چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: septembre 2010

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

jeudi, septembre 30, 2010

«عروسک پشت پرده» بر روی صحنه

Libellés : ,


mercredi, septembre 29, 2010

داونلود «کاروان اسلام» از صادق هدایت

اگر صادق هدایت در بعضی آثار خود خرافات و تحمیق مذهبی را ریشخند می کند از آگاهی او سرچشمه می گیرد. هدایت در نامه ای به استاد مجتبی مینوی می نویسد: « به حیدر آباد شهر اسلامی رفتم. حقیقتا اسلامی بود. چون به چشم خودم دیدم که در جوی آب می شاشیدند.» اگر خواننده چون هدایت آشنا به دستورات آب کر در فقه اسلامی نباشد، متوجه باریک اندیشی و ژرف بینی هدایت نخواهد شد.
karvan-islam
دانلود کتاب “کاروان اسلام” نوشته “صادق هدایت” بکوشش و ویرایش “بهرام چوبینه”

Libellés : ,


mardi, septembre 28, 2010

رام کردن زن سرکش

درباره "سرکشی های رام شدنی" با برداشت مدرنی از متن "رام کردن زن سرکش" توسط یک کارگردان جوان لیتوانی قبلاً نوشته بودم. الان می توانید فیلم "رام کردن زن سرکش" به کارگرانی فرانکو زفیرلی و با بازی الیزابت تایلور و ریچارد برتون، محصول 1967 را بر روی یوتوب در چهارده قسمت ببینید:
1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 13- 14
***
اینها همه اش تئاتر و فیلم و نمایش است. یک وقت یاد نگیرید و همدیگر را تکه پاره کنید! از این دو تا یاد بگیرید که آخرش به این نتیجه می رسند که بهتر است آبروی یکدیگر را جلوی جمع نگه دارند و همسرشان را سکه یک پول نکنند.
شکسپیر نویسنده بزرگی بود که در چهار قرن پیش می زیست و انسان را با همه فراز و فرودهایش ترسیم می کرد و از سوی دیگر قرن هاست که زنان و مردان با هم سر و کله می زنند و در عین حال هم دیگررا دوست دارند و عاشق هم می شوند و بالاخره یک جوری سر و ته زندگیشان را به نسبت زمانه ای که در آن به سر می برند به هم می آورند. شکسپیر در این کمدی دلنشین استثنا و قاعده و و رسم و روش زندگی با دیگران را مورد بررسی قرار می دهد و به شکلی دلپذیر در معرض تماشا می گذارد.
کاتارینا و پتروچیو دو ایتالیایی جوان و پر حرارت و سرکش اند که سرانجام کوتاه می آیند و به زندگی انسان بالغ و ازدواج و اهلی شدن تن می دهند. پدر کاتارینا هم پدری است مانند همه پدران دورانش که می خواهد دخترانش سر و سامان بگیرند و به هیچ وجه نماینده جامعه پدرسالار و استبداد نیست، خواستگاران بیانکا هم به هیچ وجه نماد زن ستیزی نیستند بلکه ایتالیایی های باحال و پرشوری هستند که طالب دختران جوان و زیبا با جهیزیه ای کلان اند!
فرانکو زفیرلی تحلیل خود را از نمایشنامه را به خوبی با نمایش نبرد کاتارینا و پتروچیو را در میان بستری از پر نشان داده است. بازی زیبای الیزابت تایلور و نگاه او به دعوای کودکان در پایان فیلم نمایانگر بلوغ کاتارینا و ورود او به دنیای متمدن و فرهنگ گفتگو است. آخر «روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد»، مگرنه؟ فیلم را نگاه کنید و از طنز و قلم توانای شکسپیر و بازی زیبای الیزابت تایلور و ریچارد برتن در این کمدی دلنشین لذت ببرید.
آلبوم عکس های الیزابت تایلور از کودکی تاکنون (چهل و هشت عکس از مجله لایف)
فیلم "رام کردن زن سرکش" به کارگرانی فرانکو زفیرلی و با بازی الیزابت تایلور و ریچارد برتون، محصول 1967 را بر روی یوتوب در چهارده قسمت ببینید: 1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 13- 14
***
نکته نهایی: نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» هیچ ربطی به جمهوری اسلامی و کارخانه تواب سازی اش ندارد و چنین تحلیل هایی از ذهنی کودک که با شکسپیر آشنا نیست و برای خوش خدمتی چپول ها دارد نمایشنامه شکسپیر را ضایع می کند انجام گرفته است. فراموش نکنیم که شکسپیر نویسنده ایدئولوژیک نبود تا بنابر دستور حزب، به اسم نمایشنامه، به طور مثال زرزرهای زنبورانه بنویسد و از سوی دیگر رفقای حزبی و شوهران حزبی در حمایت و تشویق، برایش کف (به قول لرها "چپ") بزنند. شکسپیر نه در کمدی و نه در تراژدی، هرگز سطحی و نازل نبود. برداشت و تحلیل بایست بر اساس متن باشد نه وصله ای ناجور بر قبای نمایشنامه شکسپیر! البته طنز و کمدی در ذهنیت های منجمدشده جای مناسب خود را ندارند. آخر پرت و پلاگویی و هذیان نویسی هم حد و مرزی دارد، مگرنه؟

Libellés : , ,


lundi, septembre 27, 2010

به یاد هانیبال

به یاد هانیبال

"هر وقت نگاه می‌کنم که چه طور شده که من نقاش شده‌ام، می‌بینم تصادف‌هایی بوده، امکاناتی در کنار من بوده که چه بسا دست من هم نبوده، یعنی اتفاق افتاده و من شده‌ام نقاش."


