چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: juin 2009

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

mardi, juin 30, 2009

پشتیبانی از دموکراسی در ایران!

Support Democracy in Iran
The bloodshed surrounding the elections in Iran have far from ended. Artists and cultural activists are in the forefront of that struggle for democracy. Free cultural expression and free speech are the first victims of brutalism and dictatorship. Riksteatern, The Swedish National Touring Theatre, wants to invite you to show your support for Iranian democracy by joining us here. Our main aim is to show the people struggling that it actually exists an international community that do care and listen.
Democracy now


Birgitta Englin, CEO, Riksteatern
_________________________

Soutenir la démocratie en Iran
L'effusion de sang entourant les élections en Iran sont loin d'être terminé. Les artistes et acteurs culturels sont à l'avant-garde de cette lutte pour la démocratie. Libre expression culturelle et la liberté d'expression sont les premières victimes de brutalisme et de la dictature. Riksteatern, The Swedish National Touring Theatre, veut vous invitons à manifester votre appui iranien pour la démocratie en se joignant à nous, ici. Notre objectif principal est de montrer au peuple qui lutte qu'il existe une communauté internationale qui ne l'écoute et de soins.

La démocratie aujourd'hui

Birgitta Englin, CEO, Riksteatern
________________________

پشتیبانی از دموکراسی در ایران!

خونریزی بعد از انتخابات در ایران هنوز به پایان نرسیده است. هنرمندان و فعالان فرهنگی، پيشگامان مبارزه برای آزادى و دموکراسى هستند. آزادى انديشه و آزادى بيان اولين قربانيان توحش و ديكتاتورى هستند. Riksteatern ریکس تئاترن (تئاتر ملى و سراسرى سو ئد)، ا ز شما دعوت مى كند تا با پيوستن به ما پشتيبانى خود رااز جنبش دموکراسی خواهى در ایران نشان دهيم. هدف اصلی ما این است که به جهانيان نشان دهيم كه در تلاش مردم ايران حقيقتى بنام آزادى خواهى وجود دارد و ما بايستى به آنان گوش فرا دهيم و از آنان پشتيبانى كنيم .

دموکراسی ، هم اکنون!

Birgitta Englin بیرگیتا انگلن، مدیر عامل ریکس تئاترن Riksteatern


درباره وضعیت دردناک زندانیان سیاسی در ایران

درباره وضعیت دردناک زندانیان سیاسی در ایران اگر مایلید اعتراض کنید به این سایت بروید و همانجا امضا کنید

اینجا دانشگاه ما بود

image10201

دروغ که حناق نیست آقای نماینده مجلس؟

یک دفعه بگو خود دانشجویان دعوت تان کردند توی کوی؟

اصلاً تو نماینده کدام مردمی؟ کی به تو رأی داده؟

کی می گوید این حکومت اصلاح پذیر است؟


شهره صولتی: هنرمندان به میان مردم بیایید

شهره صولتی، خواننده پاپ روزگار جوانی مشترکمان، یکی از فرزندان ایران در تبعید، حرف هایی شنیدنی دارد: "هنرمندان در برج عاج خود ننشینید! به میان مردم بیایید! به جای خواندن ترانه ای در تنهایی و در استودیو بیایید در میان مردم! بیاید تا با هم سرود بخوانیم! ما همه با یک چمدان با اینجا آمدیم! الان هیچکس هیچی نیست! الان زمان این حرفها و تک روی ها نیست! اینجا کسی به شما کاری ندارد! بیاید با هم بخوانیم! الان زمان"من"گویی نیست! الان ماییم! الان موقع آن نیست که در خانه بنشینیم. هنرمندان به میان مردم بیایید و سرود "من همون ایرانم" را در میان مردم با هم بخوانیم."
حرفهای شهره بسیار تأثر برانگیز و دردناک ولی حقیقی است.
صدای شهره، صدای فرزند دل شکسته ایست که به دامان مادرش ایران و مردمش پناه آورده است.
لطفاً درد دلش را بشنوید:
/

محمد حقوقی رفت به آنسوی آینه ها

محمد حقوقی هشتم تیرماه درگذشت. دفتر شعرهای محمد حقوقی

دو شعر برای ندا و شعری برای این روزها

دو شعر برای ندا: قتل از الف. ماهان/ از شهر خبر دارم، شعری از حامد رحمتی/ و شعری برای این روزها: روزها، شعری از آزاده دواچی

lundi, juin 29, 2009

انقلاب نوین ایران، کارگردان و رهبر ندارد

انقلاب نوین ایران، انقلابی هوشمندانه و مردم سالار است که به سوی فردایی روشن و قانونمند حرکت می کند. گرچه، سیاستمداران با حقه های نمایشی مردم را فریفتند و به خیابان و به پای صندوق های رأی کشیدند تا در نمایش مورد علاقه ی خود، بر روی صحنه سیاست های جهانی، آنان را به بازی بگیرند ولی مردم هشیاری که پای به میدان گذاشته بودند به این نیرنگ آنان پی بردند و در سکوت دست یک دیگر را فشردند و برای خون های بیگناهی که در این بازی مرگبار به ناحق بر زمین ریخته شد شمع خرد و نور دانایی و روشنایی امید افروختند. آنها در خیابان ماندند و به راه افتادند و بدون دشنام و خون خواهی، خواسته های بشری خود را برای داشتن فردایی بهتر طلب کردند.
مردم هشیار ایران برای انقلابی نوین و آزادی خواهانه در خیابان می مانند و دست هم را می گیرند و حلقه های باشکوه انسانی، حلقه هایی به وسعت همه خیابانهای شهر و حلقه هایی به وسعت همه ی استانهای کشور می سازند و در یک همبستگی عظیم و یکپارچه سرود خوانان آزادی را ندا می دهند.
انقلاب نوین ایران، انقلابی مردمی و مردم سالار است و از این روست که در جستجوی رهبر و کارگردان و سخنگو نیست و دارد حرف خودش را می زند و راه خود را پیدا می کند. انقلاب نوین ایران، انقلابی حقیقی است که به وقوع خواهد پیوست و نبایست آن را با انقلاب های رنگی و نمایشی و ساختگی سیاستمداران مکار به اشتباه گرفت. انقلاب نوین ایران، نمایشی نیست که با افتادن پرده ای به پایان برسد تا مردم برای خفتن به خانه هایشان برگردند. انقلاب نوین ایران، بیدار و هشیار است. انقلاب حقیقی و نوین ایران فرمانده ندارد بلکه این خود مردم هستند که راه خود را پیدا خواهند کرد.

گزارشی از بند نسوان زندان اوين و وضعيت دستگير شدگان اخير

آماری از دستگیری ها و مفقود شده ها

بنابه اظهارات آقای کریم لاهیجی بیش از دو هزار نفر در ایران دستگیر شده اند و تعداد زیادی مفقود اثر

عکس هایی از تظاهرات دیروز ایرانیان در پاریس

تظاهرات و تجمع بي سابقه ايرانيان در پاریس


dimanche, juin 28, 2009

ندا آقاسلطان ، محمود احمدی نژاد، پائولو کوئلیو

ندا آقاسلطان ، محمود احمدی نژاد، پائولو کوئلیو/
در این مقاله متوجه می شویم که دکتر آرش حجازی، مردی که شاهد تیر خوردن ندا آقاسلطان بود و قصد نجات او را داشت با پائولو کوئلیو نویسنده مشهور برزیکلی آشنایی داشته و از طریق او به خبر قتل ندا، پوشش خبری گسترده ای می بخشد.

ای هم فریاد با من باش، ای هموطن با من باش

کلیپی از بون جوئی ، اندی و ریچی سامبورا/
"Stand by Me" - Andy, Jon Bon Jovi, Richie Samb...

