jeudi, mars 31, 2011
سوفیا آرام و بحران ایمان


Libellés : Théâtre
mercredi, mars 30, 2011
لوییز، خل است
نمایش «لوییز، خل است» اثر نویسنده فرانسوی متولد آمریکا، لسلی کپلان و با برداشت و بازی فردریک لولیه و الیز ویژیه، نمایش یک ساعته و کمدی دلنشینی است و نمونه خوبی از «نوشتار زنانه»، زبان نمایش ساده، عمیق، شاعرانه و موزون است یعنی تکرار سئوالات ساده از جانب یکی از زنان و تأمل بر روی معنای کلمات (مانند یک مانترا) و بازی با لحن ها و معناهای همان سئوالات کودکانه ما را به ژرفای کلمات و واژه ها می برد و درهای دنیای اسرارآمیز و هستی زنانه را برایمان باز می کند
زنها، هر دو از لوییز سخن می گویند و لوییز در صحنه غایب است. طبق نظر روانشناسان گاه هنگامی که دو نفر دارند از سوم شخص مفرد غایب حرف می زنند، در واقع دارند خود را بیان می کنند؛ پس در واقع دو زن، به جای حرف زدن درباره لوییز به نوعی دارند خود را بیان می کنند و با بیان رسا و گاه نامفهوم خود، درهای دنیای درونی خود را به روی تماشاگر می گشایند، دو هنرپیشه مسلط و قوی در میان دکوری مناسب و گاه متحرک، بدون این که در دام پورنوگرافی (پس گرفتن واژن و نشان دادن پایین تنه به عنوان نماد جنسیتی و گذاشتن آن در معرض نگاه عموم و ارائه بی وقفه و غیرضروری آلت تناسلی در تمامی لحظات) بدون اینکه در این ابتذال بیفتند ذره هایی از زندگی زنی که شاید نامش لوییز باشد را در خصوصی ترین لحظات نشان می دهند، زبان نمایش به دلیل تکرار کلمات و تغییر ریتم، لحظاتی موزون می شود و از ریتم خاصی برخوردار است که به آن جان می بخشد و به نمایش تحرک می دهد।نمایش گاهی در عین سادگی بسیار، فلسفی می شود و سئوالاتی را درباره هستی مطرح می کند و این جای تعجب ندارد چرا که لسلی کاپلان درس فلسفه خوانده است و نگرش فلسفی دغدغه اش بوده، لسلی کاپلان را بیشتر به عنوان رمان نویس می شناسند؛ نمایش « برای لحظاتی دو زن با همین ریتم بر روی صحنه برایمان ترانه ای را با همین کلمات و به شیوه رپ و تکنو می خوانند!
زبان نمایش، زبان ساده ای است که به حمام می رود و سر خود را با شامپو می شوید و زبانش چنان ساده و آشنا و به خصوص است که کلماتش را در هر جای دیگری مشاهده کنی ، پی خواهی برد که چرا می گوید :«تو کلمات مرا دزدیده ای! تو به اعتماد من خیانت کرده ای! تو حرف ما را در جایی دیگر، برای کسی دیگر بازگو کرده ای!»زبان نمایش، به روانی و شفافیت آب جاری است « لوییز، خل است» پس از «تمام زندگیم، من یک زن بوده ام» دومین تجربه لسلی کاپلان برای اجرای تئاتری بوده است که در تا یکشنبه شب در خامه شعر پاریس به روی صحنه بود
بخشی از مکالمه دو زن را بشنوید
Libellés : Littérature, Théâtre
mardi, mars 29, 2011
آمار واقعی اعدام در ایران، دو برابر آمار رسمی
در ایران اما این شک وجود دارد که آمار دولتی بسیار کمتر از تعداد واقعی اعدام ها باشد. سازمان عفو بین الملل اعلام کرده است که تعداد واقعی اعدام ها حداقل دو برابر آمار رسمی اعلام شده است.
احکام اعدام در ایران غالبا به دلیل جرایمی از جمله جناییت و همجنس گرایی صادر می شود و مردان جوان و نوجوانانی با این اتهامات به چوبه دار سپرده شده اند। زنان نیز غالبا به جرم زنا به اعدام محکوم می شوند.
lundi, mars 28, 2011
قلب باغچه

