چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: من، باور نمی کنم

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

jeudi, février 23, 2012

من، باور نمی کنم



ژان کلود گمبرگ از نویسندگان معاصر فرانسه است و تاکنون بیش از سی نمایشنامه نوشته است. امسال دو نمایش از او در تئاتر روند پوان دیدم که به کل با هم متفاوت بود. اولی نمایشی مستند بود و دومی نمایشی در روال تئاتر پوچی. ژان کلود گمبرگ متولد 1939 است و یهودی زاده است و پدرش را در کودکی در کمپ نازیها از دست داده است و با چنین گذشته ای نمی تواند خاطره آن جنایت بزرگ را علیه بشریت و پدر و خانواده اش را به دست فراموشی بسپارد.
نمایشنامه اول «ه. ه» یا «هاش. هاش» نام داشت و علتش این بود که مدرسه ای قرار است افتتاح شود و مدیر مدرسه نام «هاینریش هاینه» را برای مدرسه انتخاب کرده که در جلسه ای با معلمان مطرح می کند اما به خاطر این که مدارس بسیاری همین نام را دارند پیشنهادش مورد قبول جمع واقع نمی شود و دست آخر به نام مختصر «ه.ه.» یا حروف ابتدای نام این شاعر بزرگ آلمانی قرن نوزدهم میلادی که در پاریس در گذشته، اکتفا می کنند. اما «ه.ه» مخفف نام «هاینریش هایملر» فاشیست نازی و «های هیتلر» هم هست و بحثی در بین معلمان و مدیر در می گیرد و باعث می شود که هر یک از معلمها برخاسته و قطعه ای برای تماشاگران اجرا کند. 
شعری از هاینریش هاینه، تکه ای خبر از روزنامه راجع به  بی حق کردن یهودیان و محکوم بودن به مرگ و قطعه ای طنز و این قطعات مستند در عین اطلاع رسانی به تناوب ادبی و نمایشی و خبری می شوند و توسط هنرمندان تئاتر برای تماشاگران اجرا می شود. قطعه «جمهوری خران» را پسندیدم ولی دیدن و خواندنش مهم است وگرنه بیمزه و لوس می شود. به هر حال نمایشنامه مستند بود و از طریق ماجرای نامگذاری برای یک مدرسه، نویسنده ما را با دنیای ادبی و پس زمینه قوم یهود و مشکلات یهودیان در قرن بیستم در اروپا آشنا می کند و جنایتی که بر این قوم رفته است را به خصوص در دوران نازی ها، را افشا می کند و یادآور می شود و نمونه خوبی از تئاتر مستند و نوعی از نمایشنامه نویسی مستند است. حروفی که می توانست یادآور نام شاعر بزرگی باشد، در ناخودآگاه جمعی، یادآور فریاد «های هیتلر» هاینریش هایملر برای قومی دیگر می شود.
 
نمایش دوم «من، باور نمی کنم» با بازی پیر هاردیتی و کاترین هیگل، دو بازیگر قدیمی و توانای تئاتر، کمدی حرفهای یک زن و شوهر است، این نمایشنامه هیچ ربطی به مسئله فاشیسم و نسل کشی نازیها و قوم یهود نداشت. زن و شوهر میانسالی در خلوت خود، با برنامه های تلویزیون زندگی خالی خود را پر می کنند و درباره اش حرف می زنند و مشتی پرت و پلا می گویند. این نموداری است آشکار از اوضاع زمانه ای که در آن به سر می بریم؛ ناباوری ناشی از اشباع شدن از رسانه های پوچ و اخبار قلابی و پوچ و «ناباوری بشر» در این روزگار قحطی حقیقت.
در مورد هاینریش هاینه
سایت تئاتر روند پوان 
H.H درباره نمایش اول.
درباره نمایش دوم

Libellés : ,




<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?