چشمان بیدار- مهستی شاهرخی: juin 2012

 
 

چشمان بیدار - مهستی شاهرخی


All rights reserved - Contact: mahasti_shahrokhi(at)hotmail(dot)com

 
 

jeudi, juin 28, 2012

قیمت نان

قیمت نان باز هم بالا رفت و نان گران شد. گران شدن نان برای آنها که توان خریدن نان روزانه خود را داشتند باری است گران؛ و اما گران شدن برای آنها که توان خریدن نان روزانه خود را نداشتند چه؟ بر آنان چه می گذشت؟ بر آنان چگونه خواهد گذشت؟

Libellés : ,


mardi, juin 26, 2012

دو نمایشگاه نقاشی

 
و بدن لخت های دگا را از دست ندهید. 
 
 Edgar Degas (1834-1917)
 Après le bain, femme nue s'essuyant la nuque
 1898
 Pastel sur carton
 H. 62,2 ; L. 65 cm
 Paris, musée d'Orsay, legs du comte Isaac de Camondo, 1911

Libellés : ,


samedi, juin 23, 2012

اپرای «دون جووانی» اثر آمادئوس موزارت

اگر به موسیقی کلاسیک و تئاتر علاقه دارید، در پنج روز آینده سعی کنید حتماً اپرای زیبا و شاعرانه «دون جووانی» را ببینید. به زبان ایتالیایی است و زیرنویس فرانسه دارد و زیباست؛ زیبا و فراموش نشدنی. همه چیزش خوب است. موزیک، صدا، بازی، دکور، لباس و سه ساعت طول می کشد اما وقتی با آن ارتباط برقرار کردید دیگر دلتان نمی خواهد تمام بشود.

Don Giovanni
 
3h

Libellés : , , ,


jeudi, juin 21, 2012

ویتسک، از بوخنر تا آلبن برگ

http://www.salzburgerfestspiele.at/Portals/0/web_media/history/1971.jpg

ویتسک اثر گئورگ بوخنر یکی از تأثیرگذارترین آثار هنری دو قرن اخیر بوده است. داستان سربازی که مدام زیر سلطه قدرت و ناتوانایی های خود له می شود و سرانجام بر اثر سوء ظن همسرش ماریا را به قتل می رساند و سپس خود را می کشد، موضوع بسیاری از داستانهای پس از بوخنر در عرصه جهانی قرار گرفت. بوخنر در 24 سالگی با دنیا وداع کرد ولی اثرش جاودانه شد. یک قرن بعد آلبن برگ اپرای در سه بخش بر اساس ماجرای ویتسک بوخنر خلق کرد که اثری ماندنی و از یاد نرفتنی شد. اپرای وتسک اثر آلبن برگ را به صورت کامل بر روی یوتوب ببینید.