dimanche, septembre 26, 2010

تهران من، حراج

تریلر فیلم «تهران من، حراج» ساخته گراناز موسوی

samedi, septembre 25, 2010

کلود مونه در گراند پله


vendredi, septembre 24, 2010

نگاهي به تاريخ اجتماعي روابط سكسي در ايران

jeudi, septembre 23, 2010

سیاست هیلاری کلینتون ما را به کام اژدها می فرستد

اظهارات اخير هيلاري كلينتون عمق بي اطلاعي و نا آگاهي مسئولين آمريكايي را از آرايش سياسي قدرت در ايران و توازن نيروها و ساختار جمهوري اسلامي نشان مي دهد. حكومت اسلامي يك ساختار متصلب و محدود سياسي دارد كه يك ولي فقيه غير پاسخگو و پرقدرت آن را هدايت مي كند.
از همان سال 57 پايه جمهوري اسلامي بر دو اساس قرار داده شده اول سوءاستفاده از احساسات مذهبي مردم و استفاده كاملا ابزاري از دين، دوم استفاده از نيروي سركوب و رعب با استفاده از قواي قهريه. چگونه خانم كلينتون ديكتاتوري مذهبي را از ديكتاتوري نظامي بهتر مي داند؟ اساسا آيا در جمهوري اسلامي تفكيكي بين فضاي پليسي و تحميق مذهبي وجود دارد؟
اين موضوع كه ايران دارد به طرف ديكتاتوري نظامي مي رود حرف غلطي است از روز تاسيس جمهوري اسلامي آنچه همگان شاهدش بوديم " طناب دار"، "تهديدهاي مكررخميني"، "تيربارانهاي وسيع"، "اعدامهاي دسته جمعي"، "زندانهاي طويل المدت"، "كتك زدن و كشتن مردم در كف خيابانها" و مانند اينها بوده آيا تراژدي سال 67 هم تقصير احمدي نژاد و مشايي است؟ آيا مشايي و احمدي نژاد سفارت آمريكا را اشغال كردند و گروگانگيري نمودند؟ آيا خانم كلينتون هنوز سرشت و ماهيت جمهوري اسلامي را نشناخته است؟ اگر نشناخته نشان مي دهد سياست مدار بي كفايتي است و اگر با شناخت صحبت مي كند نشان مي دهد به ارزشهاي آمريكايي كه يكي از آنها دمكراسي است وفادار نيست.
به نظر من دغدغه هيلاري كلينتون (و كلا دمكراتها) ترس از فروپاشي حكومت مذهبي است. به نظر مي رسد شبكه هايي در داخل آمريكا خيلي دوست ندارند ايران سكولار و مدرن اداره شود و خاورميانه آرام گردد و حكومت مذهبي واپسگرا و قرون وسطايي را ترجيح مي دهند. خانم كلينتون با دادن آدرس غلط به مردم، هوش كثيري از ايرانيان را دست كم گرفته است. نسخه خانم كلينتون اين است: "مردم از ترس احمدي ن‍ژاد و سپاه به آخوندها و مرتجعين مذهبي پناه ببريد" از قاتلان دهه 80 به قاتلان دهه 60 پناه ببريم، كه ناخودآگاه انسان ياد آن شعر ناصر خسرو مي افتد:
از شاه زي فقيه چنان بود رفتنم كه از بيم مور در كام اژدها شدم
كوروش از تهران

mercredi, septembre 22, 2010

سلام لعنتی

mardi, septembre 21, 2010

"بشر" فقط دوستان شما نیستند!

از نظر خانم عبادی زندانیان سرنگونی طلب و انقلابیون مخالف كلیت جمهوری اسلامی قابل دفاع نیستند. آنها را خشونت طلب میخواند. به همین دلیل همه جا ایشان را در دفاع از زندانیان خودی میبینید و اگر پا را از خودی ها آن طرف تر گذاشتند حتما چهارچوب قانون و دفاع از قوانین اسلامی را چاشنی اش میکنند. این جوهر دفاعیات خانم عبادی از زندانیان و محکومین دستگاه قضائی جمهوری اسلامی است.

lundi, septembre 20, 2010

جمهوری اسلامی انتخاب من نیست

سفر محمود احمدي نژاد به نيويورك سفري از پيش محكوم است. اول اينكه چگونه مي شود رئيس جمهور رژيمي به سازمان ملل سفر كند كه ظرف سي و يك سال گذشته به طور دائم از سوي مجمع عمومي سازمان ملل و شوراي حقوق بشر آن سازمان به نقض گسترده و سيستماتيك حقوق شهروندان ايران محكوم شده است؟ جمهوري اسلامي تحت هيچ شرايطي نظم بين الملل و حقوق جهانشمول انسان را قبول ندارد و حقوق بشر و دمكراسي خواهي را غربزدگي مي نامد.
دوم آن كه طي چند سال اخير جمهوري اسلامي توسط شوراي امنيت سازمان ملل به عهدشكني و نقض تعهداتش محكوم شده و به خاطر غني سازي اورانيوم و بازفرآوري پلوتونيوم دچار تحريمهاي جهاني گشته است. خامنه اي و احمدي ن‍ژاد بارها قطعنامه هاي قانوني شوراي امنيت را مسخره كرده اند و آن را بي ارزش خوانده اند.
به نظر من احمدي نژاد و اصولا سران حكومت اسلامي تنها براي تبليغات و بحران سازي و جنجال به سازمان ملل مي آيند وگرنه اگر جمهوري اسلامي براي سازمان ملل ارزش قائل بود غني سازي اورانيوم را كه خواست آژانس بين المللي انرژي اتمي است را متوقف مي كرد و با بازرسان آن سازمان همكاري مي كرد و در رعايت حقوق بشر نيز كوتاهي نمي كرد. ي
ك نكته هم براي ايرانيان خارج از كشور اين است كه شعار"احمدي نژاد رئيس جمهور ايران نيست" يك شعار كاملا انحرافي است كه توسط سبزهاي اسلامي سر داده مي شود. شعاري كه كثيري از مردم داخل ايران به آن اعتقاد دارند اين است كه "جمهوري اسلامي حكومت مطلوب ما نيست" و خلاصه كردن تمام معضلات سي و يك سال گذشته به شخص احمدي نژاد يك جعل كاري واضح و يك انحراف كامل است كه عموما توسط اصلاح طلبان طرفدار خميني مطرح مي شود. اساسا نظام حاكم بر كشور است كه ايران را به بحران و فقر و استبداد كشانده است نه لزوما اشخاص حاكم بر آن.
كوروش از تهران

