mercredi, juin 29, 2016
والتر بنیامین ، خودکشی روشنفکر رادیکال، علیشاه سلطانی
Libellés : Littérature
mardi, juin 28, 2016
اولین اجرای جهانی اپرای «قطب جنوب»، درامی در میان یخهای جاودانه
بیش از یک قرن پیش، رابرت فالکن اسکات بریتانیایی و روالد آموندسن نروژی در راس دو گروه سفری پر مخاطره را برای کشف قطب جنوب آغاز کردند. ماجراهای سفر افسانه ای و پرمخاطره دو رقیب، دستمایه اپرای «قطب جنوب» است که اولین اجرای جهانی آن در اپراخانه ایالت بایرن آلمان در مونیخ برگزار شد.
میروسلاو سرنکا درباره اجرای این اثر می گوید: «مهم ترین نکته زمان و مکان اپراست و دو داستانی که بازگو می شود. یعنی همزمان دو گروه روی صحنه داریم: یک گروه فقط خوانندگان باریتون هستند و یک گروه فقط خوانندگان تنور.»رولاندو ویلازون، خواننده صدای تنور درباره این دو شخصیت می گوید: «این دو نفر به مکان های ناشناخته می روند تا به آخرین جای کشف نشده روی زمین برسند. آنها به جنگ این دنیای بزرگ می روند، اما در این اپرا می بینیم که آنها درگیر جنگی درونی نیز هستند و درون خودشان را هم می کاوند.»
روالد آموندسن، نخستین انسانی بود که پا به قطب جنوب گذاشت. اسکات ۳۳ روز بعد از او رسید، و پایان دردناک سفرش هم مرگ در کولاک و برف بود. رولاندو ویلازون درباره مرگ قهرمانانه اسکات می گوید: «اسکات ایده آلیست و وطن پرست بود و به نظرم هر کاری که می کرد برای شاه و برای کشورش انجام می داد. تلاش برای رسیدن به حسی که اسکات هنگام یخ زدن داشت، خیلی جالب است. در نهایت، شما دیگر آواز نمی خوانید بلکه حرف می زنید.»
اولین اجرای جهانی اپرای «قطب جنوب»، درامی در میان یخهای جاودانه
Libellés : Art, Film, Musique, Opéra
jeudi, juin 23, 2016
برای پیشگیری از تشویش اذهان عمومی: در مورد اخبار پاریس
اول از سیل بنویسم: سیل به علت بارندگی های شدید و طغیانِِ رودخانه های سِن و مارن و لوار در فرانسه بود. در پاریس هم آب رودخانه سِن چهارمتر بالا آمده بود. موزه ها اکثرشان (لوور، اورسی، که برانلی، انستیتو جهان عرب همگی کنار رود سن قرار گرقته اند)، مرکز ژرژ پمپیدو که فاصله کمی با رود سِن دارد همگی را به دلیل امنیتی و برای حفظِ آثار گرانبها تعطیل کردند تا جای اشیا و آثار را تغییر بدهند و محکم کاری کنند.
تظاهرات بر علیه قانون کار: خلاصه کنم مریم الخمری، وزیر کار فعلی قانونی را از مجلس گذراند که یک قرن مبارزه کارگران را برای احقاق حق خویش نادیده می گیرد. دولت سوسیالیست اولاند روی همه را سفید کرد و آبی به آسیاب کارفرما و سرمایه دار ریخت که تقریباً هر روز و در همه جای فرانسه اعتصاب یا تظاهراتی به منظور اعتراض برای برداشتن این قانون برپاست.
تظاهرات دانشجویان و کارگران و مخالفتِ مردم با این قانون از یک طرف، جنبش شب ایستادگان از طرف دیگر، آنارشیست ها هم یک طرف، گارد سرکوب ( س. ار. اس.) و گروه کارشکن ها را هم به این مجموعه اضافه کنید. خودش مجموعه پیچیده ایست پس بایست در خبررسانی بسیار هشیارانه عمل کرد. در حمله چهارده ژوئن به بیمارستان نِکِر و شکستن در و پیکر و سنگ، همچنانکه در عکس بالا می بینید گروه کارشکن مقصر بود. در فرانسه هیچ رادیو و یا تلویزیونی این حرکت و آکسیون خرابکارانه را به گروه دیگری نسبت نداد و اخبار را به درستی اعلام کرد. در حالی که در میان برخی از اخبار ایرانی شنیدم همه چیز را در هم و بر نمایانده اند و تقصیر را به گردن گروه دیگری انداخته اند که اصلاً با اعمال و با اندیشه و با مواضع آنان هیچ ربطی ندارد.