راستی پیام شجریان در صفحه اول یک سایت سیاسی، چه معنایی دارد؟ چرا وقتی طنزنویسی از "رذالت" تا "وقاحت" می نویسد از سوی وزارت ارشاد و گروه "امر به معروف و نهی از منکر" ساکن خارج کشور به تلخ اندیشی متهم می شود؟ چرا به دروغ شاد باشیم وقتی این همه آدم مرده و می میرد؟ چرا باید به یک طنزنویس حرفه ای در تبعید خط داد؟ چرا طنزنویس باید همیشه انشای "تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟" بنویسد؟ چرا کسانی که خود را دموکراسی خواه و مخالف سانسور مطبوعات و رسانه ها می دانند، در این تبعید، دمی از «امر به معروف، و نهی از منکر»، و مصلحت اندیشی و «حالا وقتش نیست» دست برنمی دارند و مدام برای نویسندگان و حتا طنزنویسان خطوط قرمز بیشتری تعبیه می کنند؟
چرا کسی که خود را به عنوان "مدافع حقوق بشر" جا زده و قرار است از بشریت دفاع کند؛ دو کلمه حرف زدن بلد نیست؟ چرا دفاع از خود را بلد نیست؟ چرا به جای دفاع از خود، لشگری از محافظ و بادی گارد مدام کمکش می کنند و به جای او که کارش گاف دادن است، بقیه را خیط و ساکت و خفه می کنند؟ چرا وقتی وکیلی بیسواد و عامی دارد چرت می گوید هفتصد و هفتاد خانم و آقای تحصیل کرده خزعبلاتش را تفسیر می کنند و بر روی تولیدات زرد و قهوه ای اش ماله می کشند و او را بحث انگیز قلمداد می کنند؟ تا کی باید این عمامه زاده های بیسواد را بر صدر سایت ها و اخبار جاری ببینیم؟

سال نود در زندانی به بزرگی جهان، با زلزله مهیبی در ژاپن آغاز شد، آیا نوروز با امواج سونامی اش، به شکل مهلک تری در طول سال ادامه خواهد یافت و مدام ما را تکان خواهد داد و ما در گورستانی از سکوت به زندگی ادامه خواهیم داد؟
Libellés : censure
dimanche, mars 27, 2011
انتقال ۵۰ زندانی اعدامی از زندان قزلحصار به زندان اوین
بر اساس گفتهٔ رئیس سازمان زندانها، زندان قزلحصار با داشتن ۲۰ هزار زندانی، که حدود ۱۳ هزار تن از ایشان را محکومان مواد مخدر تشکیل میدهند، بزرگترین زندان کشور به حساب میآید. گفتنی ست که پس از این کشتار سازمان عفو بین الملل نیز با انتشار بیانیهای یک تحقیق و تفحص فوری در خصوص این کشته شدگان را ضروری دانست.
samedi, mars 26, 2011
جشنواره بین المللی سینمای واقعگرا و مستند

*در مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدوی پاریس*
از 24 مارس تا پنجم آوریل
Bande annonce Cinéma du réel 2011
vendredi, mars 25, 2011
گالیمار صد ساله شد
انتشارات گالیمار که در ابتدا با گردهمایی گروهی نویسنده شکل گرفته بود و در کنار انتشاراتی، مجله نوین فرانسه را منتشر می کرد همیشه استقلال و قدرت خود را حفظ کرده است و از این نظر بسیار محبوب است. در این فیلم از مارسل پروست، رنه شار و سلین و آلبر کامو و سارتر و سیمون دوبوا و ژانه ژنه و مارگریت یورسونر و مارگریت دوراس و نویسندگانی چون جیمز جویس که در فرانسه در تبعید به سر برده اند و آثار خود را در گالیمار منتشر کرده اند تصاویر و قطعاتی از مصاحبه و نامه ها و نقل قول ها و اظهارنظرهایی در مورد انواع مختلف ادبی تا هاری پوتر خواهید شنید. اگر می توانید این برنامه را ضبط کنید چون خیلی آموزنده است. این برنامه را تا روز بیست و هشتم مارس می توانید روی سایت آرته به صورت آنلاین به زبان فرانسه و یا آلمانی ببینید.
jeudi, mars 24, 2011
الیزابت تایلور: بازیگری توانا و زیبا