dimanche, septembre 19, 2010

فصل اپرا


شفاف بودن و بی رنگ و ریا بودن با ملت

به نظر من كساني كه خود را سبز مي نامند دو حالت دارند: اول كساني كه معتقد به سبز زندگي و طبيعت هستند (احزاب سبز اروپا) و دوم كساني كه خود را سبز علوي و سبز اسلامي مي دانند. اعتقاد دارم فعاليت سياسي بايد كاملا واضح و شفاف باشد و كلي گويي ومبهم گويي نه تنها دردي را دوا نمي كند بلكه بقاي جمهوري اسلامي را تضمين مي كند.
به نظر من آزاديخواهي و طلب حكومت سكولار داراي رنگ نيست. كساني كه خود را سكولار سبز مي دانند در واقع خود را محدود مي كنند. مباني يك حكومت عرفي تفاوت ماهوي با خواست امثال خاتمي و موسوي دارد. اصلاح طلبان مذهبي خواستار اجراي همين قوانين تبعيض آميز و اسلامي هستند منتها معتقدند بايد با فريبكاري و پوشش دمكراسي وارد شوند.
ماندن در چهارچوب تنگ جمهوري اسلامي و دل بستن به همين قانون اساسي ملت ايران را از خواست دمكراسي، عدالت قضايي، حكومت عرفي و قوانين مدون و مدرن دور مي كند. نمي توان هم از قانون خميني و ولايت فقيه و قوانين جزاي اسلامي دفاع كرد هم خواستار حقوق بشر و آزادي زنان و مانند اينها شد. سبز اسلامي راهكاري داشت كه توسط اصلاح طلبان اختراع شد، براي اينكه جلوي تحقق سكولاريسم در ايران آينده را بگيرند. اصولا پس از "شكست كامل" نظريه حكومت ديني سعي مي شود با مباحثي مانند اسلام رحماني و يا دمكراسي اسلامي يا دمكراسي دينداران، خطر فروپاشي جمهوري اسلامي به تاخير انداخته شود و عمر اين حكومت غير عادي زياد شود.
از درون فقه و متوني مثل قرآن مباحثي مثل حقوق بشر، عدالت و يا ارزش "فرديت" استخراج نمي شود. تلاش سبزهاي اسلامي براي وفق دادن مباني مذهبي با مباني دولت مدرن تلاشي عبث و بيهوده است. متون مذهبي رابطه فرد با خداي مورد نظر آن فرد را ساماندهي مي كنند و مباني علوم انساني مدرن مانند علم سياست و علم اقتصاد و علم روابط بين الملل و مانند اينها ربطي به مذهب و آيينهاي ديني ندارد و تدوين قوانين و تشكيل حكومت بر پايه امور مذهبي نه تنها براي حقوق بشر زيان آور است بلكه لطافت و معنويت و اخلاق گرايي درون ديني را نيز خدشه دار مي كند كما اينكه در ايران تحت حكومت جمهوري اسلامي اخلاق و درستكاري و راستگويي تقريبا در جامعه از بين رفته است.
كوروش از تهران