خواهشمندم پیش از پخش خبر، در مورد آن کاملاً تحقیق کنید تا اشتباهاتی چنین فاحش رخ ندهد. از دیگرگون نمایاندن حقیقت خودداری فرمایید، و خلاصه «بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم»
و یا اگر روزی مداخله کند به نفع کیست؟ مداخله پلیس ضدشورش در تظاهرات پاریس
Libellés : censure, News, Révolution
dimanche, juin 19, 2016
نامه سرگشاده جعفر عظیم زاده به معاون وزیر کار
با سلام
اهم این نکات به شرح ذیل است:
معلوم نیست چطور میشود دولتی که وزیر کارش از بالاترین مقامات امنیتی کشور و معاونش جناب حسن هفده تن از اعضای یکی از نهادهای نظامی امنیتی است و در مذاکرات با ما هماهنگ کنندگان طومار ۴۰ هزار نفری کارگران در اواخر سال ۹۲ به عنوان معاون وزیر کار و سپس با حفظ همان سمت در روز جهانی کارگر سال ۹٣ در کسوت یک نظامی، بازداشت کارگران را در مقابل وزارت کار فرماندهی میکند، چگونه میتواند دولتی با رویکردهای سیاسی امنیتی نسبت به اعتراضات صنفی کارگران نباشد.
در طول حدود ۱۵ سال گذشته که اعتراضات صنفی کارگران و معلمان امکان بروز علنی پیدا کرده است، سیاسی امنیتی کردن این اعتراضات پای ثابت سیاست همه ی دولتها و بطور گسترده تر و اخص تری سیاست دولت حاضر بوده است. بطوری که در طول سه سال گذشته طبق اخبار منتشر شده در رسانه های رسمی کشور، کمتر اعتراض قابل توجه و مهم کارگری از شمال تا جنوب و مرکز و غرب و شرق کشور بوده است که کارگران در آن بازداشت و مورد پرونده سازیهای امنیتی قرار نگرفته باشند. من به دلیل حبس و عدم دسترسی به سایتهای خبری جهت ارائه آمار دقیق، قضاوت در مورد این ادعا را که در دولت روحانی، سیاسی امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران ابعاد هر چه وسیعتری پیدا کرده است به کسانی میسپارم که در طول سه سال گذشته و سالهای قبل تر اخبار اعتراضات کارگری را دنبال کرده اند. لازم است جهت تنویر افکار عمومی تاکید کنم هرگونه برخورد با اعتراضات مهم کارگری در سطح کشور به موازات دخالت و اقدامات اولیه نیروهای انتظامی، در فرمانداریها و استانداریها مطرح و تصمیم سازی و تصمیم گیری در مورد نحوه مواجه با آنها در این نهادها، وزارت اطلاعات و شورای تامین شهر و استان به مثابه نهادها و نیروهای تحت امر دولت صورت میگیرد.
علاوه بر گسترش ابعاد برخوردهای سیاسی امنیتی با اعتراضات کارگری در سه سال گذشته، دولت روحانی در یک بدعت گذاری که حداقل در طول یکی دو دهه ی گذشته بی سابقه بوده است، کار را بدانجا رسانید که سال گذشته توسط قوه قضاییه در استان خوزستان مبادرت به اعلام رسمی ممنوعیت اعتراضات کارگری در محل کار نمود. در این مورد نیز لازم است تاکید کنم درست است که اعلام رسمی ممنوعیت اعتراضات کارگری در محل کار در استان خوزستان توسط قوه قضاییه به مراکز کارگری ابلاغ شد اما همان طورکه در بند ۲ گفتم چنین تصمیماتی در برخورد با اعتراضات صنفی کارگران، تصمیماتی مربوط به قوه قضاییه نیستند بلکه هر گونه تصمیم سازی و تصمیم گیری در این گونه موارد، کاری است که ابتدا در نهادهای امنیتی، فرمانداری ها، استانداری ها و شورای تامین شهرها و استانها به عنوان نهادهای تحت امر دولت صورت میگیرد و سپس با طی مراحل قضایی به یک حکم اجرایی بدل میشود.