Alban Berg: Wozzeck, 1921

Libellés : , , , ,


dimanche, juin 17, 2012

برای آشنایی با موزیک رپ*1



http://www.manimusic11.memebot.com/hichkas-pabarja.jpg
موزیک رپ سابقه و تعریفی دارد. موزیک رپ و رپ خوانی ریشه در موسیقی آفریقایی و موسیقی آمریکای لاتین دارد و در انتهای دهه شصت و به دنبال جنبش بدون خشونت مه 1968در ابتدا در آمریکا به وجود آمد. رپ در ابتدا اعتراضی علیه نژادگرایی بود و در درجه بعد بیانگر زبان جوانان و خواسته های آنان و البته در اینجا منظور فرهنگ جوانان مهاجر و حاشیه نشینان جامعه است. این موزیک در ابتدا با دستان خالی به وجود آمد، یعنی رپرها با دست موزیک خود را خلق می کردند و تم و آکورد می دادند و گاه از سازهای ساده ای برای اشعاری اعتراضی علیه نژادگرایی و فقر و بیکاری و اخراج خارجیان استفاده می کردند. این هنر در دهه هفتاد وسعت پیدا کرد و در دهه هشتاد رونق گرفت و تاکنون ادامه دارد.
در اواخر دهه هشتاد میلادی، دانشکده علوم تربیتی دانشگاه پاریس هشت (این دانشگاه پس از جنبش بدون خشونت مه 1968 به وجود آمد و علتش نیاز شدید جوانان به طرح مسایل و مباحث نوین و ارتباط مستقیم زندگی جاری در جامعه با مباحث آموزشی بود)، دانشکده علوم تربیتی این دانشگاه یک سال را به صورت متمرکز به مطالعه بر روی علائم و نمودهای فرهنگی جنبش صلحجویانه و واکنش های اعتراضی بدون خشونت زولوها (سیاهان آفریقایی ساکن آمریکا که بنیانگذار این شیوه و این موزیک بودند) اختصاص داد. 
 دهه هشتاد اوج شکل گیری و رونق رپ در فرانسه است.  در آن سالها دانشجو بودم و همراه با استادان به دبیرستانها و مراکز هنری فرهنگی نوجوانان و جوانان حومه پاریس می رفتیم و یا از دانش آموزان دعوت می کردیم تا به دانشگاه بیایند و سر کلاس ما شگردهای خود را برای ما توضیح بدهند و نحوه حرف زدن و یا خواندن و یا گرافیک خود را به ما یاد بدهند. زبان برعکس (ور لانگ) رایج بین جوانان، موسیقی رپ و رقص و گرافیتی این جنبش «زولوها» موضوع اصلی کار پژوهشی ما در آن سال بود. روحیه نوجوانان و جوانانی که با آنها تماس داشتیم و کار کردیم به شدت این فیلم «روحیه عاصی» نبود. اگر حوصله داشتید این فیلم را در مورد مسایل جوانان نگاه کنید.
فیلم سینمایی «روحیه عاصی» در یک ساعت و سی و پنج دقیقه

تعریف رپ در ویکیپدیای فرانسه جامع و قابل تأمل است ولی در بخش ویکیپدیای فارسی، رپ فارسی را به غلط با «بحر طویل» مقایسه کرده و با وجودی که دختران رپر ایرانی بسیار فعال بوده اند، هیچ اشاره ای به آنها نشده است 
ادامه دارد

Libellés : ,


samedi, juin 16, 2012

دانلود کتاب «توتالیتاریسم» از هانا آرنت

دانلود کتاب ( ۴۸ مگابایت) *
با آغاز قرن بیستم، در حالیکه بشر منتظر بود تا با مدرنیته سیاسی شرایط بهتری را تجربه  کند، جنگ جهانی اول و پیامدهای ناشی از آن، دنیا را با دیکتاتوریهای جدیدی روبرو کرد که تا آن زمان هرگز سلطه آنها را تجربه نکرده بود.
فاشیسم در ایتالیا، نازیسم در آلمان و استالینیسم در روسیه نمونه هایی ازاین نوع دیکتاتوری ها بودند که بعد از جنگ جهانی اول رو نمایی شدند. این دیکتاتوری ها که می توان آنها را زاده دوران مدرن دانست، بطور کل با دیکتاتوریهای کلاسیک متفاوت بودند. اگر در دیکتاتوری‎های کلاسیک لااقل شاهد طبقات مختلف، در ساختار اجتماع بودیم، در توتالیتاریسم، شاهد برچیدن همه “طبقات سیاسی و اجتماعی” و همگن کردن آنها در روندی حساب شده هستیم. میلیونها کشته و فجایعی چون ” هولوکاست” و “گولاک” ( اردوگاههای کار اجباری در شوروی) تنها گوشه هایی از این نوع حکومتهای توتالیتر است که خطر وقوع مجدد آنها همواره بیخ گوش بشر، در اقصی نقاط جهان خوابیده است.
هانا آرنت که در دوران جنگ جهانی دوم به سبب یهودی بودن، دو بار توسط راستگرایان فرانسه و آلمان دستگیر شده و نهایتا مجبور شده بود ابتدا به فرانسه و سپس به آمریکا بگریزد، با چشیدن طعم تلخ این نوع دیکتاتوریها، آنها را مورد مطالعه قرار داده و با ارجاعات متعدد به رویدادها و اسناد فراوانِ به‎ جای ‎مانده از آنها و با کنار گذاشتن گمان های ذهنی، تحلیل هایی مستند از نحوه شکل گیری و ساختارهای ذهنی  این نوع حکومتها در کتاب “توتالیتاریسم” ارائه کرده است که مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.
شایان ذکر است این کتاب در سال ۶۳ توسط نشر جاویدان و با ترجمه محسن ثلاثی منتشر شده بود که اکنون پس از سالها، این بار توسط نشر ثالث با ویرایشی جدید و با توجه به نسخه ۲۰۰۸ آن تجدید چاپ  شده است. کتابی که در این اینجا در دسترس است نسخه ۱۳۶۳آن است.
توضیحات برای دانلود کتاب:
اگر سرعت اینترنت شما اجازه دانلود کتاب بصورت نسخه پی دی اف با حجم ۴۸ مگابایت را نمی دهد، از اینجا (+) کتاب توتالیستاریسم با پسوند djvu که کمتر از ۴ مگابایت است را دانلود کنید، سپس از حالت فشرده یا زیپ خارج کرده و با دانلود و نصب این برنامه مجانی (+) کتاب را باز کنید.