samedi, septembre 18, 2010

جامعه مدنی نوین دینگرا نیست

اجلاسيه اخير مجلس خبرگان رهبري بار ديگر نظريه "اجراي بدون تنازل قانون اساسي"را زير سوال برد. اصلاح طلبان مذهبي (به خصوص محسن كديور) تاكيدشان اين بود كه از درون همين قانون اساسي مي توان اصلاحات مهمي انجام داد و اين طور تبيلغ مي كردند كه مجلس خبرگان رهبري يكي از همان نهادهايي است كه مي تواند ولي فقيه كنوني را زير سوال ببرد و احيانا بركنار كند اما اجلاسيه اخير مجلس خبرگان نشان داد مجلس خبرگان دست نشانده كامل خود خامنه اي بوده و هست و اعضاي آن منصوبان رهبر جمهوري اسلامي هستند.
مجلس خبرگان بيش از هميشه به مجلسي بي خاصيت وبي قدرت تبديل شده كه تنها هنرش تاييد مطلق و كامل عملكرد رهبر است و كوچكترين انتقادي به رهبر و نهادهاي تحت امرش را وارد نمي داند. مجلس خبرگان تنها سالي دو بار مي گويد كه خامنه اي تنها كسي است كه جامه رهبري به قامتش برازنده است و معناي اين حرف يعني سقوط آزاد اخلاق و حتي فقه شيعه اعضاي مجلس خبرگان از بيت المال ملت ايران حقوق دريافت مي كنند ولي كوچكترين حقي براي ملت جهت نظارت بر ولي فقيه قائل نيستند و خودشان نيز حتي يكبار از ولي فقيه انقاد نمي كنند.
امروز ايران به كشوري بحران زده و عقب افتاده تبديل شده كه عملكرد ولي فقيه مهمترين عامل آن است چگونه ميتوان انتظار داشت فقهاي مجلس خبرگان كه توسط فقهاي شوراي نگهبان سرند شده اند به فكر حقوق ملت باشند به نظر من انحطاط فرهنگي ايران دير زماني است شروع شده و ادامه حكومت اسلامي، اين انحطاط را تسريع مي كند. امروزعلي خامنه اي به تخيل افراد هم كار دارد و براي فيلمسازان و شاعران و دانشجويان هم رسما تعيين تكليف مي كند در حالي كه رهبر جمهوري اسلامي تمام اختيارات و قدرت را در ايران به طور غير معقول داراست ولي عملا به خداوند هم پاسخگو نيست.
حكومت اسلامي كه خميني در پاييز سال 57 در نوفل لوشاتوي پاريس در آن وعده آزادي و عدالت را مي داد و علي شريعتي از جامعه بي طبقه توحيدي و چپها از عدالت اجتماعي اش حرف مي زدند، امروز بدون اغراق به مهمترين ناقض حقوق بشر، بزرگترين زندان اهل قلم، جزء عقب مانده ترين و منزوي ترين كشورها و توسعه نيافته ترين اقتصادها و داراي اوج شكاف طبقاتي تبديل شده است و هنوز عده اي از اسلام رحماني و خرد توحيدي و اجراي همين قانون اسلامي دم مي زنند و انگار نه انگار كه سي و يك سال گذشته چه تجربه تلخي بوده است! كار به جايي رسيده كه جمهوري اسلامي امروز رسما هل من مبارز مي طلبد و خواهان "جنگي مذهبي بين اسلام و غرب" است و از "جنگ نهايي"، " خشم مقدس" و "ظهور منجي" دم مي زند و اذهان مردم داخل ايران را به انحراف كشانده است و هنوز روشنفكران ما از كودتاي بيست و هشت مرداد رها نمي شوند. ايران در سراشيب جنگهاي طولاني مذهبي و حيدري- نعمتي قرار دارد. ايران را بايد از اختاپوس حكومت جمهوري اسلامي و تفكر خميني نجات دهيم همه بايد كمك كنيم و حول مشتركاتمان ائتلاف كنيم.
با احترام
ازتهران / كوروش

jeudi, septembre 16, 2010

رساله دلگشای عبید زاکانی



برای داونلود رساله دلگشای عبید زاکانی اینجا را کلیک کنید
درباره عبید زاکانی

mercredi, septembre 15, 2010

فیلم ترور در رستوران میکونوس

چشمان یک برگ



mardi, septembre 14, 2010

زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش

Zanan Parde Neshin

کتاب “زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش” نوشته “فاطمه مرنیسی

آیا عجیب نیست در آخرین دهه قرن بیستم که زن و مرد، پیر و جوان، در سراسر کره خاکی با پیشینه های مذهبی و عقیدتی مختلف و با زبان ها و و گویش های گوناگون آوای مقاومت ناپذیر دفاع از حقوق بشر را سر می دهند، تنها اسلام به عنوان سد راه دموکراسی واقعی و مانع احقاق حقوق زن شناخته شده است؟

دانلود کتاب “زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش” نوشته “فاطمه مرنیسی”


lundi, septembre 13, 2010

«طبيعت بي جان» اثر سهراب شهیدثالث

«طبيعت بي جان» نوشته و کارگردانی سهراب شهیدثالث
تهیه‌کننده: پرویز صیاد. مدیر تولید: محمد کنی. دستیار کارگردان: مهدی کفایی. مدیر فیلمبرداری: هوشنگ بهارلو. فیلمبردار: ا. ابراهیمی. تیتراژ: مرتضی ممیز، هوشنگ بهارلو و سهراب شهیدثالث. صدابردار: محمدصادق عالمی، احمد خانزادی و م. فرشیان. بازیگران: زادور بنیادی، زهرا یزدانی، حبیب‌الله سفریان، محمد کنی، بقایی. رنگی، 35 میلیمتری، محصول کانون سینماگران پیشرو و تلفیلم، (1974) 1354.