● اليزابت تيلور به روايت تصوير 2
● اليزابت تيلور به روايت تصوير 1
- درباره گربه روی شیروانی داغ
صحنه هایی از فیلم «گربه روی شیروانی داغ» 1958، اثر تنسی ویلیامز به کارگردانی ریچارد بروکز و با بازی الیزابت تایلور(مگی) و پل نیومن (بریک) برل ایوز (پدر) جودیت اندرسن (مادر): باند آنونس فیلم/ - فیلم «گربه روی شیروانی داغ» را به صورت کامل در هشت قسمت بر روی دیلی موشن ببینید/ یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت
فیلم «ناگهان تابستان گذشته»، اثر تنسی ویلیامز و به کارگردانی جوزف منکیویکیز، 1959 با بازی الیزابت تایلور، کاترین هپبورن، مونتگمری کلیفدر چهار صحنه:یک و دو و سه و چهاربه زبان فرانسه
- فیلم «چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟» اثر ادوارد آلبی و به کارگردانی مایک نیکولز 1966، با بازی الیزابت تایلور و ریچارد برتون و جورج سگال و سندی دنیس (لینک داونلود فیلم)
- فیلم «کلئوپاترا» به کارگردانی جوزف مانکیوویز، 1963 با بازی الیزابت تایلور، ریچارد هاریسون و ریچارد برتون
- فیلم «رام کردن زن سرکش» به کارگردانی فرانکو زفیرلی، 1967 با بازی الیزابت تایلور و ریچارد برتون
- برنامه ویژه تلویزیون آرته به منظور یادبود الیزابت تایلور
mercredi, mars 23, 2011
رزا بونور: نقاش حیوانات
رزا پدرش نقاش بود و او نیز مانند پدرش استعداد خود را در نقاشی به کار گرفت و فقط از مناظر و به خصوص حیوانات تابلوهای رنگ و روغن می کشید و به غیر از فرانسه، در انگلستان و آمریکا خیلی محبوب بود. رزا همجسنگرا بود و این را در نوجوانی فهمید و از زمانی که چهارده ساله بود با ناتالی میکاس دوازده ساله پیوندی عاشقانه داشت که تا زمان مرگ ناتالی ادامه یافت. پس از ناتالی، دومین همراه زندگیش زنی آمریکایی، آنا کلومپکه بود.



Rosa Bonheur/ women artists/ Masters of art: rosa Bonheur/
art of Rosa Bonheur


mardi, mars 22, 2011
تولد بهار
به روى دست هاى جنگل بزرگ ديده ام
ز سينه ريز رنگ رنگ تپه ها
شكوفه هاى نوبرانه چيده ام
كنون برابر تو ايستاده ام
يگانه بانوى من، ای سياهپوش، ای غمين!
كه مژده آرمت
بهار زير و رو كننده مى رسد
نگاه كن ببين!
سیاوش کسرایی
***
از عشق
samedi, mars 19, 2011
چارلی و دیکتاتور بزرگ

پسربچه فقیر لندنی، در آمریکا به هنرپیشه مشهوری تبدیل شد که هرگز خود را گم نکرد و از ولگردان و فقرا نقش هایی جاودان آفرید. چاپلین با دیکتاتورهای جهان عکسی ندارد اما با گاندی و در کنار گاندی عکس گرفته است. فیلم «دیکتاتور بزرگ» را در سال 1940 خلق کرد که هیتلر در اوج خود بود و جنگ جهانی ادامه داشت. بعدها به خاطر نظرگاه انسانی اش مورد مواخذه اف. بی. آی قرار گرفت و سرانجام از آمریکا به تبعید رفت.
چاپلین در نقش هیتلر، او را چون کودکی که با جهان همچون توپ یا بادکنکی بازی می کند و فقط از بازی لذت می برد و بر خطا و خساراتی که ممکن است بر چهان وارد شود آگاه نیست بازی کرده است: چارلی چاپلین در نقش هیتلر از هیتلر کاریکاتوری می سازد که در هر حال به شکل کودکانه ای می خواهد بر دیگران برتر باشد و بازی کودکانه اش با جهان و و با اسلحه و یا با پیانو

نوروزتان مبارک

پیدا کنید تخم مرغ فروش را
چه کسی فکرش را می کرد که همین آقایان با اهن و تلپ بیایند و در لندن وزارت ارشاد را بازسازی کنند. بیایند برایتان اتاق فکر تشکیل بدهند و از نو باز با همنوایی یک مشت بازجو و پاسدار و تواب، بر خلاف جریان آب و زمان، ابوعطا بخوانند و شما را به سوی اسلام ناب محمدی هدایت بفرمایند. به این می گویند رنسانس حزب الله!
vendredi, mars 18, 2011
اطلاع رسانی رسانه های ایرانی