با گذشت سه سال از عمر دولت روحانی، اغلب فعالین موثر تشکل های مستقل کارگران و معلمان دارای پرونده هایی با اتهامات سنگین سیاسی امنیتی و محکومیت های طویل المدت شده اند. اکثریت بالای این فعالین توسط وزارت اطلاعات به عنوان نهاد تحت امر دولت بازداشت و بطور کم سابقه ایی به صد در صد آنان اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور وارد و با خواست اشد مجازات پرونده هایشان به دادگاههای انقلاب ارجاع شده است. در این مورد معین نیز بدعتی که در طول سه سال اخیر در دولت روحانی گذاشته شده است بی سابقه و مختص این دولت بوده است. به این معنا که هم تمامی فعالین موثر تشکل های مستقل صنفی کارگران و معلمان که مورد بازداشت و پرونده سازی قرار گرفته اند بطور بلااستثنایی همگی توسط وزارت اطلاعات مشمول اتهام سنگین اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور شده اند و هم وارد کردن این اتهام سنگین به آنان به پایین ترین سطح ابراز وجود و فعالیت صنفی آنها از قبیل جمع آوری امضا برای دستیابی به مطالبات صنفی، کمک و مشاوره به کارگران، نشست و برخاست فعالین تشکل های مستقل صنفی با یکدیگر، تجمعات محدود صنفی در محوطه وزارت کار و مجلس و فعالیت هایی در این سطوح بسط پیدا کرده است.
در رابطه با مصادیق ادعاهای فوق میتوان صحت و سقم آنها را با گذاشتن پرونده های فعالین تشکل های مستقل کارگری و کانونهای صنفی معلمان در سه سال اخیر در معرض دید افکار عمومی ثابت کرد و یا صحت و سقم آن را از زبان خود این فعالین شنید. اما تا آن جایی که در این رابطه به اینجانب و اتحادیه آزاد کارگران ایران برمیگردد باید بگویم من و یارانم به عنوان هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی ۴۰ هزار نفری کارگران از طریق جمع آوری امضا که آرام ترین و پایین ترین سطح اعتراض صنفی کارگران میباشد اقدام به اعتراض به زیرپاگذاشتن ماده ۴۱ قانون کار در مورد افزایش مزد کردیم و چندین بار در اعتراض به عدم توجه و رسیدگی به خواستهای این طومار در جمعهای چهل – پنجاه نفره و گاها کمتر، دست به تجمع در محل وزارت کار زدیم (اغلب در زمان دولت قبل). آخرین بار نیز در اواخر سال ۹۲ طی نامه ایی به وزیر کار خواهان تجدیدنظر در مزد مصوب تحقیر آمیز سال ۹٣ براساس ماده ۴۱ قانون کار شدیم و اعلام نمودیم در صورت عدم رسیدگی به این خواست برحق و در اعتراض به قانون شکنی های وزارت کار دست به تجمع در محل این وزارت خانه در روز جهانی کارگر خواهیم زد. اما عکس العمل وزارت کار دولت روحانی به این خواست ما، درخواست از وزارت اطلاعات برای برخورد با ما (در پرونده ی اینجانب موجود است) و گسیل فوجی از نیروهای امنیتی در نیمه شب دهم اردیبهشت ماه به منزل من و یارانم بود که منجر به دستگیری اینجانب شد که در ادامه به وارد کردن اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و دیگر اتهامات امنیتی به من، محاکمه فرمایشی در دادگاه انقلاب و محکومیتم به شش سال حبس ختم گردید. روندی که امروز در اعتراض به آن و با خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی کارگران و معلمان، چهل و نه روز است در زندان اوین در اعتصاب غذا بسر میبرم.