مدت فیلم: یک ساعت و نیم

خلاصه فیلم: طبيعت بي جان

«طبیعت بی‌جان» اثر سهراب شهیدثالث همچنان که از نامش بر می آید نوعی نقاشی است. فیلم «طبیعت بیجان» در حقیقت ارائه طبیعت ساکن و راکد و بیجان شده و به شکلی شاعرانه در هیئت تابلوهایی سینمایی است. به هماهنگی رنگها و به تصویر درآوردن کندی مرگبار این زندگی بی تحول و ساکن توجه کنید. نمایش روزمره گی این زندگی مرگبار و کند از تولد تا مرگ و بیهودگی تلاش و کار در فضای کند زمانی که تلق تلق کنان مانند قطاری از روی ریل زندگی ما می گذرد.
تصویر تک درخت تنهایی در وسط بیابان، یک سماور قدیمی با قوری شکسته بندی شده، پیرزنی کنار دار قالی، سوزنبان پیری در روپوشی مندرس در حال روشن کردن سیگار، لکوموتیوی قدیمی که آهسته از افق می آید، و دو خط موازی که گویی تا ابدیت جاری است و گه گاه قطاری به کندی از آن می گذرد، «طبیعت بیجان» تصویری شاعرانه از کندی زندگی مرگبار است. سرانجام آینه ای که تصویر ترا همچون طبیعتی بیجان منعکس می کند از دیوار برداشته می شود. آیا این خود تصویری از زندگی نیست؟
مگر نه این که «زندگی گاهی خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد»؟
سینمای عمیق و شاعرانه و زیبای سهراب شهیدثالث در جمهوری اس. اس. لامی در ابتدا توسط عباس کیارستمی مورد کپی برداری یا تصویربرداری بدون عمق (معنازدایی شده) و تقلید ظاهری قرار گرفت. محسن مخملباف پیش از آنکه فیلم را فهمیده باشد با نگاه لمپنی و ریشخند های پر از عقده به هجو (ناصرالدین شاه آکتور سینما) و گاهی تقلید دهاتی وارانه با شتاب تند (گبه) از فیلم زیبای این سینماگر پیشروی ایرانی پرداخت. باقی مقلدان «طبیعت بیجان» شهیدثالث هم کم و بیش از این قائده مستثنی نبوده اند و جان این طبیعت زیبا را گرفته اند.
فیلم «طبيعت بي جان» اثر سهراب شهیدثالث، محصول 1974 را به صورت کامل و آنلاین ببینید
http://www.youtube.com/watch?v=pzSHro9M4pE 

Libellés : , ,


dimanche, septembre 12, 2010

مجموعه جوکهای جمهوری اسلامی

Tozih al Lataef

کتاب “توضیح اللطائف، مجموعه جوکهای جمهوری اسلامی” به همت “پرویز خطیبی“ مجموعه ای از طنزهای سیاسی هفت سال اخیر ساخته و پرداخته مردمی است که طعم تلخ حکومت جمهوری اسلامی را چشیده اند. روایتی است از زنان و مردانی که در جو اختناق و زیر رگبار گلوله، نفرت و انزجار خود را از حاکمان جبار و مکار و غاصبان و دزدان حقوق فردی و اجتماعی ملت ایران ابراز می کنند.

دانلود کتاب “توضیح اللطائف، مجموعه جوکهای جمهوری اسلامی” از “پرویز خطیبی”


samedi, septembre 11, 2010

همبستگی های زنانه و زن ستیزی مزمن مردانه

ما همه سکینه ایم

چهار وزیر زن دولت ایتالیا، مارا کارفانیا، ماریا استلا جلمینی، جورجا ملونی و استفانیا پرستیجا کومو در مصاحبه با یک نشریه ایتالیایی گفته اند ما همه سکینه هستیم و از تندروهای تهران نمی هراسیم.
روزنامه کیهان شریعتمداری در ستون اخیار ویژه خود باز هم به دولت ایتالیا حمله کرد، کیهان در این حمله خود این بار چهار زن کابینه برلوسکونی را هدف قرار داده، می نویسد: «كيهان البته اصراري ندارد كه اعتراف اين چند عضو كابينه عليه خود را مورد مناقشه و ترديد قرار دهد به ويژه اينكه پيش از اين گزارش هاي مستند بسياري در مطبوعات ايتاليايي منتشر شده كه نشان مي دهد برلوسكوني اغلب اين مخدرات را صرفاً از سربيماري جنسي و اختلالات حاد اخلاقي به كابينه خوانده و در واقع نوعي حرمسراي دموكراتيك!؟ وسط كابينه ايتاليا دست و پا كرده است. مارا كارفانيا وزير فرصت هاي برابر! در كابينه برلوسكوني ضمن آويختن عكس سكينه-م بر سر ساختمان وزارتخانه مزبور مي گويد من موضع سياسي مشتركي با كارلا بروني در فرانسه ندارم اما امروز؛ زير يك پرچم براي حمايت از [س-م] ايستاده ايم و براي همين اعلام مي كنيم همه ما يك [سکینه] و يك كارلا بروني هستيم.»
کیهان شریعتمداری در ادامه به لجن پراکنی علیه این زنان عضو کابینه برلوسکونی پرداخته که که قلم از ذکر آنها عاجز است.

نامه ی یک زندانی زندان وکیل آباد

ناگهان در روزی ازهمین روزها در حدود ساعت ۴ عصر تلفن در کل زندان بر خلاف روال معمول قطع می گردد. هواخوری ها تخلیه می شوند، افراد به داخل بندها و سپس به داخل اتاق ها هدایت می گردند. تردد در تمام زندان متوقف می گرددو در این لحظه همه می دانند که اعدام دسته جمعی دیگری به وقوع می پیوندد. رنگ ها پریده، قلب ها پرتپش، محکومین به اعدام اکثرا بهت زده، عده ای در حال اشک ریختن آرام و بی صدا، و دیگرانی که با آنان همدردی می کنند. همگی آرامند و سکوت مطلق حکم فرماست. عده ای از محکومین به اعدام بی آنکه بدانند نامشان در لیست اعدامیان این سری از اعدام ها قرار دارد یا نه همچون دفعات گذشته با آرامشی از سر استیصال لباس های سفید اتو کشیده می پوشند و خود را آماده ی مرگ می کنند تا هنگام تحویل اجساد به خانواده هایشان نشان دهند که کاملا آرام بوده اند شاید کمی تسلی بخش دردهای آنان باشند و چهره هایی که نفرت نسبت به این همه زشتی و قساوت در وجودشان موج می زند چه محکومین اعدام و چه دیگر زندانیان.