Libellés :


vendredi, juin 15, 2012

باید همه‌اش را دربست محکوم کرد

جایی که منجلاب گـُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکة آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست. باید همه‌اش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلا پرت کرد. چیز اصلاح شدنی نمی‌بینم ... (تکه ای از نامه بیست و نهم صادق هدایت به شهید نورایی به تاریخ 14 ژوییه 1947) از کتاب هشتاد و دو نامه

Libellés : , ,


jeudi, juin 14, 2012

جمهوری سکوت


http://www.parsplanet.com/honarmand/yari2009/024.jpg 

آهای اهالی سینما و نمایش
آهای اهالی همگرایی و همزیستی 
آهای اهالی راهپیمایی و تظاهرات سکوت
آهای جنبش آش رشته برای مطالبات زنان  
آهای جنبش پوزه بند در فصل انتخابات!
آهای مبصران و بخش انتظامات حزب حناق! 
آهای ستون های جمهوری سکوت
جمهوری سکوت شمایید!
چه کسی جز شما می توانست این خفقان را بیش از سی و چند سال مستقر کند؟
جز خوش رقصی و حقه های شما؟
جمهوری سکوت شمایید! شمایید!

Libellés : ,


mercredi, juin 13, 2012

دو ساعت تظاهرات سکوت؟


http://ircobweb.files.wordpress.com/2011/06/mousavi-huge-ally-1.jpg 
شما سی سال است که مردم را وادار به سکوت کرده اید، با شمایم با شما ترمزهای تاریخ! خیال می کنید نمی دانند یا نمی فهمند، نع! چاره ندارند. و در این فاصله شما غرق در یوروهای وطن فروشی و دلارهای تاراج، در نمایشات مسخره خود، از حضور آن مردم بردبار به عنوان سیاهی لشگر استفاده می کنید. از خون آن جوانان شرم ندارید؟ از آن همه گل پر پر... آخر تظاهرات سکوت و حناق و خفقان یعنی چه؟ که چه بشود؟ که شما به وکالت مردم وارد دلالی بشوید و قضایا را ماست مالی کنید؟ و بگو مگر در این سه سال همین کار را نکرده اید؟ و بگو مگر در این سی سال چه کرده اید؟ جز عوض کردن نقش؟ و بنابه مصلحت جز عوض کردن رنگ چه کرده اید؟ حقیقی که همه می دانند اینست که مردم ایران سالهاست خواهان تغییری بنیادین هستند و شما با عوض کردن مهره های خودی می خواهید سر و ته غائله را به هم بیاورید. وگرنه چنین پیشنهادهای مسخره ای به مردم خونین دل ایران نمی دادید.

Libellés : ,


lundi, juin 11, 2012

شعر «مادر» از برتولت برشت

http://www.ibna.ir/images/docs/000015/n00015303-b.jpg
مادرم 
زمانی که دیده فرو بست، به دل خاکش سپردند 
پس از او، باز گل ها می رویند و مرغان می خوانند. 
او، آن لاشه بر خاک، هیچ سنگینی نکرد. 
چه اندازه درد، می بایست، 
تا او این چنین سبک شود؟ 
از برتولت برشت

در ششمین سالگرد سفر بی بازگشت مادر

Libellés :


samedi, juin 09, 2012

مرگ نویسنده


http://mariadaro.com/wp-content/uploads/2011/05/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%841.jpg 