فیلمی از تیراندازی به سوی مردم

فیلمی از تیراندازی های اخیر به سوی مردم

انسانیت و همبستگی با مردم یا اتحاد با تبعیدی دروغگو؟

به جای همبستگی با مردم دردمند ایران، و یا حتی لحظه ای همبستگی با دگراندیشان، یکی از هنرمندان ، این موقعیت را برای مطرح کردن خود غنیمت دانسته و ادعا کرده است که نامش به دروغ وارد این لیست شده است و این لیست را امضا نکرده است.
این خانم می توانست مثل یک انسان متمدن ما را تغییر عقیده خود با خبر کند ولی به جای این کار و در این لحظات پرآشوب و مرگباری که همه نگران جان هم وطنانی هستند که در ایران دستگیر می شوند با دروغگویی و فرصت طلبی بسیار دکان تبعید خود را به طریقی چهارنبش باز کرد تا از این نمد، برای خود کلاهی بسازد.
فوراً نامش را برداشتیم تا لیست مان از این نوع جنجالها پاکیزه بماند و سیه روی شود هر که درو غش باشد.
توضیح خانم عزت گوشه گیر را در این باره بخوانید.

samedi, juin 27, 2009

من درد مشترکم، مرا فریاد کن


هم میهنان،
در این روزهای پر آشوب و مرگ بار هنرمندان تئاتر و سينماى ایران در خارج از کشور خود را از مردم ایران جدا نمی دانند و در غم آنان سهیم و برای آزادی خواهی با آنان همگام و همراه خواهند بود.

جمعى از هنرمندان تئاتر و سينما:

مينا آذريان. امیر برغشی. شریفه بنی هاشمی. پانته آ بهرامی. نیلوفر بیضایی. سهیل پارسا. زینت پیرزاده. معصومه تقی پور. رضا جعفری. محمد جلالی چیمه (م. سحر). ایرج جنتی عطایی. بهی جنتی عطایی. حمیدرضا حسینی (نمیرا). منصور حسينى شهپر.
میرعلی حسینی. حسین خندان. حمید دانشور. صدرالدین زاهد. میترا زاهدی.
آرش سرحدی. مهستی شاهرخی. علی شریفیان. فرهنگ کسرایی. محمود کویر. عزت گوشه گیر. محمد عقيلى. آذر فخر. رضا قاسمی. علیرضا مجلل. آریو مشایخی. فرشیده نسرین. اصغر نصرتی. کامران نوزاد. شعله ولپی. ناصر یوسفی

به علت تنگی وقت و در دسترس نداشتن آدرس بسیاری از هنرمندان، نتوانستیم با آنها تماس بگیریم، در صورت تمایل موافقت خود را کتباً اعلام کنید تا نام شما به این لیست و در همراهی با ما اضافه شود.

نامه ای سرگشوده به جهان، عزت گوشه گیر

سی سال صحنه گردانان جمهوری اسلامی نمایشی مملو از ترور و وحشت آفریدند و مردم را با زور اسلحه واداشتند که نمایش را تایید کنند. تماشاگرانی که اعتراض را بر سکوت ترجیح می دادند یا به زندان افتادند یا به قتلگاه فرستاده شدند.
نمایش امروز ایران نمایشی است خونین و حقیقی، که نمایشنامه اش را مردم می نویسند، بازیگرانش مردم اند و تماشاگرانش همه ی دنیا هستند. ما نمایشنامه نویسان، کارگردانان، بازیگران، صحنه آرایان، متصدیان نور، صدا و کارگران پشت صحنه، پشتیبانی خود را از مبارزات مردم ایران اعلام می کنیم.
عزت گوشه گیر
****

An Open Lettre to the World


For thirty years the Islamic Republic of Iran has created a theatre of horror, violence and fear, by forcing its citizens to obey its restrictive rules. Those who disobeyed the rules were severely penalized, jailed or executed.
Battles for freedom have been fought over the entire course of Iranian history, from the 1906 Constitutional Revolution to the 1953 American coup, to the 1979 Revolution that overthrew the Shah, to the 1999 student movement, to today’s uprising over the fraudulent election.
The political events in Iran are unfolding according to a text written and acted daily by a broad spectrum of people, whose audience is the whole world.
We playwrights, actors and filmmakers support those who lose their lives for freedom and human rights in Iran, standing in solidarity with them and condemning the violent action of the government.
Ezzat Gushegir
______________________________

Lettre Ouvert au Monde

Depuis trente ans, la République islamique d'Iran a créé un théâtre de l'horreur, de violence et de peur, en forçant les citoyens d'obéir à ses règles. Ceux qui ont désobéi aux règles ont été sévèrement sanctionnés, emprisonnés ou exécutés.
Batailles pour la liberté ont été menées sur l'ensemble du déroulement de l'histoire iranienne, à partir de 1906 la révolution constitutionnelle de 1953 au coup d'État américaine, à la révolution de 1979 qui a renversé le Shah, au mouvement étudiant de 1999, à aujourd'hui l'insurrection au cours des élections frauduleuses.
Les événements politiques en Iran se déroulent conformément à un texte écrit et joué au quotidien par un large éventail de personnes, dont le public est le monde entier.
Nous dramaturges, des acteurs et cinéastes en faveur de ceux qui perdent leur vie pour la liberté et les droits de l'homme en Iran, debout dans la solidarité avec elles et en condamnant les actes de violence du gouvernement.

انقلاب ایران، انقلابی صلح جویانه است

انقلاب ایران، انقلابی صلح جویانه است و مردم هشیار ایران با روشی مسالمت آمیز و با همبستگی بسیار، خواسته های بنیادین و بشری خود را از دولت وقت طلب می کنند. انقلاب ایران با دولت گروگان گیری و متجاوزی که سی سال حکومت را از مردم مصادره کرد و بر کرسی قدرت نشست پیوند و یا تشابهی ندارد. /
خشم انقلابی و عمل اشغال سفارت ایران در نقاط مختلف جهان، چهره ی مظلومی به حکومت اشغالگر ملایان خواهد داد و پرونده سفارت گیری و گروگان گیری حکومت ملایان را در سطح جهانی واژگون نشان خواهد داد و اعمال خشونت آمیز آنان را توجیه خواهد کرد.
اکنون که ذهن جهانیان نسبت به مردم ایران حساس شده است، هر گونه عمل خشونت آمیز و برخورد قهرآمیزی از سوی ایرانیان خارج از کشور می تواند تصویری غلط از مردم ایران به جهانیان بدهد. مردم ایران، ملت بردبار ایران سالها و قرن ها با همبستگی و هشیاری در برابر مصایب تاب آورده اند و اکنون نیز با هشیاری کامل آزادی های انسانی خود را با روشی صلح جویانه طلب می کنند، و به سوی یک جامعه مدنی و متمدن و مدرن حرکت می کنند.
همراه و همگام با مردم هشیار و آرام ایران باشیم و در کنار آنان حرکت کنیم.

انقلاب ایران، انقلابی آزادی خواهانه است

انقلاب ایران، انقلابی آزادی خواهانه است و از این رو مردم هشیار ایران نبایست خود را به دست سرمایه داری خصوصی و رونق بازار بسپارند. هدف از راه پیمایی به سوی بازار، به شکلی نمادین، حمایت از بازاریان و به سوی سرمایه داری خصوصی و اعتراض به تحریم اقتصادی است. این بازاریان هستند که بایست به آینده فرزندان خود فکر کنند و برای ساختن فردایی بهتر؛ دکان های خود را ببندند و به جنبش مردمی ایران بپیوندند و برای آزادی دانشجویان و کارگران و مبارزان و دستگیرشدگان به مردم ملحق شوند و در مسیر آزادی حرکت کنند. انقلاب ایران هدفی والاتر دارد و جنبش مردمی ایران با هشیاری به سوی دانشگاه حرکت می کند و با اندیشه و خردگرایی از کسبه فاصله می گیرد و آزادی و استقلال خود را فریاد می زند.