vendredi, septembre 10, 2010

نمایشگاه عکس در ایستگاه لوکزامبورگ

«کمال الملک» اثر علی حاتمی

«کمال الملک» محمد غفاری، (1275-1319) یکی از هنرمندان محبوب ایران است، نقاشی هنرمند و آزاده که در طول زندگی خود مانند بسیاری از هنرمندان، رنج زندان و تبعید را دید. او شاهد سلطنت ناصرالدین شاه و ترور او و سپس سلطنت مظفر الدین شاه و امضاء فرمان مشروطیت (14 مرداد 1285) توسط او بود. «کمال الملک» کودتای نظامی رضاخان که بعد از یکسال خود را شاه نامید و سرانجام رضاشاه کبیر شد را شاهد بود و آخر عمری به امر او محکوم به تبعید شد و سرانجام در تبعید درگذشت. «کمال الملک» را در کنار عطار نیشابوری به خاک سپردند.
در گذشته، نقاشان ایرانی نام خود را بر مینیاتورهای خود و نقاشی های نمی نوشتند و در فروتنی کامل شاهکارهای خود را می آفریدند. در نتیجه متاسفانه از انبوه مینیاتورهای ایرانی جز چند نام معدود نمی دانیم. سنت امضای اثر، پدیده ای غربی است و نقاشانی مانند استاد بهزاد و یا کمال الملک که آموزشی غربی هم دیده بودند این سنت را شکستند و نتوانستند اسم خود را در کنار اثر خویش به یادگار ثبت کنند.
زندگی کمال الملک تاریخی گویا از زندگی یک هنرمند آزادیخواه و مشروطه طلب ایرانی است. در فیلم «کمال الملک» اثر علی حاتمی، سفر کمال الملک به پاریس، سفر مظفر الدین شاه به پاریس و سوء قصد به او را توسط یک آنارشیست فرانسوی و بالاخره دیدار مظفرالدین شاه و کمال الملک را در موزه لوور می بینیم.
فیلم محصول 1984 و پس از انقلاب اسلامی است و در نتیجه حضور زنان در فیلم به دلیل محضوریت های حجاب و غیره به حداقل رسیده است با این همه خطوط کلی زندگی هنرمندی آزاده که در کنار مردم و آزادگی اش اش ماند در آن رعایت شده است. در فیلم «کمال الملک» گروهی از بهترین بازیگران تئاتر و سینمای ایران، جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز، عزت الله انظامی، علی نصیریان، پرویز پورحسینی و...
ایفای نقش می کنند.
زندگی «کمال الملک» اثر علی حاتمی را به صورت کامل و آنلاین ببینید. مدت فیلم: یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه.

jeudi, septembre 09, 2010

راز محوشدن لبخند مونالیزا!

تقی روزبه: "جستجو حول ماهیت و چند وچون لبخند یک زن از اساس امری انحرافی و از القائات شیطان و وسوسه های الخناس است که منشأ آن نیز به نمایش گذاشتن صنعت وجود و عدم رعایت حجاب است. و همین غفلت عظیم سبب شده تا یک امرشیطانی بتواند قرن ها ذهن آدمیان را به خود مشغول کند."

mercredi, septembre 08, 2010

به عقب کشیدن زمان و تحریف تاریخ


فیلم «زندان زنان»


تاکنون در داخل ایران دو فیلم در مورد زندان زنان ساخته شده است. «زندان زنان» یا «ندامتگاه» اثری مستند از کامران شیردل مستندساز ایرانی است که به بررسی وضعیت زنان و مشکلات آن‌ها در زندان‌های ایران می‌پردازد. کامران شیردل فیلم مستند «قلعه» در مورد شهرنو را هم ساخته است. مستند سیاه و سفید "ندامتگاه" در دهه 1344 شمسی به سفارش "سازمان زنان ایران" و به تهیه کنندگی سازمان سمعی و بصری کشور ساخته شده است.
پیش از این از منیژه حکمت فیلم «سه زن» را معرفی کرده ام. عکس بالا متعلق به فیلم «زندان زنان» اثر منیژه حکمت است. فیلم داستانی «زندان زنان» ساخته منیژه حکمت، محصول 2002 است و ماجرایش در بند عمومی زنان می گذرد. «زندان زنان» را به صورت کامل و آنلاین ببینید.
مدت فیلم «زندان زنان»: یک ساعت و سی و چهار دقیقه

mardi, septembre 07, 2010

نظر رهبر انقلاب درباره فروغ فرخزاد

وقتی می‌خواستند شاعران را به رعایت عفاف و حد و مرزهای اخلاقی در شعر غنایی و شعر عاطفی دعوت کنند، از فروغ فرخزاد نام بردند و حضرت آقا بیان داشت: "راجع به این شاعر زن به دو دلیل صحبت می‌کنند یک این که وی دیگر در قید حیات نیست و دیگر این که او در میان زنانی که این طور شعر می‌گویند، عاقبت به خیر شد و از دنیا رفت."

lundi, septembre 06, 2010

دانلود کتاب “سیمای دو زن”

simaye-do-zan

دانلود سیمای دو زن

کتاب “سیمای دو زن” نوشته “علی اکبر سعیدی سیرجانی

شیرین و لیلی در خمسه نظامی گنجوی

کتاب «سیمای دو زن» تلخیصی است از دو منظومه معروف نظامی گنجوی (داستان خسرو و شیرین، داستان لیلی و مجنون) که سالها پیش برای مطالعه دانشجویان ادبیات فارسی تهیه شده است.