پخش اخبار مبارزات مردم لیبی برای ایرانیان بدآموزی دارد، ممکن است دوباره دم بگیرند، دوسالی می شود که تلاش خود را کردند تا برای حفظ نظام جنبش را منفعل کنند و به مردم یاد دادند به جای مبارزه، بروند پشت بام و بادکنک هوا کنند و بدون اعتراض بروند زیر ماشین های مهاجمان و بسیجیان، حالا زحمت هایشان به هدر می رود، بنازم به این همه مصلحت اندیشی رسانه های فارسی زبان!
فیلم تظاهرات مردم در لیبی علیه قذافی را در یورونیوز ببینید و صدای مردم لیبی «اذهاب! یاالله! یاالله!» را خطاب به قذافی بشنوید. سایت بی بی سی فارسی هنوز به سبک مزدوران قذافی مخالفان دولت قذافی را شورشی می نامد!!!! پیدا کنید علت این نگرش دموکراتیک به بشریت را!!! شورای امنیت سازمان ملل هم اعلام کرد که هوا پس است و هواپیماهای خارجی از آسمان لیبی رد نشوند چون ارتش قذافی دارد دموکراسی را در لیبی پیاده می کند و به خوبی پیش می برد و ما در هر حال خواهان دموکراسی هستیم البته به شرطی که به منافع مان خدشه ای وارد نشود.
زنان مصری به مناسبت هشت مارس تظاهراتی داشتند و خواستار حقوق به کف نیامده خود شدند که توسط جوانان مذهبی (بسیجی های مصر) مورد حمله قرار گرفتند. این را می نویسم تا باز هم هشداری داده باشم در مورد پهنا و گستره بنیادگرایان در مصر و هیچ اشکالی ندارد که ما زبانمان مو در بیاورد بلکه پیش از هر چیز خواستار این هستیم که بلایی که بر سر زنان ایران آمد دوباره بر سر زنان مصر نیاید.
در ابتدای انقلاب، زنان ایرانی توسط اپوزیسیون و احزاب چپ مورد بی مهری و خیانت قرار گرفتند و خانم بزرگ های حزبی طبق دستور حزب اعلام کردند که حجاب مسئله شان نیست و اصلاً طوری شد که بی حجابی و طاغوت یکی شد و خانم چپول ها قبل از توسری توسط حزب الله، به دستور حزب روسری به سر کردند تا همرنگ جماعت شوند. الان هم خانم بزرگ های حزبی که می خواهند شبکه خاورمیانه ای و یا شبکه کشورهای مسلمان بزنند و از زنان مسلمان برای مهار کردن جنبش آزادیخواهانه خاورمیانه استفاده کنند مدام می گویند که خطر بنیادگرایی جدی نیست و کاریشان نداشته باشید و مصری ها خود بهتر دانند! انگار بگویند که حجاب کسی را نکشته! که دیدیم کشت و می کشد! دق مرگ شدیم! لینک هشت مارس زنان مصری از رزا نیوز بود.
بحرین شلوغ پلوغ است و تصرف شده اما فقط از وضعیت شیعیان خبر می شنویم و فقط از حق بشر غیرشیعه در بحرین. چند و چون اتفاقات تحلیل و باز نمی شود. ژاپن و زلزله اش خبر سیاسی نبود اما چون پایگاه اتمی و انفجار و خطرات احتمالی آن در شرایط مشابه و در کشورهایی مانند ایران که حق هسته ای را اولین و آخرین حق بشر شیعه دانسته است در کنارش مطرح خواهد شد پس از اخبار انفجارات اتمی و تظاهرات مردم ژاپن چیزی نخواهیم دید و در این وسط تئوریسین های حزب الله از دو جناح وارد هنرنمایی می شوند جناح داخلی می گوید «انرژی هسته ای، حق مسلم ماست» و جناح دموکرات آمریکایی می گوید «ما آزادی را در چارچوب قانون اساسی جمهوری ملایان می خواهیم و اتم حق مسلم آمریکاست» بنابرین خبر بی خبر، از هر جناح تولیدات این رژیم که بگیری و بروی به اسلام عزیز که سخت بوی ارتحال می دهد می رسی.
سایت های مشخصی در مورد تظاهرات مردم در چهارشنبه سوری که مراسم عبادی و اسلامی نیست سکوت کردند و هیچ نگفتند. این سایت ها همیشه تظاهرات مردم را به نفع اسلام عزیز مصادره کرده و تبدیل به مراسم عاشورایی با شعار «یا حسین»، «یا مهدی»، «یا زهرا»، و «یا فاطمه» می کنند. در مشهد باز ده نفر اعدام شدند؛ سریع و بدون سر صدا! امسال ماه رمضان ایران بیشترین اعدام ها را داشت، بنازم به این همه مسلمانی! ده جوان کرد و چندین نفر دیگر زیر اعدام هستند و هیچ کس حرفی از آنها نمی زند. زندان قزلحصار شلوغ شده و نگهبانان زده اند و هشتاد نفر (گزارش مردمی) و یا چهل و هفت نفر (گزارش دولتی) را با گلوله کشته و عده زیادی را زخمی کرده اند، ولی هیچ اعتراضی از جانب این دموکراسی خواهان ایرانی نیست. لابد دارند برای عید سبزه سبز می کنند!!! بعد یک دفعه می خوانیم در پواتیه دارند خیابانی را به اسم عبادی نامگذاری می کنند، لابد به خاطر بازی در فیلم اخیرشان در اسپانیاست وگرنه این حاج خانوم هیچ فعالیتی برای جلوگیری از اعدام ها و جنایات انجام نداده!!!! بامزه ترین خبر، تبریکات نوروزی نه گروه اپوزیسیون بود که پیشاپیش عیدمبارکی کرده و فتوا داده که مردم سله ارحام کنند و از خانواده های شهدا دلجویی کنند و در تعطیلات نوروزی با آنها دید و بازدید کنند که حیران شدیم از این همه رادیکالیسم اپوزیسیون در یاری و رهنمود دادن به جنبش!!!
دوستی نوشته بود رفته اند دم سازمان ملل در ژنو و پاسداران دموکراسی و عدالت برای ایران نگذاشته اند که آنها شعار «مرگ بر دیکتاتور» بدهند. پس رسانه ها و تظاهرات و همایش های ایرانیان در خارج از کشور حسابی تصرف شده و خفقان است. خفقان!
jeudi, mars 17, 2011
رقص نورا



