات یا انقلاب، حقیقت کدامست؟

احمد فارسی: "تحریم کنندگان انتخابات، هشدار می دادند که در اصلِ نظام دیکتاتوری، مابین سیاست هایِ اصلاح طلبان حکومتی و اصولگرایان تفاوتی نیست و هدف هر دو طرف، حفظ نظام جبّار و حاکم جمهوری اسلامی است که نه تنها در عملکرد خشونت بار و دیکتاتوری نظامی، بلکه حتی در ظواهر قانونی اش هم دیکتاتوری مطلقه ولایت فقیه را در تمامی عرصه های زندگی مردم، از جمله قانون انتخابات، مسلط ساخته است. پس چه مردم رأی دهند و چه رأی ندهند، همواره نام فرد و افرادی از صندوق بیرون خواهد آمد که حافظ این نظام دیکتاتوری و انحصار قدرت و ثروت طبقه حاکمه می باشند. نتایج انتخابات نیز حرف تحریم کنندگان را به اثبات رساند و نام احمدی نژاد بعنوان برنده یِ انتخابات بیرون آمد.... اصولاً در چنین نظامی، قانون، نه قرارداد بین دولت و ملّت، بلکه ابزاری برای حفظ انحصار قدرت و ثروتِ اقلیّتی چند هزار نفره بر اکثریتی هفتاد میلیونی است که هرگاه و در هر شرایطی که نتواند نقش مؤثر خود را داشته باشد، به کناری پرتاب شده و ابزار اصلی، یعنی قدرت مسلحانه حکومت به کار گرفته می شود. پس ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی که گویا مردم می توانند بدون دادن هزینه یِ خونین انقلاب و از طُرُق قانونی به آزادی های انسانی و دمکراسی برسند، تنها ابزاری برای تحمیق مردم است. تحمیق مردمی که از ظلم و ستم و تبعیض اقتصادی و سیاسی جان به لب شده اند. راهی انحرافی تا انرژی متراکمِ تحوّل دهنده شان به کانالهای بدون خطر برای بقا نظام سرریز شود."
جمع بندی از دو ماه مبارزه: (اصلاحات یا انقلاب، حقیقت کدامست؟)

mercredi, septembre 16, 2009

Land and Freedom

THE FILM KEN LOACH

Spanish and English, downloading a subtitles program a good idea. Land and Freedom, British director Ken Loach's film about the Spanish Civil War of 1936-39, says something quite different. It says that the present state of affairs was not inevitable, and that the working class is capable of uplifting and liberating itself. It says further that the cause of the failure of the Soviet Union lay not with socialism, but Stalinism.
فیلم"سرزمین و آزادی"را می توانید بصورت آنلاین ببینید
Rosa