مرگ نویسنده، مرگی ساده نیست بلکه مرگ مجموعه ایست از شخصیت ها و داستانها، مرگ خلاقیتی است که ننوشته می ماند و به همراه او به دیار نیستی می رود؛ از اینرو دردناک تر است چرا که نویسنده تنها نیست و با مجموعه اشباح یا شخصیت های فرضی خود، دنیایی فراتر از یک فرد عادی دارد.مرگ نویسنده ای که با ذهنش می توانست به آینده سفر کند و یا به سیارات دیگر برود، خاموشی یک چنین نویسنده ای و یا منفعل شدن چنین تخیل جوشانی فاجعه است. 
و در چنین شرایطی، مرگ نویسنده ای که به قتل می رسد، بریدن سر ده ها کتاب ننوشته و قتل عام هزاران کلمه و حلق آویز کردن فریاد رهایی است.

Libellés :


jeudi, juin 07, 2012

خالق «فارنهایت 451» در گذشت + فیلم

http://todaymedia.org/wp-content/uploads/2012/01/AO01.jpg
ری برادبری، نویسنده داستانهای تخیلی - علمی و خالق «فارنهایت 451» درگذشت. به یادش فیلم فرانسوا تروفو را بر اساس این رمان تخیلی حتماً ببینید. رمان در سال 1953 منتشر شده است و فرانسوا تروفو در سال 1966 فیلمی از یاد نرفتنی بر اساس این رمان ساخت. فارنهایت 451 درجه ای کتاب سوزی است و در این فیلم تخیلی در زمانی زندگی می کنیم که کتاب خوانی ممنوع است و مغز مردم از طریق تصاویر تلویزیون تسخیر شده است و گروهی مخفیانه کتابها را حفظ کرده اند و در خفا کتاب می خوانند و... 
ری برادبری در مورد سانسور می گوید:«برای سوزاندن یک کتاب بیش از یک راه وجود دارد...برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند. کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند...هر اقلیتی فکر می‌کند حق دارد، اجازه دارد، وظیفه دارد (روی هر چه نمی‌پسندد) نفت بریزد و کبریت بکشد. هر ویراستار ابلهی که خود را منبع شوربای ادبیات بی‌مایهٔ امروز می‌پندارد، گیوتین‌اش را آماده می‌کند و می‌خواهد سر هر نویسنده‌ای که جرات کند کمی بلندتر از زمزمه سخن بگوید یا چیزی بالاتر از لالایی بنویسد را از تن جدا کند...من به تازگی فهمیدم که چند ویراستار کیوبیک‌نشین در انتشارات بالانتین، از ترس آلوده‌شدن جوانان، ذره ذره، هفتاد و پنج قسمت مختلف کتاب فارنهایت ۴۵۱ را سانسور کرده‌اند. چند دانشجو که این داستان، که به پدیدهٔ سانسور و کتاب‌سوزان در آینده می‌پردازد را خوانده بودند، برای من نامه نوشتند و مرا از این طنز بدیع با خبر کردند..» رمان تخیلی «فارنهایت 451» تراژدی سانسور و عصر کتاب سوزی است و آخرش می بینیم که علیرغم حذف و سانسور و کتاب سوزی، در هر حال شعر و هنر در دل مردم حفظ می شود و می ماند
فیلم «فارنهایت 451» را به یادش ببینید. 
مدت فیلم «فارنهایت 451» یک ساعت و پنجاه و دو دقیقه و زیرنویس فیلم را می توانید خودتان به زبان دلخواه انتخاب کنید.
 فیلم تلویزیونی مستندی درباره ری برادبری، مدت فیلم نیم ساعت
http://www.youtube.com/watch?v=bl6t0J6yv3o&feature=related 
روحش شاد

Libellés : , , , , ,


mercredi, juin 06, 2012

رپ علیه جنگ سالومه

http://rapfa4love.persiangig.com/salome.jpg 
رپ علیه جنگ از سالومه: داد بزن تا صدات برسه