mercredi, mars 16, 2011
آندروماک: ندای مردگان

آغاز نویسندگی راسین در هیجده سالگی با سرودن شعر بود و سپس به نمایشنامه نویسی روی آورد. در بیست و پنج سالگی، با سرودن شعری در مدح لویی چهاردهم به دربار، راه یافت. اولین نمایشنامه موفق او «اسکندر» بزرگ بود که در سال 1665 توسط مولیر و بازیگران او در صحنه اجرا شد و از همان ابتدا،و از اولین نمایشنامه، راسین مورد استقبال مردم و پادشاه قرار گرفت.
راسین از همان ابتدا منتقد پیشکوستان خود بود، و اجرای دوم نمایش را به گروه دیگری سپرد. مولیر این شیوه رفتار راسین را هرگز نبخشید . کمی بعد، راسین دو کتاب، علیه پورت رویال و استادان قدیمی خود منتشر کرد که به انتقاد از حرفه نمایشنامهنویسی پرداخته بودند. نمایشنامه های راسین همیشه با استقبال فراوانی مواجه شده است. «آندروماک» 1667، «بریتانیکوس» 1669، «برنیس» 1670، «باجازه» 1672، «میتریدات» 1973، «ایفی ژنی» 1974 و «فدر» 1977 از جمله آثار او هستند.


آندروماک سرنوشت و ماجرای یکی از زنان تروا پس از جنگ ده ساله و تسخیر شهر به توسط یونانی هاست. تاریخ نگاران و نمایشنامه نویسان باستان، هومر و سنک و سوفکل و آشیل و اروپید درباره قهرمانان و جنگجویان و سرانجام زنان تروا آثار متعددی نوشته اند.
در مورد جنگ ده ساله تروا و سپس تاکتیک تسخیر شهر توسط اسب چوبینی که یونانی ها در برابر شهر گذاشتند را حتماً شنیده اید. سرنوشت زنان تروا در پایان جنگ، همچون سپاهی شکست خورده و به غنیمت گرفته شده، سپاهی داغدار عزیزان خود که باید طوق اطاعت از دشمن و کنیزی را بر گردن ببندد و از آنها اطاعت کند تا زنده بماند؛ سرنوشتی شوم و لبریز از مبارزه سرد و گاه خودکشی تنها راه حفظ آبرو و سربلندی است.
پس از سقوط شهر تروا به دست پیروس (پسر آشیل سردار رویین تن یونان) و به قتل رسیدن هکتور(شاهزاده بزرگ تروا و پسر پریام پادشاه تروا)، آندروماک (دختر پادشاه تب)، بیوه هکتور، مانند همه اسرا و غنایم جنگی تحت مالکیت پیروس است. آندروماک مجبور خواهد شد که به ازدواج با او تن بدهد. آندروماک که هنوز داغدار شوهر است، نمی خواهد با قاتلان شوهرش ازدواج کند؛ او برای نجات جان پسرش آستیاناکس، برای مدتی پیروس را سر می دواند و از او مهلت می خواهد تا خود را با زندگی نوین هماهنگ کند.
پیروس، با هرمیون (دختر هلن زیباترین زن جهان)، که عاشقانه او را دوست دارد، نامزد است. هرمیون هنگامی که متوجه می شود پیروس (پسر آشیل) خیال ازدواج با آندروماک را در سر دارد از عشق و خشم نقشه پلیدی برای انتقام می ریزد و برای نقشه خود اورست جوان، (پسر آگاممنون پادشاه کرت، آگاممنون پس از جنگ به زور با کاساندرا دختر پریام ازدواج می کند و به دست او کشته می شود) اورست که سخت عاشق هرمیون است را آلت دست قرار می دهد. هرمیون