سرزمین و آزادی


"سرزمین و آزادی" روایتی از تاریخ جمهوری خواهانی ست که بر ضد فاشیسم برخاستند ، صادقانه رزمیدند، خلع سلاح شدند و در اردوگاههای کار اجباری مورد شکنجه واقع شدند.
"سرزمین و آزادی" نه تنها روایتی شور انگیز از نبرد آرمانخواهانی ست که در دهه سی میلادی در خلال جنگ داخلی اسپانیا سر بر آوردند، بلکه روایت سیاست جنایت کارانه ی عدم دخالت فرانسوی و انگلیسی ها و سیاست خیانتکارانه ی هم پیمانان روس است تا تاریخ همچنان بی قرار بماند.
شور زندگی و هیجان خشم دو مولفه ی غیر قابل حذف "سرزمین و آزادی" اند : شعف و سرزندگی در لحظه خاطرات زنده،در آن لحظه ی تاریخی مهم ، و خشم و هراس از اینکه مبادا همه رویاهای خوب به نام مصلحت بر باد روند. اما این همه ی داستان نیست، نبض زندگی نه در جبهه ی جنگ علیه فاشیسم بلکه در یک جدل سیاسی در جبهه ی مبارزان، پرتپش می زند. درست آنجاست که کارگردان با هنرمندی تمام علیه باوری که سیاست را به مقوله خشک و بی ارتباط به زندگی روزمره می داند، قیام می کند و دیگر سیاست نه آن دانش مختص نخبگان و دولتمردان بلکه همان تکه زمینی ست که با شجاعت مبارزین "اشتراکی" شده است. "سرزمین" و " آزادی" بستر شکل گیری چنین تصاویری ست تا تجلی آرمان های زنان و مردانی باشد که سرود "انترناسیونال" می خوانند، شعار "رفیق فردا مال ماست" سر می دهند ...
"سرزمین و آزادی" روایت خیانت به انقلاب اسپانیا، به انقلاب روسیه و حتی به اروپای شرقی ست..."سرزمین و آزادی" روایت خاکستری ست که تا به امروز روشن و داغ مانده است.."سرزمین و آزادی" روایت نوستالژیکِ خصوصی شدنِ آن "تکه زمین اشتراکی" ست..."سرزمین و آزادی " روایت تاریخ فراموش شده ی ماست.
پانوشت: براي مداواي زخمهاي باز مانده: چند رمان عليه فراموشي جنگ داخلي اسپانيا را بخوانید.
این فیلم را می توانید بصورت آنلاین ببینید: (منبع اصلی مبارز کوچک)
مدت فیلم: یک ساعت و چهل و چهار دقیقه

«قانون و قدرت» و پیام یازدهم موسوی

احمد فارسی: "موسوی مجبور است که این قدرت را به خیابان ها و میدان ها، یعنی مراکز اعمال قدرت مردمی،فرا خواند و در مقابل نیروهایِ مسلح حکومتی قرار دهد. و از آنجاییکه به مردم توصیه می کند که در مقابل خشونت قدرت مسلح حکومتی، گونه یِ دیگرشان را نشان دهند و گاندی وار کشته و زخمی دهند، به این نتیجه می رسیم که او آماده یِ قربانی کردن هزاران هزار ایرانی است. او خام و رویا پرداز نیست. خودش در سالهای ۶۰ برای اعمال اراده یِ حکومتی هزاران نفر را از طریق استفاده از قدرت سرکوب نیروهای مسلح معدوم ساخته است. پس زمانیکه به مردم می گوید، حمایت از اهداف او که حفظ نظام حکومتی است، و با اتخاذ « راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم» که مورد تأیید خداوند نیز هست، کمترین هزینه را داراست، و «انقلاب» نیست که بخواهد حکومت را سرنگون سازد، دروغ می گوید. در حقیقت هدفِ او و شرکایش تحمیل هزینه یِ یک انقلابِ تمام عیار به مردم است، بدون آنکه این «انقلاب» به اهدافِ انقلابی، یعنی سرنگونی کل حکومت دیکتاتوری و ماشین سرکوبش، برسد."//

جای خالی تاثیرات جنبش چپ دانشجویی

سیروان پرتونوری: "جنبش چپ دانشجویی به مانند سایر جنبش های اجتماعی علیرغم سرکوب گسترده نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی باید به پیشروی خود ادامه دهد. درچنین فضایی، تلفیق کار مخفی و علنی و پیوند خوردن هر چه بیشتر با جنبش های اجتماعی در بیرون از دانشگاه این پیشروی را بیشتر تضمین می نماید و ادامه کاری این فعالین سوسیالیست را ممکن تر می سازد."//

mardi, septembre 15, 2009

اجرای "ویتسک" در اپرای باستیل


Opéra
Wozzeck
ALBAN BERG

Construit avec une rigueur géométrique, l’opéra de Berg transcende sa virtuosité formelle et fait monter un saisissant cri de révolte et de désespoir.