Libellés : , , ,


lundi, juin 04, 2012

آزادی بیان و فتواهای حزبی

http://images3.wikia.nocookie.net/__cb20120501205325/desencyclopedie/images/3/31/Proph%C3%A8te.jpg 
چند نکته:
  • این که آزادی بیان در همه جا و برای همه، مد نظر ماست و از آن دفاع می کنیم امری جداگانه است و ربطی به شخص خاصی ندارد.
  • این که احزاب و گروه های چپول که خودشان خفقان آورند و از فرط چپگرایی به راست مشرف شده اند و همگی در روزنامه ها و ارگان ها و سایت های حزبی فتوا بدهند که چه فیلمی خوب است و چه خواننده ای خوب است و چه کنسرتی خوبست و خلاقیت چیست و هنر چیست و بیایند و با فتواهای سازمانی خود و از طریق رادیوها و رسانه ها، دری وری گویی و جنفگ نوازی و اراجیف گویی و لیچارخوانی و رکیک خوانی را به عنوان هنر معترض رواج بدهند موضوع دیگریست که به ما و آزادی بیان ربطی ندارد. گروه توتالیتری که از میان این همه رنگ و تنوع، فقط به یک رنگ چسبیده، چگونه می تواند مدافع آزادی باشد؟
  • آزادی بیان مال همه است، نه فقط مال تو! آزادی بیان در انحصار کسی نیست و نیاز به مدیریت ولایی ندارد.

Libellés : , ,


dimanche, juin 03, 2012

عوارض قلمفرسایی

 

داشتم نامه های صادق هدایت را می خواندم، بارها اصطلاح «قلمفرسایی» را به کار برده است که دقیقاً ترجمه عبارت «épuisé la (sa) plume» است که بسیاری از نویسندگان و غیرنویسندگان فرانسوی آن را به کار برده اند و اصطلاح رایجی است برای زیاد نوشتن و هیچ گونه معنای منفی با خود به همراه ندارد. ساعدی نیز به تبعیت از هدایت، اصلاح «قلمفرسایی» را به کار برده است و حتا یکی از کتابهای نمایشنامه اش، «عوارض قلمفرسایی» 1354 نامگذاری کرده است.
حدود  پانزده سال پیش، مقاله ای پژوهشی در مورد ساعدی نوشته بودم و به نقل قول از او عبارت «قلمفرسایی» را به کار برده بودم، سردبیر فرانسه دان مجله و مدافع آزادی بیان، آنقدر حرف زد که مخم را خورد تا مرا متقاعد کند که باید این عبارت را حذف کنم؛ استدلالش این بود که این عبارت تحقیرآمیز است و در تحقیر ساعدی به کار رفته است و باید عوض شود. در آن هنگام، راهی سفر بودم؛ در بازگشت دیدم ایشان آن کلمه را پاک کرده و کلمه مطابق میل خود را در متنی که نام مرا به یدک می کشید تپانده است. این یکی از تجربیات من از مجاورت با ادب ایرانی و از همکاری با مدافع آزادی بیان در تبعید است. 
هر وقت بحث «آزادی بیان» می شود و به شیوه ای ولایی، یک سری آقای مدیرکل می روند آن بالا می نشینند تا با حفظ سمت، «آزادی بیان» را کنترل و هدایت کنند و «خط» بدهند یاد هدایت می افتم و ساعدی و عوارض قلمفرسایی و دفاع از آزادی بیان و علیه سانسور جنگیدن شان، که گرچه هر دو در پایان به پرلاشز رسیدند، اما کوتاه نیامدنشان و موضعگیری روشن و قاطع شان تا دم مرگ و تا پایان راهنمای ماست.
آذر جان، حالا که تو هم قرار است در پرلاشز مجاور شوی، دور از چشم رفقا، یواشکی سلام ما را به آنها برسان

Libellés : , , ,


vendredi, juin 01, 2012

داونلود دو کتاب از ساعدی و چوبک

مار در معبد
غلام حسین ساعدی
http://www.mediafire.com/?4wb8qyr3h94dtps

مهپاره
داستان های عشقی هندو
ترجمۀ ف. و. بین از متن سانسکریت
ترجمه از انگلیسی صادق چوبک
http://www.mediafire.com/?tc5vyicvlvvmtvk
منبع: سایت باشگاه کتاب

Libellés : , , , ,


This page is powered by Blogger. Isn't yours?