تراژدی «آندروماک»، فاجعه عواقب پس از جنگ است. تراژدی جنگجویان فاتح و سرداران شکست خورده و در کنارش تراژدی زنان تروا که به کنیزی گرفته شده اند و بایست با سرداران فاتح همبستر شوند. برای تصرف سرزمین و شهری مانند تروا، جنگی ده ساله صورت گرفته و فرمانده سپاه (هکتور) شکست خورده و کشته شده است و شهر و سپاه به تصرف دشمن درآمده و همسرش (آندروماک)، و پسرش اسیر دست پیروس هستند. رسم است که سرداران فاتح، زن را مانند سرزمینی تصرف کنند تا قدرت خود را نشان دهند، تصرف زن به معنای غلبه بر سرزمین و مادر زمین است. پس آندرماک مانند یک غنیمت جنگی تحت فشار و مورد تصرف پیروس قرار خواهد گرفت و مجبور خواهد شد که به رابطه با او تن بدهد.

تراژدی آندورماک، تراژدی بن بست مطلق است. در بی نظمی مطلق و هرج و مرجی عظیم که هر جنگی به دنبال دارد، شخصیت های داستان تلاش می کنند علیرغم نگرانی های موجود و خونی که بیخود بر زمین ریخته شد و هرگز فراموش نخواهند کرد بر روی پای خود بایستند و دوام بیاورند؛ و آنها می مانند تا لحظه ای که دیگر نمی توانند و سرانجام می برند و در پایان با همه رنجی که می برند درمی یابند که در اسارت هیچ مجالی نیست و صلح و آشتی و آزادگی را فقط در مرگی آبرومندانه پیدا می کنند.

در «ویس و رامین» اثر فخرالدین اسعد گرگانی، موبد پادشاه (اسمش موبد است اما پادشاه است) که پیرمردی است و در جنگ پدر ویس را شکست داده و کشته است به زور ویس را که هنوز لباس سوگواری به تن دارد به عقد خود در می آورد و ویس با ترفند سوگواری برای پدر، از تمکین او سر باز می زند. موبد برای راضی کردن ویس که عاشق رامین (برادر کوچک موبد پادشاه) شده است او را سخت شکنجه و تنبیه می کند تا وادار به تمکین شود، ویس با تدبیر و نیرنگ و همکاری دایه اش موفق می شود برای مدتی از چنگ او در امان بماند.
داستان ویس و مقاومت او در برابر پادشاه، شباهت هایی با آندروماک دارد. آندروماک را می توان با شخصیت فرنگیس، دختر افراسیاب و همسر سیاوش و مادر کیخسرو در شاهنامه نیز مقایسه کرد. البته در شاهنامه سیاوش (پسر کیکاوس) که مانند یوسف خوبرو و پاک است و تن به تمکین (زلیخایی دیگر) سودابه نداده و عاشق همسرش است، به فتنه سودابه، متهم به ناپاکی می شود. او طبق عقاید زرتشتی برای اثبات پاکی خود از میان آتش بگذرد که می گذرد و از این آزمون سربلند بیرون می آید.
اما سیاوش بر اثر فتنه ای دیگر سرانجام سر بریده می شود و فرنگیس که حامله است توسط سربازان پدرش افراسیاب مورد آزار قرار می گیرد اما با وساطت پیر خردمندی، فرنگیس باردار از مرگ نجات پیدا می کند و از حمایت زوج خردمند بهره مند می شود تا کودکش را در خانه آنها به دنیا بیاورد. اما آندروماک بیچاره تر از این حرفهاست که کسی به کمکش بیاید و چاره ای جز خودکشی ندارد. او ترجیح می دهد بمیرد و به ننگ همبستری با قاتل همسر خود و مهاجمان به سرزمینش تن ندهد. اما فرنگیس شوهرش را بر اثر فتنه ای از دست داده و هنوز امیدی به ادامه زندگی در پناه خرد هست.
در داستانهای عامیانه ایرانی، در «سمک عیار» از ازدواج تحمیلی گورخان با آبان دخت همسر خورشید شاه و به غل و زنجیر کشیدن وزندانی کردن او برای وادار کردنش به تمکین سخن رفته است.