دانلود کتاب “سیمای دو زن” نوشته “علی اکبر سعیدی سیرجانی”


خط فقر

آدمی دیدم که حالش بد شده / خط فقر از گیجگاهش رد شده

چهره‌اش اخمی شده از خط فقر / معده‌اش زخمی شده از خط فقر

گفت فقرت فخر تو باشد یکی / کو رمق تا پاسخش گوید زکی

آدمی دیدم اسیر خط فقر / رفته تا اعماق زیر خط فقر

بر لب دریای نفت افتاده بود / اسم او آقای کورش زاده بود

پرتلند در ايالت اورگان - آمريکا

نوشته هادی شیرین سخن در عسگرآگا


dimanche, septembre 05, 2010

زنان رهبران آزادی مردم

از پاریس قرن نوزده تا تهران هشتاد و هشت، زنان رهبران آزادی مردم، سپیده جاوید

samedi, septembre 04, 2010

حرف های شهناز غلامی


گفتگوی حمیلا نیسگیلی با شهناز غلامی از فعالین جنبش زنان در آذربایجان، شهناز غلامی از عدم انعکاس اخبار و فعالیت های جنبش و نابرابری در دادن جوایز حقوق بشری می گوید.
رادیو برابری (مدت گفتگو: نیم ساعت)

شیوا نظرآهاری و هدیه عید قربان

امروز روز دادگاه شیوا نظرآهاری است. هنوز خبری از حکم دادگاه نداریم ولی جنبش اصلاحات و فعالان حقوق بشر از نوع خودی اش، که پارسال به خاطر افتادن حجاب خانمی در هنگام دستگیری بسیج جهانی دادند و ده روزه او را آزاد کردند و از کشور خارج کردند و به عرش اعلا بردند و جایزه باران کردند الان برای شیوا کمپینی تشکیل داده و عکس این زن مدرن و عدالت طلب زندانی که در اعتصاب غذا به سر می برد را با سیگاری گوشه لب و حکم خود را صادر نمود و تیتر بزرگ «من یک محارب هستم» را در دهان او گذاشت و منتشر نمود و خاله خرسه وار در رسانه های تسخیر و تصرف شده توسط این افراد، پخش نمود.
گویی شیوا و جانش هدیه عید قربان است از جانب فعالان اسلامی خودی تا بعد به قیمت خون شیوایش، دکتر شیرین و همان حاج خانم فمینیستی که گفت مردان همه سر و ته یک سرکرباس هستند و عباسقلی پاسدار جایزه حقوق بشری و لژیون دونور و تقدیر بابت پیشرفت دموکراسی در ایران را بگیرند.
حکم دادگاه هر چه باشد، امیدوارم آقای مصطفایی در روزهای آتی، علیرغم ارادت بسیاری که به قانون نابرابر اساسی جمهوری اسلامی دارند در دیدارهای خود با برنار کوشنر و مقامات فرانسوی خواستار آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر شوند.
ننگ بر زالوهای حقوق بشر

vendredi, septembre 03, 2010

حاجی واشنگتن در عید قربان

در زندگیم فقط از سه نوع حاجی خوشم آمده: اول، حاجی لک لک، برای نگاه معصوم و لنگ درازش. دوم، حاجی فیروز، برای صورت سیاهش و ظهورش در پیژامه قرمز و دایره زنگی در پیشواز نوروز. سوم، «حاجی واشنگتن»، برای نثر سلیس و زبان شیرین و ساختار دلنشین و واقعی اش.
حاجی واشنگتن اولین سفیر ایران به آمریکا بود که در روز عید قربان گوسفندی را در بالکن هتلی در نیویورک قربانی کرد و به قول ناصرالدین شاه، "آبروی چند هزار ساله ملت ایران را پیش جوان ترین مملکت دنیا برد و ما را سخره عالم کرد" حاجی واشنگتن برای همین به تهران احضار شد.
توجه: آن موقع هنوز آخوندزاده های توده ای به "مارکسیست اسلامی شدن" نرسیده بودند تا یکی به نعل و یکی به میخ جلو بروند و بالاخره با روش های مارکسیستی - لنینی، مجاهدانه، خلقهای به هم فشرده ایران را در چهارمیخ اسلام به هم منگنه کنند. هنوز امام خمینی ظهور نکرده بود تا بگوید "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند"، هنوز سفارت آمریکا و کارمندانش در ازای آزادسازی حساب بانکی های مسدود شده در غرب،
به گروگان گرفته نشده بود.
در آن زمان ما هنوز «روز قدس» نداشتیم، هنوز
تابلوهای علائم رانندگی در میدان های تهران تغییر نکرده بود تا فاصله میدان ژاله را با قدس و کربلا بدانیم. هنوز اکبر گنجی "بابی ساندز اسلامی" نشده بود تا در برابر کعبه جدید مسلمانان جهان، یا سازمان ملل خیمه بزند و گوگوش و بقیه به آن دخیل ببندند، هنوز پرزیدنت محمود چاخان و شرکاء را نداشتیم، هنوز شیرین بانو و محسن آقا را نداشتیم که در عرصه روابط سیاسی بین المللی به نام "فعال حقوق بشر" خودشان را وسط بیندازند و زود بروند و از طرف ملت ایران از ارباب بزرگ عذرخواهی کنند. هنوز از اسلام پاستوریزه و پالایش یافته علی شریعتی یا اسلام آل احمد و حاجی شدن او پس از صرف یک لیوان آبجو در هواپیما تا از رجعت رجوی به سنت و طریقت بی چون و چرا هیچ خبری نبود. خلاصه هنوز "اسلام سیاسی شده" ، "اسلام مدرنیزه" و بالاخره "اسلام تلطیف شده و تفسیری" نداشتیم. آن موقع ما فقط حاجی داشتیم و عید قربان یعنی قرن نوزدهم بود و یک "اسلام سنتی" داشتیم و بس!
بگذریم، حاجی واشنگتن در حال قصابی گوسفند برای عید قربان می گوید: «باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. چه آبرویی ؟ - مملکت را تعطیل کنید! دارالایتام دایر کنید! نفوس حق النفس می دهند. سر بریدن از ختنه سهل تر! ملیجک در گلدان نقره می شاشد. خلق خدا به چه روزی افتاده اند از تدبیر ما، دلال، فاحشه، لوطی، قاپباز، رمال معرکه گیر! گدایی که خودش شغلی ست! مملکت عنقریب قطعه قطعه می شود...» مهمان نوازی حاجی واشنگتن را از یاد نبرید. «حاجی واشنگتن» یکی از ایرانی ترین فیلم های تاریخ سینمای ماست. فیلم خاطره انگیز «حاجی واشنگتن» اثر علی حاتمی، محصول 1361 را به صورت کامل و آنلاین ببینید. (مدت فیلم: یک ساعت و نیم)