Opéra Bastille - du 17 septembre au 2 octobre 2009
EN SAVOIR +
Wozzeck

EN VIDÉO
Extrait du spectacle
Extrait du spectacle

VOIR LA VIDÉO
Waltraud Meier
Waltraud Meier
(Marie)
VOIR LA VIDÉO

این اپرا به زبان آلمانی است. ویدئوها را نگاه کنید.
Vincent Le Texier
Vincent Le Texier
(Wozzeck)

VOIR LA VIDÉO

از پدرها و عموهایمان می گوییم


lundi, septembre 14, 2009

آیا قاتل بختیار آزاد می شود؟

تارنمای فرهنگ ایران - فرامرز دادرس: در چهارم ماه اوت ۲۰۰۹، در خواستی از سوی آقای سورین مارگولیس وکیل علی وکیلی راد، یکی از قاتلین شاپور بختیار، به دادگاه فرانسه ارائه شد که در آن آزادی مشروط ، و سپس بازگرداندن تنها قاتل دستگیر شده در این پرونده را به ایران خواستار شده بود.//

دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷


Au centre

dimanche, septembre 13, 2009

ترور در بوئنوس آیرس

Boromand_teror.jpg

برای دریافت فایل پی دی اف.، لطفاً روی عکس کلیک کنید.
از مجموعه کتابخانه دموکراسی و حقوق بشر در ایران

قبيله ای به نام "جمهوری اسلامی"

شکوه میرزادگی: "اين حکومت، در واقع، از همان روز تصويب قانون اساسی اش، ديگر جمهوری نبود و حکومت اسلامی نام داشت ـ بی آنکه تا امروز توانسته باشد حتی به پای حکومت هايی همچون خلافت عباسی برسد؛ يعنی نوع حاکميتی که رسيدن به آن آرزوی ديرينه رهبران فعلی ايران است."//

samedi, septembre 12, 2009

با این رژیم چه باید کرد؟

رضا ناصحی: "اصلاح طلبانی که در مسابقه با حاکمان اصرار دارند خود را میراث‌دار راستین خمینی و خمینیسم (راه امام) معرفی کنند و از روی اعتقاد یا به ناچار، سوگند وفاداری به قانون اساسی یاد می‌کنند، چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند؟ آیا هشت سال تجربۀ خاتمی که تازه در دورۀ دوم ریاست جمهموری اش، مجلس را نیز در اختیار داشت، برای اثبات اینکه مرکز قدرت با مرکز ثقل نظام یکی است کافی نبود؟ آیا نشان نداد که رئیس جمهور و مجلسی که فرمانبردار و مجری فرمان گرانش نظام نباشد قدرت ناچیزی خواهد داشت؟ آیا «راه امام»، همان راه تبهکارانه‌ای نبود که در سی سال گذشته به فرمان گرانش نظام پیموده شد و سیاه‌ترین دوران تاریخ معاصر ایران را رقم زد؟ واقعیت این است که جمهوری اسلامی، اصلاح‌پذیر نیست و این اصلاح‌ناپذیری، دقیقاً ناشی از ماهیت توتالیتر این نظام است."//

لطفا از کشتن ما خودداری فرمائید!

vendredi, septembre 11, 2009

نگاه رزا

«تنها راه رهایی جنبش اجتماعی» (بیانیهء دموکراسی از پایین در برابر دیکتاتوری از بالا) است نه « بازی بزرگان»، لابی های قدرت، فعالیت ان . جی . او ها ، دخالت خارجی و نقش آفرینی سازمانهای بین المللی یا اقدام انقلابی پیشتازان و منادیانٍ «تنها راه رهایی جنگ مسلحانه».
جنبشهای اجتماعی آن چیزی نیست که در تشکلات رسمی، نخبگان، رسانه ها، نمودهای سیاسی ناب بروز می یابد بلکه جنبشهای اجتماعی امری فراتر و عمیق تر از این تجلیاتند و شامل تمام تحرکات خودجوش درون جامعه، کنشها، بروزهای خودآگاه و ناخودآگاه جمعی، تحولات در بطن زندگی اجتماعی می باشند و در زندگی روزمره کنشگران که شامل تمامی عناصر آن جنبش (و در واقع کلیت سپهر اجتماعی است) جریان دارد.//