کارگردانی نمایش «آندروماک» در کمدی فرانسز توسط موریل مایت، بر اساس تحلیل عمیق متن و اجرای آن در دکور و لباس هایی با طراحی زیبا، دیدن این نمایش تراژیک را دلپذیر می کند.

Libellés : Littérature, Racine, Théâtre, Women
mardi, mars 15, 2011
چراغ خانهی کروبی!
لابد تا فردا رپرتاژ مفصلی از همسایه هایی که برای قاشق زنی و فالگوش به خیابان پاستور و یا در خانه کروبی رفته اند با تفضیلات کامل خواهیم داشت اما یک کلمه راجع به ده جوان کردی که در آستانه ی اعدام قرار دارند نخواهیم دید و بنازم به این همه نیوز!
lundi, mars 14, 2011
خیلی خجالت کشیدم


dimanche, mars 13, 2011
آخرین عکس از صادق هدایت
کوسه اگر شنا نکند می میرد
samedi, mars 12, 2011
فیلم حریق

فیلم «حریق» را که ببینید به داستان فجیع و بالاتر از چاخان وجدی مواواد پی خواهید برد اما وجدی در کنار یک نمایشنامه طولانی با ساختار حجیم و گاه باورنکردنی، سرانجام موفق می شود سالهای جنگ و زندان و شکنجه و تجاوز به مردم و خاک لبنان را توسط مهاجمانی که برادران سپاهی و بسیجی می توانند باشند از دید دو کودک فراری و پناهنده که سرگذشت و بلاهایی که بر سر مادرشان آمده است را سالها بعد و پس از مرگ او به عنوان میراثی کشف می کنند نشان دهد.
حقیقت تلخ، وصیت نامه زنی است که توسط مهاجمان بر کشورش، مورد زندان و شکنجه و تجاوز قرار گرفته است. مادری که پس از تجاوز از متجاوز باردار شده و فرزندانی به دنیا آورده که آن دو را با خود به کانادا برده و بزرگ کرده است. زن با وصیت نامه اش به آن دو، از رنج خود چون حقیقتی تلخ و شوم پرده برمی دارد.
Libellés : Film, News, Théâtre
هنر بوسیدن
vendredi, mars 11, 2011
ده جوانی که قرار است اعدام شوند
افشای نقش مقامهای حکومتی و سپاه در قاچاق دیپلماتیک مواد مخدر
jeudi, mars 10, 2011
شاه لیر: دیکتاتور آواره

داستان لیرشاه بر اساس قصه ای افسانه ای - اسطوره ای از پادشاهی که سه دختر داشت و هنگام تقسیم ارث، از سادگی و صراحت دختر کوچکتر ناخشنود شد و سهم او را به دو دختر دیگر بخشید و او را از دربار خود راند اما پس از مدتی به خبط خود پی برد گرچه دیر شده بود و... شاه لیر شکسپیر از ترکیب یک شاه اسطوره ای - افسانه ای و یک پادشاه دوران باستان و پیش از میلاد به یکی از فرمانروایان اروپای قرون وسطی اروپا تبدیل شده است. در نمایش شکسپیر، شاه لیر، پادشاه جزایری در بریتانیای کبیر است و وقتی شاه لیر دختر خود، کوردلیا را می راند او به شکلی تصادفی در تبعید با پادشاه بعدی فرانسه ازدواج می کند.

خرد و دانایی در فقر کامل به لیر شاه چهره می نماید و سرانجام چشمانش به روی حقیقت باز می شود و خود را از نگاه دلقک می بیند و این در زمانی است که او یک "هیچ" بزرگ شده است و از ثروت و قدرتش چیزی برایش نماده است. در پایان مهر دختر کوچکش در قلبش بیدار شده و کوردیلا را می خواهد ولی کوردیلا قربانی دسیسه های قدرت می شود و در آخر نمایشنامه جان می سپارد. در پایان تنها کسی که به قدرت می رسد ادگار، یک لا قباست که به ناحق طردش کرده بودند و حق اش را گرفته بودند.