صدای اشغالگران سفارت ایران در استکهلم و تظاهرکنندگان را بشنوید

vendredi, juin 26, 2009

از فاجعه قتل زهراها تا ندا در خیابان

این دیو خون آشام مدام خون می بلعد، با خون جوانان زنده است. این دراکولای بسیج یا مامور یا رهبر فقط با خون زنده است. از وقتی زهرا کاظمی را که اولین و آخرین هم نبود و به جرم عکس برداشتن از تجمع خانواده های زندانیان سیاسی در برابر اوین بازداشت شده بود و پس از شکنجه و تجاوز، سرانجام جان باخت. در آن زمان حضرات مرگش را با وقاحت تمام "خون ریزی مغزی" و یا حتی "تصادف" عنوان کردند .
از وقت تا به حال چند سال گذشته است؟ - فقط شش سال؟ دوره ریاست دکتر خاتمی بود و اینشان مشغول اصلاحات بود و اگر زهرای اول پاسپورت کانادایی نداشت قضیه با سکوت رفع و رجوع می شد تا احیانا منافع کشور! به خطر نیفتد. خبر از محاکمه اش دادند و محاکمه ای نمایشی برای مجازات مسئولان مرگ زهرا کاظمی ترتیب داده شد که خوشبختانه این دادگاه چون در مطبوعات ثبت شده و انعکاس پیدا کرده است یکی از بهترین سندهای بیدادگری در ایران و بی حرمتی به جان انسان توسط مآموران دولتی رژیم است. وکیل ایشان ادعا کرد که اگر دادگاه به نتیجه نرسد ماجرا را به دادگاه های بین المللی خواهد کشانید ولی شش سال گذشته است و ایشان مدام مشغول سخنرانی و گرفتن جوایز است و خون زهراها دارد خشک می شود ولی هنوز از یادها نرفته است.
دو سال پیش، در مهرماه 1386 باز زهرای دیگری قربانی شد. دکتر زهرا بنی یعقوب در پارک توسط نیروهای منکرات و بسیح همدان دستگیر شد. مگر در پارک چکار می کرده؟ چهل و هشت ساعت بعد جنازه اش را به خانواده اش تحویل دادند و گفتند "خودکشی کرده" چرا دکتری که جان دیگران را نجات می دهد و پر از امید و عشق به زندگی است ناگهان در بازداشت موقت بیاید و دست به خودکشی بزند؟ شایع کردند که زن خرابی بوده و همین توهین به حرمت جان و شرف انسان هاست که سرانجام قتلگاه خودشان خواهد شد.
پزشکان، همکاران و دانشجویانی که زهرا را می شناختند عکس العمل نشان دادند و اعتصاب و تظاهرات! خواستند قال قضیه را بکنند و مطابق معمول با صلاح و مصلحت و به مرور و با پشت گوش انداختن قتل این زن جوان را که می توانست بیماران زیادی را نجات بدهد و برای جامعه بیمار و دردمند ایران بسیار مفید باشد از سر به در کنند.
وکیل زهرای اول پیدایش شد و پس از کلی تعارف و لاف بیخود که اگر لازم باشد تقاضای کالبدشکافی می کنم و غیره مسیر دادگاه را به تهران و سپس آرام آرام به درک واصل کردند و گویا قریب دو سال پس از قتل، هنوز زمانش فرا نرسیده است که وکیل محترم برای زهرا تقاضای کالبدشکافی بکند!
امسال وقتی در روز روشن و جلوی چشمان همه، دختری را به قصد کشت؛ با تیر زدند و با دیدن مرگ دلخراشش جهانیان برآشفتند باز همان دروغ ها تکرار شد.
اگر اینها را می نویسم به خاطر اینست که امروز نطق امام جمعه موقت را خواندم که از مأموران خواسته است "قاطعانه برخورد کنند" و از خود پرسیدم: مگر تا حالا چکار می کردند؟ کم کشتند؟ تا حالا با قاطعیت نکشته اند؟ دیگر چه می خواهند بکنند؟ باز به چه جنایتی می خواهند دست بزنند که تا به حال انجامش نداده باشند؟ و باز داستان "به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن" به خاطرم آمد و "انتخاب بین بد و بدتر".
یکی از اسناد مرگ ندا، به جز ویدئوی صحنه ای که تیر خوردن و مرگش را نشان می دهد اظهارات دکتر آرش حجازی است که می گوید قاتل از بسیج بوده و مردم قاتل را گرفته اند ولی بعدش آزادش کرده اند! اظهارت کاسپین ماکان نامزد ندا، هم تکان دهنده و جگرخراش و هولناک است چون به آنها اجازه نداده اند مراسم بگیرند و مهم تر از همه این که تکه هایی از ران جسد ندا را به دلیلی موهوم در پزشک قانونی نگه داشته اند!

از زهراها و ندا حرف زدم که مردم جهان باخبر شدند و خبر قتلشان انعکاس گسترده پیدا کرد ولی از آن کسان دیگری که این روزها در تظاهرات و یا در حمله به کوی دانشگاه کشته شده اند و پر از جوانی و نیروی ساختن بودند حرف نزدیم. از آن کسانی بی نام و نشان قربانی شدند و در سکوتی مرگبار سرشان را زیر آب کردند. از آنهایی نه پاسپورت کانادایی دارند و نه مدرک دکترا! از آن هایی که جزو تیزهوشان نیستند و کسی هم شاهد نبوده تا از مرگشان فیلم بگیرد، از آنها که هیچ خبر نمی شویم، این خونها چه خواهد شد؟ آیا خون این همه انسان پایمال شده؟ خون این همه جوان مفید و سازنده؟ چرا؟ - تا دیو خون آشام هنوز زنده بماند و نمایش جمهوری اش همچنان ماندگار.
و فاصله ها را ببینید که چگونه گذشته است، یکی زیر شکنجه، دیگری در یک بازداشت موقت، سومی در روز روشن و توی خیابان و بعد چه؟

Iran doctor tells of Neda's death

دکتر آرش حجازی، مردی که می خواست ندا را نجات بدهد پزشکی است که آنجا حضور داشته و آن صحنه دلخراش را توصیف می کند.

jeudi, juin 25, 2009

سیلابی به راه افتاده است

همیشه در انقلاب هایی که رخ داده است این مردم بودند که با درک ِ شرایط اسفبار خود اقدام به مبارزه کرده اند، این مردمی که در خیابان ها کشته شده اند برای زندگی خود چیزی برای ادامه نمی یافتند، آنها در نفی خود به نفی جامعه گرویدند و اکنون در خاک آرمیده اند، بهترین ایده الان ایده ای است که به آزادی بیانجامد، وگرنه تنها تئوری است. مردم ناآگاه می آیند اما ناآگاه نمی میرند! اکنون باید صرفا مبارزه کرد. باید این مبارزه در تن مردم رسوخ کند. دیگر کسی به جای دیگری نمی نویسد. نوشتار مرده است و عمل از زبانه های آن تنوره میکشد...
کهنه باید پذیرش نو را قبول کند، در وضعیتی که الان داریم تنها بازسازی انجام می شود در حالیکه ما به دگرگونی نیاز داریم... تئوری در همین نقطه معنا می یابد. درون عمل رادیکال.
نترسید به خیابانها بیاید و این نیروهای خالی از فلسفه را ببینید که چه طور جان می دهند... اینها همه در نفی این نظامیان سنگ پرت کرده اند.. ما نه به سوی اصلاحات و نه به سوی فاشیسم می رویم.. ما به سمت خاستگاه تمدن بشری: آزادی و به دور افکندن خرافات و باورهای غلط پیش می رویم.