مذهب در خدمت شکنجه و کشتار

ایرج مصداقی: "در نظام جمهوری اسلامی که مقامات آن پیش از به دست گرفتن قدرت با استناد به قرآن و روایات و سیره ائمه و پیامبر اسلام یک سره از «رحمت»، «عدالت»، «عفو» و... صحبت می‌کردند پس از به دست گرفتن قدرت، ورق برگشت و آن‌ها با استناد به همان قرآن و روایات و سیره محمدی، خشم و کین، عداوت و دشمنی و شقاوت و بیرحمی را نصب‌العین خود قرار دادند و از هیچ بنی بشری نگذشتند."//

jeudi, septembre 10, 2009

"توهمات خنده دار" از پیر کرنی

"توهمات خنده دار" از پیر کورنی:
در نمایش "توهمات خنده دار"، پدری آنقدر به جان یگانه پسرش نق زده است که او را از دست داده است و حالا دارد از دوری اش افسوس می خورد و می خواهد هر طور شده دوباره او را ببیند. دوستش، پسر را پیش مردی عجیب می برد که قادر به معجزه است.
شعبده باز، عصای جادویی خود را تکان می دهد، پرده ای کشیده می شود و پشت پرده کلکسیونی از لباس بازیگران است و هر لباسی برای ایفای نقشی است و همانطور که لباس عوض می کنی، از این نقش به آن نقش فرو می روی. انتخاب نقش ها به تماشاگر واگذار می شود تا با چشمان خود ماجراهای زندگی خویش را ببیند و دنبال کند.
نمایش "توهمات خنده دار" بین وهم و خیال سیر می کند و داستان نمایش، مدام بین بازی و واقعیت از این دنده به آن دنده می غلتد تا حقانیت چیزی به نام "نمایش" را به شمای تماشاچی بباوراند. چیزی که حدسش را نمی زده اید، و یا چیزی به شما نشان می دهد که با چشمانتان هم دیده اید ولی چیزی بیش از نمایشی ساختگی، برای فریفتن چشمانتان نبوده است. در بین این "نمایش در نمایش" ها و در بین این نوسانات واقعی و قلابی، یا در حقیقت در بین دو قطب، از یک سو وقایع تراژیک و از سوی دیگر لحظات خنده دار ماجرا است که پیر کرنی از هنر تئاتر، تجلیلی شایسته به عمل می آورد.
این داستان در خلال به بازی گرفتن و فریب دادن و یا به اصطلاح عامیانه در"فیلم کردن" افراد دیگر شکل می گیرد و بیشتر اوقات، ماجرای باور کردن نمایش به جای واقعیت و یا بالعکس و بازی با تماشاگر است.
بهترین راه خلاصه کردن داستان "توهمات خنده دار" خلاصه کردن آن در یک خط و یا در چند جمله و در پایان نمایش است. پسر همه ی شکوه اشرافیت و تمام آینده و بهترین مشاغل جهان را در حین ایفای نقش در تئاتر یافته است چون هر روز می تواند در جلد یکی از شخصیت های بزرگ تاریخ فرو برود و آن را به روی صحنه بیاورد و این خودش والاترین هنر است، یعنی در مجموع همه چیز را همزمان با خود داشتن!
البته لازم به یادآوری است که زیباترین اجرای "توهمات خنده دار" را سالها پیش به کارگردانی جورجیو اشتره لر در تئاتر ادئون دیدم و هنوز چیزی وهم گونه و زیبا از میزانسن خیال انگیز نمایش در ته خاطراتم باقی مانده است.
***
مطالب مرتبط: عصر توهم زدایی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?