jeudi, septembre 02, 2010

اتحادیه اروپا خواستار آزادی "شیوا نظرآهاری" شد

بیچاره ملت ایران!

بیچاره ملت ایران که مبارزات آزادیخواهانه اش و انتخاباتش محدود به انتخاب بین «بد یا بدتر» و یا به هنگام افطار، فرق گوش دادن به "ربنا" از صدا و سیما یا موبایل باشد. بیچاره آن ملتی که هفتاد و هفت مارمولک و زالو با پرونده های متعفن و خونین ادعای رهبری اش را دارند و به نام ملت افتاده اند جلو تا یک بار دیگر به حاکمیت غاصب مشروعیت ببخشند.
بیچاره ملت ایران که هفتاد و هفت زهرا خانوم و فاطمه خانوم و حاجیه خانوم و پاسدار خانوم افتاده اند جلو تا به شیوه ای بومی و مسلمانی، حقوق زنان را «از مرگ به تب» و یا «از تب به مرگ» مشروعیت ببخشند و سخنگوی زنان باشند. بیچاره ملت ایران!!

mercredi, septembre 01, 2010

«فریاد سکوت» یا «سخن زنان»

یکی دیگر از نمایشات زنان در جشنواره تابستانی آوینیون، «فریاد سکوت» یا «سخن زنان» بود. نمایش «فریاد سکوت» یا «سخن زنان» توسط بریژیت بلادو نوشته و اجرا شده است. او تعهد و امید را در هم ادغام می کند و از طریق نمایش درسی از زندگی عرضه می کند. بریژیت بلادو در نمایش «فریاد سکوت» یا «سخن زنان»، در فضایی راحت و ملموس و با پژوهشی گسترده، طرحی از چهره زنان گمنام و مشهور، از لیلیت تا سیمون ویهه ارائه می دهد.
نقش "زن" در همه اعصار و قرون، مبارزاتشان، عصیانشان، و نبوغ سرکوب شده شان، را با مروری در کتابهای قدیمی اسکندریه تاکنون در نمایش «فریاد سکوت» یا «سخن زنان» مشاهده می کنیم.
زندگی زنانی چون کاترین دو مدیسی، کامیل کلودل، سارا برنار، ماری کوری، کولت، مارگریت یورسنار و... به روایت بریژیت بلادو در همین جشنواره نمایش «سیمون دوبوار» از همین هنرمند به نمایش درآمده بود.

Libellés :


بیچاره ملت ایران!

دولت فرانسه فحاشی به کارلا برونی را شدیداً محکوم کرد
این وسط دکتر شیرین عبادی هم مثل قاشق نشسته، دلاله وار خودش را وسط انداخت و به عنوان یک "ایرانی" از کارلا برونی و مردم فرانسه پوزش خواست. انگار کیهان شریعتمداری سخنگوی مردم ایران باشد و مردم ایران کارلا بونتی سارکوزی را مورد بی حرمتی قرار داده اند! پارسال هم دکتر مخملباف (آن موقع هنوز دکتر نشده بود) نه اینکه مردم ایران (و نه بخشی از حاکمیت) ریخته بودند توی سفارت آمریکا! از طرف مردم ایران از اوباما به خاطر گروگانگیری معذرت خواست،
اینها همیشه از کیسه ملت خاصه خرجی می کنند و در چارچوب فرهنگ تواب سازی همیشه ملت مظلوم ایران را در موقعیت توبه قرار می دهند و به وکالت از طرف ملت (و نه حکومت) از دولت های دیگر پوزش می خواهند.
بیچاره ملتی که حقوقدان و فعال حقوق بشرش، شیرین مسلمان و عباسقلی پاسدار باشند. بیچاره ملتی که میکروفون به دست مشتی دجاله و دمامه افتاده است تا سخنگویش باشند. کی می رسد زمانی که به جای شعار پوک "احمدی نژاد رئیس جمهور من نیست" مردم ایران بریزند توی خیابان و بگویند "رژیم جمهوری اسلامی با همه تحفه ها و نخبه ها و فرهیخته ها و زائده ها و عمامه زاده ها و دمامه هایش انتخاب من نیست"؟ ها! چه وقت؟

This page is powered by Blogger. Isn't yours?