شاه لیر مثل بسیاری از آثار شکسپر همیشه توسط بازیگران مهم و درجه یک بازی شده است. شاه لیر الهام بخش بالزاک نویسنده فرانسوی نیز بوده است و بالزاک ملهم از شاه لیر رمان «بابا گوریو» را نوشت. موزیسین های بسیار مهمی چون برلیوز، وردی، شوستاکوویچ ملهم از شاه لیر آثاری در قالب اپرا و سنفونی و یا موزیک متن خلق کرده اند. نقاشان بسیاری بر اساس صحنه هایی از لیر شاه تابلوهایی کشیده اند. از شاه لیر فیلم های زیادی ساخته شده است که مهم ترین کارگردان های جهان؛ اورسن ولز، پیتر بروک، کوزینستزوف، سر لارنس اولیویه، کوروساوا و ژان لوک گدار از این جمله اند. بعضی از این فیلم ها را می توانید از روی اینترنت پیدا کنید و ببینید. ماجرای شاه لیر را با فریدون در شاهنامه مقایسه کرده اند که البته در سرزمین ایران چون زنان اصلاً به حساب نمی آیند، فریدون پسرانی دارد و سرزمینش را بین سه پسرش تقسیم می کند.
دیدن شاه لیر که با آن همه اقتدار گول خورده و همه مال و منالش را به دو دخترش بخشیده و حالا در پیری در راه خانه آنها آواره است و هر یک او را به دیگری حواله می دهد و یا تنها ماندنش با یک دلقک در میان توفان، دل بیننده را خنک می کند. اما آوارگی و بینوایی شاه لیر کجا و بی خانمانی مردم فقیر کجا؟
داونلود کتاب لیرشاه به انگلیسی

Libellés : Littérature, Shakespeare, Théâtre
mercredi, mars 09, 2011
عکاس دوره گرد

در حاشیه هشت مارس حاج خانم ها

البته امسال، این روز خاص توسط هفتصد و هفتاد حاج آقا دراکولای با عمامه و بی عمامه مصادره شد و تسخیر شد و با سخنرانی هفتصد و هفتاد حاج خانومی که در مأموریت گسترش عقیدتی نظام فعلاً در غرب تشریف دارند تصرف و پوک شد.
حاج خانوم دراکولاها سنگ تمام گذاشتند و همانهایی که تا دیروز برای آیت الله شاهرودی پس از هر سنگسار دست مریزاد می فرستادند و از تلاش ایشان برای برقراری عدالت و حقوق بشر تشکر می کردند و دستان خونین او را پس هر بار سنگسار می شستند و بعدش گه گاه برایمان قصه پری دریایی می گفتند، اکنون کلاه درشکه رانان را بر سر گذاشته و در نقش فمینیست شاعر به مانند روضه خوان دوره گرد در پایتخت شهرهای اروپایی روضه حجاب و قرائت نوین از فقه و قرآن و هنرهای تفسیری را آغاز کرده اند.

حاج خانم دیگری به مردم مبارز ایران فتوا داده که برای دکانش مدرک جمع کنند و با ایمیل به خدمتش بفرستند، پس ترانه جان، اشکان جان، سهراب جان؛ محسن جان، امیر جان (این لیست طولانی تر از این حرفهاست) هنگامی که دارند شما را می کشند لطفاً گزارش دقیقی از زمان و محل جرم همراه با عکس و فیلم از قاتلان و شکنجه گران خود تهیه کنید و شماره ماشین شان را یادداشت کنید و حتماً و حتماً از قاتلان خود کارت شناسایی بخواهید تا مبادا کسی دیگر شما را به جای این مأموران وظیفه زیر ماشین بگیرد و یا بکشد (مگر مردم از قاتل ندا کارت شناسایی نگرفتند؟ مگر فیلمش را هم جهان (از جمله پریزیدنت اوباما) ندید؟ نتیجه چه شد؟ استفاده تبلیغاتی برای کمپین سبزالله با مونتاز سینمایی؟ اگر تاکنون عدالت اجرا نشده، برای این است که شما به اندازه کافی مدرک ارائه نداده اید تا با آن فیلم هایی جدیدتری برای کمپین سبزالله تهیه شود. آخر فیلم های جدیدی در دست تهیه است و مدرک و سوژه های بیشتری مورد نیاز است.

به زودی در صورت اعتراضات بیشتر مردمی، مانند دو سال پیش که طومار سبز و بیرق شیعیان را بر کولتان سوار کردند و در خارج از ایران، مانند توابی شما را دور شهرهای غربی گرداندند، قرار است سیرک جدیدی از سوی کمپین خون آشامان بشر، به نام معصیت علیه بشریت راه بیفتد و دلال ها و دلاله های اسلامی اکتیو بشوند و پول پارو کنند و باز برای صد سالی دیگر شما را روی یک انگشت سر بدوانند.
از جسم و جان مردم کوتاه باد
مرگ بر ارتجاع
زنده باد آزادی