در پاریس چه می گذرد؟

امروز پنج شنبه، ساعت شش و نیم عصر در میدان ینا (در نزدیکی سفارت ایران) تظاهراتی از سوی حزب کمونیست فرانسه در همبستگی با دموکرات ها و پیشروها، و با جنبش برای دموکراسی!
آزادی برای تظاهرکنندگان دستگیر شده!
آزادی تردد و فعالیت رسانه ها و مطبوعات! اعلام شده است.
توجه: با تظاهرات دسته های سیار سینه زنی برای موسوی اشتباه نشود ها!

فردا جمعه ساعت دوازده و نیم مقابل سفارت ایران در پاریس گردهمایی دیگری از سوی اتحادیه سندیکاهای کارگری فرانسه و عفو بین الملل در اعتراض به دستگیری کارگران در اول مه در ایران انجام خواهد گرفت.

توجه: این اعتراض ها و اعتصاب غذاها که از قبل اعلام شده بود، چندان ربطی به اعتصاب غذای سمبلیک و روزه کله گنجشکی برخی از چهره های سینمایی و مردمان همیشه در صحنه ندارد.


حاج آقا مردم ایران آزادی می خواهند

حاج آقا مردم ایران به عذرخواهی نیازی ندارند، مردم ایران آزادی می خواهند./
کشته ندادیم که سازش کنیم/ حضرت والا رو ستایش کنیم

ویدئوی تهران و چکمه پوش ها

ویدئوی حضور مستقر چکمه پوش ها در خیابان های تهران/
ارتشی، نظامی، حمایت، حمایت!
سپاهی، بسیجی! خجالت، خجالت!


دوره "سلام سینما" به سر رسید. موسم "خداحافظ جمهوری اسلامی!" فرا رسید



ما انقلاب نکردیم که میرحسین بیاریم/ ما انقلاب نکردیم که رنگ سبز بمالیم/
ما انقلاب نکردیم که بادکنک بیاریم/ ما انقلاب نکردیم که کارناوال بذاریم/
.....
ما انقلاب نکردیم قرآن به سر بچرخیم/ ما انقلاب نکردیم که فیلم برات درآریم/
ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم/ ما انقلاب نکردیم با عمامه بسازیم/
***
رأی ندادیم که سازش کنیم/ قصاب قبلی رو ستایش کنیم
***
محاکمه، محاکمه! سران دولت همگی، محاکمه، محاکمه!
***
پارلمان، پارلمان! جمهوری، جمهوری!/
***
انتخاب! انتخابات آزاد!/ انتخاب! انتخابات آزاد!
***
تا کی بد و بدتر باشن رهبرمون؟ - تا کی ولی؟ تا کی ملا؟ تا کی همون؟
***
آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی!


دروغ که حناق نیست آقای کارگردان!


mercredi, juin 24, 2009

آخرین نطق اوباما در مورد وضعیت ایران

ویدئوی آخرین نطق اوباما در مورد آشوب های اخیر در ایران با زیرنویس فارسی/
پرزیدنت اوباما در کنفرانس مطبوعاتی خود در کاخ سفید در 23 ژوئن 2009

دربارۀ گاز اشک آور و اسپری فلفل

mardi, juin 23, 2009

"من همون ایرانم" با صدای گوگوش

گوگوش خواننده محبوب ایرانی، بخشی از حافظه جمعی ماست. خوانندگان ایرانی، و به خصوص خوانندگان زن از اولین قربانیان سانسور "صدای زن ممنوع" رژیم ملایان بودند، گوگوش علیرغم درگیری ها و مشکلات زیادی که جمهوری ملایان برایش پیش آورد سالیان زیادی در ایران ماند و به زندگی بدون کنسرت ادامه داد.
او در سال دو هزار برای اولین بار اجازه یافت تا در خارج از ایران کنسرت هایی داشته باشد. وقتی توطئه مافیایی رژیم را که در پشت کنسرت های او به دور جهان بود افشا شد و گوگوش پی برد که این بار توسط عوامل رژیم ملایان بازیچه و ویترین فرهنگی در خارج قرار گرفته است، به ناچار در آمریکا ماندگار شد در حالی که مافیای جکومتی ملایان با هزاران حقه اجازه خواندن و برگزاری کنسرت را در هر کجا که باشد از او سلب کرده بود .
گوگوش هنوز و همیشه برای مردمش زیبا می خواند.
او تاکنون دو ترانه زیبا در همبستگی با مردم ایران خوانده است.
آخرین خبر/ خوانندگان: گوگوش و مهرداد آسمانی /آهنگ ساز: ناصر چشم آذر/ ترانه سرا: شهریار قنبری/
من همون ایرانم / آهنگ ساز: فرید زلاند/ ترانه سرا: رها اعتمادی/ تنظیم کننده: تیگران ساکیان/ کارگردان: سیروس کردونی/ آلبوم: عاشقانه/ گفتگو با رها اعتمادی

