jeudi, novembre 04, 2004
هیچکس نباید اعدام شود
براي كبري رحمانپور
آی ... آدمی… آدمی… آدمی…
من از صداي خود زير آوار مي ترسم
از تپش هاي قلب خود، گاهي
كه مي زند خود را به ديوار مي ترسم
مكافات تولستوي را مي خواندم
چقدر از نكشتن نابكار مي ترسم
زَهره مرگ ندارم، كبري گفت
واي... از اين همه دار مي ترسم
منم يك زن باوركنيد يك انسان
از اين شقاوت بيمار مي ترسم
چه حاصل ز دوستداري و مهرورزي
چو از سنگ و سنگسار مي ترسم
هراس از اتحاد ما، دردشان اين است
از اينكه نباشي همراه، يار مي ترسم
مهناز قزلو(رها)
سوئد – گوتنبرگ
Mahnaz_ghezelloo@hotmail.com