موخره
جناب اقای حسن هفده تن معاون وزیر کاردولت جمهوری اسلامی
دنیا، دنیای انفجار اطلاعات، رشد غول آسای تکنولوژی ارتباطات و بالا رفتن خارق العاده ی شعور و اگاهی انسان ها از پیشرفته ترین تا عقب مانده ترین کشورهای جهان است. اطمینان داشته باشید دولتها و حکومتهایی که با این وجود، هنوز شعور و اگاهی کارگران و توده های مردم را دست کم میگیرند و هنوز در تلاشند با دروغ و فریب خود را از زیر بار مسئولیت مصائبی که برای آنان ایجاد کرده اند خارج کنند نمیتوانند شانسی هر چند مختصر و کم برای دوام و بقا داشته باشند.
جعفر عظیم زاده – بند ٨ زندان اوین – ۲۶ خرداد ماه ۱٣۹۵
منبع: سایت اتحادیه آزاد کارگران
Libellés : News
lundi, juin 06, 2016
برای چشمان زینب

Libellés : poetry
vendredi, juin 03, 2016
از روزهای راه پیمایی و دوندگی تا شبهای ایستادگی

هر چیز شروعی دارد. «شبهای ایستاده» هم پس از دیدن فیلم کمدی مستند «مرسی، رئیس!» ساخته فرانسوا روفرن، با اعتراضی از سوی تماشاگران، شروع شد.
معترضان در میدان جمهوری گِرد هم جمع شدند و بعدش بحث و گفتگو در سراسر شب راجع به قانون کار و بیگاری و استثمار!
و این کارِ یک شب و دو شب نبود که زود به نتیجه برسد و آسان تمام شود. حیف بود که اینطور رها شود پس ادامه پیدا کرد.
«شب های ایستاده» پاریس به میدان های حومه و شهرهای دیگر هم سرایت کرد و سرانجام مقاومت و اجتماع و ایستادگی در شب ها!

این جنبش به رسانه های دولتی و تجارتی اعتقادی ندارد. سایت و رادیو و تلویزیون و رسانه های خود را دارد.
بر اساس تجربیات دو هفتۀ اول جنبش "شبِ ایستاده" در پاریس
خیزش ستمدیدگان در فرانسه !، سارا نیکو
جنبش عُصیان در شب، ن. نوری راده
جنبش «شب ایستادگان» در هفتاد وشمین روز ماه مارس!
دو گروه از جوانان در برابر « قانون کار »
جنبش بزرگ اجتماعی در فرانسه، شیدان وثیق شبحی این روزها در فرانسه در گشت و گذار است
اول مه، روزی از "شب ایستاده" در پاریس (تأملی بر تظاهرات اول مه ۲۰۱۶ در حاشیه جنبش "شب ایستاده")، حبیب ساعی
بیم و امیدهای خیزش فرانسه - نقد اقتصاد سیاسی، سمیه رستم پور
سایت شبهای ایستاده
https://nuitdebout.fr/
رادیو ایستاده دانلود شود
http://mixlr.com/radiodebout/
تلویزیون ایستاده
https://www.youtube.com/channel/UCRLZ1A3OweyAlESd89Ho7_A
Libellés : cinéma documentaire, Révolution
mercredi, juin 01, 2016
ژرمینال اس. اس. لامی
روز به روز چاق تر و بورتر می شوند
و حساب بانکی سوئیسی شان پر و پیمان تر
و هر روز هم بر سر یک بحث پفکی مانند خودشان درگیر
«حقِ اعتراض» و «حقِ اعتصاب»، کمترین «حقِ کارگر» است
دولت که نباید برای کارگرِ معترض جرمِ تازیانه ببندد
و فوری هم آن را به اجرا در آورد
شرم باد برآن دستی که تازیانه را برای ملت ایران به ارمغان آورد و ما را به قهقرا برد
حالا هی از فرش قرمز برو بالا وهی بیا پایین،
شعورت را چه وقت بالا خواهی برد؟
فیلم بازی هم حدی دارد حکومتِ غاصبِ نمایشی
بشکند آن دستی که بر تنِ جوانان قزوین شلاق را فرود آورد؟
خجالت نکش و حالا یک دفعه دیگر از آن فرشِ خون برو بالا
خجالت نکش و حالا یک بار دیگر دستمال یزدی ات را دربیاور که چیزی گیرت بیاید
خجالت نکش! رو که نیس...
Libellés : News, Révolution