پرچم ایران سه رنگ بود

در تظاهرات دیروز پاریس که برگزارکننده اش «کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی» بود افراد مختلفی با عقاید مختلف برای همبستگی با مردم ایران و در اعتراض به خشونت های و سرکوبهای اخیر گرد آمده بودند، در این گردهمایی چند نکته غریب به چشم می خورد.
1/ از پرچم ایران که سه رنگ بود هیچ اثری نبود (تا جایی که به یاد دارم پرچم ایران سالهاست که سه رنگ بوده و تغییرات رژیم ها و اختلاف عقیده گروه های سیاسی فقط بر روی آرم این پرچم متمرکز بوده است). اما به جای پرچم ایران، یک قواره دویست متری پارچه سبز سیدی از بازار بزازان، دیواری با چادری به دور تظاهرکنندگان کشیده بود!
2/ قرار بود هیچ گروهی صحنه گردان مجلس نشود ولی شعارها فقط در حول و حوش کمپین موسوی دور می زد و از شور آزادیخواهی مردم ایران و یا خواسته های مردم خبری نبود.
در همان فراخوان گروه مستقل هم باز می بینیم که فقط خواهان برکناری "خامنه ای و مترسکانش" شده اند و از باقی جنایتکاران دوره سی ساله جمهوری اسلامی هیچ نامی نیست!
3/ برخی از شعارها (منظورم مرگ بر دیکتاتور... هاست) باز مبهم است و باز حول و حوش انتقامجویی دور می زند و از مایی که ضداعدام هستیم خواسته می شود در قلب فرانسه که کشوری ضداعدام است و ما داریم تویش زندگی می کنیم همان خونخواهی را تکرار کنیم!
شعار"می کشم می کشم، آن که برادرم کشت" را خاطرتان هست؟ برای چی باز هم بکشیم؟ و این بار ما قاتل بشویم؟ - در حالی که جنبش مردمی ایران، جنبشی بسیار هشیار و صلح جویانه است و گفتن این گونه شعارها برای کسانی که خواهان عدالت و محاکمه همگی این جنایتکاران در دادگاه های بین المللی هستند و نه خواهان برنده شدن تیم خود و کشتن رقیب! بی مورد و متضاد است.
4/ ارتش مهرورزی رایش یازدهم با سر و صورت بسته، در میان جمعیت می لولید ولی در آخر ، بعضی هایشان نقاب از چهره برداشتند و دیدیم از قضای روزگار این چهره ها همان هایی هستند که در ویدئوهایی که این روزها پخش می شود، و اینها در همان فیلم ها، در صف اول و بدون نقاب ظاهر شده اند!
5/ دوربین عکاسی و فیلمبرداری زیاد بود که از جمعیت بدون پرچم، در برابر دویست متر پارچه سبز سیدی مرتب عکس می گرفت!
6/ دیواری از افرادی عکس در دست دور جمعیت و به سوی خیابان بود که از قضای روزگار هیچ عکسی از حضرت مارمولک در میان آنها نبود، چرا که شیخ کوسه نشین این روزها مظلوم واقع شده اند!
7/ به کمیته مستقل برگزارکننده پیشنهاد می کنم شعارهایی که حاوی مطالبات آزادیخواهانه مردم ایران و در افشای جنایات حکومت ملایان باشد را مطرح کنند، شعارهایی دور از فضای بی معنای لمپنی، شعارهایی مانند "ازهاری گوساله، ایران شیلی نمی شه!" بازتاب خواسته های آزادیخواهانه مردم ایران نیست. مردم ایران هشیار اند و بیدار ولی زخمی اند و دردمند!
8/ یک پیشنهاد دیگر: اگر مردم ایران خواستار حکومتی دموکراتیک و لائیک هستند بایست از حمل قران و لبیک گفتن و اعمال و مناسک دینی و نوحه خوانی و بازسازی عاشورای حسینی و شام غریبان و خواندن نماز وحشت و هر گونه رفتار مذهبی در امکان عمومی خودداری کنند چون بسیار توهم زاست.
مذهب یک امر شخصی است که باید در خلوت شخص معنا پیدا کند.
9/ شعارها بیشتر به فارسی بود، در حالی که ما در یک کشور غربی هستیم و می خواهیم صدای مردم ایران را به گوش اروپائیان برسانیم.
10/ همنوایی حرکات، شعارها و نوشته ها، با داخل کشور لزومی ندارد، چرا که در خارج از کشور افراد از آزادی عمل و وسعت بیان بیشتری برخوردارند در حالی که سانسور حاکم در درون کشور، در هنگام تظاهرات دست و بال و دهان مردم را می بندد.
صدای تبعیدی، فریادی از سر آزادی است، و نه پچپچه ای خفه و همنوا با امت سید دوران!
11/ پیشنهاد نهایی: داشتن علائم عجیب و غریب در جوامع جهانی بی معناست، دیروز چقدر خجالت کشیدم تا حضور آن شمع های قطور سبزرنگ را برای دوستان فرانسوی توضیح بدهم. صدبار مردم و زنده شدم. نمی دانم مردم ایران شمع سیاه از کجا می آورند؟ امیدوارم نوشتن این کلمات باعث شود تا گردانندگان برنامه با هشیاری و حساسیت بیشتری جلسات بعدی را برگزار کنند.
ندا راستی این بالماسکه دراکولا چه ربطی به فریاد آزادیخواهی مردم ایران دارد؟

چهره ی حقیقی ندای آزادی ایران

نامزد ندا آقا سلطان: ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه


در روزهای پر تلاطم اخیر بسیاری از هنرمندان داخل و خارج از کشور در کنار مردم ماندند و خود را از جنبش آزادیخواه و مردمی ایران جدا نمی دانند. فریدون فرهی خواننده با سابقه ایران، با صدای رسا و زیبای خویش، اجرای جدیدی از سرود "ای ایران" بر اساس شعری از مسعود آذر ارائه داده است که بسیار پرشور و تأثیربرانگیز است و امیدوارم این سرود جانشین سرود قبلی گردد.


اجرای جديد سرود ای ايران با صدای فريدون فرهی

ای ايران

مسعود آذر

ای ایران مرزت چه ها کشید

چه خون ها در دامنت چکید

دور از تو شد مهر مردمان

کی برپا مانی در این جهان

ای ... دشمن تو آشنا و در همین سراست

در کمین عشق و حس و جان و خون ماست

بر حال خویش اندیشه کن

راهی نوین را پیشه کن

در راه نو آزادگی را مبر از میان

ویرانه کن ریشه بربران

آزادی بهتر ز گوهر است

کی در تو انسان برابر است

خود برتر از دیگران مبین

خاکت مثل خاک دیگر است

تا ... عیش و نوش و سود حاکمان سرای توست

فقر و مرگ و جنگ و غارت از برای توست

بر حال خویش اندیشه کن

راهی نوین را پیشه کن

در راه نو آزادگی را مبر از میان

ویرانه کن ریشه بربران

ایران مهر تو برون کنم

تا کی این دل از تو خون کنم

تا زندان هست و شکنجه هست

بر گو با ظلم تو چون کنم

تا ... گردش جهان بدور آسمان بپاست

سرنگونی ستمگران شعار ماست

برحال خویش اندیشه کن

راهی نوین را پیشه کن

در راه نو آزادگی را مبر از میان

ویرانه کن ریشه بربران
________________________
برای دیدن ویدئو و شنیدن اجرای فریدون فرهی روی "ای ایران" کلیک کنید

Iran dessous des cartes


Johnny's Song for Neda


lundi, juin 22, 2009

"ندا"، شعر کوتاهی از یدالله رویایی برای ندای آزادی ایران

به چهرۀ خونین دخترم : ندا


ای که در صفِ پیش،
جان پیش ِ صف می گذاری
متن کامل شعر یدالله رویایی

لالا لالا دیگه بسه! گل لاله

لالا لالا دیگه بسه! گل لاله! از شهریار قنبری برای قربانیان بهار سرخ امسال/
روانشان شاد!

ندا، فریاد آزادی ایران زمین

آهنگی برای ندای آزادی سرزمین ما

ویدئوی مقاومت مردم با دستان خالی

ندا، ندای آزادی در ویکیپدیا ثبت شد


dimanche, juin 21, 2009

صدای اعتصاب غذا کنندگان

صدای کسانی که در اعتراض به دستگیری کارگران و زندانیان سیاسی دیگر آمده اند و در پاریس دست به اعتصاب غذا زده اند امشب در اخبار رادیو فرانس انتر پخش خواهد شد.
با پوزش فراوان، به دلیل اختلالات اطلاع رسانی و قرق شدن سایت ها و تلاش رسانه ها برای چهره سازی و تبلیغات برای گروه و تیم خود، این روزها خبرهای به جدا مانده و یا تحریف شده را وبلاگ کوچک خودم منعکس می کنم.
اشکالی دارد؟


دریدند، دریدند کوی و به خون کشیدند

چهارمین روز تحصن و اعتصاب دانشجویان دانشگاه تهران

روز گذشته، شنبه، نیز دانشجویان از صبح با اجتماع در محل دانشکده هنرهای زیبا تجمع اعتراضی خود را آغاز کردند. این در حالی بود که دهها دانشجوی متحصن شب ها را نیز در محل تحصن بسر می برند. در ابتدای صبح دانشجویان دانشگاه با پیوستن به دانشجویان متحصن در صحن دانشگاه حرکت کردند و به سر دادن شعار پرداختند. دانشجویان هم چنین به اظهارات کذب فرهاد رهبر از بلندگوهای ضد ملی صدا و سیما اشاره می کردند. رهبر هنوز هم مدعی است که هیچ دانشجوئی تیر نخورده و هیچ دانشجوئی هم کشته نشده است. این در حالی است که دیروز پیکر یکی از دانشجویان کشته شده در واقعه کوی دانشگاه تهران تشییع شد.(کل خبر)

گزارشی تکان دهنده از وقایع دیشب و امروز در دانشگاه تهران . وحشی گری پلیس و نیروهای سرکوب بی سابقه بوده ! صدای ما را به گوش جهانیان برسانید

چهره ی ندای آزادی در سرزمین گل و بلبل

این چهره ی ندای آزادی در سرزمین گل و بلبل است!
nedaye_azadi.jpg
ندا تا دیروز عصر زنده بود و جوان بود و پرشور بود
اما نیروهای سرکوب برای همیشه خاموشش کردند.
روی سخنم با لباس شخصی ها و اوباش زمانه است: با آن سیل پر خروش یک میلیونی چه خواهید کرد؟ آیا ظرف یک هفته، صدای آنها هم خفه خواهد شد؟ آیا همیشه شما به جای ندا حرف خواهید زد؟ آیا فکر می کنید تا ابد به جای ندا حرف خواهید زد؟ آیا حرف های ندا را همیشه شما با صلاح و مصلحت اندیشی خود بازنویسی خواهید کرد؟

samedi, juin 20, 2009

فردا، بیست و هشتمین سالگرد اعدام سعید سلطانپور

سعید سلطانپور

ستاره‌
ويران‌ بود
هيچكس‌ ضجه‌هاي‌ خونين‌ را نشنيد
با حنجره‌اي‌ خونين‌
نعره‌ كشيدم‌
هيچكس‌ باران‌ خون‌ را نديد
از سعید سلطانپور
***

آقای موسوی یادتان هست؟ در ابتدای دوره نخست وزیری هشت ساله ی شما بود که سرکوب و قلع و قمع مبارزان دگراندیش ایران آغاز شد.
سعید را در شب عروسی اش دستگیر کردند. او را در شب عروسی به سوی بازداشتگاه و شکنجه گاه و یا قتلگاهش بردند چرا که پرشور و بی تاب و خشمگین بود و بر این باور بود که باید، باید، باید جهان دیگری ساخت و شما و سیستم آدمکش و آدم شکن تان، چه راحت، و چه سریع او را در هم شکستید و او را با آن صدای خروشان برای همیشه ساکتش کردید.
آقای موسوی، در سالگرد سعید و در سوگ جوانانی که در این چند روز با دستان خالی زیر ضربات باتوم و اسلحه و گاز خردل و گاز اشک آور و چندین و چند سلاح مرگ بار و کور کننده ی دیگر تاب نیاوردند و شکستند و جان باختند؛ دوست گرامی تان محسن مخملباف، سینماگر مسلمان ایرانی، سازنده "سلام سینما" و فیلم رنگین "گبه"، فردا بساط بزن و بکوبی در پاریس در بیعت با سرکار به راه انداخته است تا مردم غیور و نازنین ایران را یک بار دیگر به ساز خود و با رنگهای گبه برقصاند. حیف شما به همراه زهرا خانم فولکلوریک تان اینجا نیستید تا ما را کمی روی یک انگشت خود برقصانید.
روان همگی شان شاد
ویژه سعید سلطانپور

داشتن نقاب در تظاهرات ممنوع شد

از امروز داشتن نقاب در تظاهرات و همایش هایی که در اماکن عمومی برگزار می شود در فرانسه ممنوع اعلام شد و متخلفان به پرداخت جریمه محکوم خواهند شد.
این روزها در تظاهرات ایرانیان خارج از کشور افراد و جوانانی را می دیدیم که با نقاب در میان جمعیت حرکت می کردند، برخی از آنها می گویند چون دانشجو هستند و به ایران برمی گردند صورت خود را پوشانده اند ولی از سوی دیگر این افراد به شکلی غریب کنترل گردهمایی را در دست داشتند، و از سوی دیگر یک سری با دوربین عکاسی و فیلمبرداری و موبایل و هر چه شد، مدام از جمعیت عکس و فیلم می گرفتند اما البته میکروفون و گردانندگی همایش اعتراضی در انحصار عده خاصی بود که از حدود شعارهای سطحی فراتر نمی رفت و بسیار کارگردانی شده و فقط در مسیر اعتراض به رأی گیری در انتخابات اخیر بود و به کل به خواسته های مردم و دستگیری دانشجویان و کارگران بی توجه بود.
این حکم جدید "ضد نقاب" باعث خواهد شد که در همایش های صلح جویانه از فردا افراد با چهره حقیقی خود شرکت کنند و ایرانیان خارج از کشور در برابر جمع نقابدار دوربین به دست عریان نباشد. جای تعجب نیست که در چنین شرایطی، برخی از چهره های شهرت طلب، نیز در تظاهرات ظاهر می شوند تا در مقابل همین دوربین ها قرار بگیرند.
از سوی دیگر، دو روز است جمعی از فعالان سیاسی چپ رادیکال در اعتراض به زندانی شدن کارگران دستگیرشده در روز اول ماه مه (روز کارگر) و در همبستگی با آنان و جنبش مردمی در سالنی در پاریس یازدهم دست به اعتصاب غذا زده اند.

آیا یک انقلاب بدون خونریزی ممکن است؟

پرونده مه 68 را بخوانید.

"در خشم، باران باش" از مریم هوله


عکس ها و خبرها واقعی نشد...

دیدی چطور بود روح ِ اخبار... دست و پا زنان می شد آمار...

کشور لطیفه ای خونین است... امروز را می گویم، این جوک ِبیمار...

با ما به خیابان بیا! ای مقصر ِ این ثمرها!
کل شعر را در مانیها بخوانید

آنجا "وزارت کشور" است یا شکنجه گاه؟

اوباش زمانه را شناسایی کنید



لطفاً این چهره ها را شناسایی کنید

vendredi, juin 19, 2009

نعره های سکوت



رأیم را از تو پس نمی خواهم.....
چرا که من هرگز به هیچکس رأی نداده ام.....
شور جوانی ام را پس بده!.....
آرزوهای بر باد رفته ام را به من پس بده!.....
روزهای در به دری ام در کوچه های غربت را به من پس بده!

فيلم : تظاهرات در رشت و یورش ناگهانی لباس شخصی ها

مرجان ساتراپی: امکان ندارد خاموش بمانم

ویدئوی گفتگوی مرجان ساتراپی هنگام خروج از پارلمان اروپا: امکان ندارد خاموش بمانم

Libellés :


آخرین خبرها از وضعیت دانشجویان دستگیر شده

آخرین خبرها از وضعیت دانشجویان دستگیر شده و یا برای دریافت فیلترشکن های جدید

بیانیه زنانی دیگر: حرف اول و آخر: مردم

بخشی از حکومت که اکنون به اپوزیسیون پیوسته و داعیه ی رهبری را دارد، سعی میکند جنبش مردم را مهار کرده و به بیراهه کشاند(اتفاقی که در سال 57 رخ داد). آنان سعی میکنند خواسته های مردم را در بهترین حالت، به یک رفراندم مجدد کاهش دهند که نتیجه ی چنین امری نهایتا پیروزی موسوی و تثبیت حاکمیت خواهد بود. بنابراین آنچه در این مقطع تاریخی اهمیت مییابد، هشیاری مردم و جریانات سیاسی و جنبشهای مدنی ِ روبه رشد از یک طرف، و تلاش در جهت تشکل یابی و طرح خواسته ایشان است. پیشبینی اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد امری سهل و بدیهی نیست. اما آنچه که مردم به دست خواهند آورد پس گرفتنی نخواهد بود و آن ارتقا آگاهی ایشان، ایجاد جریانات و تشکل های مردمی، تعمیق خواسته ها و شکستن تابوی نیروی نظامی و قدرت سرکوبگر است. نتیجه ی دیگر حضور فعال و پیگیر مردم ترس رژیم از تکرار مجدد چنین نمایش هایی و به سخره گرفتن خواست و حق مردم است و هیچکدام از اینها، دستاوردهای کوچکی نخواهند بود.


ده فیلم مستند از ایران امروز

تلویزیون آرته برنامه ای ویژه ایران دارد که ده فیلم مستند از سودابه مرادیان را می توانید روی سایت آرته ببینید. فیلم ها: 1/ راننده اتوبوس، 2/ روبروی دانشگاه تهران، 3/ بیست و چهارسالگی در تهران، 4/ پارک ملت، تهران، 5/ خاطرات یک پرستار، 6/ در بازار تهران، 7/ اظهارات دکتر مینو محرز (پژوهشگر ایدز)، 8/ مقابله با بیکاری 9/ فقر، 10/ طلاق
اپیزودهایی از هر ده فیلم را می توانید در این صفحه آرته ببینید. از این هفته تا دو ماه دیگر، هر هفته، سودابه مرادیان با یکی از فیلمهای مستندش ما را با گوشه هایی از مسایل و یا چهره ای از ایران امروز آشنا می کند. دیدن فیلمهای کوتاه سودابه مرادیان را از دست ندهید.

jeudi, juin 18, 2009

این قاتلان لباس شحصی را شناسائی کنید


























چهره برخی از لباس شخصی هایی که در این روزها به مردم حمله کرده اند و آنها را با خشونتی بسیار کتک زده اند و یا بیشتر....

فتوشاپ و انتخابات

در مورد جنبه های نمایشی انتخابات حرف بسیار است. جنبه های سینمایی و میزانسن های حساب شده و یا بخش کارناوال مردمی و استفاده از رنگها، حالا فرصت نیست فقط اشاره ای دارم به بخش فتوشاپ و عکاسی این انتخابات که پس از خواندن این پیام می توانید دوباره عکس های مختلف رسیده از ستادهای انتخاباتی و یا درگیری و راه پیمایی را با نگاه تازه تری ببینید. این عکس را دوستی فرانسوی فرستاد. دوستان ایرانی آنقدر جو آنها را گرفته که کسانی که زیر کابل و شکنجه وادار به نماز خواندن نشدند ممکن است فردا بروند نمازجمعه و در مخالفت (نه با جمهوری اسلامی، بلکه فقط با احمدی نژاد) نماز بخوانند. ( عکس از اینجا بود)

با شما نرقصيدم اما با شما گريستم!

اگرچه من جزو کسانی بودم که رای ندادم و اعلام کردم که چنين رای دادنی اشتباهی بزرگ است، اگرچه در تمام روزهای انتخابات که شما می رقصيديد تا شايد، به قول نيچه، نيفتيد، يا می رقصيديد که به خيال خودتان تا آزادی رقص کنان برويد، من با همه ی عشقی که به شادمانی و رقص و سرور دارم، کنار نشسته بودم و ناباورانه و مبهوت به شما نگاه می کردم.

برگرفته از "
با شما نرقصيدم اما با شما گريستم!" از شکوه میرزادگی

mercredi, juin 17, 2009

دفترچه راهنمای ناظرین محلی انتخابات

Boromand_entekhabat_s.jpg

دفترچه راهنمای ناظرین محلی انتخابات: شرایط لازم برای انتخابات آزاد و منصفانه

(تهیه شده توسط سازمان امنیت و همکاری اروپا)

به صورت فایل پی دی اف است. روی جلد کتاب کلیک کنید و داونلود کنید


برنامه های اتمی ايران در زمان نخست وزيری ميرحسين موسوی آغاز شد.

مئیر داگان، رییس موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل، روز سه شنبه گفت: اسرائيلی ها نبايد فراموش کنند که برنامه های اتمی ايران در زمان نخست وزيری ميرحسين موسوی آغاز شد./ کل خبر را بخوانید

انتخابات مسابقه نیست

در تکمیل حرف های مرجان ساتراپی بایست اضافه کرد که انتخابات مسابقه نیست تا دو حریف (احمدی نژاد - موسوی) با هم مسابقه بدهند بلکه انتخاباتی دمکراتیک محسوب می شود که اقلیت های دینی و مسلمانان سنی و زنان بتوانند در آن کاندید شوند و توسط کمیسیون های مذهبی و ترمزهای تئوکراسی و محافل قرون وسطایی حذف نشوند پس اگر انتخابات مجددی در کار باشد ، آن انتخابات باید از هر نظر دموکراتیک باشد و به برداشت مجدد صحنه ای که از ابتدا ساختگی بود اکتفا نشود.

Libellés :


مرجان ساتراپی و محسن مخملباف در پارلمان اروپا

مرجان ساتراپی و محسن مخملباف در کنار دانیل کهن بندیت، در پارلمان اروپا.(عکس: رویترز)


مرجان ساتراپی: در صورتیکه چنین فرض شود که اعتراض به نتایج انتخابات، تنها از سوی شماری از افراد مرفه و خارجه نشین انجام می شود، با برگزاری یک انتخابات سالم روشن خواهد شد که چه کسی اکثریت آرأ را دارد و اگر محمود احمدی نژاد در چنین انتخاباتی پیروز شود، همه آن را خواهند پذیرفت.

Libellés :


فیلم تحصن چند ساعته پزشكان و پرستاران بيمارستان رسول در اعتراض به 8 كشته و دهها زخمي روز گذشته

mardi, juin 16, 2009

طعم گس خرمالوی زویا پیرزاد در فرانسه پخش شد

این روزها زویا پیرزاد نویسنده موفق و شیرین قلم ایرانی - ارمنی به مناسبت انتشار ترجمه فرانسه "طعم گس خرمالو" در فرانسه است و در کتابفروشی ها با خوانندگان و علاقمندانش دیدارهایی برای گفتگو و امضای کتاب دارد. زویا پیرزاد از معدود نویسندگان ایرانی است که تک تک کتابهایش در زمان انتشار در ایران با محبوبیت و استقبال خوانندگان مواجه شده است و باز زویا پیرزاد از معدود نویسندگان ایرانی است که همه آثارش به زبان فرانسه ترجمه شده است.
زويا پيرزاد حاصل پیوند پدری روس و مادری ارمنی است و در سال 1331 در آبادان متولد شده است. زویا دو پسر دارد و در تهران زندگي ميكند. او تا پیش از انتشار داستانهایش، "آلیس در سرزمین عجایب" اثر لویس کارول و یک مجموعه شعر ژاپنی را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده بود.
زويا پيرزاد تاكنون کتاب های (سه مجموعه داستان : "مثل همه عصرها" و "یک روز مانده به عید پاک" و "طعم گس خرمالو" و دو رمان: "چراغها را من خاموش می کنم" و "عادت می کنیم") را در ایران منتشر كرده است. سه مجموعه داستان کوتاه زویا پیرزاد در يك كتاب گرد هم آمده و با عنوان«سه كتاب» توسط نشر مركز در تهران تجديد چاپ شده است.

کریستف بالایی مترجم فرانسوی آثار زویا پیرزاد، مدرس زبان و ادبیات فارسی در مدرسه زبانهای شرقی است و به آثار معاصر و داستان کوتاه و ادبیات زنان علاقه ای ویژه دارد. کریستف بالایی "زنان بدون مردان" از شهرنوش پارسی پور را نیز به فرانسه ترجمه کرده است.
نشر زولما که ناشر زویا پیرزاد در فرانسه است خانمی است که از استقبال خوانندگان کتابهای زویا پیرزاد، بسیارخوشنود است. او از انتشار کتابهای زویا پیرزاد رضایت کامل دارد و به مناسبت انتشار "طعم گس خرمالو" به فرانسه، برای او دیدارهایی در شهرهای مختلف فرانسه برنامه ریزی کرده است.
زویا پیرزاد فردا هفده ژوئن در استرازبورگ و جمعه نوزدهم ژوئن در مون پلیه خواهد بود.
_________________
زویا پیرزاد در ویکیپدیا/ درباره ترجمه فرانسه عادت می کنیم/ گزارش نشستی درباره رمان "عادت می کنیم/ زن کشی در ادبیات معاصر ایران/ زنان در آثار زویا پیرزاد/ داستان "لکه ها" از زویا پیرزاد/

برای اطلاعات بیشتر و آدرس دقیق، سایت انتشارات زولما را نگاه کنید

درس تکراری: این دانشگاه ما بود



این مکانی که در این روزها توسط اراذل و اوباش مورد حمله قرار گرفته دانشگاه ما بود، سال پنجاه و نه هم همین طور شد. یادتان هست آقای موسوی پروژه انقلاب فرهنگی را، و حمله به دانشگاه را؟ و مگر شما در آن زمان رئیس ستاد انقلاب فرهنگی نبودید؟ در آن زمان برای دانشجویان و مردم چه کردید؟ چطور شد که پس از سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و رئیس ستاد انقلاب فرهنگی و نخست وزریری در دهه شصت و دوران کشتار زندانیان سیاسی ناگهان ورق برگشت و شما ناجی ملت شدید؟ چگونه ناگهان شما و زهرا خانم تان پس از این همه سال این قدر متحول و هنردوست و رنگین شدید؟
دانشگاه تهران پس از انقلاب فرهنگی تبدیل شد به نمازخانه جمعه هایتان و سنگر فرهنگی تان. در زمین ورزش دانشکده مان (دانشکده هنرهای زیبا) دستشویی و توالت ایجاد شد برای امت همیشه در صحنه و.... آیا این ها موج سبزی که این روزها بر اثر تبلیغات به دنبال شما راه افتاده است این ها را می داند؟

در بیعت اهالی تهران با میرحسین یک نفر کشته شد


حاصل بیعت اهالی تهران با میرحسین، یک کشته بود
***
بعضی ها به هیچ دردی نمی خورند، کوره سوادی دارند و در شهر کوران، با یک چشمی خود دارند پادشاهی می کنند و مترصد فرصتی هستند تا اوضاع شلوغ پلوغ شود تا در دل تاریکی از پشت چاقویی یا تیری و یا قمه ای بزنند و دملی از عقده های باستانی خود بگشایند و دیگر ملالی نیست به جز جهالت اوباش زمانه.... آن هم "در سرزمینی که مزد گورکن از آزادی آدمی فزون تر باشد"

lundi, juin 15, 2009

سیرک کامل رهبری

نامه پشت نامه می آید که برویم دم سفارت برای سیدموسوی و حاج خانم تازه فمینیست شده اش، سینه بزنیم و بگوییم در انتخابات تقلب شده! ولی مگر این حکومت از اول با تقلب شروع نشده بود؟ از همان رفراندم غیردموکراتیک"آری یا نه؟" و "جمهوری اسلامی" اش یا "آش کشک خاله ته، بخوری پاته، نخوری پاته!" اینها از همان رفراندم اولیه تمام مخالفان و دگراندیشانی که رای داده بودند را نیم در صد یعنی هیچ به حساب آورند و با بازی "بنی صدر، صد در صد" همین محاسبه ادامه پیدا کرد.
آیا ملت ایران بنی صدر را می شناخت؟ آیا بنی صدر پروژه های مهمی برای بازسازی کشور داشت؟ داستان "اقتصاد گاوی" و "اشعه موی خانم ها" ایشان، هنوز در یادها هست؟ رای های داده شده را از روستاییان بیسواد و با انگشت زدن می گرفتند و گرفته اند. رای گیری بدون آگاه سازی مردم جاهل و در شرایط نابرابر به معنای تقلب در ماهیت انتخابات است.
پس مگر اولین بار است که تقلب می شود؟ و بار قبلی چه؟ چرا هیچکدام از این دولتمردان اصلاح طلب به بار قبلی انتخابات اعتراضی نکردند؟ و بار قبل تر و دو دوره خاتمی؟ و دوره های قبل تر؟ آیا همیشه همه چیز درست بوده و فقط این بار است که آرای اعلام شده از سوی حکومت با برنامه های نمایشی و سناریوی "در باغ سبز" شما مطابقت ندارد؟

الان نامه آمده که مایی که در فرانسه ایم به کاخ الیزه نامه بنویسیم و از سارکوزی بخواهیم رای دولت ایران را قبول نکند. شرم آور است! وقاحت محض است که به عنوان یک ایرانی که نیمی از عمر خود را در فرانسه گذرانیده بیایم و از یک دولت خارجی بخواهم در مسایل داخلی ایران دخالت کند. منظورتان چیست؟ بیاییم و از دولت های خارجی بخواهیم این یکی را بردارد و آن که مامور سرکوب فرهنگ و جان یک نسل بوده است را به عنوان ناجی برحق به تخت بنشاند؟ که همه مبارزات زنان و دانشجویان و کارگران را بیندازید پشت قباله این سید شال سبز؟ و باز با رهبران از بالا به توافق برسید و باز توده ها و مردم واقعی را به نفع اهداف حزب خود مورد استثمار و سرکوب قرار بدهید؟
ننگ بر شما! ننگ بر این چپگرایی قدرت طلبانه و حقیرتان! ننگ بر شما که فوری با قاتلان هم کاسه و هم سفره می شوید.
همچنان خاموش می مانم و منتظر تا دانشجویان و کارگران و زنان و مبارزان واقعی ایران راه و شیوه مناسب خود را پیدا کنند و اعتراض خود را بدون وجود سرانی چنین خائن به گوش جهانیان برسانند. باز هم منتظر فرداهایی بهتر می مانم.

dimanche, juin 14, 2009

آخرین خبرها از ناآرامی های شهری در ایران


اعتراض کارمندان شهرداری: پس تکلیف "اینترنت رایگان" ما چی می شه؟

آیا احمدی نژاد باز هم گردنبند سیاه را خواهد پوشید؟


این عکس شرح ندارد! چه شرحی؟ شرح از کجا بیارم؟

samedi, juin 13, 2009

خانم نوری علا!!! شما دیگر چرا!!!!

خانم نوری علا شما دیشب از وبلاگ من عکسی برداشته اید و آن را با متن و عنوانی از خود ترکیب کرده اید و در خانه آفتابی خود گذاشته اید و بعد هم زیرش نوشته اید "برگرفته از چشمان بیدار مهستی شاهرخی". آیا لازم به تذکر است که بنویسم هیچ کدام از آن کلمات و عنوان بندی که شامل اتهامات بزرگ و علنی و صریح به حکومت ایران است از من نیست؟
چرا حرف را توی دهان من می گذارید؟
من هرگز در زندگیم رای نداده ام و تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد به یک حکومت غیردموکراتیک رای نمی دهم و از راه دور برای کاندیداهای رنگ و وارنگش سینه نمی زنم. من از انتخابات دورم و تقلب و شمارش آرا آن؛ در شرایطی که هنوز نتایج قطعی اعلام نشده ! بازی و سیرک دیگری از سوی بازندگان است که وارد این بازی نمی شوم. من فقط گاهی با خوانندگانم شوخی می کنم و با هم به کار روزگار می خندیم.
عکس از "سایت آش رشته" است. پیشکش شما! قابل ندارد! نوش جان!
آیا لازم است باز هم بنویسم؟
یا آن کلمات گهربار را از کنار اسم من و وبلاگم حذف می کنید؟

_________________________
پ. ن.: خانم نوری علا این پست را محض یادگاری از دسته گلی که شما زیر لوای نام این جانب به آب داده بودید همین جا نگه می دارم تا دیگر تکرار نشود.

This page is powered by Blogger. Isn't yours?